به روز شده در: ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۰
کد خبر: ۷۶۵۹۱
تاریخ انتشار: ۱۶:۱۸ - ۱۸ خرداد ۱۳۹۳

سهیل محمودی:آموزش و پرورشِ ناکارآمد مقصر بیگاگانگی کودکانمان با مشاهیر است

سهیل محمودی معتقد است که مسوولان کشور ما تلاشی برای قطب فرهنگی کردن شهرها ندارند و آموزش و پرورش هم ناکارآمد است و نمی تواند کودکان را با مشاهیر آشنا کند.

سهیل محمودی، شاعر و نویسنده در گفت و گو با خبرنگار پیام نو درباره مفاخر ایرانی که ممکن است از سوی کشورهای همسایه در سازمان یونسکو ثبت شوند، گفت: همه این مشاهیر متعلق به حوزه ای فرهنگی به نام ایران و اسلام هستند. تعبیری است از شعر ملک الشعرای بهار «بلبل سرود خوان شد و قمری ترانه گوی/ از رود سند تا بر دریای مرمره» یعنی از رود سند تا مدیترانه که حوزه فرهنگی ایران اسلام است، فرهنگ مشترکی وجود دارد. مولانا جلال الدین محمد بلخی، بیدل دهلوی، میرسید شریف همدانی، رودکی و پوریای ولی همگی مشاهیری هستند که در مناطق مختلف حضور داشته اند. این پراکندگی ظاهری موجب پیوندهای عمیق تر فرهنگی می شود. گفت «در خلاف آمد عادت بطلب کام که من/ کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم». اینکه بخواهیم دعوا کنیم مولوی متعلق به افغانستان است یا قونیه و یا ایران اصلا به جا و شایسته نیست باید بگوییم که ما پیوندهای مشترک داریم. این مشاهیر متعلق به حوزه فرهنگی هستند که امروز مرزها آنها را از هم جدا کرده اند.

او با تاکید بر اینکه در حوزه فرهنگی پیوندها بسیار جدی تر می شود، تصریح کرد: ما سعی می کنیم نشان دهیم که با کشورهای همسایه روابط اقتصادی و دیپلماتیک خوبی داریم اما به نظرم در حوزه فرهنگ اصلی ترین پیوندها را شاهد هستیم. با شبه قاره هند، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان(محل دفن نظامی)، تاجیکستان (محل دفن رودکی)، ترکیه که مولانا در آنجا است، جایی مثل ازبکستان که بزرگان حکمت و معرفت ما آنجا هستند، ترکمنستان که شیخ ابوسعید ابوالخیر آن جا است، اشتراکات فرهنگی داریم.

در کشورهایی مانند ترکیه اهمیت فراوانی به مشاهیر می دهند و برای معرفی شان هزینه می کنند اما در ایران این اتفاق رخ نمی دهد. محمودی در پاسخ گفت: سال ۲۰۰۳ لب دریای مرمره در ترکیه با یکی از فضلا سخن می گفتم. درآمد مردم ترکیه از توریسم در آن سال همتراز با درآمد ما از نفت یعنی سالی ۱۲ میلیارد دلار بود. بخش مهمی از این درآمد به شهر قونیه تعلق داشت که آن زمان سالی ده میلیون زائر تربت برای بازدید از مزار مولانا می رفت. آن جا امکانات پذیرایی وجود دارد و زمینه توریسم به طور جدی ایجاد شده است.

این شاعر با اشاره به این که مولانا بزرگترین شاعر زبان فارسی است، خاطرنشان کرد: خیام معروفترین شاعر در جهان است که لزوما بزرگترین هم نیست. سری به نیشابور بزنید ببینید چه میزان امکانات پذیرایی فراهم است؟ خیام را هر کسی که با ادبیات انگلیسی آشنایی داشته باشد به واسطه ترجمه ادوارد فیتز جرالد می شناسد اما ما با مقبره خیام چه کردیم؟ مقبره ای که به تعبیر نظامی عروضی هزار سال پیش جایگاهی باشکوه بوده با چند شاخه گل سرخ که نظامی در کتاب ارزشمند چهارمقاله به آن اشاره می کند، حالا حتی یک سرویس بهداشتی و رستوران قابل اعتماد ندارد. امکانات رفت و آمدی در نیشابور وجود ندارد در حالی که کمال الملک، عطار و خیام همگی آرامگاهشان در این شهر است.

به اعتقاد سهیل محمودی، ما در کشور توجهی به ایجاد جاذبه و فراهم کردن وسایل پذیرایی نداشتیم اما مردم قونیه و گنجه در کشورهای همسایه این کار را انجام دادند. خانه همه شخصیت های فرهنگی در کشورهای دیگر مثل اتریش موزه شده اما در ایران هنوز دغدغه لازم در این باره پدید نیامده است.

او ادامه داد: «کدکن» می تواند به قطبی ادبی برای مسافران تبدیل شود چون زادگاه عطار و استاد شفیعی کدکنی است. امروز کسی نمی داند که کدکن کجای نقشه قرار دارد. مشکلات ما در این زمینه عمده و اساسی است و باید از طریق افرادی که بودجه را در اختیار دارند مانند سازمان تبلیغات اسلامی، آشنایی و معرفی مردمی ایجاد شود.

محمودی در پاسخ به این پرسش که جدا از بحث هایی که به برنامه ریزی و تصمیم گیری های مسوولان دولتی بازمی گردد چرا افراد جامعه از شناخت حداقلی نسبت به مفاخر محروم اند؟ گفت: اشکال ما این است که بچه های خود را به دست آموزش و پرورش ناکارآمد سپرده ایم. فکر کردیم که اگر بچه های ما به مدرسه بروند با حضور این آموزش و پرورش ناکارآمد فردی معتبر می شوند در حالی که در این سیستم هیچ به کودک یاد نمی دهند. داشته های فرهنگی من از بچگی و به واسطه حضور در خانواده و محیط فرهنگی حاصل شده است. بچه و نوه من هم از طریق خانواده شان با مشاهیر آشنا شده اند. من نوه هفت ساله ای دارم که پسرم در هنگام بازی با او مثنوی برایش می خواند. به این شکل نوه ام از کودکی با مولانا و حافظ و… آشنا می شود.

او تاکید کرد: ما بچه های خود را به سازمانی سپرده ایم که سال ها است متولی درستی ندارد. پس از دوره دکتر نجفی تا به حال آموزش و پرورش بدون متولی است. باید این روحیه در مردم ایجاد شود که اگر هر شهری مثل کاشان به قطب فرهنگی تبدیل شود با ایجاد جذابیت های توریستی زندگی آن ها هم بهبود می یابد. دوستی داشتم که زمانی مدیر میراث فرهنگی اصفهان بود و بعد هم معاون میراث فرهنگی کشور شد. سیف الله امینیان هنرمند پیشکسوتی که از او بسیارها آموختم . او متوجه شد گلاب گیری در کاشان می تواند برای مردم جذابیت داشته باشد. با مردم منطقه صحبت کرد تا این آیین را بتوان به مردم معرفی کرد. امروز همه با آیین گلاب گیری آشنا هستند و زندگی مردم منطقه از این طریق بهبود یافته است. مردم باید بفهمند اگر به موضوعات فرهنگی بپردازند شرایط زندگی مالی و اجتماعی خودشان هم بهبود می یابد. صدا و سیما دعواهایی را که در عرصه سیاسی ایجاد می کند پایان دهد و مردم را به حوزه های فرهنگی و زیستی منطقه خود سوق دهد.

پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار