
ویترین رنگارنگ نوشتافزارها در بازار و خیابانهای به گزارش روز نو روزهای پایانی شهریورماه که باید شاهد حضور گسترده خانوادهها در بازار نوشتافزار باشیم، دیگر مانند گذشته حتی به میزان سال قبل هم رونق ندارد. مشاهدات میدانی «جهانصنعت» از بورس لوازمالتحریر در سطح تهران نشان میدهد که باوجود وفور کالاهای متنوع و رنگارنگ، خریدار چندانی در بازار حضور ندارد؛ موضوعی که بیش از هر چیز از کاهش قدرت خرید خانوادهها حکایت دارد. ازسویدیگر، بلاتکلیفی سیاسی کشور نیز بر این وضعیت تاثیر گذاشته است و برخی خانوادهها معتقدند بهدلیل ناپایداری شرایط کشور و احتمال مجازی شدن دوباره مدارس در شرایط فعلی نیازی به هزینههای آنچنانی و حتی خرید برخی اقلام ضروری نیست.
چندی پیش نیز رییس اتحادیه نوشتافزار از گرانی ۵۰ تا ۱۰۰درصدی لوازمالتحریر خبر داده بود؛ افزایشی که بهگفته او هنوز نتوانسته رونق مورد انتظار را به بازار بازگرداند. اما آنچه موردبحث ماست، نه عدد و رقم است و نه بررسی قیمتها؛ پشت این ویترینها کودکانی ایستادهاند که با حسرت به لوازم رنگارنگ و زیبای مدرسه نگاه میکنند. این مساله در میان دانشآموزان مقطع ابتدایی بیشتر خود را نشان میدهد. جایی که دفتر و مداد و مدادرنگی تنها ابزار مدرسه نیستند بلکه بخشی از ذوق و شوق کودکانه برای آغاز سال تحصیلی بهشمار میروند. ازسویدیگر، شرمندگی پدران و مادرانی که در شرایط فعلی، توانایی برآمدن از هزینههای جاری زندگی را ندارند، مهرماه برایشان به کابوس تبدیل شده است، مهرماهی که قرار بود بوی خوش دفتر و مداد و مدادرنگی نو را بدهد، حالا بوی گرانی به خود گرفته و از این اوضاع عطری جز حسرت و اندوه به مشام نمیرسد.
مهر بیمهر
برای بررسی آنچه بر خانوادهها در بازار نوشتافزارها میگذرد، با دوپدر به گفتوگو نشستهایم.
نادر پدری کارمند است. او درباره گرانی لوازمالتحریر به «جهانصنعت» میگوید: قیمتها بهقدری بالا رفته که حتی خرید یک دفتر ساده ۶۰برگ هم فشار زیادی به من وارد میکند. پسرم در مقطع ابتدایی درس میخواند و باید برای هر درس دفتر مجزا داشته باشد. با احتساب دیگر هزینهها مانند مداد، مدادرنگی و… حدود ۷میلیونتومان هزینه برایم داشته است. تا جایی که توانستم برای پسرم توضیح دادم که شرایط سخت است، اما او بچه است و دنیای کودکانه خودش را دارد. دوست دارد دفترهای فانتزی و بهترین لوازم را داشته باشد. این نه جرم است و نه گناه. آن چیزی که جرم است، این است که بچهها در این سن و سال، قربانی تورم و معیشت شوند. در شرایطی که حقوقم ۲۰میلیونتومان در ماه است، ۷میلیونتومان برای لوازمالتحریر واقعا هزینه سنگینی است.
تازه هنوز هزینه کفش و لباس را هم محاسبه نکردهایم. احسان پدر دیگری است که از گرانی و کاهش قدرت خرید خود میگوید. او به «جهانصنعت» گفت: کیف، کفش، دفتر، مداد، مدادرنگی، پاککن، تراش و دیگر محصولات را برای پسرم تهیه کردم، ناقابل ۹میلیونتومان! با درآمدی که من دارم حداقل هزینه نیمی از یک ماه را صرف لوازمالتحریر کردهام. یک کیف ساده کودکانه که نه برند خاصی دارد و نه مارک آنچنانی، ۳میلیونتومان قیمت دارد! چگونه با این هزینهها باید زندگی کرد؟ هزینه خورد و خوراک، رفتوآمد، پوشاک و هزاران هزینه دیگر هم وجود دارد. ما که بچههایمان در پایه ابتدایی درس میخوانند، بیشتر تحتفشار قرار داریم. بالاخره بچه است و دوست دارد محصولات متنوع و زیبا داشته باشد. نمیتوانم مانند مسوولان نسخه صبر و تحمل و استقامت برای او تجویز کنم! پسرم یک قمقمه میخواست که قیمتش ۲میلیونتومان بود، اما نتوانستم برایش بخرم. صبر هم حدی دارد. زندگی ما شده سراسر صبر. در این میان، کودکان نیز در حال قربانی شدن هستند.
مشق زیر سایه فقر
علی بهشتینیا، کارشناس آموزشی درباره تاثیر افزایش هزینه لوازمالتحریر بر کیفیت و نحوه تحصیل دانشآموزان به «جهانصنعت» گفت: همانطور که در بحث لباس دانشآموزی، بعضی مدارس و مناطق از خانوادهها خواستهاند دانشآموزان از لباس فرم سال گذشته خود استفاده کنند، بهنظر میرسد همین اتفاق درمورد لوازمالتحریر نیز در حال رخدادن است. دانشآموزان بهخصوص در مناطق ضعیفتر تلاش میکنند از دفترهای سالهای گذشته خود استفاده کنند و برخی اقلام را از فهرست خرید حذف کنند.
ممکن است دانشآموزان مدادرنگی یا برخی لوازم دیگر را حذف کنند تا بتوانند هزینه خانوار را مدیریت کنند و سال تحصیلی را پشتسر بگذارند. البته افزایش قیمتها در همه اقلام یکسان نیست و در برخی موارد حتی بیش از ۱۰۰درصد بوده است. برای نمونه، قیمت یک بسته کاغذ A۴ از حدود ۲۵۰هزارتومان در سال گذشته به حدود یکمیلیون و ۱۰۰ تا ۲۰۰هزارتومان رسیده است. شاید کاغذ A۴ مستقیما جزو لوازم دانشآموزی نباشد، اما این افزایش قیمتها نشان میدهد با چه شرایطی مواجه هستیم.
لوازمالتحریر؛ قربانی اول سبد خانوار
بهشتینیا افزود: ما در سالهای گذشته در کلاسهای درس کاملا میدیدیم که کیفیت لوازم دانشآموزان از کیف گرفته تا مدادرنگی و دیگر وسایل پایین آمده است. خانوادهها بهسمت خرید کالاهای ارزانتر، اجناس چینی یا استفاده از وسایل سالهای گذشته رفتهاند تا بتوانند هزینهها را مدیریت کنند و سال تحصیلی را پشتسر بگذارند. این موضوع قطعا بر وضعیت روحی و روانی دانشآموزان نیز تاثیرگذار است. بچهها در سنی هستند که دوست دارند وسایل باکیفیتی داشته باشند، کیفشان نو باشد و مداد و دفتر جدید داشته باشند. وقتی این اتفاق نمیافتد، از نظر روحی و روانی تا حدی آسیب میبینند.
نیمکت فقر
این کارشناس آموزشی درباره احتمال ایجاد احساس خجالت، فشار روانی و طردشدگی در میان دانشآموزانی که توان خرید لوازم موردنیاز خود را ندارند، اظهار کرد: این موضوع قطعی است. بهخصوص در دوره ابتدایی و متوسطه این مساله را بهوضوح میتوان دید. در هنرستانها و میان دانشآموزان فنی نیز شرایط دشوارتر است چراکه آنها به لوازم خاصی مانند خطکش، دفترهای مخصوص، دفترهای شطرنجی و دیگر ابزار موردنیاز رشته خود احتیاج دارند و هزینه این وسایل بالاتر است.
بارها دیدهایم که دانشآموز حتی تکلیف خود را انجام نداده، چون مداد یا خودکار نداشته است. شخصا دانشآموزی را دیدهام که از دانشآموز کنار دستی خود مداد یا خودکار میگرفت. شاید این موارد در نگاه اول چندان مهم بهنظر نرسند، اما در کلاس درس واقعا اتفاق میافتند. حتی دانشآموزانی که خودشان لوازمالتحریر ندارند، گاهی ناخواسته باعث آزار دیگران میشوند، چون مدام خودکار یا مداد همکلاسیهایشان را میگیرند و تمرکز آنها را بر هم میزنند. در سالهای گذشته، مدادها و خودکارهایی را که دانشآموزان در مدرسه جا میگذاشتند، جمع میکردیم و تعداد آنها هم زیاد میشد.
من این وسایل را به دانشآموزانی که نیاز داشتند، میدادم. وقتی دانشآموزی برای استفاده از یک مداد یا خودکار نصفه که قبلا توسط دانشآموز دیگری استفاده شده بود مراجعه میکرد، نشان میداد واقعا به آن وسیله نیاز دارد وگرنه اگر نیاز نداشت، میتوانست آن را تهیه کند. بهشتینیا توضیح داد: سرخوردگی میان بچهها زیاد است. دانشآموزان خودشان را با یکدیگر مقایسه میکنند و حتی خانوادههایشان را نیز با هم مقایسه میکنند. کیف، سرویس مدرسه، لباس و امکانات آموزشی همه چیزهایی هستند که بچهها با یکدیگر مقایسه میکنند. خاصیت این سن هم این است که کودکان خودشان را با دیگران مقایسه میکنند و طبیعی است که در چنین شرایطی احساس سرخوردگی داشته باشند.
وقتی مدرسه هم بار خود را روی دوش دانشآموز میگذارد
بهشتینیا درباره نقش نظام آموزشی در حمایت از دانشآموزان کمبرخوردار گفت: نظام آموزشی اگر میتوانست کاری انجام دهد، بخشی از مشکلات خودش را حل کرده بود. با این حال، معلمان و مدارس میتوانند سازوکارهایی را طراحی کنند تا فشار کمتری به خانوادهها وارد شود. برای مثال حجم تکالیف را کاهش دهند یا در عملکرد برخی دانشآموزان باتوجه به شرایط اقتصادی آنها انعطاف بیشتری داشته باشند. حتی میتوان محتوای کتابهای درسی را سبکتر کرد یا بخشی از فعالیتهایی را که دانشآموزان باید در دفتر انجام دهند، به داخل مدرسه و کتاب منتقل کرد، اما نکته مهم این است که بخشی از بار لوازمالتحریر مدرسه نیز بر دوش دانشآموزان قرار گرفته است.
امروز بعضی مدارس از دانشآموزان میخواهند کاغذ A۴ یا یک بسته ماژیک تهیه کنند و به مدرسه بیاورند. یعنی فقط هزینه لوازم شخصی دانشآموز مطرح نیست و بخشی از نیازهای خود مدرسه نیز از طریق مشارکت دانشآموزان تامین میشود. شما حساب کنید چه باری بر دوش دانشآموز قرار گرفته است. در چنین شرایطی نمیتوان انتظار داشت آموزشوپرورش بتواند کمک قابلتوجهی به دانشآموزان کمبرخوردار ارائه کند.
لوازمالتحریر؛ مانع آموزشی یا فقر بزرگتر؟
این کارشناس آموزشی درباره اینکه آیا ناتوانی خانوادهها در تهیه لوازمالتحریر میتواند به مانعی برای دسترسی به آموزش تبدیل شود، اظهار کرد: اگر بخواهم تاثیر آن را بهصورتدرصدی بیان کنم، شاید کار بسیار سختی باشد، اما در سالهای اخیر تعداد دانشآموزانی که وضعیت تحصیلی ضعیفتری دارند، افزایش پیدا کرده است. وقتی تعداد این دانشآموزان بیشتر میشود، شاید تعداد دانشآموزان برخوردار کمتر به چشم بیایند. با این حال، نمیتوانم بگویم لوازمالتحریر بهتنهایی باعث ترک تحصیل دانشآموزان میشود، اما قطعا تاثیرگذار است. ازسویدیگر، کیفیت پایین برخی لوازم نیز مشکل دیگری ایجاد میکند. برای مثال یک مدادرنگی بیکیفیت ممکن است مرتب بشکند یا بد رنگ کند و دانشآموز مجبور شود دوباره مدادرنگی یا مداد دیگری تهیه کند. همین موضوع هزینه مضاعفی را به خانواده تحمیل میکند.
نشانههای فقر روی نیمکتها
بهشتینیا در ادامه درباره تاثیر فقر خانواده بر عزتنفس کودکان گفت: بهنظرم این موضوع بزرگتر و قابلاندازهگیریتر از خود مساله نوشتافزار است. فقر خانواده تاثیر بیشتری بر وضعیت دانشآموزان دارد. امروز به مرحلهای رسیدهایم که بعضی دانشآموزان به فکر یاری رساندن به خانوادههای خود هستند و حتی ترک تحصیل میکنند تا به پدرشان کمک کرده یا بخشی از مشکلات اقتصادی خانواده را حل کنند.
این موضوع بسیار غمانگیز است. نشانههای فقر را میتوان در بوفه مدرسه، در تغذیه بچهها، در لباس و پوشش آنها و در کیفیت لوازمالتحریرشان دید. این مسیر به جایی رسیده که بهنظر میرسد انتهای مشخصی ندارد و پایان خوشی هم برای آن متصور نیست. فقر دائما ذهن بچهها را درگیر کرده است. بچهها گرسنه به مدرسه میآیند، صبحانه مناسب و باکیفیت نمیخورند، لباس باکیفیت و لوازمالتحریر مناسب ندارند. همه اینها نشانههای وضعیت اقتصادی خانواده است و مجموعه این عوامل، تاثیر بسیار بیشتری بر وضعیت دانشآموزان دارد تا اینکه فقط بخواهیم لوازمالتحریر را بهعنوان یک عامل جداگانه بررسی کنیم.
مسیر سخت تحصیل
بهشتینیا میگوید: مجموعه این عوامل که نشانه فقر خانواده هستند، در سالهای اخیر بر دانشآموزان تاثیر گذاشته و حتی فلسفه اصلی آموزش را بهحاشیه برده است. وقتی دانشآموز و خانواده احساس میکنند که آموزش فایدهای و نتیجهای ندارد و وضعیت اقتصادی هم ضعیف است، ممکن است به این جمعبندی برسند که ترک تحصیل نتیجه بهتری نسبت به ادامه تحصیل دارد. فقر یکی از عواملی است که در این زمینه تاثیرگذار است. در برخی خانوادهها فرزندان ناچارند همزمان با تحصیل کار کنند و وقتی کودک طعم درآمد و استقلال مالی را میچشد، ممکن است به این نتیجه برسد که ترکتحصیل انتخاب بهتری است. این موضوع در سالهای اخیر بسیار تاثیرگذار بوده است.
رکود در بازار نوشتافزار
این کارشناس آموزشی در پایان افزود: تا جایی که من شنیدهام، گردش مالی بازار نوشتافزار در سال گذشته نزدیک به ۱۰۰همت بوده البته بهتر است این رقم بررسی و با آمار رسمی تطبیق داده شود. اقتصاد نوشتافزار و حتی گردانندگان این مجموعه اقتصادی نیز دچار ضعف شدهاند. بسیاری از کسانی که در این حوزه فعالیت میکنند، عملا دیگر توان ادامه فعالیت ندارند و برخی خردهفروشیها درحال جمع شدن هستند. توان اداره مغازهها و گردش مالی آنها در سالهای اخیر کاهش پیدا کرده و این موضوع نیز بخشی از تبعات اقتصادی وضعیت موجود است.