به روز شده در: ۱۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۳
کد خبر: ۷۶۹۳۰۹
تاریخ انتشار: ۰۹:۴۵ - ۱۳ مهر ۱۴۰۵

نارضایتی مردم چه اثری بر امنیت کشور می‌گذارد؟

روزنو :تأثیر اعتراضات در مقطع کنونی مستقیم و صددرصدی است. برنامه دشمن این نیست که از طریق نظامی ایران را شکست دهد. به همین دلیل نیز فرمانده مقابله با ایران از وزیر جنگ آمریکا به وزیر خزانه‌داری آمریکا داده شده است. جنگ از حالت نظامی به اقتصادی رفته است. آمریکا تصور می‌کند در جنگ اقتصادی موفق می‌شود، اما در جنگ نظامی موفق نمی‌شود. در جنگ نظامی، طرف آنها نیرو‌های نظامی ایران بودند، اما در حوزه جنگ اقتصادی، طرف آنها دولت و مجلس ایران است. ترامپ صریح می‌گوید که ما منتظر شورش‌های اجتماعی داخل ایران هستیم. اسلحه هم می‌فرستیم. انتظار آنها تحرک اجتماعی در داخل ایران است. مسئله نظامی صرف برای آنها بسیار سنگین است. جنگی در پیش است، اما آنها می‌خواهند حملات نظامی را همراه با اعتراضات داخلی ایران کنند. این سناریو برای آنها مطلوب است.

نارضایتی مردم چه اثری بر امنیت کشور می‌گذارد؟

به موازات فشاری که جنگ خارجی بر کشور وارد می‌کند، وضعیت سخت اقتصادی نیز بر مردم فشار وارد می‌کند. افزایش بی‌سابقه نرخ ارز و تورم و کوچک‌شدن بیش از پیش سفره مردم باعث شده است تا از نظر داخلی در نگاه مردم چشم‌انداز روشنی نسبت به زندگی شخصی‌شان وجود نداشته باشد.

به گزارش روز نو از این جهت برخی جامعه‌شناسان، فعالان سیاسی و کارشناسان اقتصادی باور دارند اگر وضعیت به همین منوال پیش برود، هیچ بعید نیست بار دیگر شاهد بروز اعتراضاتی در کشور باشیم؛ زنگ خطری که به طور مستقیم متوجه مسئولان در همه نهادهاست.

در این میان، اما برخی در داخل با رویکرد‌ها و مواضعی خواسته یا ناخواسته بر شکل‌گیری دوقطبی‌ها و تحریک مردم دامن می‌زنند؛ برای مثال برخی سعی می‌کنند در شرایطی که هم سایه جنگ بر سر کشور است و هم وضعیت اقتصادی به شدت ملتهب است، با طرح مسئله حاشیه‌برانگیز حجاب بر تنش‌های احتمالی دامن بزنند یا آنکه با دو قطبی‌کردن فضای سیاسی در موضوع جنگ و مذاکره عملا داخل کشور را به رزمگاه سیاسی تبدیل کرده‌اند. این درحالی است که رهبر انقلاب بار‌ها در پیام‌هایشان بر موضوع ضرورت حفظ و تقویت انسجام ملی تأکید کرده‌اند، حتی ایشان در یکی از پیام‌هایشان تأکید کردند که باید از دعوا‌های پوچ سیاسی پرهیز کرد، زیرا دشمن در پی تجزیه اجتماعی ایران است.

رهبر انقلاب در پیام‌های دیگرشان نیز نیرو‌های سیاسی و اجتماعی را بر اهمیت حفظ اتحاد و انسجام هشدار داده‌اند و به نظر می‌رسد در نگاه ایشان به موازات اهمیت مقاومت در برابر دشمن خارجی، مسئله انسجام داخلی نیز مهم است. با این اوصاف، اما برخی موضع‌گیری‌ها از سوی برخی گروه‌ها و نیرو‌های سیاسی رسما مردم را عصبی می‌کند که همین عصبی شدن مردم ممکن است زمینه بروز اعتراضات را فراهم کند. نکته دیگر آن است که اعتراضات همواره با یک اتفاق مصداقی یا به تعبیری با یک جرقه آغاز می‌شود؛ جرقه‌ای که البته دارای زمینه‌های پسینی متعدد است، اما اینبار با هر دفعه تفاوت وجود دارد، زیرا آمریکا و اسرائیل به طور صریح گفته‌اند در انتظار آغاز تنش‌های داخلی در ایران‌اند تا از رهگذر ناامنی در ایران سناریویی ترکیبی متشکل از حمله خارجی، بهره‌گیری از تنش‌های داخلی، ترور و ورود نیرو‌های سازمان‌یافته را در پیش بگیرند.

با این اوصاف اگر در مقطع کنونی تنشی رخ دهد شاید هزینه‌ای بسیار گزاف‌تر از اعتراضات پیشین داشته باشد. راهکاری که بسیاری در مقطع فعلی پیشنهاد می‌دهند آن است که دولت و نهاد‌های تصمیم‌ساز از یک سو باید هر نوع تدبیر و راهکاری که می‌دانند را به کار بگیرند تا دست‌ِکم اوضاع معیشتی مردم قدری بهتر شود؛ حتی اگر این راهکار‌ها موقتی نیز باشد، باید در دستور کار قرار بگیرد تا چشم‌انداز نسبتا روشنی از آینده به مردم ارائه شود. از سوی دیگر هیچ گروه و هیچ نیرویی نباید در هیچ سطحی بر عصبی‌کردن مردم دامن بزند، زیرا ممکن است در پی هر اتفاق جزئی‌ای اعتراضی دامنه‌دار به وجود آید.

برای مثال تأکید بر برخورد در موضوع حجاب یکی از آن دست موضوعاتی است که در مقطع حساس کنونی می‌تواند بر عصبی‌شدن بخش‌هایی از مردم منجر شود. حتی برخی باور دارند همین رخداد‌های روز‌های اخیر مانند برخورد نامناسب یکی از اعضای نیروی انتظامی با دو جوان که البته نیروی انتظامی وعده برخورد با مأمور را داد یا اعتراضات محدود در دانشگاه علامه طباطبایی یا درگیری مقابل خوابگاه دانشجویی در سمنان که باعث شعار دادن برخی در خیابان شد، همه و همه زمینه‌های خطرناکی‌اند که می‌توانند به بحران تبدیل شوند؛ بنابراین حتی نباید اجازه داد که در این سطح رخدادی به وجود آید.

مدیریت چنین رخداد‌هایی مهم‌ترین مسئولیت همه نهاد‌های حاکمیتی است، زیرا در صورت عدم مدیریت، ممکن است شاهد به وجود آمدن موجی از ناآرامی‌ها باشیم؛ مانند آنچه در فوت مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ شاهد بودیم که چه بعد از توقیف موقت او و چه حتی بعد از فوتش اگر رویکردی متناسب با مطالبه عمومی در پیش گرفته می‌شد، چه بسا اساسا بحران‌های آن سال رقم نمی‌خورد. اکنون نیز مدیریت اتفاقات در شرایط حساس کنونی بسیار لازم می‌نمایند؛ چه آنکه در جامعه ملتهب کنونی که گرفتار دشواری‌های فراوان است، هر اتفاقی می‌تواند به مثابه جرقه‌ای در میانه انبار باروت عمل کند و هزینه‌های زیادی را به بار بیاورد.

نکته دیگر آن است که همان‌قدر که مخاطره در حوزه نظامی از سوی دشمن خارجی وجود دارد و باید در برابر آن مقاومت کرد، در داخل نیز باید همه مسئولان تمام تدبیر خود را به کار بگیرند تا از زمینه‌های بروز اعتراضات بکاهند، زیرا در صورت بروز ناآرامی‌هایی در جامعه ممکن است هزینه‌ای بسیار بالا بر کشور وارد شود؛ چه آنکه اکنون آمریکا و اسرائیل دقیقا در پی ایجاد چنین ناآرامی‌هایی در ایران هستند. البته کاهش زمینه اعتراضات به معنای نفی یا نادیده‌گرفتن مطالبات عمومی نیست؛ چه بسا در صورتی که برای مقابله با هر نوع اعتراض سیاست سلب و نفی در پیش گرفته شود، نتیجه‌ای عکس خواهد داد و کاستن از زمینه‌های اعتراض ناظر به پاسخ‌دهی متناسب به مطالبات و دغدغه‌های عمومی است. برای بررسی بیشتر این موضوع با ناصر ایمانی و جواد آرین‌منش، فعالان سیاسی و حسین شهرستانی، جامعه‌شناس، به گفت‌و‌گو پرداختیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

‌وقتی کشور با تهدید‌های خارجی روبه‌رو است، برای کاهش نارضایتی و جلوگیری از بالا گرفتن اعتراض‌ها چه باید کرد؟

‌ایمانی: بزرگ‌ترین مسئله در حال حاضر، مسائل اقتصادی است. در مسائل دیگر کمتر دچار چالش هستیم، اما مسئله اقتصادی برای مردم بسیار مهم است. مردم می‌دانند که کشور در چه شرایطی قرار دارد و درک‌شان از شرایط موجود به شدت بالاست، اما این نگرانی وجود دارد که بخشی از جامعه تاب‌آوری خود را از دست بدهد. مسئولیت بر عهده دولت است و دولت باید به اوضاع اقتصادی قدری سامان دهد. مشکلات دولت را می‌فهمیم و می‌دانیم که مدیری کشور در شرایط جنگ بسیار سخت است، اما در برخی زمینه‌ها هیچ توجیهی برای رفتار دولت وجود ندارد. یکی از مهم‌ترین عوامل، کاهش ارزش پول ملی است.

در اقتصاد ما، به دلایلی، مسئله قیمت ارز بیش از هر عامل دیگری تعیین‌کننده است. مسئله ارز به‌طور مستقیم باعث افزایش تورم و اضطراب اجتماعی و همچنین جلوگیری از تولید در کشور ما می‌شود. اگر دولت فقط بتواند یک اقدام در حوزه مسائل اقتصادی انجام دهد، اگرچه کافی نیست، باید نرخ ارز را کنترل کند. همین یک اقدام، اگر انجام شود، بخش مهمی از مشکلات حل می‌شود، اما به نظر می‌رسد دولت در این زمینه اهتمام لازم را ندارد. ممکن است گفته شود اکنون به دلیل تحریم‌ها و مسئله محاصره دریایی با تنگنا‌های ورود ارز به کشور مواجه هستیم و به همین دلیل دولت قادر نیست بر نرخ ارز آزاد کنترل داشته باشد.

اگر چنین ادعایی مطرح شود که این موضوع هم محل مناقشه است و دلایل زیادی می‌توان آورد که دولت امکان کنترل آن نرخ را نیز دارد، اما پرسش اصلی آن است که آیا دولت بر ارزی که برای واردات کالا اختصاص می‌دهد، نیز نظارت ندارد و چرا هر آن ارز هر روز گران و گران‌تر می‌شود؟ این پرسشی است که نمی‌توان برای آن پاسخی ارائه کرد. این وضعیت منجر به سردرگمی واحد‌های تولیدی، افزایش تورم و افزایش اضطراب اجتماعی می‌شود. مردم می‌گویند افزایش روزانه قیمت ارز خارجی از سوی بانک مرکزی هیچ توجیهی ندارد و وقتی با افزایش نرخ شدید ارز و تورم روبه‌رو می‌شوند به سمت اعتراض می‌روند.

آرین‌منش: نارضایتی‌ها و اعتراضات اجتماعی زمانی بروز می‌کنند که زمینه‌های آن در جامعه مهیا شده باشد. امروز به دلیل مسائل جنگ، تحریم‌ها، محدودیت‌ها و محرومیت‌هایی که در جامعه وجود دارد و همچنین به دلیل زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موجود، نارضایتی‌ها در حال گسترش است. مشکلاتی از جمله تورم افسارگسیخته، فشار بر مردم و زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی موجود باعث شده است رفته‌رفته نارضایتی‌ها در جامعه افزایش یابد. در کنار این مسائل، اگر برخورد‌های بی‌موقع از سوی حاکمیت نیز به آن افزوده شود، می‌تواند باعث شکل‌گیری اعتراضات گسترده‌تری در جامعه شود.

راهکار، توجه به مطالبات به‌حق مردم، کاهش فشارها، گفت‌و‌گو و تعامل با مردم، مذاکره با مردم، مشارکت دادن مردم در تصمیم‌گیری‌ها و توجه به ریشه‌های نارضایتی‌هاست. البته مردم درک می‌کنند که باید صبور باشند، زیرا شرایط جنگی است. مردم می‌دانند تحریم‌ها به‌طور مستقیم بر وضعیت اقتصادی تأثیر گذاشته است، اما دولت وظیفه دارد به مشکلات مردم توجه کند و در حد مقدور برای رفع آنها تلاش کند. مجموعه این مسائل به نارضایتی‌ها منجر می‌شود.

شهرستانی: نمی‌شود گفت هیچ نوع بستر و زمینه‌ای برای اعتراض وجود ندارد و فضای پس از جنگ همه‌چیز را بیمه کرده است. شرایط کشور، به دلیل نوسانات نرخ دلار، تورم، بلاتکلیفی اقتصادی و بلاتکلیفی عمومی، زمینه‌های اعتراضات اجتماعی را دارد. از سوی دیگر، به دلیل آنکه فناوری تبدیل اعتراض اجتماعی به آشوب سازمان‌یافته شکل گرفته است و مسئولان غربی نیز اشاره کرده‌اند که به‌صورت مستقیم در این قضیه ورود می‌کنند، ممکن است هر جرقه‌ای به بحران تبدیل شود؛ یعنی یک اعتراض اجتماعی که به‌طور طبیعی شکل می‌گیرد، به یک بحران امنیتی تبدیل شود. نکته مهم این است که رویکرد حل مسئله و مواجهه با این مسئله چه باید باشد. یک رویکرد این است که ما را به سمت تصمیمات محافظه‌کارانه و محتاطانه پیش ببرد؛ تصمیماتی که ظاهرا می‌خواهند شرایط را حل‌وفصل کنند و به بحران پایان دهند، اما عملاً برعکس عمل می‌کنند.

بخشی از این رویکرد در عمل نفت بر آتش می‌ریزد. یک رویکرد سیاسی ممکن است این‌گونه استدلال کند که جامعه آبستن یک رخداد اجتماعی است؛ بنابراین تجمع‌های خیابانی که مردم در حمایت از کشور برگزار می‌کنند، تحریک‌کننده است و باید خیابان امنیتی شود تا امکان تنش کاهش پیدا کند و دوقطبی در جامعه شکل نگیرد. در سطح بین‌المللی نیز ممکن است گفته شود که باید تنش‌زدایی کنیم، از ایجاد تنش با غرب پرهیز کنیم و به هر شکلی به توافق دست یابیم. این رویکرد، هم در داخل و هم در خارج، ما را به سمت تنش پرتاب می‌کند.

از تنش نباید فرار کرد؛ باید آن را مدیریت کرد. باید با یک هزینه‌گذاری نظامی، دشمن را عقب برانیم. من جزو مدافعان توافق بوده‌ام و از متن تفاهم‌نامه اسلام‌آباد دفاع می‌کنم، اما آمریکا به آن پایبند نبوده و ما در وضعیت معلقی قرار گرفته‌ایم. باید به شکل کنترل‌شده‌ای تنش را مدیریت کنیم، به جای آنکه از آن فرار کنیم. باید هزینه کنترل‌شده‌ای بپردازیم تا از این وضعیت بلاتکلیفی رها شویم. در شرایط فعلی، از بلاتکلیفی خارج نمی‌شویم مگر آنکه معادله در حوزه سیاست خارجی تغییر کند و در داخلی نیز باید تجمعات شبانه حفظ شود.

چه عواملی باعث می‌شود یک اتفاق کوچک به اعتراضی بزرگ تبدیل شود؟ عواملی مانند فشار اقتصادی، احساس بی‌عدالتی، محدودیت‌های اجتماعی و نوع برخورد مسئولان با مردم، هرکدام چه نقشی در افزایش زمینه‌های اعتراضات دارند؟ برخی معتقدند باید نسبت به برخی اتفاقات مصداقی نگران بود؛ مانند برخورد خیابانی در مسئله حجاب، اعتراضات محدودی که اخیرا در دانشگاه علامه طباطبایی رخ داده یا برخورد نامناسب یک نیروی انتظامی با دو جوان که البته نیروی انتظامی دستور برخورد با ضابط متخلف را صادر کرد. این موضوعات با آنچه در ارتباط با مرحوم مهسا امینی رخ داد مقایسه می‌شود و گفته می‌شود هرکدام از این رخداد‌ها استعداد ایجاد یک اعتراض گسترده را دارند.

ایمانی: ما نمی‌توانیم جلوی اتفاقات کوچک را بگیریم. اتفاقات کوچک ممکن است هر لحظه و در هر نقطه‌ای رخ دهند. فوت مرحومه مهسا امینی نیز رخدادی بود که می‌شد آن را مدیریت کرد، اما این اتفاق نیفتاد. رخداد به وجود می‌آید و نمی‌توان جلوی آن را گرفت، اما مسئله این است که آن رخداد به جرقه تبدیل نشود. جرقه زمانی می‌تواند مؤثر شود که در محیطی پر از مواد اشتعال‌زا زده شود. ما باید آن محیط اشتعال‌زا را از بین ببریم. جرقه خیلی ساده ممکن است ایجاد شود. باید مراقب باشیم انبار، پر از باروت نباشد. آن چیزی که ممکن است جامعه را به انبار باروت تبدیل کند، عمدتا مسائل اقتصادی است؛ تورم افسارگسیخته و، مشخص‌تر از آن، مسئله ارز که دولت باید در این زمینه اقدامی جدی انجام دهد. اگر در کشور‌های دیگر این میزان کاهش ارزش پول ملی به وجود می‌آمد، آیا دولت رئیس بانک مرکزی را تغییر نمی‌داد؟

مسئله این است که مردم هیچ عکس‌العملی از سوی دولت در قبال افزایش نرخ ارز نمی‌بینند. البته مشکلاتی در زمینه‌های غیراقتصادی نیز داریم. برای مثال، هنوز مسئله گواهی‌نامه موتورسواری برای خانم‌ها حل نشده است؛ مسئله‌ای بسیار ساده که اصلا نباید بحثی درباره آن شکل بگیرد و باید به‌سرعت حل شود. مسئله بی‌عدالتی و فاصله شدید طبقاتی نیز حتما یکی دیگر از آن باروت‌ها در انبار جامعه است. عجیب است که اکنون پول خرید یک خودروی لوکس برابر با هزینه خرید ۲۰ آپارتمان کوچک برای ۲۰ زوج جوانی است که می‌خواهند زندگی مشترک خود را آغاز کنند.

حتما بی‌عدالتی هم مزید بر علت است، اما علت اصلی نارضایتی‌ها در مقطع کنونی، کاهش مداوم ارزش پول ملی و تورم افسارگسیخته است. همه دیدیم که مردم ایران چقدر فهیم و باشعور هستند و می‌دانند کشور در چه شرایطی قرار دارد، اما نباید از رفتار نجیبانه مردم سوءاستفاده کرد. به نظر می‌رسد برخی مسئولان با اقدامات خود می‌خواهند مردم را تحریک کنند. من به‌طور صریح می‌گویم که در زمینه حفظ ارزش پول ملی، جلوگیری از افزایش نرخ ارز و جلوگیری از تورم، شخص آقای پزشکیان به‌عنوان رئیس دولت، وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی کوتاهی کرده‌اند.

آرین‌منش: جنبش‌های اجتماعی زمانی رخ می‌دهند که زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شکل گرفته باشد و یک حادثه و جرقه باعث بروز خیزشی فراگیر شود. اکنون آن زمینه‌ها فراهم شده است. برخی تصمیمات نادرست، نابجا و بی‌موقع باعث می‌شوند این زمینه‌ها تشدید شوند. برای مثال، مسئله حجاب در جامعه وجود دارد، اما زمان پرداختن به آن اکنون نیست.

شهرستانی: تمام جنبش‌های اجتماعی دارای یک زمینه و بستر هستند و در یک لحظه تاریخی، یک رخداد می‌تواند آنها را به یک بحران تبدیل کند. در همه جنبش‌ها همین‌طور بوده است. یک رخداد، بستر اجتماعی را به غلیان می‌اندازد. در موارد سال‌های اخیر، زمینه اعتراضات عمدتاً اقتصادی بوده است. حتی در جنبش ۱۴۰۱ که ظاهرا یک جنبش فرهنگی بود، زمینه اصلی اقتصادی بود. سیاست‌های شوک‌درمانی و تعدیلی اقتصادی نیز همواره پیامد‌هایی دارند و در ایران هم چنین پیامد‌هایی داشته‌اند؛ یک بار مسئله بنزین بوده و یک بار مسئله یارانه‌ها؛ بنابراین طبیعی است که وقتی زمینه‌هایی برای اعتراض وجود دارد، یک جرقه و یک رخداد بتواند باعث بروز بحران شود.

درباره ایران، اما وضعیت قدری متفاوت است. دشمنان ایران بر اعتراضات ایران دامن می‌زنند و از آنها بهره خود را می‌برند. ما در موقعیت انفعال قرار داریم و غرب نیز تمرکز زیادی بر ما کرده است؛ بنابراین نمی‌توان گفت در این زمینه هیچ اتفاقی جز یک روند طبیعی اجتماعی در جریان است. ادوارد سعید و حتی روشنفکران غربی نیز توضیح داده‌اند که نظام‌های غربی با جوامع در حال توسعه چه می‌کنند. پیش از دهه هشتاد، این میزان از مداخله، فراگیری و رسانه‌ای شدن وجود نداشت. جامعه‌شناسی به معنای روتین کلمه نمی‌تواند همه وقایع و رخداد‌های ایران را توضیح دهد؛ زیرا بسیاری از عوامل تأثیرگذار بر مسائل ایران همواره وجود داشته‌اند و به این مسائل دامن زده‌اند.

بخشی از مسئله، عوامل داخلی است، اما همواره از جایی به بعد، عوامل خارجی نیز بر آن سوار می‌شوند. در خود غرب نیز جرقه‌هایی از این دست وجود دارد، اما این جرقه‌ها الزاما به بحران تبدیل نمی‌شوند. البته تصمیمات غلط حاکمیتی می‌تواند بر این مسئله دامن بزند و موجب شکل‌گیری اعتراض شود؛ سپس نظام‌های غربی نیز بر این اعتراضات سوار می‌شوند و از آنها بهره می‌گیرند. با این حال، این اعتراضات الزاما به شورش اجتماعی تبدیل نمی‌شود. وقایع اجتماعی در ایران صرفا یک روند طبیعی و مستقل از عوامل بیرونی نیست و نمی‌توان همه ابعاد آن را تنها با عوامل اجتماعی داخلی توضیح داد.

*نارضایتی مردم چه اثری بر امنیت کشور می‌گذارد؟ آیا ممکن است بازیگران خارجی از اعتراضات سوءاستفاده کنند؟

‌ایمانی: تأثیر اعتراضات در مقطع کنونی مستقیم و صددرصدی است. برنامه دشمن این نیست که از طریق نظامی ایران را شکست دهد. به همین دلیل نیز فرمانده مقابله با ایران از وزیر جنگ آمریکا به وزیر خزانه‌داری آمریکا داده شده است. جنگ از حالت نظامی به اقتصادی رفته است. آمریکا تصور می‌کند در جنگ اقتصادی موفق می‌شود، اما در جنگ نظامی موفق نمی‌شود. در جنگ نظامی، طرف آنها نیرو‌های نظامی ایران بودند، اما در حوزه جنگ اقتصادی، طرف آنها دولت و مجلس ایران است. ترامپ صریح می‌گوید که ما منتظر شورش‌های اجتماعی داخل ایران هستیم. اسلحه هم می‌فرستیم. انتظار آنها تحرک اجتماعی در داخل ایران است. مسئله نظامی صرف برای آنها بسیار سنگین است. جنگی در پیش است، اما آنها می‌خواهند حملات نظامی را همراه با اعتراضات داخلی ایران کنند. این سناریو برای آنها مطلوب است.

آرین‌منش: مردم به‌خوبی متوجه مشکلات جنگ و تحریم هستند. البته این مسائل نباید مانع شود که زمانی که جنگی در کار نیست، فرهنگ گفت‌و‌گو و مناظره و کرسی‌های آزاداندیشی کمتر مورد توجه قرار گیرد. در عین حال، اکنون مردم صبور بوده‌اند و هستند و امیدواریم این صبوری ادامه داشته باشد. اکنون نیز آمریکا و اسرائیل از چنین طغیان‌هایی استفاده می‌کنند. آنها به‌صراحت می‌گویند که به دنبال براندازی هستند. یعنی آنکه آنها می‌خواهند با بهره‌گیری از اعتراضات داخلی در ایران پروژه براندازی خود را همراه با حملات نظامی پیش ببرند.

شهرستانی: آمریکا و اسرائیل هر کاری که بخواهند انجام دهند، قبلا انجام داده‌اند و ممکن است آمریکا و اسرائیل سناریو‌های قبلی را تکرار کنند. بنابراین، دیگر با سناریوی کاملا جدیدی مواجه نیستیم؛ با این حال، من فکر می‌کنم جامعه قدری واکسینه شده است و بدنه جدی جامعه با اعتراضات احتمالی همراه نمی‌شود. اتفاقاتی رخ داده است که باعث شده وضعیت دیگر به گذشته بازنگردد.

برخی موضع‌گیری‌ها از سوی مسئولان یا بعضی رسانه‌ها که با ادبیاتی تقابلی و رادیکال مطرح می‌شود یا رویکرد صداوسیما و گروه‌هایی خاص در موضوعاتی مانند حجاب، چقدر می‌تواند مردم را عصبانی‌تر کند؟ چه نوع رویکردی از سوی مسئولان، فعالان سیاسی و رسانه‌ها می‌تواند جلوی بیشتر شدن تنش را بگیرد؟

ایمانی: برخی بر مسائلی مانند حجاب حساس هستند و تصور می‌کنند که باید ضوابط رعایت شود و بر این‌گونه مسائل دامن می‌زنند یا بعضا موضوعاتی را مطرح می‌کنند که التهاب ایجاد می‌کند. فارغ از اینکه با نگاه آنها موافق یا مخالف باشیم، از نظر سیاسی و امنیتی، مشکل امروز کشور حتی برهنگی افراد هم نیست. همه باید حواسشان جمع باشد که مسئله اصلی کشور، عبور از شرایط سخت کنونی است. دشمن منتظر است تا از هر روزنه‌ای به ایران لطمه بزند. در این شرایط، حواس‌ها حتی نباید به مسئله برهنگی پرت شود و همه باید بدانند که مسئله اصلی کشور در مقطع کنونی، مقابله با دشمن بیگانه و بهبود شرایط اقتصادی در داخل است.

آرین‌منش: من باور دارم دو گروه آتش‌بیار معرکه‌اند. یکی اصولگرایان تندرو، مانند پایداری و شریان و رسانه‌هایی مانند روزنامه کیهان که آتش را افزایش می‌دهند و مدام با ابراز نظرات افراطی، مردم را تحریک می‌کنند. گروه دوم، اصلاح‌طلبان افراطی‌اند که سطح انتظار جامعه را بدون منطق، آنقدر افزایش می‌دهند که در نهایت التهاب ایجاد شود. هر دو گروه در افزایش اعتراضات مقصرند. عمده اظهارنظر‌های افراطی‌های چپ و راست مخرب است و باعث افزایش مشکلات و نارضایتی‌ها می‌شود.

شهرستانی: من هم به شدت طرفدار انسجام اجتماعی هستم. آنهایی که انسجام اجتماعی را برهم می‌زنند از هر دو طیف سیاسی‌اند و هر دوی آنها مشغول دوقطبی‌سازی‌اند. برخی با شعار انقلابی‌گری دوقطبی‌سازی می‌کنند و برخی با شعار وفاق و صلح و عناوینی مشابه. هر دو جریان با یکدیگر پاسکاری می‌کنند. برخی با شعار انقلابی‌گری به مسئولان تهمت می‌زنند و مسئولان را کودتاچی، غرب‌زده و خودباخته قلمداد می‌کنند؛ در حالی که مسئولان، معتمدان نظام‌اند و زیر نظر رهبری عمل می‌کنند. رهبری شهید نیز بار‌ها تأکید کرده بودند که نباید به مسئولان توهین شود.

بخشی از این نیرو‌ها با تشخیص خود عمل کردند و نیرو‌های اجتماعی را تحریک کردند تا نسبت به دولت، احزاب سیاسی و بخشی از بدنه اصولگرایی، رویکردی نفی‌کننده اتخاذ کنند. این مسئله باعث شده است که بخشی از تجمعات شبانه به سمت تندروی حرکت کند. اگر قرار است تجمعات فراگیر باشد، نمی‌شود با یک رویکرد خاص، تریبون‌دار تجمعات بود. از سوی دیگر، خود دولت و حتی اطرافیان رئیس مجلس که از وفاق و انسجام سخن می‌گویند، خودشان این موارد را رعایت نمی‌کنند. برای مثال، می‌توان به حرف‌هایی که پسر آقای پزشکیان می‌زند اشاره کرد که رسما در جهت وحدت‌شکنی و دوقطبی‌کردن جامعه است. مسئله حجاب نیز اکنون مورد تنش نیست و کاملا رها شده است. حتی شاید این میزان رهاشدگی بتواند تنش‌زا باشد و در این زمینه یک مطالبه رادیکال شکل بگیرد که به درگیری منجر شود؛ بنابراین باید موضوع حجاب به شکلی اجتماعی مدیریت شود.

در پایان، به‌طور مصداقی بفرمایید که چه باید کرد و چه افراد یا نهاد‌هایی مسئولیت مستقیم در پیشگیری از بروز اعتراضات اجتماعی دارند؟

ایمانی: من معتقدم مسئله اصلی کشور در داخل، اقتصاد است. مردم بیشترین اعتراض را نسبت به وضعیت اقتصادی دارند و برای مهار اعتراضات باید وضعیت معیشتی مردم را سامان داد. به‌طور مستقیم، دولت به معنای قوه مجریه و بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مسئولیت دارند.

آرین‌منش: همه مسئولان در حیطه وظایف خود باید به‌طور مستقیم با مردم سخن بگویند و حرف مردم را بشنوند. در حوزه سیاست خارجی نیز باید شاهد رفتاری در جهت رسیدن به پایان جنگ باشیم؛ یعنی اگر می‌شود با مذاکره و توافق، جنگ را پایان داد و در ازای دریافت امتیازاتی، تنگه را باز کنیم، حتماً این کار را انجام دهیم؛ زیرا با پایان جنگ، بسیاری از مشکلات، از جمله خطر اعتراضات گسترده و سوءاستفاده بیگانگان، نیز رفع می‌شود. در این میان، شورای عالی امنیت ملی به‌عنوان تصمیم‌گیرنده اصلی در حوزه مسائل امنیتی داخلی و سیاست‌گذار کلان در عرصه سیاست خارجی و دولت به‌عنوان قوه مجریه کشور، بیش از همه مسئولیت دارند.

شهرستانی: مسئول اصلی، دولت است، زیرا مسئله اصلی اقتصاد است. تصمیمات کلان را نیز شورای عالی امنیت ملی می‌گیرد. ما باید با تصمیمی قاطع پیش برویم و واکنشی دقیق‌تر و غیرمنفعلانه در شرایط کنونی داشته باشیم تا از حالت انفعالی خارج شویم. نباید از تنش فرار کنیم. باید تلاش کنیم با تحمیل هزینه به دشمن و پرداخت هزینه‌ای کنترل‌شده، از این وضعیت خارج شویم. در این شرایط، تیم اقتصادی دولت نیز باید جدی و مجاهدانه کار کند و شرایط را مدیریت کند. در این زمینه کاستی‌هایی وجود دارد.

تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار