به روز شده در: ۲۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۵
کد خبر: ۷۶۶۳۷۲
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۰ - ۲۴ شهريور ۱۴۰۵

لاله مرزبان چون مثل ما فکر نمی‌کند پس وطن فروش است!

روزنو :مشکل ما این است که هم در این سو و هم آن سو، با جماعتی رو‌به‌رو هستیم که فهمی از جامعه متکثر ندارند و نمی‌خواهند قبول کنند که قرار نیست در یک جامعه، همه شبیه هم باشند. یا شاید این فهم را دارند، اما خودشان را به آن راه می‌زنند و نهایت تلاش‌شان را می‌کنند که دوقطبی درست کنند؛ و جالب‌تر اینکه برخورد مردم را با حرف و نظر و توهین این شیفتگان دوقطبی دیده‌اند، اما درس نمی‌گیرند. مردم برای حرف تندروها، تره هم خرد نمی‌کنند. ثابت شده که به هر کسی حمله کردند، او نزد مردم محبوب‌تر شد. مگر توانستند عزت علی دایی، عادل فردوسی‌پور، اصغر فرهادی و ... را بگیرند؟ عزیز شدن نزد مردم فرمول ساده‌ای دارد که تندرو‌ها درکی از آن ندارند.

لاله مرزبان چون مثل ما فکر نمی‌کند پس وطن فروش است!

ساعات پایانی شنبه شب، در ساعت‌هایی که عادت کرده‌ایم از صدای انفجار در تنگه هرمز خبر‌هایی را بشنویم، از کیلومتر‌ها دورتر از ایران‌مان خبری رسید که برای دقایقی فضای‌مان را تغییر داد و پس از مدت‌ها لبخند را مهمان لب‌هایمان کرد. جایی که شنیدیم در مراسم اختتامیه جشنواره ونیز، یک ایرانی توانسته است جایزه بگیرد.

به گزارش روز نو ساعاتی پس از دریافت جایزه توسط لاله مرزبان بود که ابتدا در فضای مجازی و سپس در برخی رسانه‌ها موجی را دیدیم که برای حمله به لاله مرزبان به راه افتاده بود. موجی که علت نارضایتی‌اش را حرف‌هایی عنوان کرد که این بازیگر جوان پس از دریافت جایزه بیان کرده بود.

زمان دریافت جایزه، حرف‌های مرزبان را شنیده بودم و زمانی که حمله به او آغاز شد، یکبار دیگر حرف‌هایش را گوش دادم. راستش را بخواهید من در حرف‌های او ردی از حرف منفی و سیاسی ندیدم. او از زنان ایرانی تجلیل کرد و از امید به آینده گفت. کدام یک از این حرف‌ها بار منفی داشت؟ من که نفهمیدم.

مگر غیر از این است که زنان در ایران برای حق‌شان تلاش می‌کنند؟ این همه زن موفق در جامعه بدون جنگیدن و تلاش به آنجا رسیده‌اند؟ مگر غیر از این است که ایران‌مان به واسطه جنگ و تحریم و گرانی‌های روزافزون، روز‌های سختی را سپری می‌کند؟ مگر غیر از این است که راز عبور از این روزها، کنار هم بودن‌مان است؟

البته که ذهن جزم‌اندیش همیشه تلاش می‌کند از دل هر حرفی چیزی را استخراج کند که خودش می‌خواهد. ولی حرف این است که عده‌ای یاد گرفته‌اند که برچسب برداشته و به هر کسی که شبیه آنها فکر نمی‌کند؛ حمله کنند. این اولین بار هم نیست که چنین می‌کنند و آخرین بار هم نخواهد بود. فرقی هم ندارد که آن فرد لاله مرزبان باشد یا علی دایی و عادل فردوسی‌پور. آنها قانون نانوشته‌شان این است که یا شبیه ما هستی یا دشمن ما. جماعتی که ظاهراً بلد نیستند، حالشان خوب باشد و از خوب بودن حال مردم توسط فردی که شبیه آنها حرف نمی‌زند، دلشان شاد نمی‌شود. مگر در این روزگار سخت، چقدر بهانه برای خوشحال بودن داریم؟ همین بهانه‌های کوچک را هم تاب نمی‌آورند.

این موضوع و اخلاق البته تنها مربوط به جماعت تندروی اصول‌گرا نیست. در خارج از مرز‌ها هم مشابه این رفتار‌ها را بار‌ها دیده‌ایم و هر گاه چهره‌ای از ایران و مردمش گفت، به او حمله کرده‌اند که مهره سیستم است. آنها می‌گویند مهره سیستم است و اینها هم با ادبیات خودشان، هر کس شبیه خودشان حرف نزند را فریب‌خورده، غرب‌زده و سرباز دشمن، خطاب می‌کنند.

مشکل ما این است که هم در این سو و هم آن سو، با جماعتی رو‌به‌رو هستیم که فهمی از جامعه متکثر ندارند و نمی‌خواهند قبول کنند که قرار نیست در یک جامعه، همه شبیه هم باشند. یا شاید این فهم را دارند، اما خودشان را به آن راه می‌زنند و نهایت تلاش‌شان را می‌کنند که دوقطبی درست کنند؛ و جالب‌تر اینکه برخورد مردم را با حرف و نظر و توهین این شیفتگان دوقطبی دیده‌اند، اما درس نمی‌گیرند. مردم برای حرف تندروها، تره هم خرد نمی‌کنند. ثابت شده که به هر کسی حمله کردند، او نزد مردم محبوب‌تر شد. مگر توانستند عزت علی دایی، عادل فردوسی‌پور، اصغر فرهادی و ... را بگیرند؟ عزیز شدن نزد مردم فرمول ساده‌ای دارد که تندرو‌ها درکی از آن ندارند.

تندرو‌ها چه بخواهند و چه نخواهند، ایران برای همه ایرانیان است و هر ایرانی که در گوشه‌ای از دنیا افتخارآفرینی کند، عزیز است. چه شبیه ما فکر کند و چه نکند. خط قرمز، تنها نام و خاک ایران است.

تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار