محصول انتخابات سالم ثبات و امنیت کشور است/هاشمی و خاتمی بیایند،فتنه تکرار می شود
روز نو- علی یونسی ، وزیر اطلاعات دولت اصلاحات در گفتگو با روزنامه بهار پیرامون برگزاری انتخابات ریاست جمهوری گفت: اگر انتخابات خوب و سالم و مطمئن با مشارکت همه مردم برگزار شود در آن صورت مردم دولت و مجلس را منتخب خودشان میدانند و از آن حمایت میکنند. محصول این انتخابات ثبات و امنیت کشور است. من معتقدم که فرآیند انتخابات باید یک فرآیند آرامبخش و امنیتبخش باشد و بهگونهای برگزار شود که همه با احساس امنیت و آرامش در انتخابات شرکت کنند.
به گزارش روز نو ، اهم سخنان یونسی در زیر می آید:
* متاسفانه احساس امنیت گمشده کشور ماست و مهمترینش اینکه کمتر کسی احساس امنیت اخلاقی میکند. جو فضای سیاسی ما به شدت متاثر از کنشهای افراطگرایان و عناصر تند است که به نوعی فضای سیاسی کشور را به گروگان گرفتهاند و عرصه را بر همه فعالان دلسوز سیاسی از هر نوع و طیفش (چه اصولگرا و چه اصلاحطلب) تنگ کردهاند و اخلاق سیاسی متاسفانه به انزوا برده شده است. اخلاق سیاسی به شدت در این دوران غریب است. آن چیزی که در قم اتفاق افتاد نمونه بارز آن بود که رییس مجلس که مظهر قانونگذاری است در شهر مقدس قم آن هم در حرم حضرت معصومه توسط افرادی مورد هجوم قرار میگیرد که نوعا یک رنگ و لعابی از دین و مذهب هم دارند؛ یعنی یا لباس روحانیت داشتند یا شمایل مذهبی. این نشان میدهد که چقدر مذهب و دین برای عدهای به ابزار سیاسی تبدیل شده که برای رسیدن به یک هدف سیاسی از چه خطوط قرمزی عبور میکنند. یک چنین جسارتی در قم صورت گرفت که به نظر من به ساحت مقدس حضرت معصومه جسارت شد، به ساحت روحانیت جسارت شد و بدتر از آن میبینیم که در کانون قانونگذاری (مجلس) رییس قوهمجریه میآید و همه قوا را به یک چیز موهومی متهم میکند. این یک فرآیندی داشته که به اینجا رسیده و از مدتها پیش حرکت این جریان شروع شده بود. در انتخابات 88 در مناظره معروف که فاجعه اخلاقی همان موقع اتفاق افتاد.
* به معنی واقعی باید یاد بگیریم چطور باید با هم زندگی کنیم، چطور قواعد بازی را رعایت کنیم، قواعد سیاسی را رعایت کنیم، تقوای سیاسی داشته باشیم، ارزشهای جامعه مدنی را بپذیریم، حقوق مخالف را بپذیریم. همه اینها زمان میبرد تا این ارزشها که ارزشهای جدیدی است و با اسلام هم مطابقت دارد جا بیفتد. ما هنوز داریم تمرین مردمسالاری میکنیم ولی هنوز خیلی از منشها و روحیههای ما قبل مشروطه و دوران ماقبل دموکراسی در بین ما وجود دارد.
* بعضی از بداندیشیهای دینی هم هست که اصلا انتخابات و جابهجایی قدرت را قبول ندارند. آنها معتقدند همه مقامات باید به صورت انتصابی باشند نه انتخابی، در صورتیکه قانون اساسی ما بدون استثنا همه مقامات جمهوری اسلامی از رهبری و رییسجمهوری و مجلس را منصوب مردم میداند. این به نظرم یک اساس است برای خیلی از مباحث ما که انتخابات یک سازوکار جدید انتقال قدرت است به صورت مسالمتآمیز و بهترین وسیلهاش هم احزاب است. آزادی احزاب، آزادی روزنامهها، آزادی بیان و آزادی مخالف، اینها باعث میشود که مردمسالاری و دموکراسی تضمین شود. اگر ما این سازوکار را بپذیریم یک امنیت پایدار را برای همه تضمین کردهایم برای اینکه هر دشمنی، هر مخالفی و خیلی از کسانی که دست به کارهای خشن و ضدقانونی میزنند از ابتدا اینطور نیستند، یعنی با سازوکارهای قانونی میشود آنها را جذب و وارد کرد. ولی اگر ببینند که گوشی بدهکار نیست و آنها به بازی گرفته نمیشوند کمکم احساس میکنند که یک عنصر ضد هستند و کمکم پوزیشن (وضعیت) منفی میگیرند و تبدیل میشوند به یک دشمن و متاسفانه سازوکار دشمن هم سازوکار خشن و ضدامنیتی خواهد بود؛ اگر چنانچه ما این مقدمات را بپذیریم امنیت پایدار هم تضمین میشود و انتخابات بهترین مدل اجرای این هدف است. اگر انتخابات خوب و سالم و مطمئن با مشارکت همه مردم برگزار شود در آن صورت مردم دولت و مجلس را منتخب خودشان میدانند و از آن حمایت میکنند. محصول این انتخابات ثبات و امنیت کشور است. من معتقدم که فرآیند انتخابات باید یک فرآیند آرامبخش و امنیتبخش باشد و بهگونهای برگزار شود که همه با احساس امنیت و آرامش در انتخابات شرکت کنند.
* فرآیند انتخابات باید فرآیند امنیتبخشی باشد؛ یعنی هم انتخابات باید انتخابات امنی باشد و هم محصول و نتیجه آن باید امنیتبخش باشد. اگر یکی از این دو را نداشته باشد انتخابات به ضد خودش تبدیل میشود. چه از ناحیه احزاب و گروههای سیاسی و چه از ناحیه برگزارکنندگان انتخابات، هیچیک نباید کاری کنند که انتخابات به یک راه ناامن تبدیل شود. گاهی در انتخابات بوده که افراد احساس اطمینان نمیکنند و میگویند اگر رای دهیم رای ما چه میشود یا کاندیدای ما چه میشود. چنین احساسی نباید باشد و دیگر اینکه هیچکس نباید از اینکه در انتخابات شرکت کند، بترسد و کسی هم که کاندیدا میشود نباید بترسد و همه باید با اطمینان و امنیت کامل پای صندوقهای رای بیایند یا ثبتنام کنند. باید انتخابات امن و اطمینانبخشی برگزار شود که آبروی هیچکس نرود و حیثیت و اعتبار هیچکس مخدوش نشود.
*مصلحت کشور در شرایط فعلی اقتضا میکند که انتخابات هم از ناحیه برگزارکنندگان و هم از ناحیه احزاب و مردم، کاملا با این ملاحظات برگزار شود که مهمترین ملاحظهاش امنیت است و نتیجهاش هم باید امنیت برای کشور باشد. اگر امنیت باشد، میتوان آزادی و روابط درست با دیگر کشورها داشته باشیم و در داخل میشود کارهای درست انجام داد. مثلا اگر شما در روزنامهتان مدام نگران این باشید که یکی از خبرنگاران شما را بگیرند آن وقت هیچ روزنامهنگاری احساس امنیت نمیکند، اگرچه معنایش این نیست که روزنامه آزاد است خلاف قانون عمل کند. باید با تخلفات برخورد قانونی شود اما نه برخورد گزینشی. اگر عادلانه و قانونمند برخورد شود
*زمانیکه من وزیر شدم اعلام کردم با نیروهای خودسر برخورد میکنم. تقریبا به جز دو تا شهر همه جا تعطیل شد.اینها ممکن بود از سوی وزارت احساس امنیت میکردند ولی وابسته به وزارت اطلاعات نبودند.تنها از سوی این وزارت احساس امنیت میکردند. ممکن است بعضیهایشان هم پرسنل وزارت اطلاعات بودند، اما این کارشان به عنوان وزارت اطلاعات نبود. اینها یک ویژگیهای شخصی دارند که خیلی گستاخ هستند و احساس امنیت هم میکنند. این تشری که مدتی پیش مقام معظم رهبری به اینها زد تا مدتی میروند به کما ولی به شکل دیگر حتما شروع خواهند کرد.
* افرادی هستند که بسیار بدبیناند، نسبت به هر نوع تحرکی که برخلاف تشخیص آنها باشد، نگران هستند و از هر نوع آزادی احساس خطر میکنند و کلا نسبت به مردم بدبین هستند و خیال میکنند اگر به مردم فرصت دهیم مردم علیه ما خواهند بود در حالی که اساس امنیت مردم هستند و اگر مردم انتقاد کنند امنیت میآورد. انتقاد مردم ضدامنیتی نیست بلکه امنیتآور است. خیلی از همینهایی که روز 22 بهمن آمدند راهپیمایی انتقاد دارند. ما نباید فکر کنیم همه آنها مثل ما فکر میکنند یا آنها که در راهپیمایی 25 خرداد 88 شرکت کردند هم طرفدار انقلاب بودند، طرفدار جمهوری اسلامی بودند، طرفدار انتخابات بودند، آن جمعیتی که آمدند آنها هم ضدنظام نبودند، ضدولایتفقیه نبودند.
*اگر کسی خیال کند که آن جمعیت عظیم 25خرداد ضدجمهوری اسلامی بودند که فاتحه جمهوری اسلامی خوانده شده. ما چنین چیزی نداریم. اینها مخالف جمهوری اسلامی نیستند ولی مثل ما هم فکر نمیکنند. خیلی از کسانی هم که در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کردند منتقد هستند؛ یا به من انتقاد دارند یا به دولت یا به قوهقضاییه انتقاد دارند. اما در عین حال انقلاب را، 22 بهمن را، نظام را از خودشان میدانند. این نکته اساسی است که بعضی از ما نمیخواهیم این را قبول کنیم. گاهی اوقات مصاحبه بعضی از مقامات که خیلی تند هم حرف میزنند از کینه و نفرت و دشمنی پر است. همه دنیا را دشمن خودشان میدانند. در داخل هم هرکسی انتقاد میکند دشمنش میکنند. این رسم حکومتداری نیست، رسم امنیت نیست که هرکسی ما را نمیپسندد خیال کنیم ضدامنیتی و مخالف جمهوری اسلامی است.
*متاسفانه اصلاحطلبان به هر دلیل فرصت مناسب برای حضور تمامقد در انتخابات ندارند و این جای تاسف دارد و من این را کاملا قبول دارم ولی حالا که فرصت حضور کامل ندارند نه، باید قهر و نه، باید عرصه را رها کنند باید بیایند به گزینهای فکر كنند که نتیجهاش به نفعشان باشد؛ یعنی به نفع سیاسیشان و طیف هوادارشان در جامعه، نه فقط فکر پیروزی خودشان باشند؛ باید به فکر منافع درازمدتشان باشند. الان در شرایط فعلی برای آنها تنها گزینههایی میتواند مناسب باشد که قابل تحمل باشد.
*مهندسی انتخابات که یک مسئول سپاه گفت حرف نادرستی بود و خودشان هم مجبور شدند تصحیحش کنند. چیزی که او گفت حرف غلطی است، اما بالاخره انتخابات و هیچ کار سیاسی در کشور ما و در هیچ جای دنیا راحت انجام نمیشود؛ به خاطر محدودیتهای فرهنگی و تاریخی و مشکلاتی که ما داریم. انتخابات سیاسیترین کار یک جریان سیاسی است و معلوم است که با مشکل و محدودیت روبهرو است ولی اصلاحطلبان نباید منتظر این بمانند که بیایند دستشان را ببوسند و بگویند بفرمایید.
*حضور آقایان هاشمی یا خاتمی باز هم به همان جریان فرصت بازگشت مجدد خواهد داد. یعنی فضا و همهچیز تغییر خواهد کرد. الان که احمدینژاد در شرایط سخت قرار گرفته از این شرایط یک فرصت تاریخی برای تنفس به وجود آمده است. شرایطی که خودشان هم به وجود آوردند نه دیگران برای آنها. به شرطی که از این فضا استفاده شود. اما اگر از این فضا استفاده نشود و آقای هاشمی یا آقای خاتمی بخواهد بیاید دوباره همه آنها متحد و دشمنیها تجدید خواهد شد، دوباره فضای 88 تکرار خواهد شد.
به گزارش روز نو ، اهم سخنان یونسی در زیر می آید:
* متاسفانه احساس امنیت گمشده کشور ماست و مهمترینش اینکه کمتر کسی احساس امنیت اخلاقی میکند. جو فضای سیاسی ما به شدت متاثر از کنشهای افراطگرایان و عناصر تند است که به نوعی فضای سیاسی کشور را به گروگان گرفتهاند و عرصه را بر همه فعالان دلسوز سیاسی از هر نوع و طیفش (چه اصولگرا و چه اصلاحطلب) تنگ کردهاند و اخلاق سیاسی متاسفانه به انزوا برده شده است. اخلاق سیاسی به شدت در این دوران غریب است. آن چیزی که در قم اتفاق افتاد نمونه بارز آن بود که رییس مجلس که مظهر قانونگذاری است در شهر مقدس قم آن هم در حرم حضرت معصومه توسط افرادی مورد هجوم قرار میگیرد که نوعا یک رنگ و لعابی از دین و مذهب هم دارند؛ یعنی یا لباس روحانیت داشتند یا شمایل مذهبی. این نشان میدهد که چقدر مذهب و دین برای عدهای به ابزار سیاسی تبدیل شده که برای رسیدن به یک هدف سیاسی از چه خطوط قرمزی عبور میکنند. یک چنین جسارتی در قم صورت گرفت که به نظر من به ساحت مقدس حضرت معصومه جسارت شد، به ساحت روحانیت جسارت شد و بدتر از آن میبینیم که در کانون قانونگذاری (مجلس) رییس قوهمجریه میآید و همه قوا را به یک چیز موهومی متهم میکند. این یک فرآیندی داشته که به اینجا رسیده و از مدتها پیش حرکت این جریان شروع شده بود. در انتخابات 88 در مناظره معروف که فاجعه اخلاقی همان موقع اتفاق افتاد.
* به معنی واقعی باید یاد بگیریم چطور باید با هم زندگی کنیم، چطور قواعد بازی را رعایت کنیم، قواعد سیاسی را رعایت کنیم، تقوای سیاسی داشته باشیم، ارزشهای جامعه مدنی را بپذیریم، حقوق مخالف را بپذیریم. همه اینها زمان میبرد تا این ارزشها که ارزشهای جدیدی است و با اسلام هم مطابقت دارد جا بیفتد. ما هنوز داریم تمرین مردمسالاری میکنیم ولی هنوز خیلی از منشها و روحیههای ما قبل مشروطه و دوران ماقبل دموکراسی در بین ما وجود دارد.
* بعضی از بداندیشیهای دینی هم هست که اصلا انتخابات و جابهجایی قدرت را قبول ندارند. آنها معتقدند همه مقامات باید به صورت انتصابی باشند نه انتخابی، در صورتیکه قانون اساسی ما بدون استثنا همه مقامات جمهوری اسلامی از رهبری و رییسجمهوری و مجلس را منصوب مردم میداند. این به نظرم یک اساس است برای خیلی از مباحث ما که انتخابات یک سازوکار جدید انتقال قدرت است به صورت مسالمتآمیز و بهترین وسیلهاش هم احزاب است. آزادی احزاب، آزادی روزنامهها، آزادی بیان و آزادی مخالف، اینها باعث میشود که مردمسالاری و دموکراسی تضمین شود. اگر ما این سازوکار را بپذیریم یک امنیت پایدار را برای همه تضمین کردهایم برای اینکه هر دشمنی، هر مخالفی و خیلی از کسانی که دست به کارهای خشن و ضدقانونی میزنند از ابتدا اینطور نیستند، یعنی با سازوکارهای قانونی میشود آنها را جذب و وارد کرد. ولی اگر ببینند که گوشی بدهکار نیست و آنها به بازی گرفته نمیشوند کمکم احساس میکنند که یک عنصر ضد هستند و کمکم پوزیشن (وضعیت) منفی میگیرند و تبدیل میشوند به یک دشمن و متاسفانه سازوکار دشمن هم سازوکار خشن و ضدامنیتی خواهد بود؛ اگر چنانچه ما این مقدمات را بپذیریم امنیت پایدار هم تضمین میشود و انتخابات بهترین مدل اجرای این هدف است. اگر انتخابات خوب و سالم و مطمئن با مشارکت همه مردم برگزار شود در آن صورت مردم دولت و مجلس را منتخب خودشان میدانند و از آن حمایت میکنند. محصول این انتخابات ثبات و امنیت کشور است. من معتقدم که فرآیند انتخابات باید یک فرآیند آرامبخش و امنیتبخش باشد و بهگونهای برگزار شود که همه با احساس امنیت و آرامش در انتخابات شرکت کنند.
* فرآیند انتخابات باید فرآیند امنیتبخشی باشد؛ یعنی هم انتخابات باید انتخابات امنی باشد و هم محصول و نتیجه آن باید امنیتبخش باشد. اگر یکی از این دو را نداشته باشد انتخابات به ضد خودش تبدیل میشود. چه از ناحیه احزاب و گروههای سیاسی و چه از ناحیه برگزارکنندگان انتخابات، هیچیک نباید کاری کنند که انتخابات به یک راه ناامن تبدیل شود. گاهی در انتخابات بوده که افراد احساس اطمینان نمیکنند و میگویند اگر رای دهیم رای ما چه میشود یا کاندیدای ما چه میشود. چنین احساسی نباید باشد و دیگر اینکه هیچکس نباید از اینکه در انتخابات شرکت کند، بترسد و کسی هم که کاندیدا میشود نباید بترسد و همه باید با اطمینان و امنیت کامل پای صندوقهای رای بیایند یا ثبتنام کنند. باید انتخابات امن و اطمینانبخشی برگزار شود که آبروی هیچکس نرود و حیثیت و اعتبار هیچکس مخدوش نشود.
*مصلحت کشور در شرایط فعلی اقتضا میکند که انتخابات هم از ناحیه برگزارکنندگان و هم از ناحیه احزاب و مردم، کاملا با این ملاحظات برگزار شود که مهمترین ملاحظهاش امنیت است و نتیجهاش هم باید امنیت برای کشور باشد. اگر امنیت باشد، میتوان آزادی و روابط درست با دیگر کشورها داشته باشیم و در داخل میشود کارهای درست انجام داد. مثلا اگر شما در روزنامهتان مدام نگران این باشید که یکی از خبرنگاران شما را بگیرند آن وقت هیچ روزنامهنگاری احساس امنیت نمیکند، اگرچه معنایش این نیست که روزنامه آزاد است خلاف قانون عمل کند. باید با تخلفات برخورد قانونی شود اما نه برخورد گزینشی. اگر عادلانه و قانونمند برخورد شود
*زمانیکه من وزیر شدم اعلام کردم با نیروهای خودسر برخورد میکنم. تقریبا به جز دو تا شهر همه جا تعطیل شد.اینها ممکن بود از سوی وزارت احساس امنیت میکردند ولی وابسته به وزارت اطلاعات نبودند.تنها از سوی این وزارت احساس امنیت میکردند. ممکن است بعضیهایشان هم پرسنل وزارت اطلاعات بودند، اما این کارشان به عنوان وزارت اطلاعات نبود. اینها یک ویژگیهای شخصی دارند که خیلی گستاخ هستند و احساس امنیت هم میکنند. این تشری که مدتی پیش مقام معظم رهبری به اینها زد تا مدتی میروند به کما ولی به شکل دیگر حتما شروع خواهند کرد.
* افرادی هستند که بسیار بدبیناند، نسبت به هر نوع تحرکی که برخلاف تشخیص آنها باشد، نگران هستند و از هر نوع آزادی احساس خطر میکنند و کلا نسبت به مردم بدبین هستند و خیال میکنند اگر به مردم فرصت دهیم مردم علیه ما خواهند بود در حالی که اساس امنیت مردم هستند و اگر مردم انتقاد کنند امنیت میآورد. انتقاد مردم ضدامنیتی نیست بلکه امنیتآور است. خیلی از همینهایی که روز 22 بهمن آمدند راهپیمایی انتقاد دارند. ما نباید فکر کنیم همه آنها مثل ما فکر میکنند یا آنها که در راهپیمایی 25 خرداد 88 شرکت کردند هم طرفدار انقلاب بودند، طرفدار جمهوری اسلامی بودند، طرفدار انتخابات بودند، آن جمعیتی که آمدند آنها هم ضدنظام نبودند، ضدولایتفقیه نبودند.
*اگر کسی خیال کند که آن جمعیت عظیم 25خرداد ضدجمهوری اسلامی بودند که فاتحه جمهوری اسلامی خوانده شده. ما چنین چیزی نداریم. اینها مخالف جمهوری اسلامی نیستند ولی مثل ما هم فکر نمیکنند. خیلی از کسانی هم که در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کردند منتقد هستند؛ یا به من انتقاد دارند یا به دولت یا به قوهقضاییه انتقاد دارند. اما در عین حال انقلاب را، 22 بهمن را، نظام را از خودشان میدانند. این نکته اساسی است که بعضی از ما نمیخواهیم این را قبول کنیم. گاهی اوقات مصاحبه بعضی از مقامات که خیلی تند هم حرف میزنند از کینه و نفرت و دشمنی پر است. همه دنیا را دشمن خودشان میدانند. در داخل هم هرکسی انتقاد میکند دشمنش میکنند. این رسم حکومتداری نیست، رسم امنیت نیست که هرکسی ما را نمیپسندد خیال کنیم ضدامنیتی و مخالف جمهوری اسلامی است.
*متاسفانه اصلاحطلبان به هر دلیل فرصت مناسب برای حضور تمامقد در انتخابات ندارند و این جای تاسف دارد و من این را کاملا قبول دارم ولی حالا که فرصت حضور کامل ندارند نه، باید قهر و نه، باید عرصه را رها کنند باید بیایند به گزینهای فکر كنند که نتیجهاش به نفعشان باشد؛ یعنی به نفع سیاسیشان و طیف هوادارشان در جامعه، نه فقط فکر پیروزی خودشان باشند؛ باید به فکر منافع درازمدتشان باشند. الان در شرایط فعلی برای آنها تنها گزینههایی میتواند مناسب باشد که قابل تحمل باشد.
*مهندسی انتخابات که یک مسئول سپاه گفت حرف نادرستی بود و خودشان هم مجبور شدند تصحیحش کنند. چیزی که او گفت حرف غلطی است، اما بالاخره انتخابات و هیچ کار سیاسی در کشور ما و در هیچ جای دنیا راحت انجام نمیشود؛ به خاطر محدودیتهای فرهنگی و تاریخی و مشکلاتی که ما داریم. انتخابات سیاسیترین کار یک جریان سیاسی است و معلوم است که با مشکل و محدودیت روبهرو است ولی اصلاحطلبان نباید منتظر این بمانند که بیایند دستشان را ببوسند و بگویند بفرمایید.
*حضور آقایان هاشمی یا خاتمی باز هم به همان جریان فرصت بازگشت مجدد خواهد داد. یعنی فضا و همهچیز تغییر خواهد کرد. الان که احمدینژاد در شرایط سخت قرار گرفته از این شرایط یک فرصت تاریخی برای تنفس به وجود آمده است. شرایطی که خودشان هم به وجود آوردند نه دیگران برای آنها. به شرطی که از این فضا استفاده شود. اما اگر از این فضا استفاده نشود و آقای هاشمی یا آقای خاتمی بخواهد بیاید دوباره همه آنها متحد و دشمنیها تجدید خواهد شد، دوباره فضای 88 تکرار خواهد شد.