
ایران پیش از آغاز جنگ بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون مترمکعب ناترازی گاز را تجربه میکرد؛ شکافی که سال به سال بزرگتر شده است و حالا با وقوع جنگ چیزی حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب دیگر از ظرفیت تولید گاز از بین رفته است.
به گزارش روز نو سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز، میگوید همکاران او بهسرعت وارد عمل شده و پیش از آنکه سرما از راه برسد، توانستهاند صد میلیون مترمکعب ظرفیت آسیبدیده تولید گاز در جنگ را احیا کنند. اما ماجرا به همینجا ختم نشده است. توکلی میگوید پاشنه آشیل ناتراری انرژی در ایران، قیمت نازل آن است و با وجود تأکید مکرر قوانین بالادستی، اصلاحات قیمتی با تردید و بیتوجهی مواجه شده است. حالا، اما شرکت ملی گاز ایران برای اصلاح قیمت گاز یک گام اساسی برداشته و برای نخستین بار گاز طبیعی در بورس انرژی کشور عرضه شده است.
اصلاحاتی که به گفته توکلی باید بالاخره از یک نقطه شروع میشد، پیش از آنکه ابرچالش ناترازی انرژی کار را به جای باریک بکشاند. با تمام این اوصاف توکلی تأکید میکند که زمستان امسال وضعیت ویژهای برای صنعت گاز کشور رقم خورده و جنگ شکاف ناترازی را بیشتر کرده است. او تأکید میکند که عبور از این شرایط دشوار با همراهی مردم و صرفهجویی آنها در مصرف گاز ممکن است.
وابستگی سیاه به گاز
ایران مالک دومین ذخایر بزرگ گاز و چهارمین ذخایر بزرگ نفت جهان است؛ با این حال، ناترازی انرژی به یکی از ابرچالشهای اقتصادی کشور تبدیل شده است. کالبدشکافی این عارضه نشان میدهد عوامل متعدد در بروز ناترازی انرژی نقش داشتهاند. سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران، یکی از مهمترین عوامل را ایجاد «وابستگی سیاه» به گاز میداند و به «شرق» توضیح میدهد: «بالغ بر ۷۲ تا ۷۳ درصد سبد مصرف انرژی کشور را گاز تشکیل میدهد و بالغ بر ۸۰ درصد نیروگاههای برق کشور به سوخت گاز وابسته هستند. این وابستگی بیش از حد به گاز، نهتنها موجب ناترازی انرژی شده است، بلکه هرگونه اختلال در توازن عرضه و تقاضا به یک بخش محدود نمیماند و زنجیره بزرگی از فعالیتهای اقتصادی را مختل میکند».
او ادامه میدهد: «وابستگی بیش از حد صنعت برق به گاز سبب شده است ناترازی گاز، تولید برق را هم متأثر کند و منجر به ناترازی برق شود. از آن سو، ایران جزء معدود کشورهای جهان است که علاوه بر برق، در تمام شهرها و روستاها و در دوردستترین نقاط گازکشی خانگی کرده است و این مدل توزیع انرژی از هیچ طرح جامع انرژی بهره نبرده و در واقع حجم بزرگی تقاضای غیرضروری برای گاز ایجاد کرده که البته این تقاضا سال به سال هم صعودی شده است. در نتیجه، فشار بیش از حد تقاضا برای گاز یک عامل مهم ناترازی در این صنعت است».
مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران تأکید میکند: «ایجاد چنین حجم بزرگی تقاضا برای گاز در شرایطی است که در سایر کشورهای جهان، سبد مصرف انرژی تنوع خیرهکنندهای دارد و شامل انواع سوختهای فسیلی و انرژیهای تجدیدپذیر و حتی انرژی هستهای میشود، در حالی که در ایران بار عمده این تنوع بر دوش صنعت گاز افتاده و طبیعی است که در این وضعیت، ناترازی گاز بروز پیدا کند».
عارضه قیمتگذاری دستوری
توکلی در ادامه به نقش قیمتگذاری دستوری در بروز ناترازی انرژی اشاره میکند و میگوید: «انرژی در ایران قیمت بسیار ناچیزی دارد و این قیمت نازل به حدی است که مصرفکننده انگیزهای برای کاهش مصرف انرژی نداشته باشد؛ خواه این مصرف در بخش صنعت باشد یا خانگی. برای مثال، ما در بخش صنعت شاهد هستیم بنگاههای اقتصادی قیمت انرژی را چندان در قیمت تمامشده کالای خود لحاظ نمیکنند یا از تجهیزات و ماشینآلاتی استفاده میکنند که بسیار انرژیبر هستند. گاهی شاهدیم صاحبان صنایع کشور اقدام به واردات تجهیزات و ماشینآلات دستدوم سایر کشورها میکنند. در واقع آنها ماشینآلاتی هستند که در سایر کشورها به دلیل مصرف بالای انرژی و تحمیل هزینه به تولیدکننده، از رده خارج شدهاند، اما در ایران این ماشینآلات و تجهیزات مشتری دارد، چون انرژی قیمتی ندارد».
او در ادامه میگوید: «اعمال نرخ غیرواقعی برای انرژی در شرایطی است که در قوانین بالادستی بهطور مکرر بر اصلاحات قیمتی و ساختاری تأکید شده است. برای مثال، در قانون هدفمندی یارانهها، قانون اصلاح الگوی مصرف یا قانون برنامه توسعه کشور، از قانون برنامه پنجم تا برنامه هفتم، همگی بر اصلاحات قیمتی و ساختار مصرف انرژی تأکید دارند، اما متأسفانه در مرحله اجرا قیمت حاملهای انرژی واقعی نشده است و بنابراین انگیزهای برای اصلاح الگوی مصرف انرژی وجود ندارد».
مدیرعامل شرکت ملی گاز همچنین میگوید: «در بخش خانگی نیز با همین عارضه مواجه هستیم. بهعنوان مثال، هر زمان که صحبت از مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان و مدیریت در صرفهجویی انرژی میشود، برای پیمانکار ساختمان و سازنده انگیزهای وجود ندارد که هزینه اضافه کند و تجهیزات ویژه برای ساختمان خود خریداری کند تا در مصرف انرژی صرفهجویی کند که قیمتی ندارد. از آن سو، قیمت پایین انرژی در کشور سبب شده است شمار
درخور توجهی از مردم نسبت به مصرف انرژی ملاحظهکار نباشند. برای مثال، ما به وفور در خانههای ایران شاهدیم در حالی که سیستم سرمایشی فعال است، افراد برای گرمکردن خود از پتو استفاده میکنند یا در زمستان در شرایطی که وسایل گرمایشی کار میکنند، درها و پنجرهها باز است. در واقع دمای رفاه در زمستان که بین ۱۸ تا ۲۱ درجه و در تابستان بین ۲۳ تا ۲۵ درجه است، در فرهنگ ما چندان مفهومی ندارد؛ زیرا از اساس انرژی در ایران قیمتی نداشته است که صاحبان صنایع یا بخش خانگی بخواهند در زمان مصرف ملاحظه به خرج دهند و صرفهجویی کنند».
زمستان سخت گاز
توکلی در ادامه به وضعیت ویژه صنعت گاز در زمستان پیشرو میپردازد و توضیح میدهد: «با چنین شرایطی، کشور سالهاست گرفتار ناترازی گاز در بخش تولید و مصرف شده و شکاف تولید و مصرف سال به سال افزایش داشته است؛ بهطوری که تا پیش از آغاز جنگ، کشور در زمان اوج مصرف بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون مترمکعب کسری گاز را تجربه میکرد و متأسفانه در زمان جنگ ظرفیت تولید ۲۳۰ میلیون مترمکعب گاز آسیب دید و در واقع کسری گاز به حدود ۴۸۰ تا ۵۳۰ میلیون مترمکعب رسید که عدد بسیار چشمگیری است. با این حال، دولت تلاش کرده است تا پیش از شروع سرما و استفاده گسترده از وسایل گرمایشی، ظرفیت آسیبدیده تولید گاز را به مدار عملیاتی برگرداند و در این میان احیای ظرفیت تولید پالایشگاه چهارم و ششم به شرکت ملی گاز و پالایشگاه سوم و پنجم به شرکت ملی نفت سپرده شد».
او میافزاید: «اقدامات زودهنگام و سریع شرکت ملی گاز سبب شد حدود صد میلیون مترمکعب تولید گاز به مدار برگردد و ناترازی گاز را که در زمستان امسال میتوانست بالغ بر ۵۰۰ میلیون مترمکعب باشد، به ۴۰۰ میلیون مترمکعب برساند».
مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران تأکید میکند: «علاوه بر این، شرکت ملی گاز ایران از ظرفیت قانون برنامه هفتم توسعه و ماده ۴۶ استفاده کرد و با یک ابتکار عمل تلاش کرد قیمت گاز را اصلاح کند. به این ترتیب که برای اولین بار، گاز طبیعی را در بورس انرژی عرضه کرد که این عرضه از طریق شرکتهای کارور انجام شد».
توکلی توضیح میدهد: «منظور از شرکتهای کارور گاز، واحدهای صنعتی و تجاریای هستند که گاز طبیعی را بهعنوان سوخت یا خوراک اولیه در فرایند تولید مصرف میکنند. تا پیش از این، تأمین گاز این واحدها عمدتا از مسیر تخصیص اداری و قراردادهای از پیش تعیینشده انجام میشد، اما حالا این عرضه از طریق بورس انرژی انجام میشود و نکته کلیدی این اتفاق، تغییر مسیر تأمین است، نهفقط برگزاری یک معامله ساده. وقتی گاز طبیعی وارد تالار بورس انرژی میشود، قیمت آن دیگر با یک نرخ ثابت اداری تعیین نمیشود، بلکه بر اساس رقابت میان خریداران و میزان عرضه موجود شکل میگیرد. این فرایند در اصطلاح بازار کشف قیمت نامیده میشود؛ یعنی نرخ واقعی کالا از دل رقابت خریدار و فروشنده بیرون میآید، نه از یک تصمیم از پیش تعیینشده».
او ادامه میدهد: «در بورس انرژی، قیمت هر مترمکعب گاز در زمان اوج مصرف ۸۴ هزار تومان و در سایر زمانها ۴۳ هزار تومان کشف شد که در این میان شرکتهایی که توانستهاند در مصرف انرژی صرفهجویی کنند، صاحب عایدات مالی از این بخش هم شدهاند».