به روز شده در: ۱۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۷:۱۵
کد خبر: ۷۷۰۱۴۲
تاریخ انتشار: ۱۶:۱۵ - ۱۸ مهر ۱۴۰۵

جنگ علیه ایران و اوکراین چگونه بازار سوخت را به نقطه بحران رساند؟

روزنو :آمریکا از تولید بالای نفت و ظرفیت گسترده پالایش برخوردار است، اما احتمال محدود کردن صادرات سوخت از سوی دولت دونالد ترامپ می‌تواند بازار را پیچیده‌تر کند. افزایش قیمت گازوئیل در آمریکا و فشار‌های اقتصادی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای ممکن است واشنگتن را به سمت اولویت دادن به مصرف داخلی و محدود کردن صادرات سوق دهد.

جنگ علیه ایران و اوکراین چگونه بازار سوخت را به نقطه بحران رساند؟

در پی افزایش شدید قیمت گازوئیل در پی اختلال در تنگه هرمز، جنگ اوکراین و حملات این کشور به پالایشگاه‌های روسیه، زنجیره تأمین سوخت جهان تحت فشار زیادی قرار گرفته است.

به گزارش روز نو در چنین شرایطی، بحران کنونی دونالد ترامپ را به توافق با ولادیمیر پوتین برای افزایش عرضه گازوئیل روسیه به بازار‌های آمریکا و جهان سوق داده است. بر اساس گزارش رویترز، ترامپ اعلام کرده که روسیه در مرحله نخست بیش از ۳۰۰ هزار تن گازوئیل عرضه خواهد کرد و محموله‌های بیشتری نیز در ماه‌های آینده در نظر گرفته شده است. دولت آمریکا هم به‌طور موقت محدودیت‌های مربوط به واردات گازوئیل روسیه را تسهیل کرده است.

کامرون عبادی، معاون سردبیر فارن پالیسی، در گفت‌وگویی با آدام توز، مدیر مؤسسه اروپایی دانشگاه کلمبیا در وبسایت این نشریهنوشت: این اقدامات البته با انتقاد اوکراین روبه‌رو شده و در عین حال، تردید‌هایی درباره توان مسکو برای افزایش پایدار عرضه، با توجه به آسیب‌دیدن پالایشگاه‌های روسیه در حملات اوکراین، ایجاد کرده است.

افزایش دو برابری قیمت‌ها

قیمت گازوئیل، سوختی که تراکتورها، قطار‌ها و کشتی‌های سراسر جهان را به حرکت درمی‌آورد، طی دو سال گذشته تقریباً دو برابر شده است. این افزایش قیمت حاصل مجموعه‌ای از عوامل، از جنگ ایران و اوکراین گرفته تا تصمیم‌های سیاستی در اروپا و آسیاست. البته پیامد‌های بحران به مصرف‌کنندگان سوخت دیزل محدود نیست و می‌تواند هزینه حمل‌ونقل، تولید مواد غذایی و قیمت کالا‌های مصرفی را افزایش دهد.

چرا گازوئیل برای اقتصاد جهانی اهمیت دارد؟

گازوئیل یکی از فرآورده‌های حاصل از پالایش نفت خام است. در این فرایند، نفت حرارت داده می‌شود و اجزای مختلف آن بر اساس ویژگی‌های شیمیایی و دمای تبخیر، از یکدیگر جدا می‌شوند. گازوئیل در میانه طیف فرآورده‌های پالایشی قرار دارد و از ترکیبات هیدروکربنی نسبتاً سنگینی تشکیل شده است که قابلیت احتراق دارند.

تفاوت اصلی موتور‌های دیزلی با موتور‌های بنزینی در شیوه احتراق سوخت است. در موتور‌های بنزینی، مخلوط هوا و سوخت با جرقه شمع مشتعل می‌شود؛ اما در موتور‌های دیزلی، هوا ابتدا فشرده و داغ می‌شود و سپس تزریق گازوئیل موجب احتراق خودبه‌خودی آن می‌شود. این سازوکار امکان ساخت موتور‌های بسیار بزرگ و کارآمد را فراهم می‌کند؛ از موتور کامیون‌ها و ماشین‌آلات سنگین گرفته تا موتور‌های عظیم کشتی‌ها.

اهمیت گازوئیل از همین کاربرد گسترده ناشی می‌شود. این سوخت یکی از پایه‌های اصلی لجستیک اقتصاد جهانی است و در حمل‌ونقل کالا، کشاورزی و فعالیت‌های صنعتی نقشی اساسی دارد. به همین دلیل، افزایش قیمت یا کمبود آن می‌تواند به‌سرعت از بخش انرژی فراتر برود و بر هزینه‌های زندگی خانوار‌ها تأثیر بگذارد.

اروپا چگونه به گازوئیل وابسته شد؟

وابستگی بالای اروپا به گازوئیل نتیجه تصمیم‌های صنعتی و سیاست‌گذاری‌هایی است که از اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی شکل گرفتند. در اواخر دهه ۱۹۸۰، تنها حدود ۱۰ تا ۱۱ درصد خودرو‌های سواری اروپا دیزلی بودند؛ اما این سهم تا اوایل دهه ۲۰۱۰ به بیش از ۵۰ درصد رسید.

در این میان، سه عامل اصلی در این تحول نقش داشتند: پیشرفت فناوری موتور‌های دیزلی در صنعت خودروسازی اروپا، حمایت سیاست‌گذاران از موتور‌های احتراق داخلی کم‌مصرف و منافع پالایشگاه‌هایی که به دنبال بازار مناسبی برای فرآورده‌های میانی نفت بودند.

خودروسازان اروپایی با توسعه فناوری‌هایی مانند توربوشارژر و سامانه‌های دقیق تزریق سوخت، موتور‌های دیزلی کم‌مصرفی تولید کردند که حتی برای خودرو‌های کوچک نیز مناسب بودند. این پیشرفت به یکی از مزیت‌های فناورانه صنعت خودروسازی اروپا تبدیل شد.

در همین حال، کمیسیون اروپا که در آن زمان خودرو‌های برقی را هنوز گزینه‌ای فراگیر نمی‌دید، افزایش بهره‌وری موتور‌های احتراق داخلی را راهی برای کاهش مصرف سوخت و بهبود عملکرد زیست‌محیطی خودرو‌ها می‌دانست. صنعت خودروسازی نیز از این جهت‌گیری استقبال کرد.

پالایشگاه‌ها هم از گسترش بازار گازوئیل سود می‌بردند. پالایش نفت خام به تولید مجموعه‌ای از فرآورده‌ها منجر می‌شود و پالایشگاه‌ها باید برای هر یک از این محصولات بازار مناسبی پیدا کنند. افزایش تقاضا برای گازوئیل، امکان فروش بخش مهمی از محصولات پالایش را فراهم می‌کرد و منافع صنعت خودروسازی، دولت‌ها و پالایشگاه‌ها را در مسیری مشترک قرار می‌داد.

مشکلات محیط زیستی.

اما این راهبرد پیامد‌های منفی نیز داشت. رسوایی «دیزل‌گیت» فولکس‌واگن، که در آن نتایج آزمون‌های آلایندگی خودرو‌ها دست‌کاری شد، آسیب‌های زیست‌محیطی و محدودیت‌های این مسیر را آشکار کرد.

با این حال، اروپا در دهه ۲۰۱۰ چنان بر مزیت موتور‌های دیزلی تمرکز کرد که اهمیت خودرو‌های برقی مبتنی بر باتری را دست‌کم گرفت؛ موضوعی که در ادامه برای صنعت خودروسازی این قاره به چالشی جدی تبدیل شد.

ایجاد بحران گازوئیل؛ از جنگ ایران تا اوکراین

دو تحول جهانی بحران کنونی گازوئیل را ایجاد کردند؛ نخست جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و اختلال در تنگه هرمز بود که به عرضه جهانی انرژی و ظرفیت پالایش در منطقه خلیج فارس ضربه زد. این منطقه تنها مرکز تولید نفت و گاز نیست، بلکه بخش مهمی از صنایع پالایش و پتروشیمی جهان نیز در آن متمرکز شده است.

نکته تعیین‌کننده این است که کمبود فرآورده‌های پالایش‌شده الزاما به معنای کمبود نفت خام نیست، چرا که نفت خام را می‌توان از منابع مختلف تهیه کرد و با نفتکش به بازار‌های دیگر انتقال داد، اما ساخت پالایشگاه به سرمایه‌گذاری چندمیلیارددلاری و سال‌ها زمان نیاز دارد. در نتیجه، از مدار خارج شدن ظرفیت پالایش را نمی‌توان به‌سرعت با افزایش تولید نفت در منطقه‌ای دیگر جبران کرد.

عامل دوم، افزایش توان اوکراین در اجرای حملات پهپادی دوربرد علیه زیرساخت‌های روسیه، به‌ویژه پالایشگاه‌هاست.

در چنین شرایطی، اوکراین دریافته که حمله به ظرفیت پالایش گازوئیل روسیه می‌تواند فشار اقتصادی مؤثری ایجاد کند و به این کشور اهرم بیشتری برای جلب توجه قدرت‌های دیگر به هزینه‌های جنگ بدهد.

کاهش تدریجی ذخایر و محدود شدن امکان تغییر مسیر زنجیره‌های تأمین نیز بر شدت بحران افزوده است. کشور‌ها ممکن است در ابتدا با یافتن فروشندگان جدید یا تغییر مسیر واردات، بخشی از کمبود‌ها را جبران کنند؛ اما این راهکار‌ها محدودند و با تداوم اختلال‌ها، ذخایر کاهش می‌یابد و گزینه‌های جایگزین کمتر می‌شوند.

کاهش دسترسی اروپا در پی اختلال در هرمز

اروپا با وجود برخورداری از پالایشگاه‌های متعدد، تمام گازوئیل مورد نیاز خود را تولید نمی‌کند و در مقابل، ممکن است بیش از نیاز داخلی خود بنزین تولید کند. این عدم توازن، نتیجه همان ساختار صنعتی و الگوی مصرفی است که طی چند دهه شکل گرفته است.

پیش از جنگ اوکراین، روسیه یکی از منابع مهم تأمین گازوئیل اروپا بود. پس از اعمال تحریم‌ها بر صادرات فرآورده‌های نفتی روسیه در سال ۲۰۲۳، کشور‌های اروپایی ناچار شدند منابع وارداتی خود را تغییر دهند. بریتانیا وابستگی بیشتری به واردات گازوئیل از آمریکا پیدا کرد، درحالی‌که اتحادیه اروپا بخش مهمی از نیاز خود را از خاورمیانه و هند تأمین کرد.

حال با اختلال در تنگه هرمز، دسترسی اروپا به بخشی از منابع جایگزین خاورمیانه نیز محدود شده است. در نتیجه، این قاره هم‌زمان با محدودیت دسترسی به منابع پیشین روسیه و اختلال در مسیر‌های جدید تأمین مواجه شده است.

این وضعیت نشان می‌دهد که وابستگی به نفت خام با وابستگی به فرآورده‌های نفتی یکسان نیست. افزایش فاصله میان قیمت نفت خام و قیمت فرآورده‌هایی مانند گازوئیل و سوخت جت، که در بازار با عنوان «اسپرد کراک» شناخته می‌شود، نشان‌دهنده فشار ناشی از کمبود ظرفیت پالایش و عرضه محصولات نهایی است.

کدام کشور‌ها از موقعیت بهتری برخوردارند؟

اروپا در بحران کنونی موقعیت آسیب‌پذیرتری دارد، زیرا با کسری قابل‌توجه گازوئیل مواجه است. در مقابل، کشور‌هایی که ظرفیت پالایش گسترده دارند، از اهرم اقتصادی بیشتری برخوردارند؛ حتی اگر تولیدکنندگان بزرگ نفت خام نباشند.

در بازار کنونی، اهمیت اصلی با توانایی تبدیل نفت به محصولی است که مصرف‌کنندگان واقعاً به آن نیاز دارند.

هند و کره جنوبی، به دلیل برخورداری از پالایشگاه‌های بزرگ، مدرن و انعطاف‌پذیر، در موقعیت مناسبی قرار گرفته‌اند. هند همچنین به یکی از مسیر‌های مهم انتقال نفت خام روسیه به بازار‌های جهانی تبدیل شده است: پالایشگاه‌های هندی نفت روسیه را با تخفیف ناشی از تحریم‌ها خریداری می‌کنند و سپس فرآورده‌هایی مانند گازوئیل را به اروپا و دیگر بازار‌ها می‌فروشند. در این سازوکار، اروپا به‌جای واردات مستقیم نفت خام روسیه، فرآورده پالایش‌شده‌ای را دریافت می‌کند که در هند تولید شده است.

چین نیز به‌واسطه ظرفیت پالایش گسترده، ذخایر قابل‌توجه نفت و توانایی دولت برای مدیریت صادرات، از موقعیت نسبتً قدرتمندی برخوردار است. پکن در مراحل اولیه بحران، محدودیت‌هایی بر صادرات فرآورده‌های نفتی اعمال کرد تا بتواند نیاز‌های داخلی را در اولویت قرار دهد.

ذخایر سوخت نیز نقش مهمی در عبور از بحران دارند. ظرفیت ذخیره‌سازی در کشور‌های اروپایی متفاوت است؛ مثلا آلمان ذخایر گازوئیل بسیار بیشتری از بریتانیا در اختیار دارد و قصد دارد بخشی از آن را آزاد کند. این تفاوت نشان می‌دهد که میزان ذخایر و امکان استفاده از آنها برای جبران اختلال‌های کوتاه‌مدت، به‌اندازه ظرفیت تولید و واردات اهمیت دارد.

چرا محدودیت صادرات آمریکا ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد؟

آمریکا از تولید بالای نفت و ظرفیت گسترده پالایش برخوردار است، اما احتمال محدود کردن صادرات سوخت از سوی دولت دونالد ترامپ می‌تواند بازار را پیچیده‌تر کند. افزایش قیمت گازوئیل در آمریکا و فشار‌های اقتصادی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای ممکن است واشنگتن را به سمت اولویت دادن به مصرف داخلی و محدود کردن صادرات سوق دهد.

بااین‌حال، پالایشگاه‌های آمریکایی بر پایه تولید مستمر و فروش سریع فرآورده‌ها در بازار‌های داخلی و خارجی فعالیت می‌کنند. این کشور ظرفیت ذخیره‌سازی نامحدودی برای گازوئیل ندارد و در صورت توقف صادرات، ذخایر داخلی می‌تواند به‌سرعت پر شود.

در چنین شرایطی، پالایشگاه‌ها ممکن است ناچار شوند تا کل فرایند تولید را کاهش دهند؛ زیرا گازوئیل تنها بخشی از محصولات حاصل از پالایش نفت خام است و حدود ۲۵ درصد از فرآورده‌های یک بشکه نفت را تشکیل می‌دهد. اگر امکان ذخیره یا فروش این بخش محدود شود، تولید سایر فرآورده‌ها نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

بنابراین، محدودیت صادرات ممکن است قیمت گازوئیل را در داخل آمریکا تعدیل کند، اما هم‌زمان عرضه دیگر محصولات پالایشی را کاهش دهد و قیمت آنها را افزایش دهد.

اقتصاد جهانی پیچیده است

این مسئله نمونه‌ای از پیچیدگی اقتصاد جهانی است: مداخله در یک بخش از شبکه تأمین می‌تواند پیامد‌هایی فراتر از هدف اولیه ایجاد کند.

بحران کنونی در نهایت نشان می‌دهد که قدرت در بازار انرژی تنها از منابع طبیعی ناشی نمی‌شود. ظرفیت پالایش، ذخیره‌سازی، دسترسی به بازار‌های جهانی و انعطاف‌پذیری زنجیره‌های تأمین نیز در تعیین موقعیت کشور‌ها نقش دارند. جنگ‌ها می‌توانند زیرساخت‌های حیاتی را از مدار خارج کنند و تصمیم‌های صنعتی چند دهه قبل نیز بر میزان آسیب‌پذیری اقتصاد‌ها در بحران‌های امروز اثر بگذارند. افزایش قیمت گازوئیل از همین مسیر، به هزینه حمل‌ونقل، تولید مواد غذایی و قیمت کالا‌های مصرفی منتقل می‌شود.

تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار