واکنش شمقدری به انتقادها درباره ادعای لابیگری اش در اسکار
روز نو- رئیس سازمان سینمایی وزارت ارشاد درباره اظهاراتش راجع به لابیگری جوایز سال گذشته اسکار گفت: بخشی از اصحاب رسانه و سینما متوجه شرایط جدید دنیا نیستند و وقتی با واقعیتی روبرو میشوند که نمیتوانند آن را هضم و فهم کنند، دست به انکار و تمسخر میزنند.
جواد شمقدری امروز با حضور در دانشگاه علم و صنعت به سوالات دانشجویان پاسخ گفت.
بنا بر این گزارش، عباسیان نیز قرار بود در این مراسم حضور داشته باشد که به دلیل بیماری حضور وی منتفی شد.
شمقدری در این مراسم گفت: ابتدای امر بروم سر یک حاشیه، یک پیامک آمده بود برای یکی از دوستان که اگر شمقدری نیاید، ده تشکل دانشجویی بیانیه میدهند و حضور من ربطی به آن پیامک ندارد. من قرار بود دوشنبه هفته گذشته در این مراسم حضور پیدا کنم که منتفی شد و امروز به این جلسه آمدم.
* چهار اتفاقی که سینمای پس از انقلاب به آن مدیون است
وی ادامه داد: سینمای پس از انقلاب مدیون چهار اتفاق است که برمیگردد به ولی فقیه و حضرت امام. اولین اتفاق اینکه روز 12 فروردین بود که امام در سخنرانی خود فرمودند ما با سینما مخالف نیستیم و با فساد و فحشا مخالفیم و سینما از مظاهر تمدن است که ما باید از آن استفاده کنیم. همین سخن همان ابتدا تکلیف را مشخص کرد. دومین اتفاق به زمان ریاست جمهوری مقام معظم رهبری برمیگردد که در جایگاه بالاترین مقام اجرایی کشور اهتمام ویژهای نسبت به حوزه فرهنگ و هنر و سینما داشتند. جالب اینجاست که همان موقع بین بچههای سینمایی با رهبری تعارض پیدا کردیم. یادم هست که سر فیلم برزخیها و فیلم ایرج قادری که بچه حزبالهیهای داغ راجع به آن مطلب جمع کردند که نباید پخش شود. البته من نظر آنها را نداشتم ولی بالاخره عضو تیمشان بودم. به دفتر ریاست جمهوری رفتیم و ایشان کاملا نظرشان مخالف تحلیلها و دیدگاههای ما بود.
وی تصریح کرد: همین موضوع یک ظرفیت ویژه دیگری برای سینما ایجاد کرد. اهتمام ویژه حضرت آقا برای سینما ظرفیت سازی کرد که برای آن اعتبار ویژه ای قائل شده و پشتیبانی شود. در پی این اتفاق یک دوره 11 ساله زیر نظر نخست وزیر وقت آغاز می شود. در آن دوره متاسفانه قانون اساسی جوری مقرر کرده بود که گاهی رییس جمهور هیچ کاره می شد یا درست تر هیچ کاره اش می کردند. در دوره آقا این اتفاق افتاد به همین علت هم امام در ماه های قبل از رحلتشان اشاره کردند که قانون اساسی عوض شود و پست نخست وزیری حذف شد. می خواهم بگویم در آن دوره به سینما اهتمام شد ولی مدیریتش دست جریانی بود که با تفکر و نگاه و گرایش انقلاب تفاوت داشت.
شمقدری در ادامه عنوان داشت: اتفاق سوم دوره رهبری معظم انقلاب در سال 72 رخ داد که برای اولین بار جمعی از هنرمندان و عمدتا سینماگران جمع شدند و جلسه بسیار جالبی بود که یادم است به اذان ختم شدو همه تصور کردند جلسه قطع می شود اما حضرت آقا تا بیست دقیقه جلسه را ادامه دادند و بعد برای نماز جماعت همه قیام کردند.آنجا حضرت آقا جمله ای برای هنرمندان دارند که فرمودند شماها جمعی از اصحاب کباری هستید که قرار است انقلاب جهانی آخرالزمان را تحقق ببخشید. این تعابیر آن روز خیلی عجیب بود.
به گزارش فارس، شمقدری ادامه داد: اتفاق چهارم که برای سینمای ایران خط مشی جدیدی شکل داد دیداری بود که ایشان در سال 85 با حدود 80 نفر از کارگردانان کشور داشتند. صحبتهای آقا در این جلسه بسیار کلیدی بود و نکات خیلی مهمی را گفتند. شاید در آن مقطع تیپها و گروههای مختلف سعی کردند روی صحبتهای آقا کارهایی را آغاز کنند. معاونت سینمایی وقت هم جلساتی گذاشت که من دورادور در جریان بودم ولی بعد از4 الی 5 جلسه کاری انجام نشد و عملا همه مطالب ابتر باقی ماند.
معاونت هنری وزارت ارشاد در ادامه سخنانش تصریح کرد: خود من در سمت مشاور هنری بر اساس صحبت های آقا نشستم یک کارهایی انجام دادم و نهایتا با کمک دوستان یک نظامنامه سینمایی را تدوین کردم که فکر کردیم که سینمای ایران بر اساس این نظامنامه باید دوره جدیدش را بر اساس رویکردهای حضرت آقا شروع کند.آن موقع من مشاور هنری بودم و در حوزه اجرا نقشی نداشتم و عملا معلوم بود اتفاقی نخواهد افتاد. فقط ما این مطلب را به چند جا ارائه دادیم از جمله برای خود دفتر رهبری. وقتی در دولت دهم مسئولیت معاونت سینمایی بر عهده من قرار گرفت، بلافاصله آن نظامنامه را مبنای کار خودم قرار دادم و عمده کارهای که در طول این سه سال و نزدیک شش ماه انجام دادیم بر اساس همین محورها و رویکردها بوده است.
وی افزود: بخشی از جریانات اصولگرا، مذهبی، مومن و دغدغهمند نسبت به مسائل دینی تازه ورود پیدا کردند به فضای سینما اما متاسفانه اشکال ما این است که دوستان میآیند و بعدش می روند. اگر حضور مستمر داشته باشند که خیلی خوب است. اصطلاحا یک نوک میزنند و میروند. در یک مقطع شش ماه تا یک سال حضور دارند و بعد ناپدید می شوند. این ها به محض ورود با پدیدههایی در سینما روبرو می شوند که از دیدشان خیلی با فرهنگ عمومی جامعه و آرمانها تناقض دارد و بلافاصله واکنشهای طبیعی خود به خود رخ میدهد و بعضی وقتها عقبههای سیاسی و بعضی از دیدگاهها هم کنارش قرار میگیرد که شکل دیگری از واکنشها بازتاب پیدا میکند و منجر به این میشود که در بعضی از ارزیابیهایشان شمقدری را به عنوان کسی که انحرافی است یا ملحد است یا راه گم کرده است بعضا مطرح کردهاند.
شمقدری عنوان داشت: در بدنه سینما چه اتفاقی افتاد؟ در بدنه سینما بعضی اصطکاکها پیش آمد.به دلیل آنکه از دورهای که حضرت آقا رییس جمهور بودند اما عملا از نظر اجرایی امکان نفوذی در حوزه اجرا نداشتند یعنی اگر نخست وزیر نمیخواست و مانع میشد نمیتوانستند نفوذی در حوزه اجرا داشته باشند، عملا جریان فرهنگ و سینما در اختیار یک تفکر و اندیشهای قرا گرفت که یک مقدار با حرکت کلی انقلاب زاویه داشت که اگر نخواهیم بیراهه برویم این تفاوت به اندازه تفاوت شهید مطهری و مرحوم شریعتی است. همین زاویه مبنای این افتراق بود. البته تا زمانی که هر دو در حسینه ارشاد هستند و رژیم هم رژیم ددمنش و خونخوار شاهنشاهی است که طبیعی است خیلی به هم نزدیک و با هم همراه خواهند بود. اما وقتی این تفکر عبور میکند و به شرایط انقلابی که مسئولیت اجرایی و فرصتهای کاری دارد میرسد این زاویه خودش را بیشتر نشان میدهد. سینما دست جریانی افتاد که این زاویه را با خط اصیل انقلاب داشت.
وی در ادامه تصریح کرد: من یادم است که امام در سال 67 و پایان جنگ پیامی به هنرمندان دادند. هنرمندانی که درگیر جنگ بودند یک لوح زرینی همراه یک سکه دریافت کردند که یکی هم نصیب من شد. در این پیام امام راجع به اینکه هنر چه هست صحبت میکنند. من یادم است با یکی از افراد متفکر این جریان که مسئولیت هم داشت، صحبت می کردم. ایشان معتقد بود پیام امام راجع به هنر نیست. یعنی درست است امام نوشتهاند هنر در قاموس اسلام باید کوبنده ظالمان باشد و از اسلام ناب دفاع کند، با اسلام آمریکایی بجنگد اما منظور امام هنر نیست. چون هنر خودش ساحت مستقلی دارد و خودش یک جایگاه ارزشی متفاوتی دارد و ما نمی توانیم آن را آلوده به این چیزها بکنیم. منظور امام پروپاگاندا و تبلیغات است. این همان زاویه است که در واقع میآید و اینگونه تفسیر می کند.
* سخنان شمقدری درباره مخالفتهای صورتگرفته با او
وی با گفتن عبارت خلاصه کنم، سخنان خود را اینطور ادامه داد: میخواهم بگویم وقتی من در سال 88 آمدم برای مدت 27 سال هم در بخش خصوصی و مهمتر از آن در بخش دولتی همه چیز در ید قدرت این جریان بود. جریانی که این زاویه و فاصله را دارد. وضعیت من هم روشن بود حداقل اینکه من با آن جریان همراهی نخواهم کرد کمااینکه در 27 سال قبل از این هم که من فیلمساز بودم و باید فیلم می ساختم و محتاج آن ها بودم هیچ وقت با آن ها همراه نشدم. بخشی از مخالفتها هم قبل حضور من برای همین بود که میدانستند به احتمال زیاد فلانی اگر بیاید با این خط تطبیق نخواهد داشت و حداقل این که مسیر قبل را به هم خواهد زد.
وی ادامه داد: اصطکاکها از همان قبل از اینکه من بیایم شروع شد، سال 84 جمعی نزد آقای احمدینژاد رفتند در حالی که هنوز در مجلس بود و دفتر ریاست جمهوری را تحویل نگرفته بود و او را تهدید کردند که اگر شما بخواهی سینما را دست این بچهها و این طیف قرار بدهی برخورد ما اینگونه خواهد بود. البته من نه جزئیات را پرسیده ام و نه ضرورت دارد که بیان شود.منظور اینکه این ها آمدند به آقای احمدی نژاد هشدار دادند که شما حق نداری سینما را از چنگ ما خارج کنی.
وی با بیان اینکه عملا این اتفاق هم افتاد و هم حوزه مدیریتی و هم حوزه خصوصی که در خانه سینما جلوه پیدا می کرد از چنگ آن ها خارج نشد، اظهار داشت: طبیعی بود من وقتی آمدم باید تسلیم بخشی از این جریان می شدم در بهترین حالت بله قربان گوی این جریان می شدم یا باید مقابله می کردم. مقابله به این معنی که راه خودم را بروم. عملا این جریان باید کنار گذاشته می شد. طبیعی بود که تمام انگیزهام اگر قرار بود این مسئولیت را بپذیرم این بود که راه جدیدی را آغاز کنم. این آغاز همه اصطکاکهایی بود که در طول این 4 سال خودش را نشان داد. گفتند ما جشنواره فجر را تحریم میکنیم و فیلم نمیدهیم. اگر فیلم دادیم در بخشهای مختلف جشنواره مشارکت نمیکنیم و اگر مشارکت میکردند تلاش کردند بعضی اتفاقها و وقایع را تخریب کنند. و اگر هیچکدام را انجام نمیدادند، بالاخره سینمای ایران همین دوستان ما هستند. مثل کیسهای که هفتاد تا مهره مثلا قهوهای است بیست تا سفید است و 10 تا بقیه رنگها احتمال اینکه مهره قهوهای از کیسه دربیاید خیلی قویتر است. طبیعی بود وقتی قرار بود 20 برگزیده داشته باشیم 70 درصدشان مربوط به همین طیف و جریان می شدند. این ها می آمدند روی سن و هر حرفی را میتوانستند بزنند.
وی افزود: میخواهم بگویم این تقابلی است که عملا به خاطر تفاوت نگاه و نگرش بین تیم و بچههایی که ما متعلق به آن بودیم و جریانی که 27 سال بر سینمای ایران حاکم بود عملا باعث اصطکاکهایی شد که در این 4 سال به اشکال مختلف خودش را نشان داد. به هر حال ما که آمدیم از دو ناحیه مورد هجوم قرار گرفتیم. یکی از طرف نیروهای علاقهمند و دلسوز امام و انقلاب که فکر میکردند حالا که شمقدری آمده همه بازیگران باید با حجاب کامل باشند و همه سینماها باید اِند حزب الله باشد و هیچ اتفاق دیگری نباشد.
وی گفت: از آن طرف با بچههای سینما که به یک فرایندی عادت پیدا کرده بود، منهای کسانی که مدیریت داشتند که این اتفاقات ادامه پیدا کنند، یک تقابلی شکل گرفت. الحمدلله من میدانستم ما سه سال درگیر این پروژه خواهیم بود برای همین در مصاحبهام روز اول اشاره کردم که ما سه سال بعد تازه میرسیم سر خط! برآورد من تقریبا درست درآمد به دلیل اینکه جشنواره امسال یک اتفاق جدیدی افتاد و مجموعهای از دوستانی که دیگاههای متفاوت دارند همدل و همراه آمدند و کمک کردند و جشنواره امسال مصداقی از همدلی و همراهی بود. خود فیلمها و خود جشنواره هم چندین گام به آنچه دغدغه نظام و انقلاب بود نزدیک شد که همه اینها را به فال نیک میگیریم.
جواد شمقدری امروز با حضور در دانشگاه علم و صنعت به سوالات دانشجویان پاسخ گفت.
بنا بر این گزارش، عباسیان نیز قرار بود در این مراسم حضور داشته باشد که به دلیل بیماری حضور وی منتفی شد.
شمقدری در این مراسم گفت: ابتدای امر بروم سر یک حاشیه، یک پیامک آمده بود برای یکی از دوستان که اگر شمقدری نیاید، ده تشکل دانشجویی بیانیه میدهند و حضور من ربطی به آن پیامک ندارد. من قرار بود دوشنبه هفته گذشته در این مراسم حضور پیدا کنم که منتفی شد و امروز به این جلسه آمدم.
* چهار اتفاقی که سینمای پس از انقلاب به آن مدیون است
وی ادامه داد: سینمای پس از انقلاب مدیون چهار اتفاق است که برمیگردد به ولی فقیه و حضرت امام. اولین اتفاق اینکه روز 12 فروردین بود که امام در سخنرانی خود فرمودند ما با سینما مخالف نیستیم و با فساد و فحشا مخالفیم و سینما از مظاهر تمدن است که ما باید از آن استفاده کنیم. همین سخن همان ابتدا تکلیف را مشخص کرد. دومین اتفاق به زمان ریاست جمهوری مقام معظم رهبری برمیگردد که در جایگاه بالاترین مقام اجرایی کشور اهتمام ویژهای نسبت به حوزه فرهنگ و هنر و سینما داشتند. جالب اینجاست که همان موقع بین بچههای سینمایی با رهبری تعارض پیدا کردیم. یادم هست که سر فیلم برزخیها و فیلم ایرج قادری که بچه حزبالهیهای داغ راجع به آن مطلب جمع کردند که نباید پخش شود. البته من نظر آنها را نداشتم ولی بالاخره عضو تیمشان بودم. به دفتر ریاست جمهوری رفتیم و ایشان کاملا نظرشان مخالف تحلیلها و دیدگاههای ما بود.
وی تصریح کرد: همین موضوع یک ظرفیت ویژه دیگری برای سینما ایجاد کرد. اهتمام ویژه حضرت آقا برای سینما ظرفیت سازی کرد که برای آن اعتبار ویژه ای قائل شده و پشتیبانی شود. در پی این اتفاق یک دوره 11 ساله زیر نظر نخست وزیر وقت آغاز می شود. در آن دوره متاسفانه قانون اساسی جوری مقرر کرده بود که گاهی رییس جمهور هیچ کاره می شد یا درست تر هیچ کاره اش می کردند. در دوره آقا این اتفاق افتاد به همین علت هم امام در ماه های قبل از رحلتشان اشاره کردند که قانون اساسی عوض شود و پست نخست وزیری حذف شد. می خواهم بگویم در آن دوره به سینما اهتمام شد ولی مدیریتش دست جریانی بود که با تفکر و نگاه و گرایش انقلاب تفاوت داشت.
شمقدری در ادامه عنوان داشت: اتفاق سوم دوره رهبری معظم انقلاب در سال 72 رخ داد که برای اولین بار جمعی از هنرمندان و عمدتا سینماگران جمع شدند و جلسه بسیار جالبی بود که یادم است به اذان ختم شدو همه تصور کردند جلسه قطع می شود اما حضرت آقا تا بیست دقیقه جلسه را ادامه دادند و بعد برای نماز جماعت همه قیام کردند.آنجا حضرت آقا جمله ای برای هنرمندان دارند که فرمودند شماها جمعی از اصحاب کباری هستید که قرار است انقلاب جهانی آخرالزمان را تحقق ببخشید. این تعابیر آن روز خیلی عجیب بود.
به گزارش فارس، شمقدری ادامه داد: اتفاق چهارم که برای سینمای ایران خط مشی جدیدی شکل داد دیداری بود که ایشان در سال 85 با حدود 80 نفر از کارگردانان کشور داشتند. صحبتهای آقا در این جلسه بسیار کلیدی بود و نکات خیلی مهمی را گفتند. شاید در آن مقطع تیپها و گروههای مختلف سعی کردند روی صحبتهای آقا کارهایی را آغاز کنند. معاونت سینمایی وقت هم جلساتی گذاشت که من دورادور در جریان بودم ولی بعد از4 الی 5 جلسه کاری انجام نشد و عملا همه مطالب ابتر باقی ماند.
معاونت هنری وزارت ارشاد در ادامه سخنانش تصریح کرد: خود من در سمت مشاور هنری بر اساس صحبت های آقا نشستم یک کارهایی انجام دادم و نهایتا با کمک دوستان یک نظامنامه سینمایی را تدوین کردم که فکر کردیم که سینمای ایران بر اساس این نظامنامه باید دوره جدیدش را بر اساس رویکردهای حضرت آقا شروع کند.آن موقع من مشاور هنری بودم و در حوزه اجرا نقشی نداشتم و عملا معلوم بود اتفاقی نخواهد افتاد. فقط ما این مطلب را به چند جا ارائه دادیم از جمله برای خود دفتر رهبری. وقتی در دولت دهم مسئولیت معاونت سینمایی بر عهده من قرار گرفت، بلافاصله آن نظامنامه را مبنای کار خودم قرار دادم و عمده کارهای که در طول این سه سال و نزدیک شش ماه انجام دادیم بر اساس همین محورها و رویکردها بوده است.
وی افزود: بخشی از جریانات اصولگرا، مذهبی، مومن و دغدغهمند نسبت به مسائل دینی تازه ورود پیدا کردند به فضای سینما اما متاسفانه اشکال ما این است که دوستان میآیند و بعدش می روند. اگر حضور مستمر داشته باشند که خیلی خوب است. اصطلاحا یک نوک میزنند و میروند. در یک مقطع شش ماه تا یک سال حضور دارند و بعد ناپدید می شوند. این ها به محض ورود با پدیدههایی در سینما روبرو می شوند که از دیدشان خیلی با فرهنگ عمومی جامعه و آرمانها تناقض دارد و بلافاصله واکنشهای طبیعی خود به خود رخ میدهد و بعضی وقتها عقبههای سیاسی و بعضی از دیدگاهها هم کنارش قرار میگیرد که شکل دیگری از واکنشها بازتاب پیدا میکند و منجر به این میشود که در بعضی از ارزیابیهایشان شمقدری را به عنوان کسی که انحرافی است یا ملحد است یا راه گم کرده است بعضا مطرح کردهاند.
شمقدری عنوان داشت: در بدنه سینما چه اتفاقی افتاد؟ در بدنه سینما بعضی اصطکاکها پیش آمد.به دلیل آنکه از دورهای که حضرت آقا رییس جمهور بودند اما عملا از نظر اجرایی امکان نفوذی در حوزه اجرا نداشتند یعنی اگر نخست وزیر نمیخواست و مانع میشد نمیتوانستند نفوذی در حوزه اجرا داشته باشند، عملا جریان فرهنگ و سینما در اختیار یک تفکر و اندیشهای قرا گرفت که یک مقدار با حرکت کلی انقلاب زاویه داشت که اگر نخواهیم بیراهه برویم این تفاوت به اندازه تفاوت شهید مطهری و مرحوم شریعتی است. همین زاویه مبنای این افتراق بود. البته تا زمانی که هر دو در حسینه ارشاد هستند و رژیم هم رژیم ددمنش و خونخوار شاهنشاهی است که طبیعی است خیلی به هم نزدیک و با هم همراه خواهند بود. اما وقتی این تفکر عبور میکند و به شرایط انقلابی که مسئولیت اجرایی و فرصتهای کاری دارد میرسد این زاویه خودش را بیشتر نشان میدهد. سینما دست جریانی افتاد که این زاویه را با خط اصیل انقلاب داشت.
وی در ادامه تصریح کرد: من یادم است که امام در سال 67 و پایان جنگ پیامی به هنرمندان دادند. هنرمندانی که درگیر جنگ بودند یک لوح زرینی همراه یک سکه دریافت کردند که یکی هم نصیب من شد. در این پیام امام راجع به اینکه هنر چه هست صحبت میکنند. من یادم است با یکی از افراد متفکر این جریان که مسئولیت هم داشت، صحبت می کردم. ایشان معتقد بود پیام امام راجع به هنر نیست. یعنی درست است امام نوشتهاند هنر در قاموس اسلام باید کوبنده ظالمان باشد و از اسلام ناب دفاع کند، با اسلام آمریکایی بجنگد اما منظور امام هنر نیست. چون هنر خودش ساحت مستقلی دارد و خودش یک جایگاه ارزشی متفاوتی دارد و ما نمی توانیم آن را آلوده به این چیزها بکنیم. منظور امام پروپاگاندا و تبلیغات است. این همان زاویه است که در واقع میآید و اینگونه تفسیر می کند.
* سخنان شمقدری درباره مخالفتهای صورتگرفته با او
وی با گفتن عبارت خلاصه کنم، سخنان خود را اینطور ادامه داد: میخواهم بگویم وقتی من در سال 88 آمدم برای مدت 27 سال هم در بخش خصوصی و مهمتر از آن در بخش دولتی همه چیز در ید قدرت این جریان بود. جریانی که این زاویه و فاصله را دارد. وضعیت من هم روشن بود حداقل اینکه من با آن جریان همراهی نخواهم کرد کمااینکه در 27 سال قبل از این هم که من فیلمساز بودم و باید فیلم می ساختم و محتاج آن ها بودم هیچ وقت با آن ها همراه نشدم. بخشی از مخالفتها هم قبل حضور من برای همین بود که میدانستند به احتمال زیاد فلانی اگر بیاید با این خط تطبیق نخواهد داشت و حداقل این که مسیر قبل را به هم خواهد زد.
وی ادامه داد: اصطکاکها از همان قبل از اینکه من بیایم شروع شد، سال 84 جمعی نزد آقای احمدینژاد رفتند در حالی که هنوز در مجلس بود و دفتر ریاست جمهوری را تحویل نگرفته بود و او را تهدید کردند که اگر شما بخواهی سینما را دست این بچهها و این طیف قرار بدهی برخورد ما اینگونه خواهد بود. البته من نه جزئیات را پرسیده ام و نه ضرورت دارد که بیان شود.منظور اینکه این ها آمدند به آقای احمدی نژاد هشدار دادند که شما حق نداری سینما را از چنگ ما خارج کنی.
وی با بیان اینکه عملا این اتفاق هم افتاد و هم حوزه مدیریتی و هم حوزه خصوصی که در خانه سینما جلوه پیدا می کرد از چنگ آن ها خارج نشد، اظهار داشت: طبیعی بود من وقتی آمدم باید تسلیم بخشی از این جریان می شدم در بهترین حالت بله قربان گوی این جریان می شدم یا باید مقابله می کردم. مقابله به این معنی که راه خودم را بروم. عملا این جریان باید کنار گذاشته می شد. طبیعی بود که تمام انگیزهام اگر قرار بود این مسئولیت را بپذیرم این بود که راه جدیدی را آغاز کنم. این آغاز همه اصطکاکهایی بود که در طول این 4 سال خودش را نشان داد. گفتند ما جشنواره فجر را تحریم میکنیم و فیلم نمیدهیم. اگر فیلم دادیم در بخشهای مختلف جشنواره مشارکت نمیکنیم و اگر مشارکت میکردند تلاش کردند بعضی اتفاقها و وقایع را تخریب کنند. و اگر هیچکدام را انجام نمیدادند، بالاخره سینمای ایران همین دوستان ما هستند. مثل کیسهای که هفتاد تا مهره مثلا قهوهای است بیست تا سفید است و 10 تا بقیه رنگها احتمال اینکه مهره قهوهای از کیسه دربیاید خیلی قویتر است. طبیعی بود وقتی قرار بود 20 برگزیده داشته باشیم 70 درصدشان مربوط به همین طیف و جریان می شدند. این ها می آمدند روی سن و هر حرفی را میتوانستند بزنند.
وی افزود: میخواهم بگویم این تقابلی است که عملا به خاطر تفاوت نگاه و نگرش بین تیم و بچههایی که ما متعلق به آن بودیم و جریانی که 27 سال بر سینمای ایران حاکم بود عملا باعث اصطکاکهایی شد که در این 4 سال به اشکال مختلف خودش را نشان داد. به هر حال ما که آمدیم از دو ناحیه مورد هجوم قرار گرفتیم. یکی از طرف نیروهای علاقهمند و دلسوز امام و انقلاب که فکر میکردند حالا که شمقدری آمده همه بازیگران باید با حجاب کامل باشند و همه سینماها باید اِند حزب الله باشد و هیچ اتفاق دیگری نباشد.
وی گفت: از آن طرف با بچههای سینما که به یک فرایندی عادت پیدا کرده بود، منهای کسانی که مدیریت داشتند که این اتفاقات ادامه پیدا کنند، یک تقابلی شکل گرفت. الحمدلله من میدانستم ما سه سال درگیر این پروژه خواهیم بود برای همین در مصاحبهام روز اول اشاره کردم که ما سه سال بعد تازه میرسیم سر خط! برآورد من تقریبا درست درآمد به دلیل اینکه جشنواره امسال یک اتفاق جدیدی افتاد و مجموعهای از دوستانی که دیگاههای متفاوت دارند همدل و همراه آمدند و کمک کردند و جشنواره امسال مصداقی از همدلی و همراهی بود. خود فیلمها و خود جشنواره هم چندین گام به آنچه دغدغه نظام و انقلاب بود نزدیک شد که همه اینها را به فال نیک میگیریم.