
چند روزی است که ویدیویی از سخنان علیرضا پناهیان در فضای مجازی دست به دست میشود. او در این ویدیو میگوید: «در این چند روزه عدهای را دستگیر کردند که آنها به عنوان انقلابی، در برخی تجمعات، فحشهای شدید به برخی از مسئولان نظام میدادند؛ بر سر موضوعاتی مثل مذاکره [و میگفتند]که شما به خون شهدا خیانت کردید.
به گزارش روز نو اینها را دستگیر کردند و دیدند عضو ضد انقلابهای بهاییاند نه ضد انقلاب معمولی. من خودم توصیههایی در فضای مجازی از سوی ضد انقلاب به یارانشان را دیدم که میگفتند، بروید اکانتهای حزباللهی درست کنید و به عنوان انقلابی به گروههای دیگر حمله کنید؛ چون شعار ضدانقلابی که نمیگیرد، شعار انقلابی میگیرد».
واکنشها به سخنان پناهیان
این سخنان با واکنشهای زیادی روبهرو شد؛ برخی گفتند عجیب است که علیرضا پناهیان، خطیبی که تا پیش از این مشهور به اتخاذ مواضعی تند بود، حالا علیه تندروها موضع میگیرد و حتی مدعی میشود در میان آنها جریان نفوذ رخنه کرده است و حتی سطح ادعایش را فراتر میبرد و مطرح میکند که برخی از آنها دستگیر هم شدهاند. عدهای دیگر گفتند که سطح تندروی از سوی برخی گروهها چنان مرزها را در نوردیده که حتی پناهیان هم سعی میکند از آنها فاصله بگیرد. طیفی دیگر نیز فارغ از پرداختن به شخصیت خود پناهیان، بر مسئله نفوذ اشاره کردند؛ آنکه موضوع نفوذ بسیار در کشور ریشه دوانده است و باید انتظار داشت که در هر گروهی، اعم از راست و چپ نفوذیها حضور داشته باشند و با تکیه بر این مسئله مطرح کردند که لازم است ریشههای نفوذ شناسایی شود».
اطلاعیه دفتر پناهیان
پس از این اظهارنظرها و واکنشها، دفتر پناهیان با انشار اطلاعیهای نسبت واکنش نشان داد و مطرح کرد: «به اطلاع مخاطبان گرامی میرساند، کلیپی از سخنان حجتالاسلام پناهیان که اخیرا در فضای مجازی بازنشر شده، مربوط به روزهای آغازین تجمعات است و ناظر به شرایط کنونی نیست. متأسفانه این سخنان با شیطنت رسانهای و بدون توجه به زمان و بستر اصلی آن، مجددا در حال انتشار است. ضمن تأکید بر ضرورت حفظ وحدت، تقویت همدلی و پرهیز از هرگونه تفرقه، از مخاطبان گرامی درخواست میکنیم با هوشیاری و دقت در بازنشر مطالب، اجازه ندهند این سخنان دستاویزی برای سوءاستفاده رسانهای و تخریب نیروهای دلسوز و انقلابی قرار گیرد. طی روزهای گذشته صفحات حامی قالیباف و پزشکیان با انتشار گسترده این سخنان تخریب گستردهای علیه نیروهای انقلابی و مردم مبعوث به راه انداخته بودند».
اطلاعیه پناهیان، اما اصل مسئله را به حاشیه نمیبرد و سخن او همچنان مورد توجه است. افزون بر این برخی بعد از همین اطلاعیه نوشتند که گویا سطح فشار و قدرت نیروهای رادیکال به قدری است که پناهیان را وادار به عقبنشینی کرده است؛ چه آنکه اصل حرف یعنی احتمال حضور نفوذیها در جریانهای مختلف قاعدتا نباید محل اختلاف باشد.
به هر روی با همه این نظرات مختلف سه موضوع مسلم است؛ نخست آنکه چهرههایی مانند پناهیان که تا دیروز خود از منتقدان سرسخت مذاکره بودند و حتی علیه مسئولان مواضعی نیز اتخاذ میکردند، حالا قدری نگاهی متفاوت نسبت به طیفهای رادیکال دارند و میکوشند خود را در چارچوب وحدتی که رهبر انقلاب تعریف کردهاند، قرار دهند که این موضوع حکایت از ریزش در میان نیروهای رادیکال دارد. دومین مسئله هم اصل نفوذ دشمن در بدنه کشور است که همه از جمله پناهیان بر آن اشاره میکنند. سومین مسئله هم فشاری از سوی رادیکالهاست که گویا هنوز هم قادر است چهرههای مختلف را از مواضع خود عقب برانند.
روزگاری خود پناهیان سردرمدار تندروها بود
عباس امیریفر، فعال سیاسی درباره این موضوع به «هفتصبح» گفت: «اگر آقای پناهیان یک حرف درست در زندگیاش زده باشد، همین است که در جریان تندرو، مسئله نفوذ وجود دارد؛ البته این سخن را نیز به ابتکار خودش مطرح نکرده است و کسانی که برای او برنامهریزی میکنند و مطالبش را در اختیارش میگذارند، به او گفتهاند که این حرف را بزند تا از تندرویهایش کاسته شود.
بر کسی پوشیده نیست که روزگاری خود او سردمدار تندروی علیه مسئولان گذشته و حال بوده است، اما دوستانی که از او حمایت میکنند، به او گفتهاند که چنین مطالبی را مطرح کند. بااینحال، اصل حرف او درست است و امروز میبینیم که میدانهایی که باید مایه وحدت باشند، گاهی به محلی برای سر دادن شعارهای تند علیه مسئولان گذشته و حال تبدیل میشوند؛ درحالیکه رهبر پیشین و رهبر کنونی کشور، همواره چنین رویکردی را نهی کرده بودند و نهی میکنند».
پشت پرده فحاشی به مسئولان، پروژه نفوذ است
او ادامه داد: «تندرو با برنامهریزی قبلی دست به چنین اقداماتی میزنند. به یاد داریم که همین افراد علیه آقای لاریجانی فحاشی میکردند و امروز نیز علیه آقایان پزشکیان، عراقچی، قالیباف و حتی اژهای شعارهای تندی سر میدهند. قطعا در پشت این شعارها و فحاشیها، پروژه نفوذ وجود دارد، زیرا مشخص است وقتی رهبری بهصراحت بر ضرورت حمایت از مسئولان تأکید میکنند و همزمان عدهای علیه مسئولان ناسزا میگویند، دستور از جریان نفوذ دارند تا خواسته رهبر انقلاب محقق نشود. البته بدانیم که انتقاد با فحاشی تفاوت دارد. من نیز مشخصا به برخی عملکردهای دولت به ویژه نسبت به مواضع آقای قائمپناه انتقاد دارم، اما انتقاد کردن با فحاشی تفاوت اساسی دارد».
سخنان پناهیان حاکی از ریزش میان رادیکالهاست
این فعال سیاسی در پاسخ به این پرسش که بر اساس سخنان پناهیان چه تحلیلی از درباره وضعیت درونی نیروهای سوپرانقلابی میتوان ارائه داد، مطرح کرد: «آش آنقدر شور شده است که حتی آقای پناهیان هم از تندروها فاصله میگیرد. سخنان او نشاندهنده ریزش در بدنه جریان سوپرانقلابی است. میزان ریزش در میان این جریان زیاد است. مردم نیز وقتی میبینند عدهای صرفا به تندروی مشغولاند، دلسرد میشوند.
تأکید رهبر انقلاب بر اینکه حتی افراد ناراضی نیز در میدانها حضور پیدا کنند، نشان میدهد که حفظ وحدت و حضور همه گروهها و جریانها در کنار یکدیگر اهمیت دارد؛ با این حال، عدهای میخواهند میدانها را بهطور انحصاری در اختیار خود بگیرند؛ درحالیکه همه مردم این کشور، چه از جناح راست و چه از جناح چپ، به این سرزمین تعلق دارند و باید بتوانند در میدانها حضور داشته باشند. وقتی علیه مسئولان شعار مرگ سر داده میشود، این وضعیت باعث میشود مردم بگویند که در شرایطی که کشور در جنگ قرار دارد و برخی علیه مسئولان شعارهای تند سر میدهند، حتما این عده قابل اعتماد نیستند».
پشت پرده استیضاح عراقچی جریان نفوذ قرار دارد
او ادامه داد: «قطعا در پشت پرده استیضاح آقای عراقچی هم مسئله نفوذ وجود دارد. جریان نفوذ میخواهد که وزیر امور خارجه کشور، آن هم در میانه جنگ، در معرض استیضاح شود. من نمیگویم نمایندگانی که خواهان استیضاح آقای عراقچیاند، نفوذیاند، اما حتما تأثیر جریان نفوذ قرار گرفتهاند، زیرا دقیقا همان نتیجهای را دنبال میکنند که جریان نفوذ میخواهد؛ وگرنه چه عقلی میگوید در میانه جنگ، وزیر امور خارجهای که مقتدرانه منافع ملی ایران را دنبال میکند، استیضاح شود؟! از سوی دیگر اخیرا آقای باهنر بهدرستی این پرسش را مطرح کردند که چرا یک امام جمعه باید بیاید و بگوید نباید مذاکره کنیم. وقتی اعلام میکنیم که مذاکره نمیکنیم، این موضع باعث میشود که در عرصه بینالمللی ما را جنگطلب معرفی کنند؛ همانطور که آقای باهنر نیز به این موضوع اشاره کردهاند».
مسئولان امنیتی مردم را نسبت به مسئله نفوذ آگاه کنند
امیریفر در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر آنکه در شرایط کنونی برای کاستن زمینههای نفوذ چه باید کرد، تشریح کرد: «اکنون با ضرورت تقویت فعالیت دستگاههای اطلاعاتی کشور مواجهیم. مقامات امنیتی، وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه واقعا زحمات زیادی کشیده و میکِشند، اما لازم است فعالیت دستگاههای اطلاعاتی بیش از پیش افزایش یابد. چرا در حال حاضر وزیر اطلاعات نداریم؟ درست است که سرپرست کنونی وزارت اطلاعات، تلاش بیوقفهای میکند، اما باید هرچه زودتر وزیر این وزارتخانه نیز تعیین شود.
دستگاههای اطلاعاتی باید بهصورت یکپارچه عمل کنند و همه آنها باید نسبت به هرگونه تحرک مشکوکی که حتی اندکی شائبه نفوذ در آن وجود دارد، هوشیار باشند. اطلاعات مربوط به محل حضور رهبر انقلاب از طریق عوامل نفوذی به دشمن رسیده بود؛ همچنین اطلاعات مربوط به محل استقرار مقامات و سرداران کشور. با این اوصاف باید تلاشها در این زمینه افزایش یابد و با تندروها نیز برخورد شود. مسئولان امنیتی باید در میدانها حضور پیدا کنند و مردم را نسبت به خطرات و پیامدهای نفوذ آگاه سازند. از سوی دیگر، باید اسامی عوامل نفوذی اعلام شود و با آنها برخورد شود».
نادرست بودن کلیگویی و اتهامزنی
حسین کنعانیمقدم، فعال و تحلیلگر سیاسی نیز در پاسخ به این پرسش که چه واکنشی در قبال مواضع اخیرا منتشر شده علیرضا پناهیان دارید، به «هفتصبح» گفت: «من سخنان آقای پناهیان را کلی میبینیم. او مدعی میشود که افرادی را در میان نیروهای حزباللهی دستگیر کردهاند و متوجه شدهاند که ضدانقلاب و بهاییاند در حالی که مرجع اعلام و رسیدگی به چنین مسائلی، نهادهای مسئول در حوزه قضایی و امنیتی هستند.
اگر موضوعی واجد عنوان مجرمانه باشد، باید از طریق قوه قضائیه پیگیری شود و اطلاعات مربوط به آن نیز از سوی مراجع ذیصلاح، از جمله وزارت اطلاعات یا سازمان اطلاعات سپاه، اعلام شود؛ بنابراین، درست نیست که بدون ارائه اطلاعات دقیق و مستند، بهصورت کلی درباره چنین موضوعاتی اظهارنظر کنیم؛ بهویژه زمانی که هنوز مطلبی از سوی مراجع قضایی اعلام نشده است. من خودم در تجمعات سخنرانی میکنم و از نزدیک شاهد حضور مردم و فضای حاکم بر این تجمعات هستم. برخی جریانها که به دنبال تسویهحساب سیاسی هستند، تلاش میکنند فضای کشور را به عرصه تقابل و درگیری داخلی تبدیل کنند.
اقدامی که هم با نظر رهبری مغایرت دارد و هم به انسجام ملی آسیب میزند. ما باید از انسجام ملی محافظت کنیم و اجازه ندهیم اختلافات سیاسی به عاملی برای تضعیف وحدت جامعه تبدیل شوند. شاید منظور آقای پناهیان، مذمت رفتار عدهای صاحبان تریبون است که با سخنان خود روی آتش اختلافات بنزین میریزند؛ افرادی که از برخی اختلاف نظرها استفاده میکنند تا آتش اختلافات را شعلهور کنند، اما حتی اگر منظور او چنین باشد و خواسته باشد که نقدی به چنین افرادی کند، نمیتواند بدون مشخص بودن مصادیق، اتهامی را به صورت کلی مطرح کند».
پناهیان فرافکنی میکند
او ادامه داد: «اگر افرادی با اتهام نفوذ دستگیر شدهاند، صداوسیما باید درباره این موضوع اطلاعرسانی و ابعاد آن را برای مردم روشن کند. این اطلاعرسانی درباره مسئله نفوذ و معرفی مصادیق آن در جریان تندرو به شدت اهمیت دارد، زیرا اگر چنین مواردی وجود داشته باشد، باید بهصورت دقیق بررسی و منشأها شناسایی شوند؛ این درحالی است که آقای پناهیان سخنانی کلی را مطرح کرد. به نظر من بخش عمدهای از سخنان آقای پناهیان به نوعی فرافکنی بود. البته درباره افرادی که سخنان تند مطرح میکنند باید بررسی شود که به کدام گروهها و جریانها تعلق دارند و با چه انگیزهای چنین مواضعی اتخاذ میکنند. اگر این مواضع مصداق تخلف یا جرم باشد، مدعیالعموم باید موضوع را بررسی کند و در صورت احراز تخلف یا جرم، با افراد مسئول برخورد شود، زیرا رهبری در پیام خود تأکید کردند که حتی انتقادهای موجهی را که موجب برهم خوردن وحدت میشوند، نباید مطرح کرد».
پناهیان میخواهد خود را از تندروها جدا کند
او درباره رویکرد رادیکال طیفهایی خاص نیز بیان کرد: «برخی افراد که در یک طیف سیاسی قرار دارند و خود را بیش از همه ولایی و انقلابی میدانند، سخنانی بر زبان میآورند که نتیجه آن، تشدید اختلافات است. آقای پناهیان میخواهد با برخی از مواضع خود را از جریان تندرو جدا کنند و نشان دهند که با این افراد یا دیدگاهها همراه نیست. اگر هدف او فاصله گرفتن از مواضعی باشد که به اختلافات دامن میزند، خوب است و باید از رویکرد او استقبال کرد.
اما اینکه بهجای بیان دقیق واقعیتها، مطالبی کلی مطرح کنند و نشانی نادرست بدهند، قابل قبول نیست. اگر فردی به اتهام نفوذ دستگیر شده است، باید بهصورت شفاف مشخص شود که این فرد چه کسی است و اتهام مطرحشده درباره او چیست. مردم باید بدانند که موضوع دقیقا از چه قرار است و بر اساس اطلاعات روشن و مستند درباره آن قضاوت کنند. طرح ادعاهای کلی، بدون ارائه جزئیات لازم، نهتنها به روشن شدن مسئله کمک نمیکند، بلکه ممکن است زمینهساز ابهام و اختلافات بیشتر شود».
نفوذ به چند بخش عمده تقسیم میشود
این فعال سیاسی درباره اقسام مختلف نفوذ در کشور توضیح داد: «نفوذ میتواند در هر محیطی که احتمال ایجاد شکاف و انشقاق وجود دارد، زمینهساز اختلاف شود. گاهی بر اختلاف میان شیعه و سنی را دامن میزند، گاهی اختلافات قومی را به ابزاری برای ایجاد تنش تبدیل میکند و گاهی نیز با تشدید تقابل میان اصلاحطلبان و اصولگرایان، درصدد ایجاد شکاف در فضای سیاسی کشور برمیآید. به همین دلیل، هر جریان سیاسی باید در درون خود، افراد و گروههایی را که با مواضع تند و اختلافبرانگیز به انسجام آن جریان آسیب میزنند، شناسایی کند و درباره رفتار و عملکرد آنها تصمیم بگیرد.
این مسئله هم درباره اصلاحطلبان صدق میکند و هم درباره اصولگرایان. هر دو جریان باید رفتارهای اختلافبرانگیز را در درون مجموعه خود بررسی کنند و اجازه ندهند چنین رفتارهایی به عاملی برای تشدید اختلافات در جامعه تبدیل شود. در غیر این صورت، ممکن است زمینه برای بروز تنشها و آسیبهای بیشتری فراهم شود. جریان نفوذ را میتوان از چند جنبه بررسی کرد. گاهی فردی در عمل به جاسوسی میپردازد، اما خودش نیز نمیداند که در حال جاسوسی است؛ یعنی اطلاعات یا خدماتی را در اختیار سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی خارجی قرار میدهد، بیآنکه از ماهیت واقعی اقدامات خود آگاهی داشته باشد.
چنین مواردی میتواند نشاندهنده غفلتهایی باشد که باید شناسایی و برطرف شوند. در حالت دیگری، فردی بهعنوان جاسوس جذب و خریداری میشود و آگاهانه در خدمت یک سرویس اطلاعاتی خارجی قرار میگیرد. در این وضعیت، فرد با آگاهی از ماهیت همکاری خود، اطلاعات یا خدمات مورد نیاز طرف مقابل را در اختیار آن قرار میدهد. شکل دیگری از نفوذ، تأثیرگذاری بر اندیشه و مواضع افرادی است که تریبون دارند یا از مرجعیت سیاسی برخوردارند. در چنین شرایطی، ممکن است دیدگاههایی در ذهن و مواضع این افراد رسوخ کند که نتیجه بازتاب آنها در فضای عمومی، تشدید اختلافات سیاسی و اجتماعی باشد.
این افراد ممکن است به بازگوکنندگان دیدگاههایی تبدیل شوند که به اختلافات دامن میزند، بیآنکه لزوما از پیامدهای مواضع خود آگاه باشند. شاید حتی تصور کنند که در حال روشنگری هستند یا با انگیزههای انقلابی سخن میگویند؛ اما در عمل، نتیجه رفتار و اظهارات آنها ممکن است برخلاف هدفی باشد که ادعا میکنند دنبال میکنند. در شکل دیگری از نفوذ، فرد خودش را در معرض نفوذ قرار میدهد؛ به این معنا که ممکن است دشمن از ابتدا به دنبال جذب او نبوده باشد، اما این فرد با رفتار و عملکرد خود زمینه را برای تأثیرگذاری و سوءاستفاده دشمن فراهم میکند. در این حالت، فرد بدون آنکه لزوما بهصورت مستقیم از سوی دشمن جذب شده باشد، به عاملی برای پیشبرد اهدافی تبدیل میشود که به کشور و جامعه آسیب میزنند».
گروههای سیاسی باید دست به پالایش درونی بزنند
کنعانیمقدم در پایان درخصوص اینکه برای مقابله با نفوذ چه باید کرد، گفت: «خطرناکترین حالت نفوذ، حالتی است که افرادی آگاهانه خود را میفروشند و در خدمت اهداف دشمن قرار میگیرند. رفتار و عملکرد این افراد بهگونهای است که ضربههای ناشی از اقداماتشان میتواند مشابه ضربههایی باشد که منافقین وارد کردهاند. این افراد در عمق دستگاههای کشور نفوذ میکنند و در ظاهر، خودی و همراه نظام به نظر میرسند؛ اما در عمل، اهداف دیگری را دنبال میکنند. رفتار آنها را میتوان در چارچوب نفاق و پنهان کردن اهداف واقعی در پشت ظاهری متفاوت بررسی کرد. این افراد ممکن است حتی سخنی درست و حق بر زبان بیاورند، اما هدف و ارادهای باطل داشته باشند.
بنابراین، صرف درست بودن بخشی از سخنان یک فرد، لزوما به معنای درست بودن اهداف و انگیزههای او نیست. نمونهای که در این زمینه مطرح میشود، کشمیری است که در دستگاههای کشور نفوذ کرده بود و زمینه ترور را فراهم کرد. مسئله اصلی در چنین مواردی، فاصله میان ظاهر افراد و اهداف واقعی آنهاست؛ افرادی که ممکن است در ظاهر همراه باشند، اما در عمل به کشور ضربه بزنند.
ما باید فرایند پالایش، اصلاح و تسویه درونی را در جریانهای سیاسی و مجموعههای خود جدی بگیریم. هر جریان باید رفتار و عملکرد افراد وابسته به خود را بررسی کند و اجازه ندهد افرادی که به اختلافات دامن میزنند یا زمینه نفوذ را فراهم میکنند، بدون بررسی و پاسخگویی به فعالیت خود ادامه دهند. اگر این روند اصلاحی متوقف شود و جریانهای سیاسی نسبت به شناسایی و رفع زمینههای نفوذ بیتوجه بمانند، نفوذ بهتدریج مانند موریانه، جامعه را از درون تحت تأثیر قرار میدهد و به انسجام و استحکام آن آسیب میزند».