به روز شده در: ۳۰ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۰
کد خبر: ۷۷۱۹۴۳
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۰ - ۳۰ مهر ۱۴۰۵

از روز‌های مذاکره به شدت فاصله می‌گیریم!

روزنو :سیدمحمدعلی سیدحنایی، رییس اندیشکده دیپلماسی ملل و کارشناس ارشد دیپلماسی، در پاسخ به پرسش نخست درباره چرایی سفر‌های سرگئی لاوروف و عاصم منیر به تهران و همزمانی این رفت‌وآمد‌ها با سفر غیرمنتظره پیت هگست، وزیر دفاع امریکا، به اسراییل و دیدار با نتانیاهو گفت: «به نظر من، این تحولات را باید در چارچوب آخرین تلاش‌ها برای تعیین تکلیف بحران میان ایران و امریکا و همزمان افزایش آمادگی برای احتمال ازسرگیری جنگ ارزیابی کرد. سفر لاوروف و عاصم منیر به تهران، در شرایطی که خطر تشدید درگیری افزایش پیدا کرده، اهمیت ویژه‌ای دارد. برداشت من این است که روسیه و پاکستان تلاش کرده‌اند آخرین پیشنهاد برای بازگشت به مذاکره را منتقل کنند.»

از روز‌های مذاکره به شدت فاصله می‌گیریم!

دیپلماسی ایران و امریکا به آخرین فرصت‌های خود برای جلوگیری از رویارویی نزدیک شده و در صورت شکست تلاش‌های میانجی‌ها، احتمال ازسرگیری حملات نظامی، به ویژه پیش از انتخابات اسراییل، افزایش می‌یابد؛ از این‌رو، تهران باید با ابتکار عمل در حوزه دیپلماسی مانع از تشدید تنش شود.

به گزارش روز نو تلاش‌های فشرده برای دستیابی به راه‌حلی دیپلماتیک، با تداوم اظهارات ادعایی و در عین حال تهدیدآمیز مقام‌های اسراییلی و برخی مسوولان امریکایی همراه شده است. ایران نیز همزمان با حفظ آمادگی دفاعی، بر ادامه دیپلماسی با رعایت حقوق کشورمان، رفع فشار‌ها و اجرای تعهدات طرف مقابل تاکید دارد. نزدیک شدن انتخابات امریکا و کارزار پارلمانی اسراییل و رایزنی‌های بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نیز به ابعاد این تحولات افزوده است. در همین راستا، روزنامه اعتماد با هدف بررسی ابعاد تحولات اخیر، نقش محاسبات انتخاباتی در امریکا و اسراییل و سناریو‌های پیش‌رو، با سیدمحمدعلی سیدحنایی، رییس اندیشکده دیپلماسی ملل و کارشناس ارشد دیپلماسی، گفت‌و‌گو کرده است.

سیدمحمدعلی سیدحنایی، رییس اندیشکده دیپلماسی ملل و کارشناس ارشد دیپلماسی، در پاسخ به پرسش نخست درباره چرایی سفر‌های سرگئی لاوروف و عاصم منیر به تهران و همزمانی این رفت‌وآمد‌ها با سفر غیرمنتظره پیت هگست، وزیر دفاع امریکا، به اسراییل و دیدار با نتانیاهو گفت: «به نظر من، این تحولات را باید در چارچوب آخرین تلاش‌ها برای تعیین تکلیف بحران میان ایران و امریکا و همزمان افزایش آمادگی برای احتمال ازسرگیری جنگ ارزیابی کرد. سفر لاوروف و عاصم منیر به تهران، در شرایطی که خطر تشدید درگیری افزایش پیدا کرده، اهمیت ویژه‌ای دارد. برداشت من این است که روسیه و پاکستان تلاش کرده‌اند آخرین پیشنهاد برای بازگشت به مذاکره را منتقل کنند.»

او افزود: «با این حال، آنچه از مواضع علنی طرف ایرانی مشخص است، نشان می‌دهد تهران همچنان بر شروط خود پافشاری می‌کند و هنوز توافقی بر سر چارچوب ازسرگیری مذاکرات شکل نگرفته است. گزارش‌ها نیز از تداوم اختلاف‌ها حکایت دارند. البته تا زمانی که متن پیشنهاد و پاسخ رسمی طرفین روشن نشده، نمی‌توان رد رسمی پیشنهاد را قطعی دانست، هر چند شواهد موجود از دشواری دستیابی به تفاهم حکایت می‌کند.» رییس اندیشکده دیپلماسی ملل ادامه داد: «ارزیابی شخصی من این است که اگر این تلاش‌های میانجیگرانه نتواند به تفاهم منجر شود، احتمال رویارویی نظامی به طور جدی افزایش پیدا می‌کند.

 به بیان دیگر، ممکن است در نقطه‌ای قرار گرفته باشیم که طرف‌ها ناچار باشند میان پذیرش یک چارچوب مذاکره و تحمل هزینه‌های بسیار سنگین‌تر ادامه تقابل انتخاب کنند.» سیدحنایی با اشاره به سفر وزیر دفاع امریکا به اسراییل نیز خاطرنشان کرد: «سفر اعلام‌نشده هگست به اسراییل و دیدار او با نتانیاهو را نمی‌توان از این تحولات جدا دانست، به ویژه آنکه در آستانه انتخابات اسراییل قرار داریم و احتمال ازسرگیری عملیات نظامی علیه ایران نیز مطرح است. به اعتقاد من، این سفر دست‌کم نشان‌دهنده اهمیت هماهنگی امنیتی و نظامی امریکا و اسراییل در این مقطع حساس است و می‌تواند نشانه‌ای از آمادگی پیش از حمله باشد.»

 این تحلیلگر افزود: «برداشت من این است که دیپلماسی ممکن است به آخرین فرصت خود برای جلوگیری از دور تازه‌ای از جنگ نزدیک شده باشد، زیرا فضای تعامل دوطرف بار دیگر به سمت بن‌بست حرکت می‌کند. وقتی دیپلماسی به بن‌بست می‌رسد، جنگ می‌تواند وارد معادله شود و با تغییر شرایط و زمین بازی، طرف‌ها را در موقعیت تازه‌ای قرار دهد؛ موقعیتی که در آن طرفین ارزیابی کنند آیا امکان مذاکره وجود دارد یا می‌توانند طرف مقابل را به طور کامل شکست دهند. اگر فرصت کنونی از دست برود، تحولات نظامی و محاسبات سیاسی می‌تواند با سرعت بیشتری مسیر بحران را تعیین کند.»

دکترین امنیتی اسراییل و پیوند محاسبات نظامی با رقابت انتخاباتی

سیدحنایی در پاسخ به پرسشی درباره ماحصل و چرایی بازتعریف دکترین امنیتی اسراییل در آستانه انتخابات پارلمانی، پیام این اقدام و حمایت علنی ترامپ از نخست‌وزیری دوباره نتانیاهو برای تهران و بازیگران منطقه و تاثیر این حمایت بر موقعیت انتخاباتی لیکود گفت: «بازتعریف دکترین امنیتی اسراییل را باید در چارچوب تلاش این بازیگر برای تثبیت برتری نظامی در منطقه و حفظ آزادی عمل در استفاده از نیروی نظامی تحلیل کرد. پیام چنین رویکردی برای تهران این است که اسراییل ممکن است همچنان اقدام نظامی را نه صرفا آخرین گزینه، بلکه یکی از ابزار‌های اصلی مدیریت تهدید‌های راهبردی خود بداند.»

این کارشناس مسائل بین‌الملل افزود: «حمایت علنی ترامپ از نتانیاهو در این میان اهمیت دارد، زیرا می‌تواند این پیام را منتقل کند که اسراییل در صورت اتخاذ رویکردی سخت‌گیرانه در برابر ایران، از پشتوانه سیاسی واشنگتن برخوردار است. در چنین شرایطی، این خطر وجود دارد که محاسبات سیاسی داخلی اسراییل و هماهنگی با امریکا بر تصمیم‌گیری‌های امنیتی آن اثر بگذارد.» رییس اندیشکده دیپلماسی ملل ادامه داد: «من شخصا معتقدم نمی‌توان انگیزه‌های انتخاباتی نتانیاهو را از محاسبات نظامی او جدا کرد. نتانیاهو برای حفظ قدرت به دستاورد‌های سیاسی و امنیتی نیاز دارد و ممکن است بخواهد خود را رهبری نشان دهد که توانایی مدیریت تهدید‌های خارجی را دارد. در چنین فضایی، یک اقدام نظامی می‌تواند از نگاه او فرصتی برای نمایش قاطعیت باشد؛ به ویژه اگر تصور کند این اقدام می‌تواند به حفظ موقعیتش یا به تعویق افتادن انتخابات کمک کند.

همچنین، اگر عملیات را محدود و کنترل‌شده بداند، ممکن است آن را در چارچوب دکترین بن‌گوریون قابل پیشبرد ارزیابی کند. با این حال، این به معنای آن نیست که جنگ الزاما به سود نتانیاهو در انتخابات تمام می‌شود. همان‌طور که در جنگ‌های اخیر دیدیم، میان پیش‌بینی‌ها و آنچه در عمل اتفاق افتاد، تفاوت وجود داشت. نتیجه انتخابات به عوامل متعددی، ازجمله عملکرد دولت، وضعیت اقتصادی، نگرانی‌های امنیتی و ارزیابی رای‌دهندگان از هزینه‌های جنگ بستگی دارد. گزارش‌های منتشرشده پیش از انتخابات ۲۷ اکتبر نیز از رقابتی جدی و احتمال از دست رفتن اکثریت ائتلاف نتانیاهو حکایت دارد.» سیدحنایی در ادامه تاکید کرد: «ارزیابی من این است که انتخابات می‌تواند بر زمان‌بندی و محاسبات مربوط به یک اقدام نظامی اثر بگذارد. این خطر زمانی بیشتر می‌شود که انگیزه‌های سیاسی، ارزیابی‌های نظامی و تصور امکان پیروزی سریع بر یکدیگر منطبق شوند و بر تصمیم‌گیری غلبه کنند. چنین ترکیبی می‌تواند تصمیم‌گیرندگان را به سمت اقداماتی سوق دهد که هزینه‌ها و پیامد‌های بلندمدت آنها را دست‌کم می‌گیرند.»

خطر غلبه محاسبات نظامی بر فرصت‌های دیپلماتیک

سیدحنایی درباره تغییر آرایش نظامی منطقه، گمانه‌زنی‌ها درباره وقوع درگیری پیش از انتخابات پارلمانی اسراییل، در فاصله انتخابات کنست و انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره یا پس از آن و اینکه آیا همچنان امکان گشایش دیپلماتیک وجود دارد، خاطرنشان کرد: «احتمال ازسرگیری جنگ پیش از انتخابات اسراییل بسیار بالاست و این سناریو را باید جدی گرفت. همزمانی بن‌بست مذاکرات، تلاش‌های میانجیگرانه و دیدار‌های امنیتی امریکا و اسراییل در آستانه انتخابات، شرایطی ایجاد کرده که نمی‌توان خطر یک اقدام نظامی در روز‌های آینده را نادیده گرفت.» او افزود: «به باور من، نتانیاهو ممکن است تصور کند اقدام نظامی پیش از انتخابات می‌تواند موقعیت سیاسی او را تقویت و به حفظ جایگاهش کمک کند و بتواند آن را به عنوان یک دستاورد امنیتی معرفی کند. در همین چارچوب، می‌بینیم که او و دیگر مقام‌های اسراییلی بار‌ها ادعا می‌کنند ایران قرار است با همراهی متحدانش عملیاتی پیش‌دستانه علیه اسراییل انجام دهد. برداشت من این است که آنها می‌خواهند از دل این ادعاها، برای حمله احتمالی خود توجیه و مشروعیت امنیتی ایجاد کنند.»

 رییس اندیشکده دیپلماسی ملل ادامه داد: «در کنار این تحولات، اظهارات روبیو درباره جدال تمدنی ایران و غرب را نیز می‌توان تلاشی برای تاثیرگذاری بر ذهنیت جوامع غربی، به ویژه اروپا، دانست؛ تلاشی که هدف آن همراه کردن این کشور‌ها با امریکاست. در جنگ قبلی، اروپا دست‌کم به صورت رسمی با آنها همراه نشد و این شرایط فرصت مناسبی بود تا بتوانیم بخشی از مشکلات و شکاف‌های خود با اروپا را حل کنیم. اکنون امریکا به دنبال آن است که غرب را با خود متحد کند.»

 این تحلیلگر با اشاره به مواضع اخیر کشور‌های اروپایی ادامه داد: «برداشت من از بیانیه اخیر اتحادیه اروپا و مواضع کشور‌هایی مانند انگلیس و آلمان این است که زمینه‌های ذهنی و سیاسی شکل‌گیری یک ائتلاف رسمی و اعلام‌شده علیه ایران در غرب در حال فراهم شدن است. چنین روندی می‌تواند نه‌فقط برای ایران، بلکه برای منطقه، جهان و حتی خود کشور‌های اروپایی خطرناک باشد؛ کشور‌هایی که همین حالا نیز آثار جنگ را احساس می‌کنند و مشکلات اقتصادی و اجتماعی در آنها در حال تبدیل شدن به بحران‌های سیاسی است.» سیدحنایی افزود: «این تحولات من را به یاد فضای پیش از هفت اکتبر و همچنین پیش از جنگ ۴۰روزه می‌اندازد. طرح مباحث عمیق تمدنی و هویتی، امنیتی‌سازی موضوع ایران و تلاش برای به تصویر کشیدن کشور به عنوان بازیگری مخل امنیت، از نظر ماهیت، الگو‌هایی هستند که پیش‌تر نیز تکرار شده‌اند.»

سناریو‌های احتمالی

حنایی درباره ماهیت حمله احتمالی نیز خاطرنشان کرد: «یکی از سناریو‌های جدی، حمله مجدد به زیرساخت‌ها و تاسیسات مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران است، ازجمله تاسیساتی مانند کوه کلنگ که ترامپ بار‌ها به اهمیت راهبردی آن اشاره کرده است. براساس ارزیابی شخصی من، احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای تاکتیکی نیز بسیار بالاست و این نگرانی وجود دارد که امریکا و اسراییل بخواهند چنین جنایتی را رقم بزنند. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، نباید انتظار داشت پیامد‌های آن الزاما به همان عملیات محدود بماند. ایران ممکن است برای بازسازی بازدارندگی خود به حملات متقابل علیه اهداف مشابه دست بزند و دامنه درگیری گسترش پیدا کند.

 در چنین وضعیتی، حمله به زیرساخت‌های حساس طرفین نیز محتمل خواهد بود. نگرانی دیگر من این است که اگر امریکا استفاده از سلاح هسته‌ای را آغاز کند، خطر تکرار آن در اوکراین یا دیگر مناطق درگیری نیز افزایش پیدا کند.» سیدحنایی در تشریح سناریو‌های پیش رو گفت: «من دیپلماسی را هنوز کاملا منتفی نمی‌دانم، اما اگر مسیر جایگزینی برای توافق ایجاد و پذیرفته نشود، احتمال جنگ افزایش پیدا می‌کند. از نظر من، سه مسیر اصلی پیش رو قرار دارد؛ نخست، ازسرگیری حملات نظامی در کوتاه‌مدت که باتوجه به شرایط فعلی بسیار جدی است. حتی یک حمله محدود یا هدفمند می‌تواند آغازگر دوره تازه‌ای از حملات متقابل باشد. مسیر دوم، گسترش درگیری به جنگ منطقه‌ای وسیع‌تر است.

اگر حمله به زیرساخت‌ها اتفاق بیفتد، طبیعتا پاسخ ایران نیز می‌تواند متوجه زیرساخت‌های طرف مقابل شود و این وضعیت از نظر هزینه‌های انسانی، اقتصادی و امنیتی برای جهان بسیار خطرناک خواهد بود. مسیر سوم، دستیابی به تفاهمی محدود برای جلوگیری از جنگ گسترده‌تر است؛ تفاهمی که حتی در شرایط بی‌اعتمادی نیز می‌تواند شکل بگیرد، هرچند در وضعیت کنونی احتمال آن را بسیار پایین می‌دانم.» این تحلیلگر در جمع‌بندی این بخش گفت: «خطر جنگ پیش از انتخابات اسراییل را بالا می‌دانم و حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران را سناریویی کاملا محتمل ارزیابی می‌کنم. در صورت وقوع چنین حمله‌ای، احتمال گسترش درگیری را نباید دست‌کم گرفت. با این حال، هنوز نمی‌توان گفت جنگ قطعی است. اگر میانجیگری‌ها به تفاهمی عملی منجر نشود، ممکن است در روز‌های پیش رو شاهد غلبه محاسبات نظامی بر فرصت‌های دیپلماتیک باشیم.»

ایران باید در تعیین محاسبات آینده نقش آفرین باشد

رییس اندیشکده دیپلماسی ملل در پاسخ به پرسش پایانی درباره معنای ابتکار پوتین و دعوت رییس‌جمهوری روسیه از همتایان چینی و امریکایی‌اش و تداعی دو کنفرانس تهران و یالتا در میانه جنگ جهانی دوم گفت: «به نظر من، این مقایسه از یک جهت بسیار معنادار است، البته شرایط امروز متفاوت است. ایران امروز از استقلال سیاسی و ظرفیت‌های نظامی و راهبردی برخوردار است و نمی‌توان وضعیت کنونی را با ضعف و اشغال ایران در جنگ جهانی دوم یکسان دانست. با این حال، یک شباهت نگران‌کننده وجود دارد و آن اینکه قدرت‌های بزرگ ممکن است در جریان مذاکرات خود درباره موضوعاتی تصمیم بگیرند که مستقیما بر امنیت، منافع و آینده ایران تاثیر دارد، بی‌آنکه ایران در نتیجه آن نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.

در چنین وضعیتی، ایران ممکن است به یک اهرم مذاکراتی میان قدرت‌ها تبدیل شود.» سیدحنایی ادامه داد: «نگرانی من این است که به دلیل تاخیر در تصمیم‌گیری و تبدیل ظرفیت‌های خود به یک ابتکار دیپلماتیک موثر، به تدریج به یکی از اهرم‌های چانه‌زنی میان قدرت‌های بزرگ تبدیل شویم. در چنین شرایطی، ممکن است دیگران درباره پرونده ایران، امنیت منطقه و ترتیبات آینده مذاکره کنند و ایران ناچار شود با نتایجی مواجه شود که در شکل‌گیری آنها نقش نداشته است.» این کارشناس ارشد دیپلماسی تاکید کرد: «هیچ قدرت بزرگی را نمی‌توان صرفا براساس روابط دوستانه یا همکاری راهبردی، متعهد به ترجیح منافع ایران بر منافع خودش دانست.

 هر یک از این قدرت‌ها محاسبات و اولویت‌های مستقلی دارند و ممکن است در موضوعات مختلف به توافق‌هایی برسند که با منافع تهران همسو نباشد. از این منظر، مقایسه نشست پیش رو با کنفرانس تهران و یالتا هشداری درباره جایگاه ایران در نظم بین‌المللی است، از همین‌رو ایران باید هوشیارانه از قرار گرفتن در چنین وضعیتی جلوگیری کند.» رییس اندیشکده دیپلماسی ملل در ادامه افزود: «این امر به معنای کنار گذاشتن رابطه با روسیه و چین نیست، بلکه مستلزم آن است که تهران از این روابط برای تقویت قدرت چانه‌زنی خود استفاده کند و همزمان مسیر‌های دیپلماتیک مستقل و موثر را نیز حفظ کند. مهم‌تر از همه، باید بتوانیم به‌موقع تصمیم بگیریم؛ پیش از آنکه چارچوب توافق ازسوی دیگران تعیین شود و ابتکار عمل را از دست بدهیم.»

تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار