
این جملههای کوتاه شاید در نگاه نخست چیزی جز یک دعوت معمولی برای چند دقیقه سرگرمی نباشد، اما وقتی در گوشه یک بوستان، کنار پیادهراه یا میان رفتوآمد عصرگاهی مردم تکرار میشود، پشت آن میتوان ردپای بازاری را دید که مشتریانش گاه نه برای سرگرمی، بلکه برای یافتن پاسخی به یک نگرانی، تردید یا گرفتاری به سراغش میروند.
به گزارش روز نو عصر که سایه درختان روی سنگفرش بوستانها کشیده میشود و رفتوآمد شهروندان بیشتر میشود، صداهایی در میان همهمه شهر شنیده میشود؛ «فال قهوه میخوای؟»، «بیا تاروت بگیرم»، «بختت بستهست»، «برات دعا مینویسم...».
کنار بساطهای رنگارنگ، فنجانهای قهوه، کارتهای تاروت و گاه نوشتههایی که قرار است راز آینده را فاش کنند، ابزاری دیگر نیز دیده میشود؛ دستگاه کارتخوانی که نشان میدهد این بازار، برخلاف ظاهر سنتی خود، با شیوههای امروز دریافت پول نیز بیگانه نیست.
مشاهدات میدانی از برخی فضاهای عمومی ساوه نشان میدهد که افرادی با عنوان فالگیر، رمال و دعانویس در ساعات عصرگاهی و شبانه تلاش میکنند با جملاتی کوتاه و وسوسهانگیز، رهگذران را به پای بساط خود بکشانند؛ گاه با وعدهای برای آینده و گاه با اشارهای به زخمی که شاید مخاطب از آن سخن نگفته باشد.
وقتی «فال» از سرگرمی عبور میکند
فال قهوه، تاروت، طالعبینی، فال حافظ و فال ازدواج؛ هر کدام دریچهای برای گفتوگویی هستند که ممکن است از چند دقیقه سرگرمی آغاز شود، اما همیشه به همانجا ختم نمیشود. ماجرا زمانی جدیتر میشود که جملههایی مانند «بختت بسته شده»، «کسی برایت دعا گرفته»، «فرد مورد علاقهات برمیگردد» یا «با این دعا مشکلت حل میشود» وارد گفتوگو میشوند.
در این نقطه، دیگر موضوع فقط خواندن چند نقش تهمانده قهوه یا چیدن چند کارت نیست؛ پای امید، ترس و گاه جیب شهروندی در میان است که شاید برای حل مشکلی واقعی، به وعدهای غیرواقعی پناه برده باشد.
یک جامعهشناس میگوید میل انسان به دانستن آینده، پدیده تازهای نیست و در فرهنگها و دورههای مختلف تاریخی شکلهای متفاوتی داشته است. علیرضا حسنی میافزاید: زمانیکه فرد احساس میکند کنترل کافی بر شرایط زندگی ندارد، ممکن است برای کاهش اضطراب و رسیدن به اطمینان، به دنبال پاسخهای سریع و قطعی باشد.
وی ادامه میدهد: مشکلات عاطفی و خانوادگی، تنهایی، نگرانی از آینده و فشارهای اقتصادی میتواند برخی افراد را به سمت کسانی سوق دهد که با وعده پیشگویی یا حل فوری مشکلات، برای خود مشتری پیدا میکنند.
دستگیری باند رمالها در ساوه.
اما قصه فالگیرهای ساوه تنها در حد مشاهدات خیابانی باقی نمانده است.
مهدی فراهانی مسئول اجتماعی شهرداری ساوه از شناسایی و دستگیری یک باند ۱۲ نفره رمالی در سطح این شهر خبر میدهد؛ افرادی که به گفته او مدتی در یکی از پارکهای شهر مستقر شده بودند و در پیادهراه حضرت امام (ره) نیز فعالیت میکردند. وی میگوید: این افراد در پی گزارشهای مردمی شناسایی شدند و پس از دستگیری، برای ادامه مراحل قانونی به عوامل انتظامی تحویل داده شدند.
فراهانی از شهروندان میخواهد در مواجهه با افرادی که با ادعای رمالی، پیشگویی یا اطلاع از امور پنهان تلاش میکنند اعتماد آنان را جلب کنند، هوشیار باشند و از پرداخت وجه یا اعتماد به این افراد خودداری کنند.
به گفته وی، حتی داشتن دستگاه کارتخوان نیز نباید موجب اعتماد مردم شود؛ چرا که امکان دریافت وجه الکترونیکی، دلیلی بر اعتبار یا قانونی بودن فعالیت فرد ارایهدهنده این خدمات نیست.
اضطراب، بهترین مشتری را پیدا میکند
شاید پرسش مهمتر این باشد که چرا برخی افراد به سراغ فالگیر میروند؟ پاسخ را نمیتوان فقط در رفتار فالگیر جستوجو کرد، پشت هر مراجعه ممکن است داستانی وجود داشته باشد؛ جوانی که از آینده ازدواجش نگران است، زنی که درگیر اختلاف خانوادگی است، فردی که چشمانتظار بازگشت یک رابطه عاطفی است یا کسی که زیر فشار مشکلات اقتصادی، به دنبال روزنهای برای امید میگردد.
در چنین شرایطی، یک جمله ساده میتواند اثر متفاوتی داشته باشد؛ «بختت باز میشه»، «نگران نباش»، «مشکلت حل میشه» یا «کسی برات دعا گرفته». این جملات شاید برای یک رهگذر معنای خاصی نداشته باشد، اما برای فردی که در نقطهای از زندگی خود احساس بلاتکلیفی میکند، میتواند به اندازه یک وعده بزرگ وسوسهانگیز باشد.
وقتی فال جای تصمیم را میگیرد
فال گرفتن اگر در حد سرگرمی باقی بماند، با زمانیکه فرد تصمیمهای مهم زندگی خود را بر اساس گفتههای فالگیر تنظیم میکند، تفاوتی اساسی دارد. آسیب از جایی آغاز میشود که فرد برای ازدواج، جدایی، روابط عاطفی، مسائل مالی یا حتی موضوعات مربوط به سلامت، به جای مراجعه به افراد متخصص، به نسخههایی پناه ببرد که پشتوانه علمی ندارند.
در این شرایط، احتمال شکلگیری چرخهای از وابستگی و پرداختهای مکرر نیز افزایش مییابد؛ چرخهای که ممکن است با یک فال چند دقیقهای شروع شود و به وعدههای بزرگتر و هزینههای بیشتر برسد.
شهر، چشمهای بیدارتری میخواهد
حضور این افراد در بوستانها و فضاهای عمومی، مسئله دیگری را نیز پیش روی مدیریت شهری قرار میدهد؛ اینکه فضاهای عمومی شهر چگونه باید رصد و ساماندهی شوند تا محلی برای مزاحمت، سوءاستفاده یا فعالیتهای غیرقانونی نشوند.
در این میان، گزارشهای مردمی میتواند نخستین حلقه شناسایی باشد؛ همانگونه که به گفته مسئول اجتماعی شهرداری ساوه، گزارش شهروندان به شناسایی باند ۱۲ نفره رمالی منجر شد.
اما برخورد با این پدیده فقط به دستگیری چند نفر ختم نمیشود، آگاهی شهروندان، افزایش سواد رسانهای، دسترسی آسان به مشاورههای تخصصی و شناخت شیوههای فریب نیز بخش دیگری از ماجرا است.
یک جمله، یک وعده، یک ماجرا
شب که میشود، شاید بساطها جمع شوند، کارتها در کیفها قرار بگیرند و فنجانهای قهوه از روی میز کنار بروند؛ اما پرسشهایی که مردم با خود حمل میکنند، همچنان باقی است. آیندهام چی میشه؟»، «برمیگرده؟»، «ازدواج میکنم؟»، «مشکلم حل میشه؟»
فالگیر پاسخ آمادهای برای همه این پرسشها دارد؛ اما زندگی، برخلاف کارتهای تاروت و نقشهای تهفنجان، نسخه از پیش نوشتهشدهای ندارد. شاید مهمترین بخش ماجرا همینجا است؛ جایی که باید میان سرگرمی و فریب، امید و وعده، و تصمیم آگاهانه و وابستگی مرزی روشن کشید. «بیا فالت بگیروم، بختت باز بشه!» شاید فقط یک جمله باشد؛ اما برای کسی که دنبال راه نجات است، میتواند آغاز ماجرایی باشد که پایانش همیشه به خوشیمنی یک فال نیست.