
اورانیوم غنیشده ایران بار دیگر به یکی از نقاط حساس مذاکرات هستهای تبدیل شده؛ اینبار در روایت تازهای که ولادیمیر پوتین، رییسجمهور روسیه از پیشنهادهای مطرحشده درباره سرنوشت این ذخایر ارایه کرده و در آن نام «علی لاریجانی» را هم به زبان آورده است.
به گزارش روز نو رییسجمهور روسیه مدعی شده مسکو پیشنهاد انتقال اورانیوم غنی شده ایران به روسیه را مطرح کرده بود و تهران در ابتدا با آن موافقت داشت، اما پس از آنکه امریکا خواست این مواد به خاک این کشور منتقل شود، موضع ایران تغییر کرد. اما بخش متفاوت روایت رییسجمهور روسیه جایی بود که نام «علی لاریجانی» وارد ماجرا شد. پوتین گفت در ادامه این رایزنیها، طرف ایرانی پیشنهادی برای ایجاد یک شرکت مشترک روسی ـ ایرانی در داخل ایران مطرح کرده بود؛ سازوکاری که به گفته او میتوانست امکان نگهداری و رقیقسازی اورانیوم غنیشده را در خاک ایران فراهم کند. پوتین اعلام کرد روسیه با چنین پیشنهادی موافق بوده و آمادگی همکاری در این زمینه را دارد.
در روایت رییسجمهور روسیه، بنابراین مساله فقط انتقال ذخایر اورانیوم به خارج از ایران نبوده و در مقطعی گزینهای نیز مطرح شده که مواد در داخل ایران باقی بماند و با مشارکت روسیه، درباره وضعیت آنها اقدام شود. پوتین اردیبهشت امسال نیز این موضوع را بدون نام بردن از علی لاریجانی بیان کرده بود. بیستویکم اردیبهشت ولادیمیر پوتین در یک نشست خبری گفت که «ایجاد شرکتهای مشترک در داخل خاک ایران و رقیقسازی اورانیوم در همانجا»، پیشنهاد ایران است. پوتین در ادامه درباره واکنش خودش به این مساله میگوید: «من گفتم مشکلی نداریم؛ مهم این است که تنش کاهش یابد. اما بهنظر من دیگر نه امریکا و نه اسراییل با این طرح موافقت نخواهند کرد و همین هم شد.
در نتیجه، این مسیر عملا به بنبست رسیده است؛ باید صادقانه این را گفت. پیشنهادهای ما همچنان روی میز است و به نظر من پیشنهاد خوبی است. اگر همه موافقت کنند، ایران میتواند مطمئن باشد که این مواد را به کشوری دوست منتقل میکند؛ کشوری که همکاری در حوزه انرژی هستهای صلحآمیز را ادامه خواهد داد». اهمیت این روایت برای تهران از آنجاست که مساله ذخایر اورانیوم در ماههای گذشته نیز در اظهارات رسمی مقامهای ایرانی بارها مطرح شده است؛ با این حال، روایت رسمی ایران الزاما با تمام جزییاتی که پوتین در والدای مطرح کرده، یکسان نیست. در اردیبهشت ماه، زمانی که موضوع انتقال ذخایر اورانیوم ایران به روسیه مطرح شده بود، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، گفت تمرکز ایران در آن مقطع بر پایان جنگ است و نه تصمیمگیری درباره آینده ذخایر اورانیوم.
از سوی دیگر، عباس عراقچی نیز پیشتر درباره یکی از پیشنهادهای مطرح شده در مذاکرات توضیح داده بود که ایران آمادگی داشته مواد غنیشده ۶۰ درصدی را رقیق کند. او در گفتوگویی در اسفند ۱۴۰۴ گفت این موضوع یکی از عناصر مذاکرات با طرف امریکایی بوده و پیشنهاد ایران، رقیق کردن یا پایین آوردن سطح غنیسازی این مواد بوده است. این موضع بعدتر نیز در اظهارات مسعود پزشکیان درباره آمادگی ایران برای رقیقسازی اورانیوم غنیشده تا سطح ۶۰ درصد بازتاب پیدا کرد. اظهارات تازه پوتین یک پرسش مشخص را دوباره به مرکز بحث آورده است: «سرنوشت اورانیوم غنیشده ایران در مذاکرات چه بوده و چه گزینههایی برای تعیین تکلیف آن روی میز قرار داشته است؟» در روایت پوتین، انتقال مواد به روسیه یک پیشنهاد اولیه بوده و پیشنهاد دیگری نیز از سوی طرف ایرانی برای ایجاد سازوکار مشترک در داخل ایران مطرح شده است؛ در اظهارات رسمی مقامهای ایرانی نیز رقیقسازی بخشی از مواد غنیشده، دستکم در مقطعی، به عنوان یکی از عناصر مذاکرات مطرح بوده است. حالا نام لاریجانی در روایت پوتین، این دو خط را به یکدیگر نزدیک کرده است.
علی لاریجانی درباره «اورانیومهای غنی شده» چه گفته بود؟
بررسی مواضع علی لاریجانی درباره اورانیوم غنی شده نشان میدهد هیچ نقلقول مستقیمی از او «درباره پیشنهاد شرکت مشترک با روسیه» بیان نشده و این بخش همچنان باید به عنوان روایت پوتین از گفتوگوی او با لاریجانی در نظر گرفته شود. اما دستکم در دو مقطع زمانی، او در گفتوگوهای هستهای همواره میان اصل غنیسازی و نحوه تعیین تکلیف ذخایر ایران تفکیک قائل شده است.
مورد اول ماجرای گفتوگویی که آسوشیتدپرس در ۹ اکتبر ۲۰۱۳ برابر با ۱۷ مهر ۱۳۹۲ به عنوان «گفتوگویی با علی لاریجانی» منتشر کرد. در متن منتشر شده از این مصاحبه آسوشیتدپرس به نقل از لاریجانی نوشت که او گفته است: «ما مقداری مازاد داریم، مقداری که به آن نیاز نداریم» و در پاسخ به اینکه آیا این موضوع میتواند در مذاکرات مطرح شود، گفته بود: «در طول روند مذاکرات، بله، میتوان درباره این موضوع صحبت کرد». این اظهارات، اما همان زمان با واکنش رسمی مجلس روبهرو شد.
روابط عمومی مجلس در ۱۷ مهر ۱۳۹۲، ساعاتی پس از انتشار مصاحبه، بخشهایی از گفتوگوی آسوشیتدپرس را رد و اعلام کرد ادعای اینکه ایران بیش از نیاز خود اورانیوم غنیشده دارد و قصد دارد آن را به عنوان «برگ برنده» در مذاکرات ژنو به کار بگیرد، «خلاف واقع» و فاقد صحت است. در نتیجه، سابقه سال ۱۳۹۲ را نمیتوان بدون اشاره به این تکذیبیه به عنوان یک موضع قطعی و بدون اختلاف لاریجانی درباره خروج یا واگذاری اورانیوم از ایران روایت کرد. در همان مقطع نیز سیدعباس عراقچی، عضو تیم مذاکرهکننده هستهای، گفته بود درباره شکل، اندازه و سطوح مختلف غنیسازی میتوان مذاکره کرد، اما «خروج مواد [اورانیوم غنیشده]از کشور خط قرمز ماست».
لاریجانی بیش از یک دهه بعد، در جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی، بار دیگر درباره اصل غنیسازی موضعگیری کرد. در ۱۶ فوریه ۲۰۲۶ برابر با ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، او به عنوان دبیر شعام در گفتوگویی درباره مذاکرات هستهای ایران و امریکا گفت مذاکرات باید عادلانه و در چارچوب موضوع هستهای باشد و پذیرش نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی را در چارچوب پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای مطرح کرد. در همین اظهارات، لاریجانی درباره بحث توقف کامل غنیسازی گفت: «صحبت از غنیسازی صفر اورانیوم غیرواقعبینانه است»، زیرا به گفته او دانش هستهای را نمیتوان با تصمیم سیاسی از بین برد و ایران نیازهای پزشکی و تحقیقاتی دارد. خبرگزاری قطر نیز همین موضع را در گزارش خود از اظهارات لاریجانی منتشر کرده است.
در گزارش دیگری از همین گفتوگو، موضع لاریجانی صریحتر نقل شده است. او در پاسخ به پرسشی درباره مطالبه توقف غنیسازی گفت: «صفر کردن غنیسازی اساسا بیمعناست» و با اشاره به نیازهای پزشکی ایران، بر استفاده از اورانیوم ۲۰ درصدی برای سوخت رآکتور تهران و تولید رادیودارو تأکید کرد. همچنین گفت در دور قبلی گفتوگوها با واشنگتن، بحثی درباره غنیسازی صفر یا کاهش سطح غنیسازی مطرح نشده است. این سوابق، در کنار روایت تازه ولادیمیر پوتین درباره پیشنهاد رقیقسازی اورانیوم در داخل ایران، اهمیت پیدا میکند.
اورانیومهای ایرانی؛ از ۲۰ تا ۶۰ درصد
داستان اورانیوم غنیشده ایران، سالها پیش از آنکه سطح غنیسازی به ۶۰ درصد برسد، به یکی از اصلیترین موضوعات مناقشه هستهای ایران تبدیل شده بود. در دهه ۱۳۸۰، اختلاف ایران و غرب عمدتا بر سر اصل غنیسازی و دامنه فعالیتهای هستهای تهران بود، اما از سال ۱۳۸۹ به بعد، سطح غنیسازی و سرنوشت ذخایر تولیدشده اهمیت بیشتری پیدا کرد. ایران در آن مقطع برای تأمین سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران به اورانیوم با غنای نزدیک به ۲۰ درصد نیاز داشت و همین موضوع به یکی از محورهای مذاکرات هستهای تبدیل شد.
چند سال بعد، توافق موقت ژنو در آذر ۱۳۹۲ و سپس برجام در تیر ۱۳۹۴، برای نخستینبار مجموعهای مشخص از چارچوبها را بر میزان و سطح ذخایر اورانیوم ایران اعمال کردند. برجام که در ۲۳ تیر ۱۳۹۴ نهایی شد، ایران را متعهد کرد برای مدت ۱۵ سال ذخیره اورانیوم غنیشده خود را به حداکثر ۳۰۰ کیلوگرم اورانیوم هگزافلوراید با غنای حداکثر ۳.۶۷ درصد محدود کند. در متن توافق همچنین برای مواد غنیشده در سطوح بالاتر، از جمله اورانیوم بین ۵ تا ۲۰ درصد، سازوکارهایی مانند تبدیل به سوخت، انتقال تجاری به خارج از ایران یا رقیقسازی تا سطح ۳.۶۷ درصد پیشبینی شده بود.
بنابراین، موضوع «رقیقسازی» یا «انتقال بخشی از مواد غنیشده به خارج از کشور» مفهومی تازه در پرونده هستهای ایران نیست و پیش از تحولات اخیر نیز در متن توافق هستهای وجود داشته است. در ۲۶ دی ۱۳۹۴، آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرد ایران اقدامات هستهای پیشبینیشده در برجام را اجرا کرده است و «روز اجرا»ی توافق فرا رسیده است. در نتیجه، محدودیتهای مربوط به ذخایر اورانیوم و سطح غنیسازی وارد مرحله اجرایی شد. در سالهای اجرای برجام، آژانس نیز ماموریت گستردهای برای نظارت و راستیآزمایی تعهدات هستهای ایران داشت و بر اساس گزارشهای آن دوره، دامنه بازرسی و نظارت بر برنامه هستهای ایران نسبت به سالهای قبل افزایش یافت. وضعیت، اما در سال ۱۳۹۷ تغییر کرد.
پس از خروج دولت دونالد ترامپ از برجام در اردیبهشت ۱۳۹۷، فشارها و تحریمهای امریکا بازگشت و ایران نیز از سال ۱۳۹۸ به تدریج اجرای برخی تعهدات هستهای خود را در پاسخ به خروج یکطرفه ترامپ از برجام، کاهش داد. از این مقطع، سطح غنیسازی و میزان ذخایر ایران دوباره در مرکز اختلافات قرار گرفت. نقطه عطف بعدی، سال ۱۴۰۰ بود؛ زمانی که ایران غنیسازی ۶۰ درصدی را آغاز کرد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرده است که تولید اورانیوم ۶۰ درصدی در تأسیسات ایران از آوریل ۲۰۲۱، برابر با فروردین ۱۴۰۰، آغاز شد. این سطح غنیسازی فاصله بسیار بیشتری با سقف ۳.۶۷ درصدی تعیینشده در برجام داشت و به یکی از مهمترین موضوعات مذاکرات احیای توافق تبدیل شد.
از آن زمان، مساله فقط «سطح غنیسازی» نبود؛ حجم ذخایر ۶۰ درصدی نیز به تدریج افزایش پیدا کرد. آژانس در گزارش مارس ۲۰۲۵، برابر با اسفند ۱۴۰۳، اعلام کرد ذخیره اورانیوم غنیشده ایران تا سطح ۶۰ درصد به حدود ۲۷۵ کیلوگرم رسیده است؛ رقمی که نسبت به گزارش قبلی افزایش قابل توجهی داشت. در گزارش بعدی آژانس در ژوئن ۲۰۲۵، برابر با خرداد ۱۴۰۴، برآورد شد که تا ۱۷ مه ۲۰۲۵، معادل ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴، ذخیره اورانیوم غنیشده تا ۶۰ درصد ایران به ۴۰۸.۶ کیلوگرم رسیده است. در آخرین گزارش آژانس پیش از کاهش دسترسی کامل بازرسان به برخی مواد و تأسیسات پس از جنگ ۱۲ روزه و حمله اسراییل و امریکا به ایران در خرداد ۱۴۰۴، برآورد ادعایی آژانس «ذخیره ۶۰ درصدی به میزان ۴۴۰.۹» کیلوگرم بود.
آژانس اعلام کرد از این میزان، ۹. ۴۳۲ کیلوگرم را در قالب هگزافلوراید اورانیوم تا سطح ۶۰ درصد راستیآزمایی کرده است. علی لاریجانی در بحبوحه جنگ ۱۲روزه، در واکنش به مواضع رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی که قبل و بعد از حمله اسراییل و امریکا تغییر کرده بود، گفت: «جنگ تمام شود، به حساب گروسی خواهیم رسید.» این اظهارنظر در ۳۱ خرداد ۱۴۰۴ در صداوسیما و در انتقاد از گزارشها و مواضع مدیرکل آژانس درباره برنامه هستهای ایران مطرح شد. به این ترتیب، اورانیومی که در سالهای نخست مناقشه هستهای عمدتا در قالب بحث درباره غنیسازی ۲۰ درصدی و سوخت رآکتور تهران مطرح بود، در فاصله بیش از یک دهه به ذخایری با غنای ۶۰ درصد تبدیل شد؛ ذخایری که از یکسو بخش مهمی از مذاکرات هستهای را شکل داده و از سوی دیگر، محل اختلاف درباره نحوه نگهداری، رقیقسازی، تبدیل یا انتقال آن بوده است.
تهران درباره ذخایر اورانیوم چه گفته است؟
مواضع رسمی تهران درباره ذخایر اورانیوم غنیشده را میتوان در دو سطح دنبال کرد؛ نخست، تأکید بر حفظ اصل غنیسازی در داخل ایران و دوم، موضعگیری درباره سرنوشت ذخایری که در جریان حملات نظامی به تأسیسات هستهای، وضعیت دسترسی و محل نگهداری آنها محل پرسش قرار گرفت. در اظهارات مقامهای ایرانی، میان «حق غنیسازی» و «نحوه تعیین تکلیف مواد غنیشده» تفاوت وجود دارد و هر دو موضوع در مقاطع مختلف مذاکرات هستهای مطرح شدهاند. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در ۲۷ فروردین ۱۴۰۴ در واکنش به موضع استیو ویتکاف درباره توقف غنیسازی، اعلام کرد که حق ایران برای غنیسازی قابل مذاکره نیست و تهران در عین حال آمادگی دارد درباره اعتمادسازی گفتوگو کند.
چند هفته بعد نیز در ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، ابراهیم رضایی، سخنگوی وقت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، به نقل از کاظم غریبآبادی، معاون وقت حقوقی و امور بینالملل وزارت خارجه، گفت که غنیسازی در داخل ایران برای تهران خط قرمز است. در این روایت رسمی، نیازهای نیروگاهی و تحقیقاتی و از جمله تأمین سوخت مورد نیاز رآکتور تهران از دلایل حفظ ظرفیت غنیسازی عنوان شد. این موضع در هفتههای بعد نیز تکرار شد. در ۳۰ خرداد ۱۴۰۴، گزارشهایی از مذاکرات ژنو منتشر شد که بر اساس آنها طرف ایرانی با پیشنهاد «غنیسازی صفر» موافقت نکرده و بر ادامه غنیسازی در خاک ایران تأکید داشته است.
عراقچی نیز در تیرماه ۱۴۰۴ بار دیگر اعلام کرد که توافقی را که در آن حق غنیسازی ایران به رسمیت شناخته نشود، نمیپذیرد. در نتیجه، در موضع رسمی تهران، اصل داشتن چرخه سوخت و امکان غنیسازی در داخل کشور از موضوعاتی جدا از میزان، سطح و نحوه استفاده از ذخایر بوده است. در همین چارچوب، مساله اورانیوم ۶۰ درصد اهمیت بیشتری پیدا کرد. پس از حملات امریکا و اسراییل به ایران در خرداد و تیرماه سال گذشته، مواضع رسمی تهران درباره محل ذخایر نیز اهمیت پیدا کرد. عراقچی در ۲۰ شهریور ۱۴۰۴ گفت مواد هستهای ایران در زیر آوار تأسیسات آسیبدیده قرار گرفته است. او درباره محل دقیق و وضعیت مواد گفت: «آنچه مربوط به مواد هستهای ماست، همگی در زیر آوارهای ناشی از حملات به تأسیسات بمبارانشده قرار دارد.»
پیش از آن نیز در مرداد ۱۴۰۴ در پاسخ به پرسشی درباره سرنوشت حدود ۴۰۸ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی، گفته بود که بهطور دقیق از محل فعلی آن اطلاعی ندارد و این مواد پیش از حملات در تأسیسات هستهای هدف قرار گرفته نگهداری میشدند. در کنار مساله محل ذخایر، موضوع انتقال اورانیوم به خارج از ایران نیز در مواضع رسمی و سیاسی تهران با حساسیت دنبال شده است. در سال ۱۴۰۴، همزمان با مطرح شدن پیشنهادهایی درباره انتقال یا تعیین تکلیف ذخایر ۶۰ درصدی، مقامهای ایرانی بارها بر این نکته تأکید کردند که راهحل هستهای نباید به معنای از بین رفتن حق غنیسازی ایران باشد. در همین دوره، پیشنهاد «غنیسازی صفر» از سوی تهران رد شد و بحث درباره شیوههای دیگر برای کاهش نگرانیهای هستهای ادامه پیدا کرد.
به این ترتیب، در روایت رسمی تهران سه گزاره را میتوان از یکدیگر تفکیک کرد: نخست، ایران اصل غنیسازی در خاک خود را قابل مذاکره نمیداند؛ دوم، درباره سطح و میزان ذخایر و نحوه استفاده از آنها امکان گفتوگو و اعتمادسازی را از اصل غنیسازی جدا میکند؛ و سوم، پس از حملات به تأسیسات هستهای، درباره وضعیت فیزیکی و محل ذخایر، بهویژه اورانیوم ۶۰ درصدی، جزییات محدودی ارایه شده است. در چنین شرایطی، انتقال ذخایر به کشور ثالث، رقیقسازی آنها یا تبدیل مواد به شکلهای دیگر، هرکدام از نظر فنی و سیاسی با مساله اصلی یعنی حفظ ظرفیت غنیسازی ایران متفاوت است. بنابراین مواضع اعلامشده تهران را نمیتوان صرفا به مخالفت یا موافقت با ادعای پوتین تلقی کرد.
بررسی پیشنهاد «رقیقسازی در برابر لغو تحریمها»
یکی از مهمترین تغییرات در موضع تهران، ورود صریح موضوع «رقیقسازی» به ادبیات رسمی جمهوری اسلامی بود. محمد اسلامی، رییس سازمان انرژی اتمی، ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ در پاسخ به پرسشی درباره احتمال رقیقسازی اورانیوم ۶۰ درصد گفت اگر «همه تحریمها» علیه ایران لغو شود، این امکان وجود دارد که تهران درباره رقیقسازی این مواد اقدام کند. اسلامی همزمان تأکید کرد که چنین موضوعی اساسا در دستور کار مذاکرات نبوده و اگر پیشنهادی در این زمینه از سوی فرد یا کشوری مطرح شده، مربوط به پیشنهاد آن طرف بوده است. این اظهارنظر از این جهت اهمیت داشت که برای نخستینبار یکی از مقامهای ارشد هستهای ایران، رقیقسازی ذخیره ۶۰ درصدی را در قالب یک اقدام متقابل و مشروط به لغو تحریمها مطرح کرد؛ یعنی سرنوشت مواد غنیشده از نگاه تهران جدا از مجموعه امتیازهای اقتصادی و سیاسی قابل بررسی نبود.
چند روز پیش از آن نیز عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ گفت ایران درباره اصل غنیسازی مذاکره نخواهد کرد. بنابراین در روایت رسمی تهران، رقیقسازی با کنار گذاشتن غنیسازی یکی نیست. در کنار بحث رقیقسازی، موضع دیگری نیز در سال ۱۴۰۵ در تهران برجسته شد: مخالفت با خارج کردن ذخایر از ایران. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، ۲۸ فروردین ۱۴۰۵ گزارشهای مربوط به موافقت ایران با انتقال اورانیوم غنیشده به خارج از کشور را رد کرد و گفت: «اورانیوم غنیشده برای ما مقدس است، همانطور که خاک ایران مقدس است.» این موضع در کنار اظهارات محمد اسلامی، یک تفاوت مهم میان گزینههای مطرح شده برای ذخایر را روشن میکند: تهران میان «تغییر سطح غنیسازی مواد در داخل کشور» و «انتقال فیزیکی آنها به خارج» تفاوت قائل است.
در واقع، موضع رسمی ایران درباره رقیقسازی، آن را در صورت تأمین مطالبات تهران قابل بررسی دانسته، اما انتقال ذخایر به خارج با مخالفت صریح سخنگوی وزارت خارجه روبهرو شده است. عباس عراقچی نیز در ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ تاکید کرده بود که پیشنهاد روسیه برای نگهداری اورانیوم غنیشده ایران در روسیه با مقامهای این کشور مورد گفتوگو قرار گرفته است؛ موضوعی که نشان میدهد اصل پیشنهاد روسیه در سطح گفتوگوهای دیپلماتیک مطرح بوده، اما گفتوگو درباره یک پیشنهاد به معنای پذیرش آن از سوی تهران نبوده است. اظهارات پوتین درباره اورانیوم و علی لاریجانی حالا در میانه جنگ و صلح دو کلیدواژه را در مرکز توجه قرار داده است.
در مجموع، مسیر مواضع لاریجانی نشان میدهد که حلوفصل پرونده هستهای برای او همواره با مساله چگونگی مذاکره و حفظ منافع ایران گره خورده است. او در دهه ۸۰ با تعبیر «درّ غلطان دادیم و آبنبات گرفتیم» از نتیجه مذاکرات و تعلیق غنیسازی انتقاد میکرد و سالها بعد، در جایگاه رییس مجلس، از توافق هستهای و مسیر حل دیپلماتیک پرونده حمایت کرد. این دو موضع در ظاهر متفاوت، یک نقطه مشترک داشتند: پرونده هستهای نباید به یک مناقشه بیپایان تبدیل شود و نتیجه مذاکرات باید برای ایران دستاورد مشخصی داشته باشد. حالا با بازگشت دوباره نام لاریجانی به بحث سرنوشت اورانیوم غنیشده، هر دو موضوع در پرونده هستهای را مورد توجه قرار داده است.