دلواپسكاران و سرمايه...
روزنو :نصرتالله تاجيك*
زماني كه قرار شد دولت از مردم بخواهد كه در صورت عدم نياز به پول يارانه از پر كردن فرم خودداري كنند به همين ميزان متعجب شدم كه از شنيدن خبر برگزاري جشن پيروزي. از اخبار رسانهيي چنين برميآيد كه دولت درصدد بررسي برگزاري جشن سالگرد پيروزي است كه در صورت صحت و تحقق، اقدامي بدون مطالعه و انداختن پوست خربزه زير پاي دولت خواهد بود. قبلا نوشتهام يكي از اهداف پروژه دلواپسكاري انداختن دولت به موضع انفعال و مشغول كردنش به پروژههاي فرعي، منحرفي و خودمشغولي و بالاخره خودزني است تا از ماموريت اصلياش كه استقرار آزادي و دموكراسي از طريق توسعه و گسترش نهادهاي مدني و گشايش در سياست خارجي از طريق تعامل مثبت و اقتصاد كشور از طريق توجه به بخش خصوصي است غافل شود. در آنجا نوشتهام كه «پروژه دلواپسگرايي درصدد بياعتبارسازي دولت از طريق پروژههاي گوناگون و از جمله نزول سرمايه اجتماعي دولت يازدهم كه يكي از علل مهم رشد و توسعه اقتصادي است، است تا فرآيند سياستگذاريهاي اقتصادي و سياسي دولت با مخاطره و هزينه سنگين روبهرو شود كه در صورت عقبنشيني دولت در مقابل اين پروژه، پايگاه اجتماعياش با از دست دادن اعتماد مردم با چالش جدي مواجه شود.»بيشك پويايي و تكامل هر جامعهيي در شرايط كنوني جهاني و اوضاع منطقه به ميزان پتانسيل جنبشي و ميزان قوي بودن و قابليت بهرهبرداري از سرمايه اجتماعي مقطع كنوني آن جامعه بستگي دارد. دولت بايد با استفاده از پتانسيل جنبشي نيروهاي جوان و نخبگان دانشگاهي و بسيج آنها از بيحرمت شدن قانون، بيثباتي سياسي و اقتصادي، تغييرات مداوم قواعد و رويههاي رسمي، فساد، بيصداقتي و اقداماتي كه موجب شكاف بين مردم و گروههاي مرجع و سياسي با دولت و حتي بين افراد و فراهم شدن زمينههاي تضعيف سرمايه اجتماعي دولت و حكومت بهشدت جلوگيري كند. يعني هم دولت از فراهم شدن زمينههاي قطبي شدن جامعه جلوگيري به عمل آورد و هم بايد خيلي حساب شده حركتهاي خود را براي جلوگيري از تشديد حركت دلواپسگرايي كه از هستهيي آغاز و اقتدارگرايان سعي دارند آن را به ساير بخشها تسري دهند تنظيم كند زيرا كوچكترين اشتباهي ميتواند به دولت و حكومت ضربه وارد كرده و سرمايه اجتماعي اصلاحطلبان را با چالش مواجه كند. سرمايه اجتماعي با نامگذاري شكل نميگيرد بلكه در طول عمل اجتماعي متحقق ميشود. نحوه، ابعاد، اثرات و فرآيند توليد سرمايه اجتماعي اهميت بسزايي در رشد و توسعه اقتصادي كشور داشته و عبارت است از مجموعهيي از قواعد و هنجارهاي جامعه كه رعايت داوطلبانه آن از سوي مردم، كاركردي در جهت كاهش هزينههاي اجتماعي و اقتصادي دارد كه خوشبختانه اصلاحطلبان با توجه به پايگاه اجتماعيشان در ميان نخبگان داراي سوابق روشني در توليد سرمايه اجتماعي براي كمك به حكومت، دولت و كشور هستند. دولت بايد توجه كند سرمايه اجتماعي كه توانست جهت بازي در انتخابات گذشته را عوض كند، قواعد بازي در جامعه را تنظيم ميكند و از اين حيث يك نهاد غيررسمي محسوب ميشود و مهمترين مولفههاي آن عبارتند از اعتماد متقابل، مشاركت عمومي، همكاري مردم و دولت و رعايت حقوق يكديگر توسط مردم و دولت. اعتماد مردم به مردم، اعتماد مردم به دولت و اعتماد دولت به مردم نقشي بيبديل در كاهش هزينههاي جامعه ايفا ميكند و دولت هم بايد خود زمينه شكلگيري اين اعتماد متقابل را فراهم و هم با فرهنگسازي به محكم شدن اين اعتماد كمك كند. از سوي ديگر اعتماد مردم به دولت نيز نقشي غيرقابل انكار در اجراي موفقيتآميز سياستهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي دولت ايفا ميكند و از اين رو هزينههاي سنگين روند طولاني يا اجراي احتمالا ناموفق برنامههاي اقتصادي دولت را از ميان ميبرد و آنچه دولت نياز دارد كسب هرچه بيشتر اعتماد مردم در پرتو اجراي سياستهاي شفاف و حفظ دائمي مواضع قانونياش است و نه گرفتن جشن پيروزي. زيرا برگزاري اينچنين جشني باعث درگير شدن دولت با دلواپسگرايان شده و بستر حمله واپسگرايي به دولت را فراهم ميكند و دولت را از ماموريتها و وظايفش بازميدارد.