برترینها: تیم ملی ایران دومین دیدار دوستانه خود در این فیفادی را هم با شکست پشت سر گذاشت. پس از باخت برابر ازبکستان، این بار شاگردان امیر قلعهنویی مقابل روسیه نیز شکست خوردند؛ دو نتیجهای که بار دیگر بحثهای زیادی درباره عملکرد فنی تیم ملی، ترکیب بازیکنان و تصمیمهای کادر فنی به وجود آورده است.

۱. ازبکستان و روسیه؛ دو شکست و پرسشهای تکراری
نمایش تیم ملی در دو مسابقه اخیر، از نگاه منتقدان با کمبود برنامه مشخص هجومی و ناتوانی در کنترل جریان بازی همراه بوده است. شکست برابر ازبکستان و سپس روسیه باعث شده این پرسش مطرح شود که تیم ملی از مسابقات تدارکاتی اخیر تا چه اندازه برای اصلاح نقاط ضعف خود استفاده کرده است.
در حالی که چنین دیدارهایی فرصت مناسبی برای آزمودن ترکیبها و تاکتیکهای جدید است، در دو بازی اخیر نشانههای مورد انتظار از تغییر و پیشرفت، دستکم از نگاه منتقدان، چندان پررنگ نبوده است.
۲. تعویضی که تیم ملی را دفاعیتر کرد
یکی از اتفاقات قابل توجه دیدار با روسیه، مصدومیت محمدمهدی محبی در دقیقه ۲۶ بود. او که یکی از نیروهای تهاجمی تیم محسوب میشد، از زمین خارج شد اما قلعهنویی به جای یک بازیکن هجومی، یک مدافع را وارد زمین کرد.
این تصمیم باعث شد ساختار تیم ملی بیش از پیش دفاعی شود و در مقاطعی ایران با تعداد زیادی بازیکن در خط دفاعی به بازی ادامه دهد. این اتفاق بهخصوص با توجه به اینکه ایران از حریف عقب بود، یکی از تصمیمهایی بود که میتواند محل بحث باشد؛ چراکه انتظار میرفت تیمی که نیاز به جبران نتیجه دارد، از ظرفیتهای هجومی بیشتری استفاده کند.
۳. جوانگرایی همچنان در انتظار
یکی دیگر از بحثهای تکرارشونده درباره تیم ملی، میانگین سنی بالای ترکیب و میزان استفاده از بازیکنان جوان است. بخش قابل توجهی از ترکیب اصلی ایران را بازیکنان باتجربه و بالای ۳۰ سال تشکیل میدهند و فرصت حضور بازیکنان جوانتر همچنان محدود به نظر میرسد.
مسابقات دوستانه میتوانند فرصت مناسبی برای ساختن تیمی برای سالهای آینده باشند؛ با این حال، در دیدار با روسیه نیز بخش عمده ترکیب را همان بازیکنان باتجربه تشکیل دادند. همین موضوع باعث شده انتقادها درباره سرعت جوانگرایی در تیم قلعهنویی ادامه داشته باشد.

۴. دروازهای که در نیمه اول دو بار باز شد
سیدحسین حسینی در نیمه اول درون دروازه ایران قرار گرفت و روسیه دو بار به گل رسید. در گل نخست، توپ از بین پاهای حسینی عبور کرد و در گل دوم نیز اگرچه ضربه بازیکن روسیه کیفیت بالایی داشت، جایگیری دروازهبان ایران نیز محل بحث بود.
در نیمه دوم اما پیام نیازمند جای حسینی را گرفت و با چند واکنش مناسب مانع از باز شدن دوباره دروازه ایران شد. عملکرد نیازمند در این نیمه، بحث درباره وضعیت دروازهبانی تیم ملی و گزینههای احتمالی پس از علیرضا بیرانوند را دوباره مطرح کرده است.
۵. تیمی که نشانی از همدلی ندارد
یکی دیگر از نکات قابل توجه در نمایش تیم ملی، مسئله همدلی و اتحاد درون تیم است. در سالهای اخیر درباره اختلافات و فاصله میان برخی بازیکنان بزرگ تیم ملی صحبتهای زیادی مطرح شده و حتی اگر این مسائل را کنار بگذاریم، آنچه در زمین دیده میشود، چندان شبیه تیمی متحد و یکپارچه نیست.
یکی از وظایف مهم کادر فنی و مدیریت تیم ملی، ایجاد فضایی است که بازیکنان باتجربه و چهرههای اصلی تیم بتوانند در کنار یکدیگر با بالاترین میزان همکاری و تمرکز بازی کنند. تیم ملی برای موفقیت، فقط به بازیکنان باکیفیت نیاز ندارد؛ هماهنگی، اعتماد و همدلی میان آنها نیز بخش مهمی از عملکرد یک تیم است.
مقایسه این شرایط با تیم ملی در جام جهانی نیز قابل توجه است. در آن مقطع، فارغ از نتیجه و انتقادهایی که به عملکرد تیم وارد شد، نشانههای بیشتری از اتحاد و انگیزه جمعی در زمین دیده میشد و بازیکنان برای رسیدن به یک هدف مشترک با انرژی بیشتری بازی میکردند.
اما در برخی دقایق دیدارهای اخیر، تیم ملی بیشتر مجموعهای از بازیکنان به نظر میرسد که در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند تا تیمی کاملاً یکپارچه که برای یک هدف مشترک میجنگد. اگر قرار است تیم ملی در مسابقات مهم آینده عملکرد متفاوتی داشته باشد، مدیریت این مسائل روانی و ایجاد همدلی میان بازیکنان بزرگ و جوان، یکی از وظایف مهم کادر فنی خواهد بود.

۶. مشکل فقط نتیجه نیست
شاید مهمترین مسئله درباره دو شکست اخیر، صرفاً نتیجه نباشد. شکست در یک مسابقه تدارکاتی به خودی خود اتفاق تعیینکنندهای نیست؛ آنچه اهمیت دارد، نمایش تیم و نشانههایی است که از آینده آن ارائه میشود.
تیم ملی در دو بازی برابر ازبکستان و روسیه فرصت داشت ترکیبهای متفاوت، بازیکنان جوان و راهکارهای تاکتیکی جدید را آزمایش کند. با این حال، ادامه استفاده از ترکیبی با میانگین سنی بالا، احتیاط در تغییرات و تصمیمهایی که در مقاطعی تیم را بیشتر به سمت دفاع برد، باعث شده پرسشهایی درباره مسیر آمادهسازی تیم ملی مطرح شود.
این انتقادها البته در شرایطی مطرح میشود که کادر فنی میتواند از عملکرد تیم و نتایج این مسابقات برداشت متفاوتی داشته باشد. اما آنچه برای مخاطب فوتبال باقی میماند، دو شکست متوالی و نمایشهایی است که هنوز پاسخ روشنی به پرسش درباره شکل و آینده تیم ملی ندادهاند.

چند واکنش از رسانههای مختلف را در اینجا میخوانید:
ورزش مدیا با انتقاد از تیم ملی نوشت: «ملیپوشان در هیچیک از دو بازی خود هیچ حرفی برای گفتن نداشتند؛ نه تاکتیکی، نه برنامهای و نه رگهای از پیشرفت که بتواند مخاطب را به آینده امیدوار کند.
خب البته مردم همه اینها را از خیلی قبلتر میدانستند؛ از همان جام ملتهای قبلی که تیم ملی برابر قطر کیسه بوکس شد، از ناکامی و آشفتگی تکراری ملیپوشان در مسابقات تدارکاتی و البته از جامجهانی اخیر که تیم امیر حتی نتوانست به عنوان تیم سوم از گروه گلابیاش صعود کند، اما آقایان از همان افتضاح تاریخی هم برای خودشان دستاورد ساختند و پزش را دادند. حالا هم کار رسیده به جایی که تیم ملی، رسما به زنگ تفریح ازبکستان تبدیل شده و برابر روسیهای که سالهاست تحریم شده، چنین نمایش اسفباری ارایه میدهد.
با همه اینها اما، شخص سرمربی تیم ملی تا امروز بر مسند کارش مانده. میدانید چرا؟ چون اینجا نظر مردم هیچ اهمیتی ندارد. ابقای امیر قلعهنویی به خود خودی شاید اهمیت چندانی نداشته باشد. خیلی از ایرانیان این روزها آنقدر دردمند و گرفتارند که فرصت نمیکنند به فوتبال فکر کنند. آنچه این موضوع را واجد اهمیت میکند، اصل دهانکجی آقایان به «مردم» است. از قلعهنویی انتقاد میکنید؟ پس او را نگه میداریم و تازه صدوچهل میلیارد تومان هم پاداش به حسابش میریزیم! به همین سادگی. انگار قصدشان، فقط اذیت کردن مردم در تمام زمینههاست است. همین!»
صفحه استعداد فوتبال به شائبه کمکاری و کودتای بازیکنان اشار کرد و نوشت: «قلعهنویی یه زمانی بین خیلی از فوتبالیها محبوب بود، ولی رفتهرفته هم نتایج و هم نوع بازی تیم ملی باعث شد این محبوبیت کمرنگ بشه.
حالا این دو بازی آخر، فارغ از نتیجه و ضعف تاکتیکی، یه سؤال جدی به وجود آورده: آیا فاصلهای بین بازیکنان و نیمکت شکل گرفته؟ نمیشه با قطعیت اسمش رو «کودتا» گذاشت، چون برای چنین ادعایی سند لازم داریم؛ اما بعضی اتفاقات داخل زمین میتونه نشونهای از نارضایتی یا کم شدن اعتماد به کادر فنی باشه.
شاید این تغییر، اگه واقعاً در راه باشه، قبل از اینکه از سمت فدراسیون اتفاق بیفته، از داخل رختکن شروع شده باشه!»
کودتایی که شاید مردم رو مقداری با این تیم ملی آشتی بده
فرهیختگان قلعهنویی را با صفت سیمای مرد بازنده هدف قرار داد و نوشت: «دوران دوم حضور امیرقلعهنویی روی نیمکت تیم ملی را، میتوان در همین تصویر خلاصه کرد. مبهوت، ناامید و حتی کمی درمانده. متفاوت از آنچه از سوی کادر فنی به زبان میآید. متفاوت با همه آن حرفها و شعارها. اگر نمایش امروز تیم ملی را دیده باشید، این چهره را درک میکنید. مردی که حالا دیگر حتی نگاهاش، بازنده بودن را فریاد میزند. مردی که اصرار به «کِش دادن» شکست دارد و همین مسئله، پایانش در تیم ملی را تلخ و تلختر خواهد کرد.
شاید روبروی میکروفونها، چیز دیگری بگوید اما حتی خود امیرقلعهنویی در درون خودش میداند که این تیم، «قهرمان بشو» نیست. کجای تیم ملی، شبیه تیمی است که میتواند روی سکوی اول آسیا بایستد؟ کجای تیم ملی، شبیه تیمی است که میتواند قدرتهای قاره را در هم بکوبد؟ داریم درباره تیمی حرف میزنیم که در کار ازبکستان مانده و روبروی روسیه زنگ تفریح شده است. داریم درباره تیمی حرف میزنیم که شکست را به شکست بعدی گره میزند. داریم درباره تیمی حرف میزنیم که هیچ نشانهای از تاکتیک در آن دیده نمیشود. کویر محض. خشک و بیانعطاف. فاقد هر نشانهای از جنس زیبایی. فاقد هر چیزی که آدم را امیدوار نگه دارد.

قبلا از فیفادی لذت میبردیم، حالا این برایمان به یک کابوس بزرگ تبدیل شده است. کاش اصلا فیفادی در کار نباشد. کاش تیم ملی بازی سومی در این فیفادی نداشته باشد. این دیگر چه مصیبتی است که گرفتارش شدهایم؟ این دیگر چه تیمی است که این همه بیروح و ناتوان فوتبال بازی میکند؟ جالب اینکه آقای سرمربی با این خروجی فاجعهبار، برای فدراسیون شرط هم میگذارد و در زمان بستن قرارداد، دست بالاتر را دارد! ببینید در آن فدراسیون، چه فاجعهای جاری است که فکر برکناری سرمربی ناموفق از ذهن کسی هم رد نمیشود. کاش کرکره این تیم را پایین بکشید. باور کنید با این کار، کمتر عذابمان خواهید داد!»