
استعفای محسن پاکنژاد از وزارت نفت، شاید در زمانی عادی یک جابهجایی مدیریتی در کابینه تلقی میشد؛ اما زمان این کنارهگیری به آن اهمیتی فراتر از تغییر یک وزیر داده است. صنعت نفت ایران در یکی از حساسترین مقاطع خود قرار دارد و موضوع صادرات نفت، بازگشت درآمدهای ارزی و استمرار جریان انرژی به یکی از مؤلفههای اصلی اقتصاد و حتی معادلات سیاسی کشور تبدیل شده است.
به گزارش روز نو در چنین شرایطی، مسعود پزشکیان استعفای پاکنژاد را پذیرفت و حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران را به سرپرستی وزارتخانه منصوب کرد. روایت رسمی دولت درباره علت این اتفاق روشن، اما کوتاه است. سیدمهدی طباطبایی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهوری گفته پاکنژاد «از مدتها قبل» و به دلایل شخصی درخواست استعفا کرده بود، اما پزشکیان با آن موافقت نمیکرد. به گفته او، اصرار دوباره وزیر سرانجام باعث پذیرش استعفا شد. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت نیز همین روایت را تأیید کرده است. با این حال، زمان اعلام استعفا سبب شده روایتهای دیگری نیز در رسانهها مطرح شود؛ روایتهایی که باید میان آنها و موضع رسمی دولت تفکیک قائل شد. استعفایی که ناگهانی نبود؟ نخستین نکته همین توضیح دولت است.
اگر درخواست استعفا مدتها قبل ارائه شده، تصمیم پاکنژاد محصول تحولات چند روز اخیر نبوده است. این مسئله بسیاری از تحلیلهایی را که کنارهگیری او را مستقیماً به یک اتفاق مشخص در روزهای اخیر مرتبط میکنند، با تردید مواجه میسازد. اما پرسش دیگری باقی میماند: چرا استعفایی که پیشتر پذیرفته نشده بود، اکنون پذیرفته شد؟ دولت تاکنون توضیح بیشتری درباره این موضوع ارائه نکرده است. همین خلأ اطلاعاتی به شکلگیری گمانهزنیها کمک کرده؛ بهویژه اینکه وزارت نفت طی ماههای گذشته با چند پرونده و اختلاف مدیریتی روبهرو بوده است. حاشیهای به نام هلدینگ خلیج فارس یکی از مهمترین این موارد، اختلاف میان پاکنژاد و محمد شریعتمداری، مدیرعامل هلدینگ خلیج فارس بود.
اختلافی که از موضوع تغییر مدیریت بزرگترین مجموعه پتروشیمی کشور آغاز شد و به رسانهها نیز کشیده شد. تابناک گزارش داده بود رسانه رسمی وزارت نفت در مقطعی از انتخاب حسن عباسزاده بهعنوان مدیرعامل جدید هلدینگ خبر داد، اما روابط عمومی هلدینگ این موضوع را تکذیب کرد. بهروز نعمتی، مشاور وزیر نفت نیز شهریورماه اصل اختلاف میان پاکنژاد و شریعتمداری را تأیید کرده و گفته بود ریشه آن به تفاوت دیدگاه درباره انتخاب مدیران و شیوه مدیریت بازمیگردد. در ادامه نیز از برگزاری جلسهای برای حل اختلافات از مسیر گفتوگو خبر داده شد. اکنون برخی رسانهها این اختلاف را یکی از زمینههای کنارهگیری پاکنژاد معرفی میکنند. با وجود این، تا زمانی که پاکنژاد یا دولت چنین ارتباطی را تأیید نکردهاند، نمیتوان اختلاف بر سر هلدینگ خلیج فارس را علت قطعی استعفا دانست.
پرونده حساس فروش نفت موضوع مهمتر، همزمانی تغییر وزیر با افزایش حساسیتها درباره فروش نفت و بازگشت منابع حاصل از صادرات است. روز دوشنبه، تنها یک روز پس از اعلام استعفا، کمیسیون انرژی مجلس بررسی درخواست تحقیق و تفحص درباره فروش و صادرات نفت و میعانات گازی را آغاز کرد. رضا سپهوند، سخنگوی این کمیسیون گفته موضوع عملکرد تراستیها و تریدرهای نفتی، ارزهای بازنگشته و منابع باقیمانده در بانکهای خارجی از محورهای مطرحشده در جلسه بوده است. نورنیوز نیز در تحلیلی درباره استعفا نوشته ابهامات مربوط به فروش نفت، عملکرد واسطهها و بازگشت درآمدهای صادراتی طی دو سال گذشته بارها در رسانهها، مجلس و نهادهای نظارتی مطرح شده است.
همین منبع البته تصریح میکند این مسائل به معنای انتساب تخلف به شخص پاکنژاد نیست و برای تعیین مسئولیت احتمالی افراد باید اسناد و گزارشهای رسمی نهادهای نظارتی بررسی شود. این تفکیک اهمیت زیادی دارد. وجود سؤال درباره یک فرآیند مدیریتی با اثبات تخلف مدیر یکسان نیست. اما آغاز تحقیق و تفحص مجلس نشان میدهد نحوه فروش نفت و وصول درآمدهای آن احتمالاً یکی از پروندههای مهم پیش روی مدیریت جدید وزارتخانه خواهد بود. نفت در میانه فشار خارجی وجه سوم ماجرا به شرایط بیرونی بازمیگردد. پاکنژاد در شرایطی وزارت نفت را ترک کرده که فشار بر صنعت نفت و مسیرهای صادراتی ایران افزایش یافته است.
رویترز نیز در گزارش استعفای او بر همین زمانبندی تأکید کرده و نوشته صنعت نفت ایران در میانه جنگ و فشار اقتصادی، نقشی حیاتی در اقتصاد کشور دارد. خود پاکنژاد اندکی پیش از انتشار خبر استعفا گفته بود درآمد نفتهای فروختهشده همچنان در حال وصول است و این روند ادامه خواهد یافت. از همین منظر، شاید مهمترین مسئله پس از استعفا نه چرایی رفتن پاکنژاد، بلکه چگونگی مدیریت وزارت نفت در دوره پیش رو باشد. در شرایط کنونی، نفت فقط یک کالای صادراتی نیست. استمرار صادرات، وصول درآمدها، تأمین خوراک پالایشگاهها و پتروشیمیها، تولید گاز و حفظ زیرساختهای انرژی مستقیماً با ثبات اقتصادی کشور ارتباط پیدا کرده است؛ لذا هرگونه وقفه مدیریتی در چنین فضایی میتواند هزینهزا باشد. انتخاب بورد؛ پیام تداوم انتصاب حمید بورد را میتوان تلاشی برای جلوگیری از همین وقفه دانست.
او مدیری خارج از ساختار صنعت نفت نیست؛ از مرداد ۱۴۰۳ با حکم خود پاکنژاد معاون وزیر و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران بوده و مستقیماً با پروندههای تولید، توسعه میادین و صادرات درگیر بوده است؛ بنابراین انتخاب او بیش از آنکه نشانه تغییر فوری مسیر وزارتخانه باشد، میتواند پیام تداوم مدیریت اجرایی در شرایط حساس تلقی شود. اما سرپرستی دائمی نیست. براساس قانون، دولت سه ماه فرصت دارد وزیر پیشنهادی خود را به مجلس معرفی کند. انتخاب وزیر بعدی از این جهت اهمیت دارد که او باید همزمان چند پرونده دشوار را مدیریت کند: استمرار تولید و صادرات، بازگشت منابع نفتی، سرمایهگذاری در میادین، ناترازی انرژی و پاسخگویی به پرسشهای مجلس درباره فرآیند فروش نفت.
پرسشی که باقی میماند استعفای پاکنژاد فعلاً بیش از آنکه پاسخ ایجاد کرده باشد، پرسش ایجاد کرده است. روایت رسمی، بر دلایل شخصی تأکید دارد و سند معتبری که نشان دهد رئیسجمهوری به دلیل عملکرد وزیر او را کنار گذاشته، منتشر نشده است. در عین حال نمیتوان انکار کرد که استعفا در فضایی رخ داده که وزارت نفت با اختلافات مدیریتی، فشار خارجی و پرسشهای جدی درباره سازوکارهای فروش نفت مواجه است. شاید قضاوت دقیق درباره علت کنارهگیری نیازمند توضیحات بیشتر خود پاکنژاد یا دولت باشد. اما برای اقتصاد ایران مسئله مهمتر از علت رفتن یک وزیر، اتفاقی است که پس از او رخ خواهد داد. وزارت نفت اکنون بیش از هر زمان دیگری به ثبات مدیریتی، شفافیت در فرآیندهای مالی و تصمیمگیری سریع نیاز دارد. پاکنژاد رفته است، اما پروندههایی که روی میز وزارت نفت قرار دارند، با استعفای وزیر بسته نمیشوند.