به روز شده در: ۰۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۵
کد خبر: ۷۶۸۴۴۱
تاریخ انتشار: ۰۹:۵۰ - ۰۷ مهر ۱۴۰۵

آقای حسین طائب مراقب سخنان مان باشیم!

روزنو :وقتی مذاکره در برخی تریبون‌ها مترادف سازش، تسلیم یا عقب‌نشینی معرفی می‌شود، عملاً بخشی از جامعه که مذاکره را یکی از ابزار‌های تأمین منافع ملی می‌داند در نقطه مقابل مقاومت قرار می‌گیرد. در طرف مقابل نیز هرگاه گروهی، هر نوع مقاومت نظامی یا ایستادگی بر مطالبات امنیتی و دفاعی کشور را مترادف جنگ‌طلبی معرفی کند، همان دوقطبی از سوی دیگر بازتولید می‌شود. در هر دو روایت، یک پیام به مردم داده می‌شود: باید یکی را انتخاب کنید؛ یا مذاکره، یا مقاومت. حال آنکه چنین انتخابی الزاماً وجود ندارد.

آقای حسین طائب مراقب سخنان مان باشیم!

حسین طائب، رئیس سازمان بسیج مستضعفین در تازه‌ترین سخنان خود از تلاشی سخن گفته که به اعتقاد او قرار است جامعه ایران را میان دوگانه‌هایی مانند مذاکره و مقاومت یا جنگ و معیشت تقسیم کند.

به گزارش روز نو او در آیین رونمایی از ۴۰ عنوان کتاب روایت مردمی دفاع مقدس گفت دشمن می‌خواهد چنین تصویری بسازد که بخشی از مردم طرفدار مقاومت و بخشی دیگر طرفدار مذاکره‌اند، یا عده‌ای جنگ را می‌خواهند و گروهی دیگر معیشت را. اصل این هشدار مهم است. جامعه‌ای که گرفتار دوقطبی‌های ساختگی شود، آسان‌تر در معرض شکاف و فرسایش قرار می‌گیرد.

حتی باید این صراحت را در سخنان طائب به فال نیک گرفت که از خطر تبدیل اختلاف دیدگاه‌ها به شکاف اجتماعی سخن می‌گوید. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که آدرس سازندگان این دوقطبی‌ها فقط بیرون از مرز‌ها داده شود. دشمن می‌تواند از شکاف‌های داخلی استفاده کند، آنها را بزرگ کند، روایت خود را بر آنها سوار کند و حتی برای تعمیق‌شان سرمایه‌گذاری رسانه‌ای انجام دهد، اما برای بهره‌برداری از یک شکاف، ابتدا باید شکافی وجود داشته باشد. سوال اصلی بنابراین این نیست که چه کسی از دوقطبی‌های جامعه ایران سود می‌برد؛ سوال این است که چه کسانی آنها را می‌سازند؟

دوگانه‌ای که از بیرون وارد نشد

نمونه روشن، همین دوگانه مذاکره یا مقاومت است. آیا واقعاً مردم ایران یک روز صبح از خواب بیدار شدند و تحت تأثیر تبلیغات خارجی تصمیم گرفتند مذاکره را در برابر مقاومت قرار دهند؟ یا این خط‌کشی سال‌ها در بخشی از ادبیات سیاسی داخل کشور بازتولید شده است؟

وقتی مذاکره در برخی تریبون‌ها مترادف سازش، تسلیم یا عقب‌نشینی معرفی می‌شود، عملاً بخشی از جامعه که مذاکره را یکی از ابزار‌های تأمین منافع ملی می‌داند در نقطه مقابل مقاومت قرار می‌گیرد. در طرف مقابل نیز هرگاه گروهی، هر نوع مقاومت نظامی یا ایستادگی بر مطالبات امنیتی و دفاعی کشور را مترادف جنگ‌طلبی معرفی کند، همان دوقطبی از سوی دیگر بازتولید می‌شود. در هر دو روایت، یک پیام به مردم داده می‌شود: باید یکی را انتخاب کنید؛ یا مذاکره، یا مقاومت. حال آنکه چنین انتخابی الزاماً وجود ندارد.

مذاکره، ابزار سیاست خارجی است و قدرت دفاعی نیز یکی از ابزار‌های تأمین امنیت. می‌توان همزمان معتقد بود باید از ظرفیت دیپلماسی برای کاهش هزینه‌ها و گرفتن امتیاز استفاده کرد و در عین حال، توان دفاعی کشور را برای روزی که دیپلماسی پاسخ نمی‌دهد حفظ کرد. حتی در تجربه جمهوری اسلامی نیز میدان و دیپلماسی همواره دو جهان کاملاً جدا نبوده‌اند. محمدجواد ظریف بعد از انتشار فایل صوتی جنجالی سال ۱۴۰۰ نیز تأکید کرد که میدان و دیپلماسی را دو بال قدرت خارجی کشور می‌داند، هرچند درباره نسبت و نحوه هماهنگی این دو، اختلاف دیدگاه‌های جدی وجود داشته است. پس چرا در فضای سیاسی، این دو در برابر یکدیگر قرار داده می‌شوند؟

وقتی سیاست داخلی خوراک رسانه خارجی می‌شود

اینجاست که بخش مغفول سخنان آقای طائب اهمیت پیدا می‌کند. دشمن ممکن است از دوقطبی مذاکره و مقاومت استفاده کند، اما مواد اولیه این دوقطبی الزاماً در خارج تولید نشده است. کافی است به ادبیات سیاسی داخل نگاه کنیم. گاهی مذاکره‌کننده به تسلیم‌طلبی متهم می‌شود و گاهی مدافع قدرت نظامی به جنگ‌طلبی. رسانه خارجی برای ساخت چنین تصویری حتی لازم نیست همه‌چیز را جعل کند. کافی است گزاره‌هایی را که در داخل گفته شده کنار هم بچیند، آنها را برجسته کند و شکاف موجود را بزرگ‌تر نشان دهد.

به بیان دیگر، در بسیاری از موارد ماجرا می‌تواند برعکس روایتی باشد که همه مسئولیت را متوجه بیرون می‌کند. دوقطبی در داخل ساخته یا تشدید می‌شود و بازیگران خارجی روی همان شکاف سرمایه‌گذاری می‌کنند. هشدار‌های رسمی درباره حفظ وحدت نیز دقیقاً از همین منظر قابل توجه است. در پیام خردادماه رهبر انقلاب بر پرهیز مسئولان و نخبگان از اختلافات پوچ سیاسی و برجسته‌کردن تفاوت‌های اجتماعی تأکید شده بود، عبارتی که مخاطب مستقیم آن، پیش از رسانه‌های خارجی، نیرو‌های سیاسی و تصمیم‌سازان داخل کشور هستند.

سهم صداوسیما را نمی‌شود نادیده گرفت

در این میان نقش رسانه ملی هم قابل بحث است. صداوسیما از معدود رسانه‌هایی است که امکان دسترسی فراگیر ملی، بودجه عمومی و جایگاهی رسمی در ساخت روایت سیاسی کشور دارد؛ بنابراین اگر قرار است درباره دوقطبی‌سازی هشدار داده شود، عملکرد چنین رسانه‌ای نیز باید مورد ارزیابی قرار گیرد. رسانه‌ای که تنها یک قرائت از مقاومت، مذاکره، جنگ یا حتی مطالبه اقتصادی را بازتاب دهد، ممکن است ناخواسته همان خطوطی را پررنگ کند که بعداً رسانه‌های خارجی روی آن سرمایه‌گذاری می‌کنند.‌

نمی‌شود از یک سو نسبت به دوگانه مذاکره و مقاومت ابراز نگرانی کرد و از سوی دیگر نسبت به تریبون‌هایی که مذاکره را ذاتاً در مقابل مقاومت تعریف می‌کنند، بی‌تفاوت بود. اگر اصل مقابله با دوقطبی است، معیار باید برای همه یکسان باشد، چه آن کسی که مذاکره را خیانت می‌خواند و چه کسی که هر نوع مقاومت را جنگ‌طلبی معرفی می‌کند.

دوقطبی جنگ یا معیشت

دومین مثال آقای طائب، جنگ و معیشت است و اینجا نیز همان پرسش تکرار می‌شود. آیا هرکس درباره تورم، گرانی، کاهش قدرت خرید یا تأثیر تصمیم‌های سیاسی و نظامی بر اقتصاد سوال می‌کند، ناخواسته در زمین دوقطبی جنگ یا معیشت بازی کرده است؟ مردم می‌توانند همزمان دو گزاره را باور داشته باشند: از کشور در برابر تهدید خارجی باید دفاع کرد و مسئولان نیز موظف‌اند هزینه‌های اقتصادی تصمیم‌هایشان را برای مردم کاهش دهند. این دو گزاره نه تنها متناقض نیستند، بلکه در بسیاری از کشور‌ها اساس رابطه جامعه و حکومت در شرایط بحران‌اند.

شهروندی که در هنگام حمله خارجی از کشورش دفاع می‌کند، حق پرسیدن درباره قیمت کالا، درآمد، مسکن، اشتغال و آینده اقتصادی خود را از دست نمی‌دهد. همان‌طور که شهروندی که درباره اقتصاد معترض است الزاماً مخالف دفاع از کشور نیست. خطا دقیقاً از جایی آغاز می‌شود که مطالبه معیشت به نشانه ضعف در برابر دشمن تبدیل شود یا در سوی مقابل، هر تصمیم دفاعی علت همه مشکلات اقتصادی معرفی شود. باز هم دوقطبی از همین نقطه ساخته می‌شود.

خیابان، پاسخ همه پرسش‌ها نیست

رئیس سازمان بسیج مستضعفین به حضور مردم در صحنه‌های مختلف، از دفاع تا سازندگی اشاره کرده است. این بخش از سخنان او نیز اهمیت دارد، اما حضور مردم در یک صحنه را نمی‌توان به معنای یکسان بودن دیدگاه میلیون‌ها ایرانی درباره همه مسائل سیاسی و اقتصادی گرفت. ممکن است کسی در دفاع از تمامیت ارضی کشور هیچ تردیدی نداشته باشد و همزمان خواهان مذاکره باشد.

دیگری ممکن است مذاکره را ضروری بداند، اما نسبت به شروط آن حساس باشد. شخصی ممکن است از نیرو‌های مسلح در برابر حمله خارجی حمایت کند و در همان حال، سیاست اقتصادی دولت را به‌شدت نقد کند. جامعه دقیقاً از همین تفاوت دیدگاه‌ها ساخته می‌شود. مسئله زمانی آغاز می‌شود که این تفاوت‌ها به مرز‌های هویتی تبدیل شوند. مقاومتی‌ها در برابر مذاکره‌ای‌ها، طرفداران دفاع در مقابل طرفداران معیشت. این تقسیم‌بندی پیش از آنکه واقعیت جامعه باشد، محصول ادبیات سیاسی است.

آقای طائب، مسئله فقط دشمن نیست

بنابراین شاید اصل هشدار حسین طائب درست باشد، اما توضیح منشأ مسئله ناقص است. بله، دشمنان ایران از شکاف‌های اجتماعی استفاده می‌کنند. بله، رسانه‌های خارجی علاقه دارند اختلافات سیاسی در ایران را تا حد یک گسل اجتماعی بزرگ کنند. اما این تمام ماجرا نیست. آنها غالباً روی چیزی سرمایه‌گذاری می‌کنند که پیش‌تر در داخل تولید شده است.

وقتی یک جریان سیاسی مذاکره‌کننده را متهم به تسلیم می‌کند، وقتی جریان دیگری مقاومت را مترادف جنگ‌طلبی می‌گیرد، وقتی رسانه ملی فقط یکی از این دو روایت را بازتاب می‌دهد و وقتی مطالبه معیشتی شهروند به موضع‌گیری درباره جنگ و صلح گره زده می‌شود، مواد اولیه دوقطبی آماده شده است. رسانه خارجی در چنین شرایطی بیشتر بهره‌بردار است تا خالق. اگر نگرانی واقعی، انسجام اجتماعی است، مقابله با دوقطبی‌سازی نیز باید از داخل آغاز شود؛ از تریبون‌های رسمی، رسانه‌ها و جریان‌های سیاسی. مسئله این نیست که دشمن را از معادله حذف کنیم. مسئله این است که سهم خودمان را نیز از معادله حذف نکنیم.

شجاعت سیاسی فقط این نیست که گفته شود دشمن می‌خواهد جامعه را دوپاره کند؛ شاید بخش مهم‌ترش این باشد که بپرسیم در داخل چه کسانی، آگاهانه یا ناآگاهانه، زمینه این دوپارگی را فراهم می‌کنند. وگرنه اگر همه دوقطبی‌ها را به بیرون نسبت دهیم، ممکن است نشانی بهره‌بردار را درست بدهیم، اما نشانی سازنده را اشتباه.

تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار