
همزمان با پررنگترشدن شائبه ازسرگیری یک جنگ گسترده علیه ایران، تحولات جبهه یمن نیز وارد مرحلهای شده که دیگر نمیتوان آن را صرفا بحرانی مستقل در جنوب شبهجزیره عربستان تلقی کرد. نشانههای موجود حاکی از آن است که دو جبهه ایران و یمن بیش از هر زمان دیگری در یک معادله امنیتی واحد به یکدیگر گره خوردهاند؛ بهگونهای که تحول در یکی، میتواند محاسبات بازیگران در دیگری را تغییر دهد.
به گزارش روز نو از یک سو، عربستان در حال بررسی گزینههای نظامی برای عقبراندن انصارالله از مناطق راهبردی ساحل دریای سرخ و بازپسگیری کنترل بابالمندب است که در صورت تحقق، میتواند سطح درگیری یمن را بهطور محسوسی افزایش دهد.
از سوی دیگر، همزمانی این تحولات با احتمال ازسرگیری عملیات نظامی گسترده آمریکا علیه ایران، اهمیت جبهه یمن را برای واشینگتن دوچندان میکند؛ چراکه هرگونه تشدید در یمن میتواند بر امنیت انرژی، خطوط کشتیرانی و وضعیت پایگاهها و متحدان آمریکا در منطقه اثر بگذارد. در این میان، یکی از مهمترین حلقههای اتصال دو بحران، خود عربستان است. گزارشها حاکی از آن است که واشینگتن برای هرگونه عملیات گسترده در منطقه به همکاری ریاض، از جمله امکان استفاده از حریم هوایی عربستان، نیاز خواهد داشت. اما این همکاری یک متغیر قطعی نیست. تجربه حملات موشکی و پهپادی اخیر و نگرانی ریاض از آسیبپذیری زیرساختهای انرژی، باعث شده حفاظت از تأسیسات نفتی به بخشی از محاسبه سیاسی عربستان تبدیل شود. ارسال سامانههای پاتریوت بیشتر از سوی آمریکا به عربستان و قطر نیز در همین چارچوب قابل فهم است که هدف آن صرفا اطمینانبخشی به متحدان درباره حفاظت از زیرساختهای انرژی در صورت تشدید جنگ است. بنابراین، مسئله فقط این نیست که آمریکا در یمن وارد جنگ شود یا نشود؛ مسئله مهمتر، چگونگی مدیریت همزمان دو جبههای است که میتوانند هزینههای یکدیگر را افزایش دهند.
برای واشینگتن، تأمین امنیت عربستان پیششرط مهمی برای حفظ آزادی عمل منطقهای است و برای ریاض، میزان حفاظت آمریکا از زیرساختهای حیاتی، میتواند بر سطح همکاری آن با واشینگتن اثر بگذارد. از این منظر، یمن دیگر یک جبهه حاشیهای نیست، بلکه بخشی از معادله بازدارندگی و فشار متقابل در منطقه و شاید مقدمه جنگ تحمیلی دیگر علیه تهران است. یعنی هرچه احتمال جنگ گسترده با ایران افزایش یابد، اهمیت کنترل تنش در یمن نیز بیشتر میشود و بالعکس، تشدید جنگ یمن میتواند محاسبات مربوط به هرگونه رویارویی با ایران را پیچیدهتر کند. همین درهمتنیدگی، جبهه یمن را به یکی از متغیرهای تعیینکننده در معماری امنیتی جنگ احتمالی پیشرو تبدیل کرده است.
سه تحول در یک جبهه
در میانه این تحولات، معادلات میدانی جنگ یمن میان عربستان سعودی و انصارالله در روزهای اخیر وارد یکی از متشنجترین مقاطع خود شده است که در آن حملات متقابل به عمق خاک دو طرف، افزایش محسوس عملیات هوایی و همزمانی آن با نبردهای زمینی در تعز، نشانههای یک تشدید چندلایه را آشکار کرده است. این تحولات در حالی رخ میدهد که ریاض خود را برای یک عملیات گستردهتر علیه انصارالله آماده میکند و به گفته رویترز، گزینههایی برای بازپسگیری مناطق ساحلی و تغییر وضعیت در بابالمندب را بررسی کرده است. در تازهترین دور این تنشها، گزارشهای منابع یمنی از موج حملات هوایی عربستان به صنعا حکایت دارد. براساس این گزارشها، مناطق النهدین و جبل عطان هدف قرار گرفتهاند و رسانههای وابسته به انصارالله از بیش از ۱۰ حمله هوایی در فاصلهای حدود دو ساعت خبر دادهاند.
در کنار صنعا، مناطقی در صعده و تعز نیز هدف حملات قرار گرفتهاند. ارتش دولت مورد حمایت عربستان نیز از انجام حملات متعدد علیه مواضع انصارالله در تعز خبر داده است. رویترز گزارش کرده نیروهای دولتی یمن از انجام ۲۰ حمله هوایی در فاصله سه ساعت در این استان سخن گفتهاند. در سوی مقابل، حملات موشکی و پهپادی منتسب به انصارالله، عمق خاک عربستان را هدف گرفته است. روز شنبه، گزارشهایی از وقوع انفجار و شکلگیری ستون بزرگی از دود و آتش در نزدیکی یکی از تأسیسات آرامکو در ریاض منتشر شد. رویترز وقوع آتشسوزی و مشاهده دود در نزدیکی تأسیسات آرامکو را به نقل از یک شاهد تأیید کرده، اما تأکید کرده است تا زمان انتشار گزارش، مقامهای سعودی و آرامکو درباره علت حادثه یا مسئولیت انصارالله اظهارنظر رسمی نکردهاند؛ بنابراین نسبتدادن قطعی این آتشسوزی به حمله انصارالله همچنان نیازمند تأیید رسمی است. این تبادل ضربات در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که حملات انصارالله طی هفتههای اخیر به زیرساختهای انرژی و اهداف راهبردی سعودی افزایش یافته است.
عربستان نیز در واکنش، حملات هوایی خود را تشدید کرده و دامنه آنها را از مواضع جبههای به پایتخت و دیگر مناطق تحت کنترل انصارالله گسترش داده است. این روند، الگوی سابق درگیری را که عمدتا بر خطوط تماس زمینی متمرکز بود، به رویارویی مستقیمتر میان زیرساختهای حیاتی و مراکز شهری دو طرف نزدیک کرده است. در همین حال، تعز به یکی از اصلیترین کانونهای نبرد زمینی تبدیل شده است. گزارشهای میدانی از درگیری در محورهای شمالی، جنوبی و شرقی این استان و اطراف شهر تعز حکایت دارد. از نگاه نظامی، اهمیت تعز فقط به خود شهر محدود نیست؛ این استان در مسیرهای ارتباطی میان مناطق شمالی، ساحل غربی و جنوب یمن قرار گرفته و تحولات آن میتواند بر خطوط تدارکاتی طرفین اثر بگذارد. گزارشهای اخیر نیز از حملات هوایی علیه مسیرهای تدارکاتی، انبارها و تجمعات نیروهای انصارالله در این منطقه خبر دادهاند. در روایت منابع نزدیک به انصارالله، پیشرویهای این گروه در جنوب تعز و قطع یا تهدید مسیرهای تدارکاتی نیروهای تحت حمایت ریاض، نشانه تغییر موازنه در این جبهه است. این منابع از کنترل مناطق و روستاهای متعدد و نزدیکشدن نیروهای صنعا به برخی محورهای پیرامونی تعز سخن میگویند.
در مقابل، طرف مقابل نیز با حملات هوایی و تلاش برای جلوگیری از تثبیت مواضع انصارالله، درصدد مهار این پیشرویهاست؛ بنابراین، ادعاهای مربوط به کنترل «اکثریت» جبهههای جنوبی یا نزدیکبودن پایان نبرد تعز باید همچنان در چارچوب ادعاهای منابع میدانی طرفهای درگیر ارزیابی شود. اهمیت این تحولات زمانی بیشتر میشود که در کنار آن، مسئله بابالمندب و ساحل دریای سرخ نیز قرار گیرد. رویترز گزارش داده است عربستان در حال بررسی عملیاتی است که میتواند با مشارکت گسترده نیروهای یمنی و پشتیبانی هوایی سعودی، مناطق ساحلی و مسیر بابالمندب را هدف قرار دهد. براساس همان گزارش، دامنه احتمالی عملیات از یک حمله محدود در اطراف بابالمندب تا حملهای چندجبههای در استانهایی مانند تعز، مأرب و الجوف متغیر است.
به این ترتیب، جبهه یمن اکنون با سه تحول همزمان مواجه است؛ تشدید حملات هوایی عربستان به صنعا و دیگر مناطق، افزایش حملات موشکی و پهپادی انصارالله علیه اهداف داخل عربستان و تشدید نبرد زمینی در تعز. این وضعیت، همراه با تلاش ریاض برای آمادهسازی یک عملیات گستردهتر، نشان میدهد جنگ یمن از مرحله درگیری محدود و مقطعی فاصله گرفته و به سمت رویارویی فشردهتری حرکت کرده است؛ رویاروییای که نتیجه نبرد تعز، امنیت زیرساختهای انرژی عربستان و وضعیت بابالمندب میتواند در تعیین مرحله بعدی آن نقش تعیینکننده داشته باشد.
یک نشست معنادار در کمپدیوید
در حالی که شاهد اوجگیری تنشها در یمن هستیم، اکسیوس خبر داده شماری از ارشدترین مقامهای دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز جمعه در نشستی چندساعته و غیرمعمول در کمپدیوید درباره تحولات جنگ ایران و درگیری عربستان سعودی با انصارالله در یمن رایزنی کردند. سه مقام آمریکایی به اکسیوس گفتند ریاست این نشست را جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، بر عهده داشت و مارکو روبیو وزیر خارجه، پیت هگست وزیر دفاع، استیو ویتکاف فرستاده کاخ سفید، جان رتکلیف رئیس سیا و ژنرال دن کین رئیس ستاد مشترک ارتش نیز در آن حضور داشتند.
اکسیوس این نشست را از آن رو قابل توجه دانسته که دولت ترامپ آن را بهطور رسمی اعلام نکرده است. به گفته منابع، آخرین نشست مشابه در سطحی چنین عالی در ژوئن ۲۰۲۵ برگزار شد؛ فقط چند روز پیش از آغاز جنگ اسرائیل علیه ایران. یکی از مقامهای آمریکایی گفت در نشست اخیر، درباره برخی مسائل مربوط به بحران خاورمیانه تصمیمگیری شد یا دستکم موضوعات بهشکل عمیق مورد بحث قرار گرفت. کاخ سفید از اظهارنظر درباره این جلسه خودداری کرده است. این نشست در شرایطی برگزار شد که مذاکرات با ایران به بنبست رسیده و ترامپ در حال بررسی گزینههای خود درباره ادامه یا ازسرگیری عملیات نظامی گسترده علیه ایران است.
ترامپ روز پنجشنبه در اظهاراتی هشدار داده بود تهران یا باید توافق کند یا «دیگر وجود نخواهد داشت». همزمان، عربستان سعودی از واشینگتن میخواهد از عملیات نظامی برنامهریزیشده این کشور علیه انصارالله در یمن حمایت کند و حملات هوایی علیه مواضع این گروه انجام دهد. به نوشته اکسیوس، ترامپ تاکنون تمایل چندانی به ورود مستقیم آمریکا به این عملیات نشان نداده، اما مقامهای آمریکایی میگویند احتمال تغییر موضع او وجود دارد. ترامپ روز جمعه، همزمان با حضور مشاوران ارشدش در کمپدیوید، درباره گام بعدی آمریکا در قبال ایران گفت اگر جزئیات تصمیمش را اعلام کند، «خبر بزرگی» خواهد بود و افزود «خواهید دید». او همچنین مدعی شد شرایط ایران «خوب نیست» و اوضاع «خیلی خوب پیش میرود».
برنامه ریاض برای عملیات علیه حوثیها
به موازات نشست کمپدیوید برای بررسی معادلات در دو جبهه ایران و یمن، رویترز هم به نقل از مقامهای منطقهای و غربی گزارش داد عربستان سعودی در حال بررسی و برنامهریزی برای یک عملیات تهاجمی علیه حوثیها در یمن است؛ عملیاتی که ممکن است طی هفتههای آینده آغاز شود. به گفته شش فرد مطلع از مقدمات این طرح، اجرای بخش زمینی عملیات بر عهده نیروهای یمنی مورد حمایت و نظارت عربستان خواهد بود و حملات هوایی سعودی نیز از آن پشتیبانی خواهد کرد. با این حال، زمان دقیق آغاز عملیات هنوز مشخص نیست و برآورد منابع از حدود یک هفته آینده تا پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در اوایل نوامبر متفاوت است.
یکی از اهداف اصلی این عملیات، بنا بر گفته منابع رویترز، عقبراندن پیشرویهای اخیر حوثیها در امتداد ساحل و بازپسگیری مناطقی در اطراف تنگه بابالمندب است. منابع خلیجی و یمنی میگویند عربستان دو گزینه را بررسی میکند؛ یک عملیات محدود و متمرکز در منطقه بابالمندب، یا عملیاتی گستردهتر و همزمان در چند جبهه، از جمله استانهای البیضا، مأرب، تعز و الجوف. بسته به ابعاد عملیات، ممکن است بیش از ۱۰۰ هزار نیروی یمنی بسیج شوند. بابالمندب، در ورودی جنوبی دریای سرخ، یکی از مسیرهای مهم کشتیرانی میان مدیترانه و آسیاست و اهمیت آن در شرایط کنونی افزایش یافته است. دیپلماتهای غربی و یک مقام خلیجی به رویترز گفتهاند عربستان معتقد است تا زمانی که حوثیها کنترل این گذرگاه را در اختیار داشته باشند و از آن به عنوان اهرم فشار بینالمللی استفاده کنند، امکان ورود ریاض به مذاکرات جدید صلح با آنها محدود خواهد بود. این تحولات در شرایطی رخ میدهد که آتشبس سال ۲۰۲۲ میان طرفهای جنگ یمن عمدتا پابرجا مانده بود، اما به گفته گزارش، پس از سرریز جنگ ایران، حوثیها حملات موشکی و پهپادی علیه کشتیهای سعودی و زیرساختهای نفتی عربستان را از سر گرفتهاند.
عربستان از سال ۲۰۱۵ و در رأس ائتلافی عربی در جنگ یمن مداخله کرده بود تا از دولت به رسمیت شناختهشده بینالمللی حمایت کند. در زمینه حمایت خارجی، رویترز گزارش میدهد آمریکا برای پشتیبانی از عملیات ریاض، اطلاعات نظامی و اطلاعات مربوط به اهداف را در اختیار عربستان قرار میدهد، اما انتظار نمیرود واشینگتن مستقیما در عملیات رزمی مشارکت کند. رویترز پیشتر گزارش داده بود دونالد ترامپ درخواستهای محمد بنسلمان برای حمایت نظامی مستقیم، از جمله حملات هوایی آمریکا را رد کرده است. متحدان عربستان نیز عمدتا کمکهای دفاعی ارائه میکنند. پاکستان و ترکیه که عربستان اخیرا با آنها توافق دفاعی مشترک امضا کرده نیز بنا بر گفته مقامهای پاکستانی و منطقهای، تجهیزات نظامی در اختیار ریاض قرار دادهاند.
یک مقام پاکستانی گفت اسلامآباد ماه گذشته چهار هواپیمای باری حامل تجهیزاتی از جمله سامانههای پدافند هوایی، توپخانه سبک، پهپاد و تجهیزات مقابله با پهپاد به عدن، مقر دولت یمن مورد حمایت عربستان، فرستاده است. همچنین مشاوران نظامی پاکستانی در کنار نیروهای سعودی حضور دارند. پهپادهای ترکیهای نیز در عملیات بر فراز یمن به کار گرفته شدهاند. در همین حال، یکی از مقامهای پاکستانی به رویترز گفته است پاکستان بین ۳۰ هزار تا ۴۰ هزار نیرو را برای کمک به دفاع از مرزهای زمینی عربستان و مقابله با حملات پهپادی و موشکی در داخل این کشور مستقر کرده است. به گفته او، استقرار این نیروها طی چند مرحله از سال گذشته و پس از تشدید اخیر تنشها انجام شده است. با این حال، این مقام تأکید کرده اسلامآباد هنوز تصمیمی برای اعزام نیرو به یمن با هدف مشارکت در عملیات رزمی نگرفته است. وزارتخانههای دفاع پاکستان و ترکیه به درخواست رویترز برای اظهارنظر پاسخ ندادهاند. فرانسه نیز اعلام کرده برای کمک به حفاظت از شهر بندری ینبع، سامانههای دفاعی و نیرو به عربستان اعزام خواهد کرد.
گزارش رویترز در عین حال بر چالشهای احتمالی عملیات زمینی تأکید دارد. نیروهای ضدحوثی یمن متشکل از گروههای مختلف و تا حدی پراکندهاند و عربستان و امارات در مراحل قبلی جنگ آنها را مسلح و آموزش دادهاند. محمد الباشا، تحلیلگر یمنی، میگوید بسیاری از این نیروها برای انجام یک عملیات تهاجمی مستمر علیه یک نیروی منسجم حوثی آمادگی کامل ندارند. علی شهابی، تحلیلگر سعودی نزدیک به دیدگاههای دولت عربستان نیز گفته است موفقیت عملیات به عملکرد نیروهای زمینی یمنی بستگی خواهد داشت. از سوی دیگر، مایکل راتنی، سفیر پیشین آمریکا در عربستان، احتمال داده است عملیات در صورت آغاز، محدودتر از کارزار سال ۲۰۱۵ باشد و بیشتر بر بازپسگیری مناطق ساحلی و بازگرداندن وضعیت کشتیرانی در بابالمندب متمرکز شود. در مجموع، گزارش رویترز از طرحی احتمالی برای یک عملیات جدید عربستان در یمن حکایت دارد که هدف اعلامنشده یا اصلی آن، بنا بر منابع، تغییر وضعیت نظامی در اطراف بابالمندب و کاهش اهرم فشار حوثیهاست؛ اما زمان اجرای عملیات، دامنه دقیق آن و میزان موفقیت نیروهای یمنی هنوز قطعی نیست. همچنین برخلاف برخی برداشتها از حضور نیروهای پاکستانی در عربستان، منابعی که رویترز با آنها گفتوگو کردهاند میگویند پاکستان هنوز تصمیمی برای اعزام نیرو به یمن برای مشارکت مستقیم در نبرد اتخاذ نکرده است.
معامله آمریکا و عربستان در دو جبهه
حالا نقطه اتصال معادلات مربوط به جبهه جنگ یمن و آنجاست در این بین آمریکا و عربستان درصدد امتیازگیری از همدیگر هستند؛ کمااینکه بر اساس گزارش اکسیوس و به نقل از دو مقام آمریکایی و یک منبع منطقهای، ارتش ایالات متحده طی هفتههای اخیر دو آتشبار موشکی پاتریوت دیگر را به عربستان سعودی و قطر منتقل کرده است که هدف اصلی آن حفاظت از تأسیسات حیاتی نفت و گاز این دو کشور در برابر حملات احتمالی ایران عنوان شده است. این تحرک نظامی در شرایطی صورت میگیرد که دونالد ترامپ در حال بررسی امکان ازسرگیری عملیات نظامی گسترده علیه ایران است. به نوشته اکسیوس، واشینگتن میخواهد به ریاض و دوحه اطمینان دهد در صورت تصمیم ترامپ برای بازگشت به کارزار نظامی، آمریکا برای حفاظت از زیرساختهای انرژی آنها آمادگی دارد.
اهمیت این مسئله از آنجا ناشی میشود که عربستان و قطر پیشتر نسبت به پیامدهای حمله احتمالی آمریکا به ایران و امکان واکنش تهران علیه تأسیسات نفت و گاز خود ابراز نگرانی کرده بودند. در اوایل ماه اوت، زمانی که ترامپ در حال بررسی حملهای گسترده، از جمله احتمال هدف قراردادن زیرساختهای انرژی ایران بود، رهبران عربستان و قطر از او خواستند چنین اقدامی را انجام ندهد. مقامهای آمریکایی گفتهاند نگرانی این دو متحد درباره واکنش ایران و حمله احتمالی به تأسیسات انرژی آنها، یکی از عوامل مؤثر در تصمیم ترامپ برای کنارگذاشتن آن گزینه و حرکت به سمت فشار اقتصادی بود.
اکسیوس میگوید ماه گذشته یک آتشبار پاتریوت اضافی برای حفاظت از یک تأسیسات نفتی مهم در عربستان مستقر شد و آتشبار دیگری نیز برای حفاظت از یک تأسیسات گاز طبیعی به قطر انتقال یافت. عربستان در صورت آغاز عملیات نظامی گسترده آمریکا علیه ایران، برای واشینگتن اهمیت عملیاتی دارد؛ زیرا آمریکا برای انجام بخشی از عملیات احتمالی به اجازه استفاده از حریم هوایی این کشور نیاز خواهد داشت. بر همین اساس، نگرانی ریاض درباره امنیت زیرساختهایش میتواند در تصمیم آن کشور درباره چنین مجوزی مؤثر باشد. این تحرکات بخشی از افزایش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه است. ارتش آمریکا در ماههای اخیر بخشی از سامانههای پاتریوت و موشکهای رهگیر را از دیگر مناطق تحت مسئولیت خود به خاورمیانه منتقل کرده است؛ موضوعی که به نوشته اکسیوس نگرانیهایی درباره سطح آمادگی نیروهای آمریکایی در سایر نقاط جهان ایجاد کرده است.
همزمان، آمریکا در حال اعزام تجهیزات و نیروهای بیشتری به منطقه است. به گفته یک مقام آمریکایی، ناو هواپیمابر «تئودور روزولت» و گروه رزمی همراه آن روز یکشنبه سندیگو را ترک کردهاند و انتظار میرود حدود اواسط نوامبر به خاورمیانه برسند. این ناو در صورت ادامه استقرار ناوهای فعلی، میتواند به «جورج اچ. دبلیو. بوش» و «جورج واشینگتن» ملحق شود و تعداد گروههای رزمی ناوهای هواپیمابر آمریکا در منطقه را به سه برساند؛ هرچند هنوز مشخص نیست روزولت جایگزین یکی از آنها خواهد شد یا به مجموع نیروهای موجود اضافه میشود.
در کنار این تحرکات، گروه آماده آبی-خاکی «مکین آیلند» نیز روز دوشنبه عازم منطقه شده است. این گروه شامل سه ناو آبی-خاکی و هزاران تفنگدار دریایی از سیزدهمین واحد اعزامی تفنگداران دریایی است و انتظار میرود تا پایان نوامبر به خاورمیانه برسد و به یک گروه آبی-خاکی و واحد تفنگداران دریایی دیگر که طی ماههای گذشته در منطقه مستقر شدهاند، ملحق شود. این تحولات پس از آن صورت میگیرد که ترامپ روز پنجشنبه گفت درباره ادامه مسیر در قبال ایران باید تصمیم بگیرد و هشدار داد تهران یا باید به توافق برسد یا با پیامدهای بسیار سنگینی روبهرو خواهد شد.
نعمتالله ایزدی: پرونده یمن و ایران را نباید الزاما دو روی یک جنگ واحد دانست
در واکاوی دور تازهای از رویارویی نظامی احتمالی میان ایران و آمریکا همزمان با اوجگیری درگیریهای جبهه یمن، نعمتالله ایزدی، طی گفتوگو با «شرق»، ابتدا به ساکن تأکید دارد نباید این دو پرونده را لزوما در قالب یک معادله واحد تحلیل کرد. به باور او، آنچه درباره بدهبستان احتمالی ریاض و واشینگتن بر سر تحولات یمن و ایران مطرح میشود، بیش از آنکه یک توافق عملیاتی و قطعی باشد، جنبه نمایشی و سیاسی دارد. سفیر پیشین ایران در عمان با اشاره به تجربه جنگ عربستان در سالهای گذشته متذکر میشود ریاض پیش از این نیز برای تغییر معادلات یمن از ظرفیتهای نظامی خود استفاده کرده، اما دستاورد تعیینکنندهای به دست نیاورده است؛ لذا دیپلمات اسبق کشورمان بر همین اساس بعید میداند عربستان بخواهد بار دیگر خود را وارد یک جنگ فرسایشی و پرهزینه کند؛ بهویژه آنکه «تجربه عربستان در جنگ قبلی با یمن نشان داد استفاده از همه ظرفیتهای نظامی لزوما به موفقیت سیاسی و میدانی منجر نمیشود».
اولین سفیر ایران در فدراسیون روسیه، در عین حال، میزان تمایل دونالد ترامپ برای ورود مستقیم به پرونده یمن را نیز محدود ارزیابی میکند و معتقد است واشینگتن ترجیح میدهد از پیچیدهترشدن همزمان چند جبهه جلوگیری کند. از نگاه ایزدی: «ترامپ چندان تمایلی ندارد خود را وارد معادلات پیچیده جنگ یمن و این جبهه را به یک بحران مستقیم برای آمریکا تبدیل کند». آخرین سفیر جمهوری اسلامی ایران در اتحاد جماهیر شوروی درباره احتمال جنگ گسترده علیه ایران نیز با احتیاط سخن میگوید و وقوع یک جنگ «تمامعیار» را محتملترین سناریو نمیداند و بر این باور است در صورت بروز درگیری، «احتمال عملیات محدود، کوتاهمدت و نقطهای» بیشتر است. هرچند بهزعم او، اصل احتمال جنگ را نمیتوان منتفی دانست. به گفته ایزدی: «نمیتوان احتمال جنگ را بهطور کامل منتفی دانست، اما جنگ گسترده و طولانیمدت را نباید تنها سناریوی پیشروی ایران و آمریکا و اسرائیل تلقی کرد».
در این میان، مفسر ارشد حوزه سیاست خارجی بر یک تفکیک مهم تأکید دارد: «حتی اگر رویارویی ایران و آمریکا و اسرائیل به هر شکلی رخ دهد، پرونده انصارالله و یمن الزاما بخشی از همان جنگ نخواهد بود». چراکه او اعتقاد دارد آمریکاییها تلاش خواهند کرد این دو پرونده را از یکدیگر جدا نگه دارند؛ به این دلیل که همزمانی جنگ ایران با گسترش جبهه یمن میتواند دامنه بحران، هزینههای امنیتی و فشار بر متحدان منطقهای واشینگتن را افزایش دهد. این دیپلمات باسابقه، در نهایت تأکید میکند: «پرونده یمن و پرونده ایران را نباید الزاما دو روی یک جنگ واحد دانست؛ ممکن است میان آنها ارتباط راهبردی وجود داشته باشد، اما لزوما سرنوشت یکسانی ندارند».