به روز شده در: ۱۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۸
کد خبر: ۷۶۹۴۵۰
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۵ - ۱۴ مهر ۱۴۰۵

میانجی‌ها همچنان در تلاش برای صلح هستند!

روزنو : مسئله اصلی آن است که آیا هنوز برای دیپلماسی، فضای کافی برای اثرگذاری وجود دارد یا نه؟ مجموعه روایت‌ها، سناریو‌ها و گمانه‌هایی که این روز‌ها درباره بحران شکل گرفته، از مقطعی حکایت دارد که شاید بتوان آن را «نقطه میانجی‌ناپذیر» نامید. در چنین نقطه‌ای، عملا بی‌اعتمادی، مطالبات متعارض، ملاحظات امنیتی و محاسبات میدانی می‌توانند حتی فعال‌ترین میانجی‌ها را نیز با محدودیت مواجه کنند. از این‌رو، استقبال از هر تلاش دیپلماتیک و میانجیگرانه، بیش از آنکه یک انتخاب سیاسی باشد، ضرورتی برای جلوگیری از هزینه‌های یک رویارویی تازه است. اکنون شاید مهم‌ترین فرصت، پیش از آنکه بحران وارد مرحله‌ای برگشت‌ناپذیر شود، همین کانال‌های دیپلماتیکی باشد که هنوز باز مانده‌اند. هرچه این پنجره دیرتر مورد استفاده قرار گیرد، هزینه بازگرداندن بحران به میز مذاکره نیز سنگین‌تر خواهد شد.

میانجی‌ها همچنان در تلاش برای صلح هستند!

هم‌زمان با افزایش شائبه‌ها و گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال ازسرگیری درگیری میان ایران و آمریکا، نشانه‌ای شایان تأمل در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی خودنمایی می‌کند؛ موجی از اعلام آمادگی کشور‌ها برای میانجیگری و تلاش برای گشودن دوباره مسیر‌های دیپلماتیک.

به گزارش روز نو از چین و روسیه تا قطر، عراق، الجزایر و... هریک به شکلی از آمادگی خود برای ایفای نقش در کاهش تنش و نزدیک‌کردن دیدگاه‌های تهران و واشینگتن سخن گفته‌اند. این هم‌زمانی میانجیگری‌ها صرفا یک اتفاق دیپلماتیک معمولی نیست و می‌تواند نشانه‌ای از جدی‌تر‌شدن نگرانی‌ها درباره آینده بحران تلقی شود.

این در حالی است که کشور‌هایی همچون پاکستان، عمان و مصر نیز طی این مدت در قالب‌های مختلف، به‌طور جدی درگیر رایزنی، انتقال پیام و تلاش‌های میانجیگرانه میان طرف‌های درگیر بوده‌اند. به بیان دیگر، همان‌قدر که احتمال تشدید رویارویی در محاسبات سیاسی و رسانه‌ای پررنگ‌تر می‌شود، تلاش برای مهار آن نیز ابعاد گسترده‌تری پیدا می‌کند. این هم‌زمانی معنادار است؛ چراکه میانجیگری معمولا زمانی شدت می‌گیرد که فاصله میان دیپلماسی و تقابل، بیش از هر زمان دیگری شکننده شده باشد. از این منظر، تکاپوی پایتخت‌های مختلف را می‌توان تلاشی پیشگیرانه برای جلوگیری از ورود بحران به مرحله‌ای دانست که بازگرداندن آن به مسیر گفت‌و‌گو دشوارتر خواهد شد. با این حال، افزایش تعداد میانجی‌ها لزوما به معنای افزایش احتمال موفقیت میانجیگری نیست.

 مسئله اصلی آن است که آیا هنوز برای دیپلماسی، فضای کافی برای اثرگذاری وجود دارد یا نه؟ مجموعه روایت‌ها، سناریو‌ها و گمانه‌هایی که این روز‌ها درباره بحران شکل گرفته، از مقطعی حکایت دارد که شاید بتوان آن را «نقطه میانجی‌ناپذیر» نامید. در چنین نقطه‌ای، عملا بی‌اعتمادی، مطالبات متعارض، ملاحظات امنیتی و محاسبات میدانی می‌توانند حتی فعال‌ترین میانجی‌ها را نیز با محدودیت مواجه کنند. از این‌رو، استقبال از هر تلاش دیپلماتیک و میانجیگرانه، بیش از آنکه یک انتخاب سیاسی باشد، ضرورتی برای جلوگیری از هزینه‌های یک رویارویی تازه است. اکنون شاید مهم‌ترین فرصت، پیش از آنکه بحران وارد مرحله‌ای برگشت‌ناپذیر شود، همین کانال‌های دیپلماتیکی باشد که هنوز باز مانده‌اند. هرچه این پنجره دیرتر مورد استفاده قرار گیرد، هزینه بازگرداندن بحران به میز مذاکره نیز سنگین‌تر خواهد شد.

نگاه‌ها دوباره به پکن دوخته شده است؟

در ماراتن پیچیده میانجیگری کشور‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، چین بیش از هر زمان دیگری در جایگاهی قرار گرفته که می‌تواند بر مسیر معادلات تهران-واشینگتن و تحولات دیپلماتیک خاورمیانه اثرگذار باشد؛ به هر حال پکن پیش‌تر با میانجیگری میان ایران و عربستان نشان داد می‌تواند در پرونده‌هایی که سال‌ها درگیر رقابت و بی‌اعتمادی بوده‌اند، نقشی متفاوت ایفا کند و اکنون بار دیگر نام پکن در بحث پایان‌دادن به تنش میان ایران و آمریکا مطرح شده است. این نقش در روز‌های اخیر از چند مسیر مورد توجه قرار گرفته است. تریتا پارسی، معاون اجرائی اندیشکده کوئینسی در واشینگتن، در گفت‌و‌گو با «انتخاب» گفته است یکی از اتفاقات پیش‌بینی‌نشده‌ای که می‌تواند موضع دونالد ترامپ را تغییر دهد، ورود چین برای پایان‌دادن به جنگ است.

 به گفته او، چین از معدود بازیگرانی است که ترامپ آن را «واقعا جدی» می‌گیرد و رئیس‌جمهوری آمریکا در مواجهه با شی جین‌پینگ، رفتار متفاوتی دارد. پارسی در عین حال تصریح کرده پکن تاکنون تمایل آشکاری برای بر‌عهده گرفتن چنین نقشی نشان نداده است. در همین حال، علی‌اکبر صالحی، وزیر امور خارجه پیشین ایران و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی، پیشنهاد برگزاری یک نشست سه‌جانبه میان ایران، آمریکا و چین را مطرح کرده است. صالحی معتقد است اگرچه فرصت حضور هم‌زمان مقام‌های ایرانی و چینی در آمریکا از دست رفته، اما اصل ایده همچنان موضوعیت دارد و زمان و مکان آن می‌تواند تغییر کند. او نقش چین را نه صرفا در مقام میانجی، بلکه به عنوان «ضامن» احتمالی یک توافق میان تهران و واشینگتن مورد توجه قرار داده و چنین ابتکاری را اقدامی بسیار مهم در مناسبات بین‌المللی توصیف کرده است. هم‌زمان، خود پکن نیز در موضع‌گیری‌های رسمی اخیر، بر مسیر دیپلماسی تأکید کرده است.

 گائو جیاکون، سخنگوی وزارت خارجه چین، چهارشنبه گذشته از ایران و آمریکا خواسته است به چارچوب تفاهم‌نامه اسلام‌آباد بازگردند و مذاکرات و گفت‌و‌گو‌ها را هرچه سریع‌تر از سر بگیرند. او همچنین گفته است چین از نخستین روز جنگ برای کمک به پایان درگیری و پیشبرد مذاکرات صلح تلاش کرده و به تلاش‌های خود برای برقراری صلح و آرامش در خاورمیانه و منطقه خلیج فارس ادامه خواهد داد. اهمیت نقش چین، اما فقط به رابطه تهران و واشینگتن محدود نمی‌شود. توافق سال ۲۰۲۳ میان ایران و عربستان که با میانجیگری پکن حاصل شد، مهم‌ترین نمونه از ورود چین به یک مناقشه دیرپای منطقه‌ای بود. این توافق دو کشور را به اصولی مانند احترام به حاکمیت و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر متعهد کرد و به ازسرگیری روابط دیپلماتیک انجامید. اکنون، در شرایطی که آینده آن توافق نیز تحت تأثیر تحولات اخیر قرار گرفته، ترکی الفیصل، رئیس پیشین دستگاه اطلاعات عربستان، بار دیگر بر مسئولیت چین تأکید کرده است.

 او در گفت‌و‌گو با «عرب‌نیوز» گفته چین، به عنوان کشوری که تهران و ریاض را در سال ۲۰۲۳ به توافق رساند، باید نقشی را که در آن زمان ایفا کرد، ادامه دهد. الفیصل در عین حال تأکید کرده اعتماد آینده میان ایران و عربستان باید بر اساس اقدامات قابل مشاهده ایران شکل بگیرد. از این منظر، نقش چین اکنون در دو سطح قابل مشاهده است؛ نخست، حفظ و احیای کانال‌های گفت‌و‌گو میان ایران و آمریکا و دوم، تلاش برای جلوگیری از فروپاشی مسیر تنش‌زدایی میان ایران و کشور‌های عربی. اینکه پکن تا چه اندازه حاضر باشد از نفوذ اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک خود برای پیشبرد این روند استفاده کند، همچنان پرسشی باز است، اما مواضع اخیر نشان می‌دهد چین در معادلات دیپلماتیک خاورمیانه دیگر صرفا یک ناظر بیرونی نیست و بازیگران مختلف، از تهران و ریاض تا واشینگتن، نقش آن را با دقت بیشتری دنبال می‌کنند.

از پیشنهاد هسته‌ای پوتین تا آمادگی روسیه برای گفت‌و‌گو

در کنار چینی‌ها، اکنون روس‌ها نیز از تمایل خود برای میانجیگری و کمک به پایان بحران میان ایران و آمریکا سخن می‌گویند. مسکو که روابط راهبردی خود با تهران را در سال‌های اخیر تعمیق کرده، هم‌زمان با تأکید بر ضرورت گفت‌و‌گو، یک پیشنهاد مشخص هسته‌ای را نیز همچنان روی میز نگه داشته است؛ پیشنهادی که بر انتقال اورانیوم غنی‌شده ایران به روسیه استوار است و از نگاه کرملین می‌تواند یکی از گره‌های اصلی مذاکرات را باز کند.

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، در اظهارات اخیر خود تأکید کرده پیشنهاد مسکو برای انتقال اورانیوم غنی‌شده ایران به خاک روسیه همچنان معتبر است. به گفته او، این ایده در ابتدا با موافقت طرف‌های درگیر مواجه شده بود، اما بعدا آمریکا موضع خود را تغییر داد و خواستار انتقال مواد به خاک خود شد. کرملین نیز پیش‌تر اعلام کرده بود روسیه آماده پذیرش اورانیوم غنی‌شده ایران است و این پیشنهاد همچنان روی میز قرار دارد. اهمیت این پیشنهاد از آن رو است که موضوع ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران، یکی از مسائل محوری در هرگونه توافق هسته‌ای میان تهران و واشینگتن به شمار می‌رود. روسیه پیش از این نیز در چارچوب توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ در انتقال و نگهداری مواد هسته‌ای ایران نقش داشت و اکنون مسکو تلاش می‌کند همین ظرفیت را به عنوان بخشی از راه‌حل بحران جدید مطرح کند.

پوتین همچنین در اظهارات اخیر خود از تداوم تلاش‌ها برای کاهش تنش در منطقه سخن گفته و ابراز امیدواری کرده است تحریم‌های ایران لغو شود و تردد کشتیرانی در تنگه هرمز از سر گرفته شود. او لغو تحریم‌ها را خواسته‌ای دانسته که ایران آن را دنبال می‌کند. در سطحی دیگر، دیمیتری مدودف، معاون شورای امنیت روسیه، موضع مسکو در قبال نقش میانجیگرانه این کشور را صریح‌تر بیان کرده است. او در گفت‌وگویی با شبکه خبر جمهوری اسلامی ایران، عنوان کرد روسیه برای کمک به حل‌وفصل دیپلماتیک بحران میان ایران و آمریکا آمادگی دارد و در صورت مفید‌بودن چنین اقدامی، می‌تواند خدمات میانجیگری خود را ارائه کند. مدودف همچنین تأکید کرده است حل‌وفصل بلندمدت وضعیت ایران برای روسیه اهمیت دارد. این موضع البته در کنار تأکید مسکو بر روابط راهبردی با تهران مطرح می‌شود. مدودف گفت روسیه روابط خود با جمهوری اسلامی ایران را فدا نخواهد کرد و دو کشور شرکای راهبردی هستند. او همچنین از تلاش‌های دیپلماتیک روسیه برای کمک به ایران سخن گفته و تأکید کرده است مسکو خواهان حل مسائل از مسیر مذاکره است، نه تشدید رویارویی.

 مدودف در ارزیابی خود از شرایط منطقه، مسئولیت تشدید بحران را متوجه آمریکا و اسرائیل دانسته و نسبت به پیامد‌های اقتصادی درگیری هشدار داده است. این بخش از سخنان او، مانند دیگر اظهارات سیاسی طرف‌های درگیر، بیانگر موضع رسمی مسکو است و باید در همین چارچوب خوانده شود. در نمای کلی، آنچه از مواضع اخیر کرملین برمی‌آید، تلاش برای حفظ یک مسیر دیپلماتیک در کنار روابط نزدیک با تهران است. پیشنهاد انتقال اورانیوم، اعلام آمادگی برای میانجیگری و تأکید بر بازگشت به مذاکره، سه محور اصلی رویکرد روسیه را تشکیل می‌دهند. روسیه اکنون می‌کوشد خود را نه صرفا به عنوان حامی ایران، بلکه به عنوان بازیگری معرفی کند که می‌تواند در حل یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های امنیتی منطقه نقش داشته باشد؛ هرچند تحقق چنین نقشی به پذیرش پیشنهاد‌های مسکو از سوی تهران و واشینگتن و آمادگی دو طرف برای بازگشت به میز مذاکره بستگی خواهد داشت.

پیرو تمایل روسیه و چین برای ایفای نقش میانجیگرانه و کمک به حل‌وفصل بحران، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز روز یکشنبه در نشست خبری خود، درباره روابط تهران و مسکو و هماهنگی‌های دو کشور در موضوعات بین‌المللی تصریح کرد روابط ایران و روسیه «بسیار خوب» است و دو کشور هم به‌صورت دوجانبه و هم در چارچوب سازمان‌های بین‌المللی، از‌جمله شورای امنیت و سازمان همکاری شانگهای، هماهنگی‌های مستمری دارند. بقایی این را هم افزود که مواضع ایران و روسیه در قبال بسیاری از تحولات بین‌المللی مشترک است؛ از‌جمله در مخالفت با یک‌جانبه‌گرایی و نظامی‌گری. او موضع روسیه در قبال «جنگ تحمیلی سوم» را ارزشمند و مهم دانست و بیان کرد مسکو این تجاوز نظامی را محکوم کرده و در شورای امنیت نیز همکاری‌های خوبی با ایران داشته است. سخنگوی وزارت خارجه درباره پرونده هسته‌ای نیز تأکید کرد تهران همواره با مسکو در مشورت بوده است و در هر تحول جدیدی، با روسیه و چین، به عنوان دو عضو اثرگذار شورای امنیت و دو کشوری که ایران روابط خوبی با آنها دارد، هماهنگ عمل خواهد کرد.

از عراق تا الجزایر

در ادامه تلاش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی برای پایان‌دادن به جنگ و بازگرداندن ایران و آمریکا به مسیر گفت‌و‌گو، دامنه کشور‌هایی که از آمادگی خود برای ایفای نقش میانجی سخن می‌گویند، گسترده‌تر شده است؛ از عراق که خود را به دلیل پیامد‌های مستقیم امنیتی و اقتصادی بحران، در معرض آسیب‌های آن می‌داند، تا الجزایر که با تأکید بر رویکرد صلح‌طلبانه خود، اعلام کرده برای میانجیگری در موضوع تنگه هرمز آمادگی دارد. این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که نگرانی درباره امنیت کشتیرانی در هرمز و آثار ادامه درگیری بر اقتصاد کشور‌های منطقه همچنان یکی از محور‌های اصلی رایزنی‌هاست.

 در همین زمینه، فؤاد حسین، وزیر خارجه عراق، در گفت‌وگویی با رادیو اروپای آزاد، تأکید کرده است هر جنگی باید پایان یابد و پایان جنگ نیز به معنای بازگشت به دیپلماسی است. به گفته او، در شرایط کنونی هیچ جایگزینی برای کانال‌های دیپلماتیک وجود ندارد و بغداد همه طرف‌ها را به بازگشت به میز مذاکره تشویق می‌کند. وزیر خارجه عراق با اشاره به اینکه کشورش خود از پیامد‌های درگیری میان ایران و آمریکا آسیب دیده، گفت این بحران دیگر صرفا یک مناقشه دوجانبه نیست و دامنه آن به منطقه گسترش یافته است. از نگاه بغداد، بسته‌شدن یا اختلال در تردد از تنگه هرمز مستقیم بر توان عراق برای صادرات نفت اثر می‌گذارد؛ موضوعی که با توجه به وابستگی بالای اقتصاد این کشور به درآمد‌های نفتی، اهمیت ویژه‌ای دارد. حسین درباره نقش مستقیم عراق در میانجیگری نیز موضعی مشروط اتخاذ کرد و گفت تهران و واشینگتن باید برای این منظور به بغداد مراجعه کنند؛ با این حال تأکید کرد اگر دو طرف درخواست کنند، عراق آماده است میان آنها میانجیگری کند.

او همچنین عراق را در موقعیتی مناسب برای ترتیب‌دادن نشست میان دو طرف دانست و بر ضرورت حل اختلافات از مسیر مذاکره تأکید کرد. وزیر خارجه عراق در بخش دیگری از اظهاراتش، مخالفت بغداد با ازسرگیری عملیات نظامی را به تجربه تاریخی این کشور از جنگ‌های گذشته مرتبط دانست. به گفته او، عراق طی دهه‌های گذشته هزینه سنگینی از جنگ پرداخته و اکنون نمی‌خواهد بار دیگر بخشی از یک جنگ منطقه‌ای باشد. حسین تأکید کرد اختلافات باید از طریق مذاکره حل شود، نه ابزار نظامی. در همین چارچوب، بغداد در ماه‌های گذشته نیز بر اهمیت بازگشایی تنگه هرمز و تضمین آزادی کشتیرانی تأکید کرده است؛ موضوعی که برای اقتصاد عراق و صادرات نفت این کشور اهمیتی مستقیم دارد. در سوی دیگر، عبدالمجید تبون، رئیس‌جمهور الجزایر نیز اعلام کرده است کشورش برای هرگونه میانجیگری درباره تنگه هرمز آمادگی دارد. 

تبون با اشاره به عبور کشتی‌های الجزایری از این آبراه گفت الجزایر خود را طرف درگیر در بحران هرمز نمی‌داند و به همین دلیل آماده است در صورت درخواست طرف‌های درگیر، برای کمک به حل مسئله وارد عمل شود. رئیس‌جمهور الجزایر همچنین تأکید کرده کشورش با هیچ طرفی مشکل ندارد و رویکرد الجزایر، رویکردی صلح‌طلبانه است. اظهارات او در حالی مطرح شده که موضوع امنیت تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز به یکی از مسائل مهم بحران تبدیل شده و هرگونه اختلال در این آبراه، پیامد‌هایی فراتر از کشور‌های ساحلی آن دارد. تبون در عین حال بر تداوم روابط دوستانه الجزایر با روسیه و چین تأکید کرده و موضع کشورش را مبتنی بر حفظ روابط با شرکای مختلف دانسته است. الجزایر پیش‌تر نیز در قبال تشدید تنش میان ایران و آمریکا، بر خویشتن‌داری و پرهیز از گسترش ناامنی در منطقه خلیج فارس تأکید کرده بود. آنچه در مواضع بغداد و الجزیره بیش از هر چیز برجسته است، پیوند میان تلاش‌های دیپلماتیک و مسئله تنگه هرمز است. عراق از یک سو به دلیل وابستگی شدید به صادرات نفت، مستقیم از اختلال در این مسیر آسیب می‌بیند و از سوی دیگر الجزایر با اشاره به عبور کشتی‌های خود از هرمز، بر ضرورت حفظ امنیت و تداوم کشتیرانی در این آبراه تأکید دارد.

 به این ترتیب، اعلام آمادگی عراق و الجزایر را می‌توان در امتداد مجموعه تلاش‌هایی دید که با هدف جلوگیری از گسترش جنگ، حفظ مسیر‌های ارتباطی و بازگرداندن تهران و واشینگتن به میز مذاکره دنبال می‌شود. با این حال، همان‌گونه که وزیر خارجه عراق تصریح کرده، ایفای نقش رسمی میانجیگری زمانی امکان‌پذیر خواهد بود که دو طرف اصلی مناقشه چنین نقشی را بپذیرند و برای آن درخواست کنند. در چنین شرایطی، از بغداد تا الجزیره، پیام مشترک این کشور‌ها بیش از آنکه ارائه یک طرح مشخص برای حل اختلافات باشد، تأکید بر ضرورت توقف درگیری، بازگشت به دیپلماسی و جلوگیری از تبدیل بحران ایران و آمریکا به یک جنگ گسترده‌تر منطقه‌ای است؛ مسیری که در آن امنیت تنگه هرمز و استمرار جریان انرژی نیز به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های رایزنی‌ها تبدیل شده است.

دوحه در خط مقدم میانجیگری؛ اختلاف تهران و واشینگتن بر سر «ترتیب تعهدات»

در میان موج اعلام آمادگی کشور‌ها برای میانجیگری میان ایران و آمریکا، این قطری‌ها هستند که به شکل عملی در کوران دیپلماسی قرار گرفته‌اند. دوحه با جدیت و تحرکی فزاینده در حال رایزنی، انتقال پیام و ارائه پیشنهاد‌هایی برای نزدیک‌کردن مواضع دو طرف است و به نظر می‌رسد دور تازه تلاش‌های دیپلماتیک دوحه در روز‌های پیش‌رو نیز ادامه خواهد یافت و نگاه‌ها را به نقش این کشور در جلوگیری از فروپاشی کامل مسیر دیپلماتیک دوخته است.

براساس گزارشی که الجزیره منتشر کرده، مذاکرات میان ایران و آمریکا در روز‌های اخیر شاهد تحرکات دیپلماتیک فزاینده‌ای بوده و قطر مجموعه‌ای از پیشنهاد‌ها را برای نزدیک‌کردن دیدگاه‌های دو طرف مطرح کرده است. براساس این گزارش، تهران در حال بررسی این پیشنهاد‌ها در شورای عالی امنیت ملی است و فضای مذاکرات، با وجود تداوم اختلافات بر سر چگونگی مذاکره و پرونده هسته‌ای، «نسبتا مثبت» ارزیابی شده است. الجزیره همچنین گزارش داده احتمال دارد واشینگتن پیشنهاد‌هایی برای «ترتیب‌بندی جدید» توافق با ایران ارائه کرده باشد. این موضوع به گفته یک تحلیلگر، می‌تواند به معنای تلاش آمریکا برای تغییر زمان‌بندی طرح پیشنهادی ایران باشد. لوسیانو زاکارا، دانشیار مدعو دانشگاه جورج‌تاون در قطر، دراین‌باره گفته است اختلاف اصلی لزوما بر سر اصل موضوعات مورد مذاکره نیست، بلکه بر سر نحوه اجرا و توالی مراحل توافق است. 

در همین حال، گزارش اخیر روزنامه «صبح نو» به عنوان رسانه نزدیک به قالیباف، از جزئیات دیگری درباره پیشنهاد جدید آمریکا حکایت دارد. براساس این گزارش، پیشنهاد واشینگتن همچنان بر شالوده «تفاهم اسلام‌آباد» استوار است، اما این بار تعیین «نقشه راه مسیر مذاکرات نهایی» نیز به آن افزوده شده است. این گزارش مدعی است آمریکایی‌ها خواهان ورود طرفین به مذاکرات هسته‌ای از همان مرحله تفاهم اولیه هستند؛ درحالی‌که تهران درباره نحوه ورود به مذاکرات هسته‌ای و جدول زمانی آن، به دلیل بی‌اعتمادی به واشینگتن، ملاحظاتی دارد. براساس همین روایت، اختلاف اصلی اکنون بیش از آنکه صرفا بر سر اصل مذاکره باشد، به ترتیب و زمان‌بندی اجرای تعهدات بازمی‌گردد. در مدل مورد نظر ایران، ابتدا باید تعهدات آمریکا اجرا شود و پس از آن، تهران وارد مراحل بعدی و مذاکرات برای توافق نهایی در یک بازه زمانی مشخص آغاز شود. در مقابل، پیشنهاد منتسب به آمریکا ظاهرا خواهان ترسیم مسیر مذاکرات هسته‌ای از همان تفاهم اولیه است.

این وضعیت نشان می‌دهد قطر در این مرحله صرفا نقش انتقال‌دهنده پیام را ایفا نمی‌کند، بلکه تلاش دارد میان دو چارچوب متفاوت برای خروج از بحران، زمینه‌ای برای نزدیک‌شدن دیدگاه‌ها پیدا کند. پیش‌تر نیز قطر در کنار دیگر میانجی‌ها در انتقال پیام‌های تهران و واشینگتن نقش داشته است. اکنون نگاه‌ها به هفته آینده دوخته شده که بنا بر ارزیابی الجزیره، می‌تواند شاهد تشدید تحرکات دیپلماتیک باشد. با این حال، مسیر مذاکره همچنان شکننده است و احتمال بازگشت تنش نظامی نیز منتفی نیست. در چنین شرایطی، تلاش فشرده قطر را باید بخشی از دیپلماسی چندلایه‌ای دانست که هدف آن حفظ کانال ارتباطی میان تهران و واشینگتن و جلوگیری از بسته‌شدن کامل راه گفت‌و‌گو است. در نهایت، آنچه از مجموعه گزارش‌ها برمی‌آید این است که گره اصلی مذاکرات فعلی نه در اصل تماس و مذاکره، بلکه در ترتیب اجرای تعهدات، زمان ورود به مذاکرات نهایی و تضمین پایبندی طرفین نهفته است و قطر اکنون در تلاش است با انتقال پیام‌ها و پیشنهاد‌های متقابل، راهی برای بازکردن این گره پیدا کند.

پیام تهران به میانجی‌ها؛ از «هفت شرط» ایران تا «طرح هفت‌روزه»

در مقابل موج فزاینده تلاش‌ها برای میانجیگری میان ایران و آمریکا، به‌ویژه تحرکات فشرده قطر برای انتقال پیام و نزدیک‌کردن مواضع دو طرف، روایت تهران و مقام‌های کشورمان نیز با صراحت بیشتری در حال تبیین است؛ در روایت مذکور، تهران از یک سو بر بازبودن مسیر دیپلماسی و آمادگی برای دستیابی به راه‌حلی سیاسی تأکید دارد و از سوی دیگر، بازگشت به مذاکره را بدون اجرای تعهدات مشخص آمریکا و تأمین شروط ایران کافی نمی‌داند. در این چارچوب، محمدباقر قالیباف، عباس عراقچی و اسماعیل بقایی، هریک از زاویه‌ای، خطوط اصلی نگاه تهران به مذاکرات و میانجیگری‌ها را تشریح کرده‌اند. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، در نطق پیش از دستور روز یکشنبه خود با اشاره به پیشنهاد‌هایی که به‌تازگی از طریق میانجی‌ها از سوی آمریکا مطرح شده، تأکید کرد موضع ایران روشن است و تا زمانی که «هفت شرط» مورد نظر تهران براساس تفاهم اسلام‌آباد محقق نشود، تنگه هرمز باز نخواهد شد.

 او هم‌زمان هشدار داد تهران تحت تأثیر اظهارات متناقض مقام‌های آمریکایی قرار نمی‌گیرد و سیاست‌های خود را بر مبنای «رفتار و عمل واقعی» طرف مقابل تنظیم می‌کند، نه مواضع رسانه‌ای و اظهارات روزانه. قالیباف در عین حال بر راهبرد توأمان میدان و دیپلماسی تأکید کرد و گفت ایران نه دچار هیجان می‌شود و نه مرعوب خواهد شد و هم‌زمان از ظرفیت نظامی و دیپلماتیک خود استفاده می‌کند. از نگاه رئیس مجلس، مذاکره زمانی می‌تواند مؤثر باشد که در کنار آن، آمادگی برای مقابله نیز وجود داشته باشد. در همین حال، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، تصویری متفاوت، اما مکمل از موضع تهران ارائه کرده است. او با اشاره به حضور هیئت ایرانی در مجمع عمومی سازمان ملل عنوان کرد ایران در نیویورک طرحی موسوم به «طرح هفت‌روزه» ارائه کرده که در صورت بررسی و اجرای آن، امکان بازگشایی تنگه هرمز ظرف هفت روز فراهم خواهد شد. عراقچی این طرح را نشانه جدیت ایران برای یافتن راه‌حل صلح‌آمیز دانست و تأکید کرد تهران همان‌گونه که در دفاع از خود جدی است، در مسیر دیپلماسی نیز جدیت دارد.

وزیر خارجه تصریح کرد اگر طرف مقابل بار دیگر مسیر نظامی را انتخاب کند، ایران پاسخ خواهد داد، اما در صورت تمایل به راه‌حل دیپلماتیک، تهران برای رسیدن به یک راه‌حل «عادلانه و شرافتمندانه» آماده است. او همچنین تأکید کرد شروط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز، در چارچوب تعهداتی تعریف شده که آمریکا باید بپذیرد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه نیز در نشست خبری روز یکشنبه خود جزئیات بیشتری از محتوای پیام‌های ردوبدل‌شده از طریق میانجی قطری ارائه کرد. به گفته او، پیشنهاد‌های آمریکا عمدتا در امتداد مواضع قبلی واشینگتن و مشخصا ناظر بر موضوعات هسته‌ای بوده، درحالی‌که ایران در مرحله فعلی تمرکز خود را بر مسئله تنگه هرمز گذاشته است. بقایی تصریح کرد بازگشت امنیت به هرمز نیازمند اقداماتی از سوی آمریکاست؛ از جمله توقف اخلال در دریانوردی تجاری ایران، توقف تحریم‌ها و سایر اقدامات مداخله‌جویانه. به تعبیر او، علاوه بر موارد درج‌شده در تفاهم پیشین، اقدامات و تحریم‌هایی که طی ماه‌های اخیر اعمال شده نیز باید در روند بررسی شروط ایران لحاظ شود.

سخنگوی وزارت خارجه همچنین گفت ملاحظات آمریکا از طریق میانجی قطری به تهران منتقل و بررسی شده و ایران نیز پاسخ خود را ارائه کرده است؛ با این حال، بررسی جزئیات ادامه دارد و نکات تکمیلی پس از جمع‌بندی تهران به طرف مقابل منتقل خواهد شد. بین خطوط این مواضع مقامات کشور نشان می‌دهد در روایت رسمی تهران، میانجیگری‌ها به معنای پذیرش هر پیشنهاد یا ورود فوری به مذاکرات نهایی نیست، بلکه کانال دیپلماسی همچنان باز است، اما پیشرفت آن به چگونگی اجرای تعهدات و تأمین شروط ایران گره خورده است.

 در این میان، قطر همچنان یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال پیام است و آینده این مسیر تا حد زیادی به این بستگی دارد که آیا دو طرف می‌توانند بر سر ترتیب اجرای تعهدات و چارچوب بازگشت به مذاکرات به تفاهم برسند یا نه. در کنار ادبیات دیپلماتیک مقام‌های سیاسی کشور و تأکید آنان بر ضرورت بهره‌گیری از ظرفیت میانجیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برای مهار تنش‌ها، موضع‌گیری تازه سرلشکر خلبان علی عبداللهی، رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح و فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا، واجد پیام و هشداری متفاوت است؛ موضعی که اگرچه به‌صراحت از پایان‌یافتن فرصت میانجیگری سخن نمی‌گوید، با ترسیم پیامد‌های آغاز جنگی دیگر، این هشدار را در خود دارد که در صورت ناکامی مسیر‌های دیپلماتیک و وقوع درگیری، دامنه تبعات آن به تمامی منطقه گسترش خواهد یافت.

‌سردار عبداللهی در پیامی با هشدار درباره احتمال آغاز جنگی جدید علیه ایران تأکید کرد که در صورت وقوع، آتش آن دامن همه کشور‌های منطقه را خواهد گرفت. او با اشاره به گمانه‌زنی‌ها درباره تلاش آمریکا و رژیم صهیونیستی برای ازسرگیری جنگ، تصریح کرد ایران منتظر نتایج انتخابات کنگره آمریکا نخواهد ماند و در صورت هرگونه اقدام نظامی، نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران با قدرت و شدت، منافع آمریکا را هدف قرار خواهند داد.

رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح همچنین به کشور‌های میزبان نیرو‌های آمریکایی در منطقه هشدار داد که حضور نظامی آمریکا را عامل ناامنی و مشکلات اقتصادی منطقه دانست. او ادعای نظامی‌شدن برنامه هسته‌ای ایران را رد کرد و آن را ادعایی با هدف تهدیدآمیز نشان‌دادن فعالیت‌های هسته‌ای ایران خواند. عبداللهی در پایان نیز با هشدار به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره اظهارنظر‌های بی‌پایه در مورد تأسیسات هسته‌ای ایران، بر آمادگی کامل نیرو‌های مسلح برای مقابله با هرگونه تهدید تأکید کرد. اکنون، بیش از هر زمان دیگری، مرز میان مسیر میانجیگری و احتمال بازگشت به جنگ باریک و شکننده شده است؛ وضعیتی که روز‌های پیش‌رو تعیین خواهد کرد آیا دیپلماسی و تلاش‌های میانجیگرانه می‌توانند بار دیگر بر منطق تقابل غلبه کرده و مانع از شعله‌ورشدن جنگی دیگر شوند، یا آنکه بحران از آستانه دیپلماسی عبور خواهد کرد.

تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار