
موسیقی زنان و تکرار گذشته
از آخرین باری که به کنسرت سیمین غانم رفتم، دوسالی میگذرد. اولین بار اشتیاق زیادی برای شنیدن قطعههای تازهای از او داشتم. او که خوانندهای بود که با آواز خوشش بسیاری از قطعههایش را در سالهای دور در ذهنم ماندگار کرده بود.
در آن کنسرت، سیمین غانم، چند قطعه تازه اجرا کرد، آنهم در میان هیاهوی زنانی که مدام از او قطعههای قدیمیاش را میخواستند و او با همان قدرت، دوباره و دوباره همان آهنگهای قدیمیاش را خواند. در کنسرت اخیر او بازهم همان فضا را میشد تجربه کرد.
آنچه در کنسرت سیمین غانم، جالبتوجه است اینکه زنانی که به این کنسرت میآیند، اغلب از او میخواهند که قطعههای قدیمیاش را اجرا کند و بهمحض اینکه غانم، قطعه تازهای را میخواند در پایان قطعه صدای مردم از گوشه و کنار سالن بهگوش میرسد که داد میزنند: «گل گلدون»، «مرد من»، «من از اون آسمون آبی می خوام»، «آمد نوبهار» و با این خواستهها سیمین غانم اغلب از خواندن قطعه تازهاش دست میکشد و در میان تشویق و همراهی تماشاگرانش، قطعه قدیمی و خاطرهانگیز را میخواند. در بین مخاطبان کنسرت سیمین غانم کمتر صدایی میشنوی که از دل تماشاگران از او قطعه تازهاش را بخواهد و سیمین غانم اغلب ساختههای تازهاش را بهسختی میتواند در هر کنسرتش اجرا کند و معمولاً تسلیم مخاطبانش میشود و به خواندن قطعاتی قدیمی که خاطرهبرانگیزند و البته از آهنگسازیهای خوب و قدرتمندی هم برخوردارند، میپردازد.
این اشتیاق زنان به بازخوانی آثار قدیمی سیمین غانم توسط او میتواند دلایل زیادی داشته باشد: یکی میل به خاطره و گذشته در بین مخاطبان کنسرتهای غانم که زنان هستند و دیگری اینکه غانم نتوانسته با آهنگسازیهای جدیدش ملودی تازهای برای مخاطبانش ایجاد کند که آنان آهنگ تازه را بهیاد بسپارند و مثل قطعات قدیمیاش که همه زنان آن را زیر لب با او میخوانند، اجرای آن را از او بخواهند.
این مسئله بیش از هر چیز شاید به دلیل این است که قطعات قدیمی که غانم میخواند همه ساخته آهنگسازان خوبی مثل زندهیاد خرم بودهاند و پس از انقلاب بهگفته خود غانم ارتباط با آهنگسازان قدیمی کمتر شده و غانم اغلب قطعاتش را خودش آهنگسازی میکند و شعرهایش را هم خودش میسراید که اگرچه آهنگسازیهای او که بهقول خودش که در کنسرت اخیر میگفت، آهنگسازی دلی است و با توجه به ترانهاش آهنگ میسازد اما این امر سبب نوعی درخودبسندگی هنرمند خواننده میشود و امکان ایجاد صداهای متکثر و تازه را در قطعات او کمتر میکند. شاید اگر امکان فعالیت بیشتر و همکاری او با آهنگسازان برجسته میسر میشد، صدای گرم غانم میتوانست ملودیهای تازهای را در ادامه همان ملودیهای سابق او در ذهن مخاطبان به یادگار بگذارد و سبب جذب بیشتر مخاطبان زن کنسرتهای او برای شنیدن آواهای تازهای از او باشد.
از سویی مخاطبان زن کنسرتهای او که اغلب زنان میانسال و پیر در کنار زنان جوان هستند، میل به بازخوانی آهنگهایی از او را دارند که خاطرهانگیز است و آنان را به یاد روزگار گذشته میاندازد. از سویی میل به خواندن در زنان که بهخاطر محدودیتها وجود دارد شاید یکی دیگر از دلایلی است که زنان بیشتر میپسندند که آهنگهایی توسط سیمین غانم خوانده شود که آن را شنیدهاند و میپسندند که با آن همخوانی کنند یا لااقل زیرلب زمزمه کنند. جالب است اگر در کنسرت غانم کمی به اطرافت نگاه کنی، زنانی را میبینی که در حال خواندن آن آهنگ با غانم هستند. برخی با صدای بلند میخوانند و بعضیها با صدایی در پسزمینه صدای غانم و حتی زیروبمها و اوج و فرودهای آهنگ را اجرا و با او همراهی میکنند.
تحلیل دقیق این میل به خواندن آهنگهای قدیمی و خاطرهدار از سوی زنان که مخاطب این کنسرتها هستند، اگر بررسی شود، بسیار جالب خواهد بود اما با نگاهی گذرا، به گمان من، ازآنجاییکه مخاطبان کنسرتهای موسیقی ازایندست زنان هستند و به قول ژولیا کریستوا، نظریهپرداز ادبی، زنان اغلب نسبت به مردان زمان یادوارهای پررنگتری دارند و نوعی حرکت دوار در زمان را جایگزین حرکت روبهجلو و خطی زمان میکنند، در مقابل مردان که زمانشان خطی است و روبهجلو و پیشرونده. شاید بیعلت نیست که زنان مدام اجراهایی را از او میخواهند که مربوط به گذشته است و آنان با شنیدن آن بهنوعی زمان را که بهشکلی خطی روبهجلو میرود به عقب برمیگردانند و حرکت خطی زمان را میشکنند و آن را دایرهای میکنند.
منبع: آنا