
مذاکرات ایران و آمریکا دچار چالشهای تازهای شده است. ایران در جریان سفر هیئت ایرانی به نیویورک شروطی برای بازگشایی تنگه هرمز مطرح کرد، اما ترامپ به سرعت آن شروط را رد کرد تا چنین به نظر برسد که مذاکرات میان دو کشور به نقطه پایان رسیده است و راهی جز آغاز جنگی دوباره باقی نمانده است.
مواضع عراقچی، قالیباف و رضایی
به گزارش روز نو در این میان، اما عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، اعلام کرد که «میانجیگران ایدههای مطرح شده را با طرف آمریکایی مطرح خواهند کرد و بعد از آن پاسخ نهایی طرف آمریکایی به ما منتقل خواهد شد که امیدوارم اینکار تا فردا صبح انجام شود». همزمان با این سخنان عراقچی، محمدباقر قالیباف که هم رئیس مجلس است و هم رئیس تیم مذاکرهکننده، در جلسه وبیناری علنی مجلس گفت: «رئیسجمهور متوهم آمریکا اخیرا لفاظیهایی درباره تنگه هرمز و عبور کشتیها از این تنگه مطرح کرد که تکرار ادعاهای پیشین است و حقیقت این مواضع واهی برای همه شناخته شده است. هم آمریکاییها و هم سایر کشورها بدانند همانگونه که قبلا گفته بودیم در منطقهای که ما نفت نفروشیم، کسی نفت نخواهد فروخت و اگر امنیت ما تامین نشود، هیچ زیرساختی ایمن نخواهد بود».
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز در دیدار با شاهین مصطفی، معاون نخستوزیر آذربایجان، گفته است: «ترامپ در باتلاقی گرفتار شده که نه میتواند مذاکره کند و نه میتواند بجنگد. شروط ایران به آمریکا اعلام شده، اما ترامپ قادر به تصمیمگیری نیست و آمریکا از سر استیصال در جنگ نظامی به محاصره هوایی روی آورده است».
ارائه پاسخ از سوی آمریکا به ایران
مواضع قالیباف و رضایی درحالی اتخاذ شده است که عراقچی موضوع پیشنهادات ایران را پیگیری میکند و همین دیروز هم فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، خبر داد که عباس عراقچی پاسخ طرف آمریکایی به پیشنهاد واسطه قطری را دریافت کرده است و «رویترز» نیز در گزارشی به محتوای پاسخ آمریکا پرداخت و مطرح کرد که اختلاف اصلی تهران و واشنگتن بر سر ترتیب اجرای گامهاست، نه مفاد طرح هفت روزهای که ایران پیشتر برای بازگشایی تنگه هرمز ارائه کرده بود. یک «مقام مطلع آمریکایی» به رویترز گفته است: «سند مورد مذاکره شامل یک برنامه هفت روزه برای اعتمادسازی و بازگشت به یک نسخه ارتقایافته از تفاهمی است که ایران و آمریکا طی ژوئن گذشته در اسلامآباد امضا کردند».
دونالد ترامپ در این میان مواضعی متناقض میگیرد؛ به نحوی که از یک سو در مجمع عمومی سازمان ملل از تندترین ادبیات در مواجهه با ایران استفاده کرد، اما بعدتر «آکسیوس» و «سیانان» به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش دادند که او آماده است در چارچوب توافق نهایی، تحریمهای ایران را کاهش دهد و داراییهای مسدودشده این کشور را آزاد کند، «مشروط بر اینکه تهران در پرونده هستهای پیشرفت ملموسی نشان دهد». اما بعد از این گزارشها در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» مطرح کرد که هیچ پیشنهادی به ایران ارائه نکرده است.
چندصدایی از سیاست خارجی
با بررسی مواضع ایران و آمریکا میتوان دریافت که مذاکرات دو طرف راه سادهای را در پیش ندارد و علاوه بر آنکه مواضع دو طرف در بسیاری از زمینهها با یکدیگر تفاوتهای سرشاری دارد، هر عاملی نیز میتواند مسیر مذاکرات را برهم بزند. در چنین شرایطی نکته قابل تأمل آن است که چرا عراقچی، قالیباف و رضایی در یک روز و هر سه درباره مذاکره باید اعلام نظر کنند؛ حال آنکه مواضع آنها بهطور کامل نیز یکسان با یکدیگر نیست و هر کدام نیز با ادبیات خود به ارائه نظر پرداختهاند. مسئله این است که گرچه هر سه این مقامات به نکات درستی اشاره کردهاند، اما چرا در یک زمان باید سه صدا به عنوان صدای رسمی جمهوری اسلامی درباره مذاکرات مطرح شود؟
برخی باور دارند ابراز نظرات مختلف در باب مذاکره باعث میشود هماهنگی لازم در تصمیمگیری و انسجام دیپلماتیک در موضوع مذاکره کاهش یابد. از سوی دیگر پر واضح است که پیشنهاد ایران با تأیید شورای عالی امنیت ملی از طریق قطر به آمریکا ارائه شده است. در حال حاضر عباس عراقچی مسئول پیگیری آن است؛ همانطور که در مذاکرات اسلامآباد محمدباقر قالیباف مسئولیت اصلی تیم مذاکرهکننده را برعهده داشت.
در این شرایط میتواند صدای واحد و موضعگیری یکسان کار مذاکرات را تسهیل کند و از بروز هرنوع برداشتهای نادرست جلوگیری کند؛ چه آنکه علاوه بر مقامات ارشد نظام، طیفی خاص نیز با اِعمال فشار بر تصمیمسازان سعی میکنند مسیر مذاکره را به نحو دلخواه خود پیش ببرند که آنها را نیز میتوان به عنوان عامل دیگری در مسیر مذاکرات در نظر گرفت. در این میان وقتی برخی نمایندگان مجلس طرح استیضاح عباس عراقچی را مطرح میکنند نیز اوضاع پیچیدهتر میشود و این تلقی در طرف آمریکایی به وجود میآید که هیئت ایرانی از اختیارات لازم برخوردار نیست. مسئلهای که به صراحت هم از سوی مقامات آمریکایی گفته شد.