
گزارش اختصاصی گاردین از جواد نکونام
تیم ملی فوتبال این روزها زیر ذره بین رسانه های جهان قرار گرفته است والبته روزهای جهان مطالب زیادی درباره تیم ملی و بازیکنانش به رشته تحریر در می آورند. روزنامه انگلیسی گاردین هم در صفحات ویژه خود برای جام جهانی، هر بار یک بازیکن کلیدی از هر کشور را معرفی میکند و این بار نوبت تیم ملی بوده و بازیکنی که از تیم ملی انتخاب شده جواد نکونام کاپیتان تیم ملی است.
نویسنده این معرفی جان دردن نام دارد که برای کسانی که فوتبال آسیا را پیگیری می کنند نام آشنایی است. او سردبیر بخش آسیایی سایت بین المللی گل دات کام است و همه او را متخصص فوتبال آسیا می دانند. گزارش او درباره جواد نکونام خواندنی است و روزنامه گاردین به صورت ویژه ای به وی پرداخته است.
گزارش احساسی شروع می شود
دردن جملاتش را احساسی شروع می کند:« نک-وو-نام، نک-وو-نام، نک-وو-نام». گلزن فریاد میزد و به سمت خط طولی میرفت که گلی را که امیدهای ایران برای جام جهانی را زنده نگه میداشت جشن بگیرد. هیچ کدام از 100 هزار نفری که به ورزشگاه آمده بودند هم برای فریاد زدن احتیاج به تحریک بیشتر نداشتند و همراه با او فریاد میزدند. گزارشگر بازی هم مثل 80 میلیون ایرانی دیگر بود. اگر زمانی، یک تیم یک جادوگر داشته باشد آن تیم ایران و جادوگر جواد نکونام است. در پایان بازی، گل به کره جنوبی، در مقدماتی جام جهانی 2010 با گل پارک جی سونگ پاسخ داده شد و این بار او در برابر تماشاگران انگشتش را روی لب گذاشت و دستش را کنار گوشش به شکل یک فنجان درآورد. برای لحظهای، نکونام درها را برای تیم ملی به آفریقای جنوبی باز کرد اما این درها باز نماندند. چهار سال بعد او دوباره در همان ورزشگاه به همان تیم و در همان مسابقات گل زد و این بار ایران راهش را به جام جهانی باز کرد. اتفاقی که در ژوئن 2013 در اولسان کره جنوبی افتاد.
وقتی بازی تمام شد
در رختکن ورزشگاه جام جهانی کره زمانی که صدای فریادهای ایرانیها به بیرون از ورزشگاه میرفت، سرمربی ایران، کارلوس کیروش، به رهبری کاپیتان تیمش در زمین اشاره کرد. سرمربی سابق رئال مادرید گفت: «او کاپیتان کاملی است. او از آن بازیکنانی است که هر تیمی به آن نیاز دارد و در همه کارهای تیم مشارکت میکند. هر چه بازی بزرگتر باشد او بهتر بازی میکند.» چندماه بعد نکونام با یادآوری گذشته لبخند میزند.دردن با نکونام هم تماس گرفته و با او صحبت هم کرده است. جواد نکونام به گاردین گفته است:« ما خیلی خوشحالیم که در جام جهانی هستیم. فرقی نمیکند که مشهور باشی یا گمنام، همه بازیکنان رویای بازی کردن در آن را دارند. سخت است که توضیح بدهم وقتی صعود کردیم چه حسی داشتم. یکی از بهترین لحظات زندگی من بود. باید سخت تمرین کنیم و برای این که در بهترین فرم باشیم آمده شویم. بعد خواهیم دید که در برزیل چه اتفاقی خواهد افتاد.» نکونام مثل برخی ورزشگاههای مشهور که در واقعیت کوچکتر از تلویزیون دیده میشوند، است، اگرچه او با کوچکی فاصله زیادی دارد. میتوانید برای فهمیدن این مسئله او را در زمین بازی ببینید. یک مترجم بعد از یک بازی دوستانه در سال 2010 تایید کرد که از این که مجبور بوده کنار این بازیکن بنشیند و مسئول انتقال نظرات او باشد عصبی بوده است. به جای یک مبارز خشن،او با یک جنتلمن آرام، مودب و جدی برخورد کرده بود. او همچنین بازیکن جذابی است.و این در حالی است که همه زنان در آسیا فکر می کنند که او خوشپوش است.
بخش فنی گزارش
اما دردن درباره نکونام به مسایل فنی هم اشاره کرده و نوشته است:« در زمین، بازیکن 33 ساله مانند گذشته زمین را پوشش نمیدهد اما او است که ضرباهنگ بازی را از عمق خط میانی تعیین میکند و احتمال این که ناگهانی در اطراف خط حمبه سر و کلهاش پیدا شود و توپ را به تور برساند وجود دارد. او همچنین در ضربات ایستگاهی موفق است. با همگروه شدن با نیجریه، آرژانتین و بوسنی در گروه F کسان زیادی نیستند که میگویند ایران از این گروه بالا خواهد رفت اما این تیمی است که نباید آن را دست کم گرفت. چیزی که برای آمادگی آنها کم بوده و مهیا کردن آنها برای لحظات احساسی است و ایران در مهارتها کمبودی ندارد. تیم ملی تاکنون در جامهای جهانی خود تنها در سه بازی اول حاضر بوده و تنها یک پیروزی در جلوی نامش دارد. اگرجه این پیروزی مقابل آمریکا در جام 98 تا مدتها در حافظه خواهد ماند. زمان تغییر فرا رسیده است و نکونام نمیتواند برای این تغییر صبر کند. این ژوئن، دومین و مطمئنا آخرین حضور او در جام جهانی خواهد بود. در سال 2006، او نسبتا جوان اما مهم بود. عضوی از تیمی که علی دایی و علی کریمی را داشت. زوج علیها که هر کدام تجربه بازی در بایرن مونیخ را داشتند و جز بهترینها بودند. پیش از جام جهانی آلمان، امیدها برای آن که یک تیم بااستعداد با تجربه خوب بین المللی میتواند خوب عمل کند زیاد بود. اما اختلاف در رختکن به بازیهایی ناامیدکننده منجر شد و ایران به مکزیک و پرتغال باخت و با آنگولا مساوی کرد. پیش از برزیل، نکونام نمیخواهد مشکلات قدیمی را به یاد بیاورد، اما تاکید میکند که از آلمان 8 سال پیش چیزهای زیادی آموخته است.حرفهای نکونام درباره جام جهانی 2006 هم خواندنی شده است:«جام جهانی 2006 تجربهای به یاد ماندنی بود. اگرچه ما موفق نبودیم اما خاطرات خوبی از تورنمنت دارم و چیزهای زیادی فهمیدم که به من کمک میکرد بازیکن بهتری باشم. هر بار که بازی میکنید تجربه آن بازی را کسب میکنید. ما نتوانستیم نتیجهای که میخواستیم بگیریم اما دیدم که حتی بازیکنان مشهور همه چیز را در هر لحظه میگذارند و برای همین است که آنها بهترین هستند.»
نکو و اوساسونا
جان دردن در ادامه درباره جواد نکونام نوشته است که او باید خوب عمل کرده باشد، چرا که به محض این که به خانه رسید تلفنهایی از اروپا به صدا درآمدند. هیچ ایرانی پیش از او در لالیگا بازی نکرده بود و کمتر کسی انتظار داشت که نکونام 6 فصل در اوساسونا بماند. تقریبا 150 بار بازی کرد و اگر مصدومیتها نبود حضور او بیشتر هم بود و مردی که 140 بار برای تیم ملیاش بازی کرده به بازیکن مورد علاقه هواداران تبدیل شد. تشخیص، پاسها، تواناییهای تکنیکی و گلهایش که به 26 رسید به پمپلونا کمک کرد که در دوره او در لیگ اول بماند.نکونام سرانجام در سال 2012 این تیم را ترک کرد. درهرحال او قصد داشت برای یکی از دو غول تهران، استقلال بازی کند. او میگوید: «این یک تصمیم شخصی بود. استقلال تیم بزرگی است و افتخارات زیادی در ایران و آسیا دارد.» اگرجه انتقال او به الکویت شاید برای کمتر بودن بازیها بود تا بتواند برای برزیل آمادهتر باشد. حالا همه چیز در تابستان و دادن یک لبخند به هواداران ایرا است. دادن بهانهای به رسانههای غربی برای صحبت کردن درباره ایران، بهانهای که به موضوعات هستهای و عدم ثبات منطقه مربوط نباشد. کاپیتان در پایان درباره تیم ملی می گوید: «جهان در سال 2006 دید که ایران تیم ملی را دوست دارد. هرجا که میرفتیم میتوانستیم هواداران خود را پیدا کنیم. آنها یکرنگ بودند و بازی را دوست داشتند. آنها در برزیل هم خواهند بود. ما آمادهایم. همه ایران آماده است.»