
حسن روحانی به تازگی در دیدار با جمعی از استانداران، معاونان استاندار و فرمانداران دولتهای یازدهم و دوازدهم سخنانی را مطرح کرده که با واکنشهای زیادی نیز همراه بوده است. او به تندی به صداوسیما نقد کرده و گفته است که دیگر چه کسی حوصله و اعصاب دیدن برنامههای صداوسیما را دارد و چرا صداوسیما باید در اختیار یک گروه باشد و چرا بعد از جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه صداوسیما در جهت تأمین منافع ملی حرکت نکرده است؟ او به شکلگیری دوقطبی در جامعه در شرایط کنونی نیز انتقاد کرد و گفت:
به گزارش روز نو «یکی فکر میکند اگر از دیپلماسی حمایت کند، معنیاش این است که نمیخواهد از نیروهای مسلح حمایت کند. مگر اینها با هم منافات دارند؟ مگر در دو قطب هستند؟ نیروی مسلح برای کشور کار میکند، دیپلماسی هم برای کشور کار میکند، موشک هم برای کشور کار میکند. پهپاد هم از کشور دفاع میکند، مذاکره هم از کشور دفاع میکند. اگر هم به یک توافق عزتمندانه و شرافتمندانه برسیم برای کشور است، به نفع کشور و به خاطر کشور است». او ضمنا تأکید کرد که باید از نیروهای مسلح در مبارزه با دشمن حمایت کرد.
روحانی چه گفت؟
یک بخش سخنان روحانی، اما بیش از همه واکنشبرانگیز شد؛ آنجا که گفت: «خیلی مهم است که اول چارچوب اهداف ملی برای خودمان روشن باشد و بعد هم عرضه کنیم به مردم. بگوییم مردم! قرار ما این است که با قدرتهای بزرگ جهانی ۲۰ سال دیگر بجنگیم، اگر مردم گفتند ما قبول داریم خیلی هم خوب است، برویم ادامه بدهیم، اما اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری را نشان ما دادند آیا ما نمیخواهیم بپذیریم؟
آن که پیغمبر بود مشورت میکرد، او که وصل بود به مبدأ وحی با مردم مشورت میکرد، او که دارای آن همه دانش و بینش و تدبیر و عقل بود مشورت میکرد، ما حاضر به مشورت با مردم و ولینعمتان خودمان نیستیم؟ هر کس در این کشور هر سِمتی دارد، به امانت از طرف مردم دریافت کرده؛ هیچکس حاکم نیست، نه از جانب خودش نه از جانب خداوند. هر کس، هر پستی دارد در هر ردهای که هست، از جانبِ مردم است.
مردم رأی دادهاند، یا مستقیم رأی دادند، یا غیرمستقیم رأی دادند. با رأی مردم قدرت و حکومت در اختیار افراد مختلف در ردههای مختلف قرار میگیرد. پس این سِمتها را مردم در اختیار ما گذاشتهاند. قدرت را مردم در اختیار ما گذاشتهاند، مردم صاحبان این کشور هستند و ما باید با آنها حرف بزنیم و باید از آنها بپرسیم».
مقدمهای درست، نتیجهای نادرست
از این سخنان روحانی چنین برداشت شد که او میگوید درباره ادامه جنگ به نوعی رفراندوم برگزار کنیم. مقدمه مطرحشده از سوی مردم درست است و نظام جمهوری اسلامی بر اساس رأی مستقیم شکل گرفته و در ادامه مسیر نیز همه امور بر اساس رأی مستقیم یا غیرمستقیم مردم پیش میرود، اما درباره نظرخواهی از مردم درخصوص جنگ استنتاج نادرستی را مطرح میکند، زیرا جنگ محصول اراده یک طرف نیست.
مشخصا بعد از امضای تفاهمنامه ۱۴ بندی اسلامآباد، آمریکا برخلاف نص صریح تفاهمنامه مسیری موازی در تنگه هرمز ایجاد کرد که عملا تفاهمنامه از میان رفت یا همین اخیرا حملات را آمریکا ادامه میدهد و ایران عمدتا در پاسخ به حملات آمریکا، مواضع این کشور در منطقه را مورد هدف قرار داده است. شروع هر دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه نیز محصول اراده ایران نبود و یک بار اسرائیل و بار دیگر آمریکا بودند که جنگ را آغاز کردند. سخن روحانی در شرایطی صادق است که یا جنگ از سوی ایران آغاز شده بود یا آنکه آتشبس یا توافقی برای پایان جنگ وجود میداشت و ایران آن را نمیپذیرفت.
انداختن بار مسئولیت به داخل
روحانی با سخنی که مطرح میکند به نوعی بار مسئولیت ادامه جنگ را به داخل منتقل میکند. او از حق دفاع ایران حمایت میکند و فعالیت نیروهای مسلح را میستاید، اما در عین حال طوری القا میکند که گویی ادامه جنگ و وجود درگیریهای منطقهای با تصمیم ایران است. جالب است که حتی کشورهای آسیایی در اجلاس اخیر شانگهای بار مسئولیت شروع و ادامه جنگ را بر عهده آمریکا گذاشتند و در بیانیه نهایی اجلاس آوردند که از تمامیت ارضی ایران دفاع میکنند، اما روحانی به عنوان رئیسجمهور اسبق ایران که هشت سال دولت را در اختیار داشت، به صورت ضمنی بار مسئولیت را بر دوش تصمیمسازان داخلی قرار میدهد.
همهپرسی چرا و چگونه؟
برخی تصور میکنند سخنان اخیر روحانی را نباید الزاما در دایره موضعی مشخص درباره جنگ اخیر تفسیر کرد. او پیش از اینها نیز چند بار گفته بود که باید در مسائل مهم، همهپرسی برگزار شود. مشخصا درباره برجام این مسئله را گفته بود. استناد او به اصل ۵۹ قانون اساسی است که در آن اصل آمده است: «در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همهپرسی و مراجعه مستقیم به آرا مردم صورت گیرد. درخواست مراجعه به آرا عمومی باید به تصویب دوسوم مجموع نمایندگان مجلس برسد».
بسیاری از حقوقدانها این اصل را راهگشای کشور برای عبور از مشکلاتی میدانند که غیرقابل حلشدن باقی ماندهاند، اما در حوزه جنگ اولا بر اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی تصمیم با مقام رهبری است و ثانیا جدای از وجه حقوقی قضیه، روشن است که باید در برابر تهاجم بیگانه ایستاد و اگر کشور مهاجم بخواهد با اِعمال زور خواستههای خود را به کرسی بنشاند و در غیر این صورت جنگ را ادامه دهد، انتخاباتی جز ادامه جنگ وجود ندارد و اساسا مسئله جنگ جدای از مسائل عادی کشور است که بتوان آن را به همهپرسی گذاشت یا نه. با این اوصاف روحانی از این منظر نیز با مقدمهای درست نتیجهای نادرست میگیرد.
مذاکرات خوب است اما...
در مجموع دغدغه روحانی و آنهایی که خواهان پایان جنگاند، درست است، اما روشی که آنها برای پایان جنگ پیشنهاد میکنند، به دور از واقعیتهای زمین جنگ و سیاست است. به گفته بسیاری از کارشناسان ایران باید در مسیر دیپلماسی قدم بردارد و بهترین و کمهزینهترین روش برای پایان جنگ مذاکره است، اما مذاکره نیز باید متضمن منافع ملی باشد؛ چه آنکه روحانی و دستگاه دیپلماسیاش نیز یک شبه به برجام دست نیافتند و همان سندی که روحانی تمامقد از آن دفاع میکند، محصول چند سال مذاکرات سخت و فشرده میان ایران و کشورهای ۱+۵ بود؛ با این وصف شاید قدری غیرواقعبینانه باشد که در کمترین زمان بهترین توافق حاصل شود.
ضرورت جدا کردن رادیکالها از تصمیمسازان
البته نقد روحانی نسبت به گروههایی که مدام از جنگ سخن میگوید میتواند درست باشد؛ چه آنکه هستند گروههایی که بدون هیچ استدلال روشنی صرفا از مقابله نظامی با آمریکا دفاع میکنند؛ حال آنکه در همه دنیا هر جنگی در نهایت با مذاکره تمام میشود و اگر ایران بتواند امتیازهای لازم را در مذاکرات بگیرد و اگر مذاکرهکنندگان متنی متضمن منافع ملی ایران را امضا کنند، چه بسا در ادامه پیروزیهای میدان و حالا در عرصه دیپلماسی گام برداشتهاند.
اگر نقد روحانی صرفا نسبت به طیفی باشد که خواهان ادامه جنگاند میتوانست آن طیف را احصا کند و نقد خود را فقط معطوف به آنها میکرد، اما او طوری سخن میگوید که مجموعه نظام را در بر میگیرد. این مسئله در حالی است که طیف خواهان ادامه جنگ اساسا در اقلیت به سر میبرند و بیشتر مواضع خود را در رسانههای در اختیارشان بلندتر از بقیه اعلام میکنند؛ وگرنه ارکان تصمیمسازی کشور از جمله شورای عالی امنیت ملی، دولت و مجلس در اختیار آنها نیست. رهبر انقلاب هم نشان دادهاند فرای مواضع گروههای مختلف سیاسی اعلام نظر میکنند و بارها و بارها بر ضرورت حفظ وحدت، پرهیز از اختلافات و حمایت از مسئولان تأکید کردهاند.