
صندلی هیأتمدیره برای خواهرزاده مدیرعامل؛ تخصص فردحریری کجای این انتصاب ایستاده است؟
به گزارش خبرنگار روزنو،ماجرای حضور علیرضا فردحریری در هیأتمدیره کارگزاری بانک تجارت، اگر نسبت خانوادگی گزارششده او با مدیرعامل بانک تجارت صحیح باشد، دیگر یک انتصاب معمولی نیست؛ این انتصاب مستقیماً یک سؤال حساس را مقابل مدیران بانک قرار میدهد: مرز میان شایستهسالاری و روابط خانوادگی در شرکتهای وابسته به بانک تجارت کجاست؟
در شرایطی که صدها مدیر و کارشناس باسابقه بازار سرمایه برای رسیدن به سطوح مدیریتی باید سالها سابقه تخصصی، تجربه اجرایی و کارنامه حرفهای ارائه کنند، قرار گرفتن فردی که از او بهعنوان خواهرزاده مدیرعامل بانک یاد شده بر صندلی هیأتمدیره کارگزاری وابسته به همان بانک، طبیعتاً نمیتواند بدون توضیح و شفافسازی باقی بماند.
موضوع ساده است: علیرضا فردحریری با کدام رزومه و براساس چه فرآیند رقابتی به این جایگاه رسیده است؟
وقتی فامیل مدیرعامل به هیأتمدیره میرسد، سکوت کافی نیست
داشتن نسبت خانوادگی با یک مدیر ارشد، بهخودیخود نه جرم است و نه اثباتکننده فقدان صلاحیت.
اما وقتی همین نسبت با انتصاب در یکی از شرکتهای وابسته به مجموعه تحت مدیریت آن مدیر همزمان میشود، استاندارد شفافیت باید بسیار بالاتر باشد.
بانک تجارت باید روشن کند چه کسی فردحریری را برای این سمت پیشنهاد کرده، چه مرجعی صلاحیت حرفهای او را بررسی کرده و چه گزینههای دیگری برای این صندلی مطرح بودهاند.
اگر انتخاب صرفاً بر مبنای شایستگی انجام شده، انتشار رزومه و مستندات فرآیند انتخاب باید سادهترین پاسخ بانک به افکار عمومی باشد.
این همه متخصص؛ چرا خواهرزاده مدیرعامل؟
همین پرسش است که این انتصاب را از یک جابهجایی مدیریتی عادی خارج میکند.
بازار سرمایه ایران مملو از مدیران و کارشناسانی است که سالها در بورس، کارگزاریها، تأمین سرمایهها و شرکتهای سرمایهگذاری سابقه فعالیت دارند.
در چنین بازاری، انتخاب فردی با نسبت خانوادگی گزارششده با بالاترین مقام اجرایی بانک، بدون ارائه توضیح روشن درباره برتری حرفهای او نسبت به سایر گزینهها، ناگزیر شائبه ایجاد میکند.
آیا فراخوانی برای این جایگاه وجود داشته است؟
چند گزینه بررسی شدهاند؟
معیار امتیازدهی چه بوده است؟
فردحریری چه ویژگی حرفهای مشخصی داشته که او را به گزینه مناسب برای هیأتمدیره کارگزاری بانک تجارت تبدیل کرده است؟
بانک تجارت اگر پاسخی روشن برای این پرسشها دارد، بهتر است آن را منتشر کند.
شرکتهای بانک، سهم چه کسانی از مدیریت هستند؟
مسئله حتی از یک نام و یک انتصاب نیز فراتر میرود.
بانک تجارت مجموعهای از شرکتهای وابسته و زیرمجموعه دارد و صندلیهای مدیریتی این شرکتها، موقعیتهایی با اهمیت اقتصادی و حرفهای هستند.
به همین دلیل باید مشخص باشد این جایگاهها براساس چه سازوکاری توزیع میشوند.
اگر نسبت خانوادگی هیچ نقشی در انتصاب فردحریری نداشته، بانک میتواند فرآیند انتخاب را منتشر کند و به این شائبه پایان دهد.
اما سکوت در برابر چنین پرسشی نتیجه معکوس دارد؛ زیرا هرچه توضیح کمتری ارائه شود، سؤال درباره نقش روابط در انتصابات بیشتر خواهد شد.
شایستهسالاری با شعار اثبات نمیشود
بانکها درباره سرمایه انسانی، جوانگرایی و شایستهسالاری بسیار سخن میگویند؛ اما آزمون واقعی این شعارها زمانی است که پای یک صندلی مدیریتی وسط باشد.
اگر متخصصی بدون ارتباط خانوادگی برای رسیدن به هیأتمدیره یک نهاد مالی باید پلههای متعدد حرفهای را طی کند، طبیعی است افکار عمومی بپرسد آیا همین استاندارد درباره بستگان مدیران ارشد نیز با همان سختگیری اجرا میشود؟
بانک تجارت باید نشان دهد پاسخ این سؤال مثبت است.
بانک تجارت اسناد را روی میز بگذارد
بهترین راه پایان دادن به ماجرا نه تکذیب کلی است و نه سکوت.
رزومه کامل فردحریری، سوابق مرتبط او در بازار سرمایه، مرجع پیشنهاددهنده، فرآیند انتخاب و مستندات احراز صلاحیت حرفهای میتواند منتشر شود.
اگر این مدارک نشان دهد انتخاب کاملاً براساس شایستگی انجام شده، بخش مهمی از ابهامات برطرف خواهد شد.
اما تا زمانی که درباره این فرآیند توضیح روشنی ارائه نشود، سؤال اصلی پابرجاست:
در کارگزاری بانک تجارت، تخصص فردحریری او را به صندلی هیأتمدیره رسانده یا نسبت خانوادگی گزارششده با مدیرعامل بانک در این مسیر بیتأثیر نبوده است؟
برای بانکی که با سرمایه، اعتبار و اعتماد عمومی سروکار دارد، این سؤال کوچکی نیست.
شایستهسالاری را نمیتوان با بیانیه و شعار اثبات کرد؛ وقتی پای بستگان مدیران به صندلیهای مدیریتی باز میشود، تنها پاسخ معتبر، شفافیت کامل درباره نحوه انتصاب است.