به روز شده در: ۰۴ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۸
کد خبر: ۷۶۷۸۷۸
تاریخ انتشار: ۰۸:۳۸ - ۰۴ مهر ۱۴۰۵

تحریم‌های آمریکا از دریا به سمت آسمان گسترش پیدا کرد!

روزنو :قفقاز وسایر مسیر‌های باقی‌مانده:جمهوری آذربایجان و گرجستان (تفلیس و باتومی) از اواخر سپتامبر هرگونه سرویس‌دهی فرودگاهی و سوخت‌گیری را متوقف کردند.

تحریم‌های آمریکا از دریا به سمت آسمان گسترش پیدا کرد!

دو پایه حقوقی محاصره جدید

برای درک شوک اخیردرپرواز‌های مسافری و باری، باید به میزفرماندهی تحریم‌ها دردفتر کنترل دارایی‌های خارجی آمریکا (OFAC) نگریست.

به گزارش روز نو بررسی اسناد منتشرشده نشان می‌دهد محاصره هوایی کنونی برخلاف ادوار گذشته، نه یک اطلاعیه اداری ساده، بلکه بردوستون حقوقیِ بسیارمحاسبه‌شده و هم‌پوشان استوار شده است:

ستون اول؛ قطع شریان ناوگان بین‌المللی با تعلیق «J-۱»:

تقریباً تمام هواپیما‌های تجاری مسافربری روزدنیا-ازایرباس‌های مدرن گرفته تا بوئینگ و امبرائر-دارای بیش از۱۰ درصد قطعات ونرم‌افزار‌های تحت کنترل آمریکا هستند وذیل قاعده موسوم به de minimis درمقررات صادراتی آمریکا (EAR) قرارمی‌گیرند. دردوران پسابرجام، مجوزی موسوم به General License J-۱ اجازه می‌داد خطوط هوایی بین‌المللی (نظیرترکیش، امارات، قطر ایرویز، فلای‌دبی و...) بدون نقض تحریم‌ها ودرقالب «اقامت موقت» (تا حداکثر۷۲ ساعت) به فرودگاه‌های ایران پروازکنند. تعلیق نامحدود این لایسنس در۸سپتامبر۲۰۲۶ و متعاقب آن انقضای مجوز ۱۵ روزه فرصت خروج (General License DD) درنیمه‌شب۲۳سپتامبر (۱مهر۱۴۰۵)، این حیاط‌خلوت حقوقی را بست. از این تاریخ، هر شرکت بین‌المللی که پرنده‌اش درایران برزمین بنشیند، باخطر تعلیق لایسنس‌های پروازی، پیگرد‌های سنگین و مسدودسازی دسترسی به سیستم بانکی آمریکا مواجه است.

ستون دوم؛ زمین‌گیرکردن ناوگان داخلی ازمسیر زنجیره تأمین فرودگاهی:

لایه دوم تحریم، ناوگان ملی وشرکت‌های هواپیمایی ایرانی رانشانه گرفته است. این عملیات با فعال‌سازی ظرفیت‌های فرمان اجرایی۱۳۹۰۲ دربخش هوانوردی وتحریم ده‌ها شرکت فعال درحوزه ناوبری و هوانوردی شکل گرفت. در این راهبرد، هدف دیگر منع پرواز ازتهران نیست، بلکه خشکاندن ریشه‌های پشتیبانی فرودگاهی در مقاصد خارجی است:

سوخت‌رسانی فرودگاهی: قطع کامل تحویل سوخت جت (Jet-A ۱) به پرنده‌های ثبت‌شده درایران.

خدمات بارومسافر:امتناع شرکت‌های خدمات فرودگاهی ازچک‌این، بارگیری و مارشالینگ.

سامانه‌های ناوبری ورزرواسیون جهانی:اخراج ایرلاین‌های ایرانی از پروتکل‌های توزیع بلیت.

بیمه و خدمات اضطراری: لغو پوشش‌های اتکایی بین‌المللی هوانوردی.

ازآن جا که طبق رژیم تحریم‌های ثانویه، فرودگاه‌ها و شرکت‌های خدمات‌رسان خارجی در صورت ارائه هرگونه سرویس به ناوگان ایرانی مشمول جریمه و قطع دسترسی به چرخه سوئیفت و تسویه دلاری می‌شوند، پرواز‌های ایرانی حتی درصورت رسیدن به مقصد، عملاً با خطر زمین‌گیری، فقدان سوخت برگشت وتوقف عملیات مسافرگیری روبه‌روخواهند شد.

نبض فرودگاه‌های منطقه؛ از دومینوی انسداد تا کریدور‌های باریک

انقضای مهلت مجوز DD درروز‌های پایانی شهریورواوایل مهرماه، ترافیک پروازی میان ایران و همسایگان را وارد بحرانی کم‌سابقه کرد:

حوزه عراق وخطوط زیارتی:فرودگاه بغداداز۲۲سپتامبربه دلیل احتراز از جریمه‌های اوفک، پذیرش ناوگان ایرانی را متوقف کرد.

فرودگاه نجف اشرف نیز علیرغم حفظ پروازهاتا۲۴ سپتامبر، سرانجام ازصبح جمعه ۲۵ سپتامبر (۳ مهر) تمامی پرواز‌های ورودی و خروجی ناوگان ایرانی را تا اطلاع ثانوی به حالت تعلیق درآورد. همزمان، فرودگاه‌های اربیل و سلیمانیه دراقلیم کردستان نیز به دلیل فشار‌های شرکت‌های خدمات‌رسان چندملیتی، ارائه خدمات به پرواز‌های ایرانی را لغو کردند.

شوک ترکیه ولغوطولانی‌مدت: خروج خطوط اصلی ترکیه ترانزیت مسافری و تجاری را تحت فشارگذاشته است. سه شرکت بزرگ هوایی این کشورنه تنها پرواز‌های برنامه‌ای خود به کلان‌شهر‌های ایران را متوقف کردند، بلکه تمامی مقاصد ایرانی را تا پایان سال ازسامانه‌های فروش خارج ساختند.

درواکنش به این وضعیت، ایرلاین‌های ایرانی ناچارشدندازروش پرهزینه وپیچیده «حمل سوخت رفت و برگشت» استفاده کنند؛ به این معنا که هواپیما باک‌های خود را در ایران تا حداکثر ظرفیت پرمی‌کندتا بدون نیازبه سوخت‌گیری دراستانبول، مسیر بازگشت را پوشش دهد و به این ترتیب مسافران و بازرگانان جامانده بازگردانده شوند.

حوزه خلیج‌فارس و مانورتغییر مسیر: تعلیق پرواز‌ها به دبی و شارجه از۲۴سپتامبر کلید خورد. همزمان، ایرلاین‌های منطقه‌ای نظیر امارات، فلای‌دبی و ایرعربیا، متأثر ازهشدار‌های ایمنی و سناریو‌های اقدام متقابل ایران، اقدام به بازطراحی مسیر‌های هوایی خود کردند؛ رویکردی که زمان سفر‌های عبوری دربرخی خطوط منطقه‌ای را۳۰تا ۹۰ دقیقه افزایش داده است.

قفقاز وسایر مسیر‌های باقی‌مانده:جمهوری آذربایجان و گرجستان (تفلیس و باتومی) از اواخر سپتامبر هرگونه سرویس‌دهی فرودگاهی و سوخت‌گیری را متوقف کردند.

در این شرایط، تنها فرودگاه زوارتنوتس ایروان (ارمنستان)، برخی مقاصد منتخب در روسیه، پرواز‌های معدودشرق آسیا (نظیرچین) ودرمواردی خاص واستثنایی پرواز‌های کنترل‌شده به مسقط (عمان) به‌عنوان معابر هوایی باقی‌مانده به کارخود ادامه می‌دهند.

واکنش متقابل تهران؛ توازن وحشت و دیپلماسی آسمان

واکنش مقامات ارشدکشورمان به این محاصره سازمان‌یافته، ماهیتی هشدارآمیز ومبتنی برایجاد بازدارندگی نامتقارن داشته است. پیام‌های مخابره‌شده از سطوح مختلف حاکمیتی گویای این است که تهران هزینه‌سازی یک‌طرفه رانخواهد پذیرفت:

هشدارحاکمیتی ودکترین تلافی: سردار سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، درگفت‌وگوی تلویزیونی صراحتاً پایتخت‌های منطقه را ازهم‌سویی با راهبرد انزوای واشنگتن برحذرداشت وتأکیدکرد: «اگربنا باشد هواپیما‌های ایران نتوانندپروازکنند، فرودگاه‌های آنان نیزپروازی نخواهندداشت.» این موضع بازتاب دهنده ورود نهاد‌های امنیتی به پرونده تحریم هوایی است.

اصل تقابل فضایی:اظهارات محمدمخبر، مشاوررهبرمعظم انقلاب نیزاین خط‌مشی را تقویت کرد. وی متذکر شد: فضای هوایی و پرواز درمنطقه یا برای همه آزاد است، یا برای هیچ‌کس نخواهد بود.

بسته اقدام متقابل هوایی: همگام با این مواضع، کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی با همکاری سازمان هواپیمایی کشوری، بررسی طرح تعلیق مجوز‌های عبور هوایی ازآسمان ایران را آغازکرده است.

راهکار‌های کوتاه‌مدت؛ تدابیر خروج از بن‌بست هوانوردی

دربرابراین فشارهمه‌جانبه، سیاست‌گذار هوایی کشور مجموعه‌ای از تدابیر واکنشی را برای حفظ شریان‌های پروازی فعال کرده یامی تواندفعال کند. گام نخست، فعال‌سازی «هاب‌های واسط منطقه‌ای» برای دورزدن انسدادمستقیم است؛ هدایت ترافیک هوایی از ایستگاه‌های جایگزینی نظیر ایروان، دوحه یا مسکو، اگرچه بهای سفر را بین ۲۰ تا ۴۰ درصد بالا می‌برد و جریان ورودی نقدینگی مستقیم ایرلاین‌های داخلی را تا حدی می‌فرساید، اما اتصال پایتخت به خطوط بازرگانی و ترانزیت جهانی را به شکل موقت سرپا نگه می‌دارد.

در لایه دوم، استفاده از ظرفیت شرکت‌های پوششی و مدل‌های اجاره ناوگان می‌تواند در دستورکارقرارگیرد؛ بهره‌گیری ازقرارداد‌های اجاره هواپیما همراه با کادر پروازی یا استفاده از خطوط ثبتی درکشور‌های ثالث، راهبردی آزموده‌شده برای کورکردن رادار‌های رصد اوفک است.

از منظر حقوقی و تجاری نیز تهران می‌تواند علاوه بر کلید زدن فرآیند شکایت در سازمان بین‌المللی هوانوردی کشوری (ایکائو) پیرامون نقض پیمان شیکاگو و موافقت‌نامه‌های دوجانبه حمل‌ونقل هوایی، وزن دیپلماسی پروازی خود را تا حدی به سمت شرق شیفت دهد؛ تمرکز بر فرودگاه‌های اصلی روسیه، چین، هند و آسیای میانه که خطوط اعتباری و موافقت‌نامه‌های ارزی دوطرفه دارند، پاتکی است تا ظرفیت ناوگان پهن‌پیکر کشور به جای فرسایش در بن‌بست‌های منطقه‌ای، درمسیر‌هایی به کارگرفته شود که مصونیت بالاتری دربرابر سازوکارتحریم دلاری دارند.

ازدریا تا زمین؛ نبرد تاب‌آوری و پارادوکس تحریم

همان‌طورکه درتحلیل‌های رسانه‌هایی، چون «نورنیوز» منعکس شده، محاصره هوایی کنونی رانباید یک رویداد جزیره‌ای پنداشت، بلکه باید آن را درون معادله بزرگ‌تری به نام «جنگ تاب‌آوری» تحلیل کرد.

آمریکا تقابل‌های خود با ایران را با فرض «برتری نظامی معادل تحمیل اراده سیاسی» آغاز کرد؛ اما امتداد درگیری، تبدیل تقابل به یک بحران منطقه‌ای وتحمیل هزینه‌های متقابل، پارادوکسی آشکارآفرید: ابزار نظامی نه تنها نتوانست هدف سیاسی را محقق کند، بلکه برای متجاوز هزینه‌های تصاعدی به بار آورد. در پی این ناکامی، واشنگتن ابزار‌های فشار غیرمستقیم را یکی پس از دیگری به میدان کشید.

درفازنخست، فشاردریایی برشریان‌های صادرات انرژی ایران تحمیل شد. اما پاسخ نامتقارن ایران با انتقال ریسک به شرکت‌های بیمه، مالکان تانکر‌ها و خطوط دریانوردی، منطق فشار را معکوس کرد. افزایش سرسام‌آور نرخ کرایه روزانه ابرنفتکش‌ها (VLCC) در دالان خلیج فارس–چین و به دنبال آن التهاب دربازار جهانی نفت و گازوئیل، تورم مستقیم را بر اقتصاد غرب و افکار عمومی ایالات متحده بار کرد.

اکنون آسمان به فاز دوم این نبرد تبدیل شده است. اما طراحان تحریم در واشنگتن با همان پارادوکس پیشین روبه‌رو هستند: محاصره ایران، برای دیگران نیز رایگان نیست. با قطع پرواز‌ها و تهدید بسته‌شدن حریم هوایی ایران، درآمد سالانه فرودگاه‌های منطقه از گردشگری و پرواز‌های ایرانی سقوط کرده، زمان پرواز ایرلاین‌های خارجی به دلیل انحراف ازکریدور ایران طولانی‌ترشده و هزینه‌های گزاف سوخت و بیمه به آنان تحمیل شده است.

اگر این زنجیره به مرحله بعد یعنی فشار برکریدور‌های زمینی امتداد یابد، وضعیت از این هم پیچیده‌ترخواهد شد. برخلاف تصوراتاق‌های فکرغربی، موقعیت جغرافیایی ایران ماهیت انزواپذیری ندارد. ایران صرفاً یک «مقصد تحریم‌پذیر» نیست؛ بلکه یک «چهارراه لاینفک ترانزیتی» است.

کریدور شمال–جنوب (متصل‌کننده روسیه و آسیای میانه به آب‌های آزاد هند) و دالان‌های شرق–غرب، اقتصاد همسایگان را به جغرافیای ایران گره زده‌اند. تلاش برای انسداد زمینی، تجارت ترکیه، عراق، هند و قفقاز را مختل خواهد کرد و هزینه‌ای سنگین‌تر ازتحریم هوایی برشرکای منطقه‌ای آمریکا بارخواهد ساخت.

جمع‌بندی: ایران یک مقصد نیست؛ یک مسیر است

درشطرنج کنونی، قاعده اصلی این است که هیچ فشاری دریک نقطه محدود باقی نمی‌ماند.

 انتقال کانون تحریم به شریان‌های عملیاتی هوانوردی اگرچه درکوتاه‌مدت الگو‌های سفر مسافران ایرانی را تغییرداده و بارترافیک را به سمت پایانه‌های مرزی زمینی (نظیر بازرگان و رازی) یا پرواز‌های فرعی کشانده است، اما در سوی دیگر، انگیزه تهران را برای فعال‌سازی اهرم‌های کریدوری خود به بالاترین سطح رسانده است.

تجربه فاز‌های پیشین نشان داده است که ابزار‌های تحریمی زمانی مؤثر واقع می‌شوند که هزینه آن به‌طورخالص تنها بردوش کشورِ هدف بماند.

اما اگر ایران بتواند از طریق ابزار‌های مقابله‌به‌مثل هوایی، فعال‌سازی دالان‌های ریلی شمال–جنوب، تقویت بنادرخزر وتهاتر منطقه‌ای انرژی، هزینه مسدودسازی را میان طراحان تحریم و همکاران منطقه‌ای‌شان سرشکن کند، شریان‌بندی تحریمی واشنگتن دوباره عقیم خواهد ماند.

واقعیت ژئوپلیتیک معاصرخاورمیانه دریک جمله خلاصه می‌شود:درجنگ فرسایشی تاب‌آوری، ایران صرفاً یک مقصد مسافری نیست، بلکه ستون فقرات دالان‌های پیرامونی است؛ ودرمناسبات راهبردی جهان، ارزش یک مسیر مهم تجاری و هوایی را نه با حجم ترافیک روزمره آن، بلکه با هزینه گزاف وغیرقابل تحملِ حذف آن ازنقشه محاسبه می‌کنند.

تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار