به روز شده در: ۱۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۷:۲۰
کد خبر: ۷۶۴۸۳۱
تاریخ انتشار: ۱۶:۳۰ - ۱۴ شهريور ۱۴۰۵

یوسف اباذری: سرنوشت ۹۰ میلیون نفر را به کل کل با ترامپ گره نزنیم

روزنو :یوسف اباذری گفت: سخن من به هیات حاکمه این است، اگر می‌توانید استخوانی برای ترامپ پرت کنید، پرت کنید. سرنوشت نود میلیون را به جنگ کل کل با او گره نزنید که تو این را زدی ما آن را زدیم و ...، زیرا ماجرا بسیار مهم‌تر از یک آدم دیوانه [ترامپ]است.

یوسف اباذری: سرنوشت ۹۰ میلیون نفر را به کل کل با ترامپ گره نزنیم

عصر چهارشنبه ۱۱ شهریورماه ۱۴۰۵ به مناسبت انتشار ترجمه شیرین کریمی از کتاب «چپ ووک نیست» در کتابفروشی دی در خیابان ایرانشهر تهران، نشستی برگزار شد که در آن شیرین کریمی، مترجم کتاب، یوسف اباذری، جامعه‌شناس و پرویز صداقت، پژوهشگر اقتصادی سخنرانی کردند. مدیریت این جلسه به عهده متین غفاریان، روزنامه‌نگار بود. متن گزارش این نشست را محسن آزموده در سرویس دین و اندیشه ایبنا تهیه کرده است.

به گزارش روز نو در این نشست شیرین کریمی، مترجم کتاب «چپ ووک نیست»، با تحلیل سیر اندیشه سی‌ساله سوزان نیمن از فلسفه اخلاق تا نقدِ وضعیت معاصر، این اثر را برآیند طبیعی دفاع او از خرد عصر روشنگری و سنت کانتی می‌داند. او با اشاره به مواجهه نیمن با حافظه تاریخی و نقد پارادوکس آلمان در حمایت از جنایات اسرائیل به نام جبران گذشته، نشان می‌دهد که چگونه تقلیل سیاست به هویت‌های قبیله‌ای، مانع از اجرای اخلاق جهان‌شمول می‌شود. کریمی تبیین می‌کند که تفکر «ووک» با فروکاستن همبستگی انسانی به گروه‌های خرد، جایگزین کردن «عدالت» با «روابط قدرت» فوکویی، و نادیده گرفتن امکان پیشرفت تاریخی، شالوده‌های اصلی چپ اصیل را ویران کرده است. او اهمیت این اثر برای ایران امروز را در نقد رفتار‌های شتاب‌زده، جلوگیری از تقلیل انسان‌ها به قربانی محض در جنبش‌های اجتماعی، و مقابله با ناآگاهی تاریخی و نوستالژی‌های سلطنت‌طلبانه می‌داند؛ مواجهه‌ای شجاعانه که نشان می‌دهد راه دستیابی به آزادی و برابری، نه پناه بردن به افسانه‌های اقتدارگرایانه، بلکه ایستادن بر پایه‌های خردورزی، دادخواهی عادلانه و تعهد به انسانیت فرامرز است.

در ادامه پرویز صداقت، اقتصاددان، با ارزیابی انتقادی پدیده «ووکیسم» و بازخوانی کتاب سوزان نیمن، تاکید می‌کند که جریان‌های هویتی نوظهور با فرم‌گرایی و حذف تحلیل‌های ساختاری اقتصاد سیاسی، رادیکالیسم را از چپ گرفته و آن را به تکرار الگوی فرهنگ سلبریتی نئولیبرال تقلیل داده‌اند. او نشان می‌دهد که چگونه از دهه ۱۹۸۰ با سیطره تفکرات پسامدرن و گسست جنبش‌های اجتماعی—از جمله فمینیسم و جنبش «می‌تو» —از مبارزات طبقاتی و خواست‌های فرودستان، همبستگی انسانی جایش را به قبیله‌گرایی خطرناک و رقابت بر سر قربانی‌بودن داده است. صداقت با هشدار نسبت به تکرار «عصر فاجعه» در جهان معاصر، ناشی از بحران سرمایه‌داری، رقابت‌های امپریالیستی و صعود راست افراطی، راهکار مواجهه با این بحران‌ها را بازگشت به سنت اصیل روشنگری و احیای سه‌گانه آزادی، برابری واقعی و همبستگی رهایی‌بخش می‌داند.

یوسف اباذری، جامعه‌شناس و استاد بازنشسته دانشگاه تهران، به عنوان سومین سخنران این نشست در تحلیلی انتقادی از کتاب «چپ و دشمنانش» نوشته سوزان نیمن، به تبارشناسی پدیده «ووکیسم» (Wokism) و افول مفاهیم بنیادی روشنگری پرداخته و تحویل سیاست رهایی‌بخش به «هویت‌گرایی خرد» را بزرگ‌ترین شکست فکری عصر حاضر می‌داند. او با بازخوانی اصول سه‌گانه نیمن—یعنی «جهان‌شمول‌گرایی اخلاقی»، «تفکیک بنیادین عدالت از قدرت» و «باور به امکان پیشرفت تاریخی» —نشان می‌دهد که چگونه جریان‌های پسامدرن و جنبش‌های هویتی نوظهور با فرسایش این اصول، افول چپ کلاسیک را رقم زده‌اند. از نگاه اباذری، تقلیل حقیقت به تکثر هویت‌های محلی و جایگزینی تحلیل ساختاری «اقتصاد سیاسی» با «تحلیل‌های صرفاً فرهنگی»، موجب شده تا مقولات حیاتی، چون طبقه‌اجتماعی، نابرابری و توزیع عادلانه ثروت از اولویت افکار عمومی خارج شوند. او با ارزیابی نقش متفکرانی، چون میشل فوکو و کارل اشمیت، هشدار می‌دهد که حمله فوکو به مفهوم عدالت و تبدیل آن به ابزار سرکوب، در کنار منطق «دوست و دشمن» اشمیت، عملاً زمینه‌ساز تهی‌شدن سیاست از عقلانیت گفت وگویی و هموارشدن مسیر برای سلطه نئولیبرالیسم و فاشیسم جدید بوده است.

اباذری با تعمیق این تحلیل در بستر جامعه ایران، «استثناگرایی فرهنگی و تاریخی» را امتداد همین گسست از تاریخ جهانی می‌داند که چه در قالب ایدئولوژی‌های بومی‌گرا و چه در قامت دکترین‌های شبه‌فلسفی، ایران را از فرایند‌های کلی اقتصاد سیاسی جهان منفک می‌کند. او در ادامه به تبیین پیوند عمیق میان نئولیبرالیسم بحران‌زده، تکنولوژی‌های نوظهور و الهیات سیاسی در غرب می‌پردازد؛ پیوندی که در آن امپراتوران فناوری سیلیکون‌ولی نظیر پیتر تیل و ایلان ماسک با متوسل‌شدن به مفاهیم الهیاتی و حذف تاریخ، ساختاری توتالیتر و مبتنی بر هوش مصنوعی را برای انضباط‌بخشی به جامعه جهانی بازسازی می‌کنند. او تأکید دارد که خشم روبه‌افزایش طبقه متوسط در جهان، ناشی از زوال امنیت شغلی، نابرابری‌های ساختاری ناشی از الگوی «مطلوبیت نهایی» و سرکوب دستمزدهاست که در غیاب یک چپ سازمان‌یافته، به صورت دشنام و نفرت در فضای مجازی بروز می‌یابد. اباذری در نهایت با تحلیلی واقع‌بینانه از مناسبات قدرت جهانی، نسبت به تقلیل‌دادن تهدیدات راست افراطی آمریکا به رفتار‌های شخصی ترامپ هشدار داده و خواهان درک هوشمندانه از ساختار پیچیده سرمایه‌داری، الهیات سیاسی و های‌تک برای حفظ امنیت و کیان ملی است. در این نشست شیرین کریمی، مترجم کتاب، و پرویز صداقت، پژوهشگر اقتصادی سخنرانی کردند. گزارش این نشست در زیر از نظرتان می‌گذرد:

****

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین محسن آزموده در سرویس دین و اندیشه ایبنا نوشت: کتاب «چپ ووک نیست» نوشته سوزان نیمن با ترجمه شیرین کریمی به همت نشر برج منتشر شده است. ترجمه‌ای دیگر از این کتاب توسط امین عسکری‌زاده به همت نشر طرح نو منتشر شده است.

سوزان نیمن، مترجم این کتاب، متولد ۱۹۵۷ در ایالات متحده آمریکا و از فعالان سیاسی و فیلسوفان یهودی این کشور است که تحصیلاتش را در رشته فلسفه در دانشگاه‌های هاروارد و برلین به پایان رسانده و هم‌اکنون رییس انجمن اینشتین در پوتسدام آلمان است. از خانم نیمن تاکنون همچنین کتاب‌های «شر در اندیشه مدرن» با ترجمه حسین نیکبخت و «درس گرفتن از آلمانی‌ها» با ترجمه محمد مصطفی بیات (هر دو توسط نشر برج) به فارسی منتشر شده است.

عصر چهارشنبه ۱۱ شهریورماه ۱۴۰۵ به مناسبت انتشار ترجمه شیرین کریمی از کتاب «چپ ووک نیست» در فضایی در بالای کتابفروشی دی در خیابان ایرانشهر تهران، نشستی برگزار شد که در آن شیرین کریمی، مترجم کتاب، یوسف اباذری، جامعه‌شناس و پرویز صداقت، پژوهشگر اقتصادی سخنرانی کردند. مدیریت این جلسه به عهده متین غفاریان، روزنامه‌نگار بود.

اقبال از این جلسه به ویژه به علت حضور یوسف اباذری، قابل توجه بود و در آن بحث‌های مفصلی راجع به کتاب و ایده‌های آن به ویژه در ربط و نسبت با وضعیت کنونی مطرح شد. در ادامه، گزارش تفصیلی و کامل ایبنا از سخنرانی‌های این جلسه از نظر می‌گذرد.

****

چرا چپ ووک نیست و چرا این کتاب برای ایران امروز اهمیت دارد

شیرین کریمی مترجم کتاب:

درود بر استادان گرامی، دوستان و حضار محترم، بسیار خوشحالم که در این نشست فرصتی فراهم شد تا درباره کتاب «چپ ووک نیست» اثر سوزان نیمن گفت‌و‌گو کنیم، نیمن پیش از هر عنوان دیگری فیلسوف اخلاق است و تحلیل‌هایش مستقیم از بنیان‌های اخلاقی و ارزش‌های جهان‌شمول سرچشمه می‌گیرد.

دغدغه‌ی او در این کتاب فراتر از یک بحث نظری صرف است و در واقع مواجهه‌ای عمیق با بحران‌های سیاسی و اجتماعی امروز است. در این گفتار می‌کوشم ابتدا با مرور آرای سوزان نیمن و آثاری که او طی سه دهه نگاشته است شرح دهم که او بر چه سنت فلسفی و نظری ایستاده است و کتاب «چپ ووک نیست» در چه زمینه‌ای خلق و نوشته شد و در انتها به این بپردازم که چرا شنیدن آرای او برای ما در ایران امروز هم بسیار اهمیت دارد.

اگر سیر اندیشه‌های سوزان نیمن را از نخستین آثارش مرور کنیم، می‌بینیم که کتاب «چپ ووک نیست» برآیندِ طبیعی و منطقیِ یک مسیر فکریِ ۳۰ ساله است که از دلِ فلسفۀ اخلاق، مواجهه با تاریخ و خرد عصر روشنگری می‌گذرد.

مواجهه با تاریخ

مواجهه با تاریخ و ضرورت حساب‌رسی از جنبه‌های تاریک گذشته، یکی از اصلی‌ترین بنیان‌های فکری سوزان نیمن در سه دهه گذشته بوده است؛ دغدغه‌ای که او آن را به‌طور مشخص در دو کتاب تأثیرگذار خود یعنی «آتش زیر خاکستر: یادداشت‌های یهودی از برلین» (Slow Fire: Jewish Notes from Berlin منتشر شده در ۱۹۹۲) و «درس گرفتن از آلمانی‌ها: مواجهه با نژاد و خاطره‌ی شر» (منتشر شده در ۲۰۱۹) دنبال کرده است.

بنیان فکریِ این دو کتاب، مواجهه با حافظۀ تاریخی، مسئولیت اخلاقی و چگونگیِ مواجهه یک جامعه با بارِ جنایات گذشته است، نیمن در این آثار با بررسی تطبیقی میان نحوه مواجهه آلمان با جنایات هولوکاست و نحوه برخورد ایالات متحده با تاریخ نژادپرستی و ستم بر بومیان و سیاهان، استدلال می‌کند که بلوغ اخلاقی ملت‌ها در گروی پذیرش مسئولیت اخلاقی و فرار نکردن از بارِ جنایات تاریخی‌شان است و ما باید از تجربه آلمانی‌ها در به رسمیت شناختن خطاهایشان درس بگیریم.

اما، تناقض و جنجال بزرگ زمانی شکل گرفت که در سال‌های اخیر و در پی جنایات اسرائیل در غزه، نیمن به عنوان یک فیلسوف اخلاق به موضع‌گیری سیاستمداران آلمانی تاخت و نشان داد چگونه همان چارچوبی که روزی برای مواجهه با گذشته ساخته شده بود، امروزه در سیاست رسمی‌آلمان به ابزاری برای سرکوب وجدان جمعی و جلوگیری از هرگونه نقدِ جنایات جاری تبدیل شده است؛ چرخشی که دقیقاً پیوند عمیقی با تذکرات او در کتاب «چپ ووک نیست» دارد، چرا که از نظر او تقلیل دادن سیاست به هویت‌های قبیله‌ای و جزم‌اندیشی‌های قبیله‌ای، دقیقا همان عاملی است که مانع از اجرای یک اخلاق جهان‌شمول و دفاع عینی از عدالت می‌شود.

مسئله اینجا این بود که آلمانی‌ها بار مسئولیت جنایاتشان علیه یهودیان را پذیرفته بودند، اما حالا حاضر نبودند تصدیق کنند که یهودیان اسرائیل دست به جنایت و نسل کشی علیه مسلمانان فلسطینی می‌زنند. نیمن هشدار داد که آلمان با این رویه، شعار تاریخی «دیگر هرگز» را از محتوای جهانی‌شمولش تهی کرده به قبیله گرایی افتاده و با حمایت از جنایات، آزادی بیان را در داخل کشور خودش به خفقان کشانده است؛ چرخشی دردناک در موضع گیری آلمان که نشان می‌دهد حتی مدافعان پیشروِ عدالت انتقالی نیز در مواجهه با آزمون‌های بزرگِ زمانه، باید هزینه‌ی ایستادن در کنار حقیقتِ رنجِ انسانی را بپردازند.

سنت روشنگری و میراث اخلاقی کانت

ابزار نظری و فلسفی نیمن برای مواجهه با تاریخ، بازگشت به سنت روشنگری و به ویژه میراث اخلاقی کانت است؛ او بیش از سه دهه است که این مسیر را طی می‌کند، در سال ۱۹۹۴ در کتاب «یکپارچگی خرد: بازخوانی کانت» (The Unity of Reason: Rereading Kant) استدلال کرد که بدون پذیرش اصول عقلانیِ جهان‌شمول، هرگونه تلاش برای صحبت کردن از عدالت یا برابری بی‌معنا می‌شود و سیاست به میدان نبرد منافع قبیله‌ای یا اردوگاهی بدل می‌گردد.

این کتاب باعث شد که نیمن از موضع یک کانتی متعهد به روشنگری مباحثش را ادامه دهد. بعد، در کتاب «شر در اندیشه مدرن» (۲۰۰۲) روایت کرد که چطور فیلسوفان عصر روشنگری پس از فاجعه‌ی زلزله ۱۷۵۵ لیسبون، شرّ را از مشیت الهی جدا کردند و مسئولیت فهم و کاهش رنج را بر دوش انسانِ مدرن گذاشتند. نیمن از این بستر استفاده می‌کند تا نشان دهد تقلیل دادن شرارت به برچسب‌های هویتی و ساختار‌های تغییرناپذیر در جریان‌های امروزی، در واقع سلب مسئولیتِ اخلاقی از فاعل انسانی است.

او تاریخ فلسفۀ مدرن را از زلزلۀ لیسبون تا فاجعۀ آشویتس، بر محور مفهوم «شر» بازنویسی می‌کند. تز اصلیِ نیمن این است که مسئلۀ بنیادینِ فلسفه، فهمِ شر و یافتنِ راهی برای حفظ امید و معنا در جهان است.

در سال ۲۰۱۴ در کتاب «چرا بالغ شویم؟» هشدار می‌دهد که فرهنگ معاصر و جریان‌های مدعیِ پیشرو، دچار نوعی صغارتِ خودخواسته‌ی فکری و اخلاقی شده‌اند و جامعه را در نوعی کودکی یا صغارت ابدی نگه میدارند؛ جایی که به جای استدلال منطقی و تفکر انتقادی، به احساساتِ جریحه‌دارشده و ترومای گروه‌های هویتی پناه می‌آورند و از رسیدن به بلوغ سیاسی بازمی‌مانند.

در این اثر، دست روی مسئله «کودک‌انگاریِ جامعه» می‌گذارد و با تکیه بر تعریفِ کانتی از روشنگری—یعنی خروج از نابالغیِ خودکرده—نشان می‌دهد که بزرگ‌سالیِ واقعی، نه تسلیمِ محافظه‌کارانه در برابر وضعیت موجود، بلکه یک پروژه اخلاقی و شجاعانه است. تز اصلیِ نیمن این است که بزرگ شدن یعنی یاد گرفتنِ چگونه زیستن در میانِ فاصلۀ تلخِ «آنچه هست» و «آنچه باید باشد»، بدون آنکه آرمان‌هایمان را فدا کنیم یا به ورطۀ سرخوردگی بیفتیم.

از شفافیت اخلاقی تا چپ ووک نیست

در سال ۲۰۰۸، کتاب Moral Clarity: A Guide for Grown-Up Idealists (شفافیت اخلاقی: راهنمایی برای آرمان‌خواهانِ بالغ) را نوشت. این کتاب یکی از مهمترین پل‌های نیمن برای رسیدن به نگاه انتقادی‌اش به چپ است. نیمن در این اثر به نقدِ بی‌عملیِ برآمده از رویکرد‌های پسامدرن‌ها و نقد آرمان خواهی خام که اغلب به نیهیلیسم منتهی میشه می‌پردازد در این کتاب، نیمن جسورانه به نقدِ انفعالِ برآمده از رویکرد‌های پست‌مدرن می‌پردازد؛ او معتقد است که این رویکرد‌ها با تضعیفِ ارزش‌های روشنگری، عملاً قدرتِ اخلاقیِ سوژه را برای تغییر جهان سلب کرده‌اند.

نیمن در اینجا تلاش می‌کند مفاهیمی‌بنیادین نظیر «خرد»، «پیشرفت»، «امید» و «حرمت انسان» را از انحصارِ جریاناتِ سنت‌گرا و راست‌گرا خارج کند و آنها را در ساحتِ یک «آرمان‌گراییِ بالغ و متکی بر روشنگری» بازتعریف نماید. در واقع، این کتاب یکی از اصلی‌ترین بنیان‌های فکریِ نیمن برای تدوین نقدِ صریحش به «جریانِ ووک» است که سال‌ها بعد در کتاب چپ ووک نیست با وضوح بیشتری به آن می‌پردازد.

کتاب چپ ووک نیست (منتشرشده در ۲۰۲۳)، (در ۲۰۲۴ بازنویسی کرد بخش‌هایی به آن افزود برای همین بهتر است که ترجمه نشر برج را بخوانید، چون ما نسخه نهایی را از نویسنده دریافت کردیم و نسخه‌های موجود در اینترنت و ترجمه‌های موازی نسخه ناقص این کتاب هستند) این اثر نقطه اوج و پیوستگیِ تمامِ آن بنیان‌های قبلی است. سوزان نیمن در این کتاب، تمامِ ذخیره فکری‌اش—یعنی خردِ کانتی، دفاع از روشنگری، مواجهه اخلاقی با شر، نقد پست‌مدرنیسم و دفاع از جهان‌شمول‌گرایی—را به کار می‌گیرد تا روشن کند که جریان‌های هویتیِ معاصر، باوجود ادعا‌های پیشروانه، شالوده‌ها و مفروضاتِ اصیلِ چپ را فراموش کرده‌اند.

نیمن در این اثر دست روی یک مغالطه بزرگ در فضای سیاسی و فکری معاصر می‌گذارد و نشان می‌دهد که چطور تفکر «ووک»، با وجود ظاهر پیشرو و عدالت‌خواهانه‌اش، سه اصل بنیادین و حیاتی چپِ متکی بر روشنگری را کنار گذاشته است. او این انحراف را در قالب سه محور کلیدی تبیین می‌کند:

جهان‌شمول‌گرایی در برابر قبیله‌گرایی: چپِ اصیل همواره بر اصل جهان‌شمول‌گرایی و کرامت انسان، فارغ از نژاد، جنسیت و تبار تاکید داشته است. اما تفکر ووک، افراد را در هویت‌های خرد، خونی و قبیله‌ای محبوس می‌کند و همبستگی انسانی را به سیاست‌های هویت‌محور تقلیل می‌دهد.

عدالت در برابر قدرت

با نفوذ نگاهِ پست‌مدرنیستی و فوکویی، مفهوم واقعی «عدالت اخلاقی» جای خود را به بدبینی داده است؛ نگاهی که تمام روابط بشری و ساختار‌های اجتماعی را صرفاً اراده‌ای معطوف به «قدرت» و موازنه زور می‌بیند، نه امکانی برای تحقق واقعی عدالت.

پیشرفت در برابر انحطاط: تفکر ووک با نوعی نومیدیِ ساختاری، تاریخ را نه مسیر امکانِ پیشرفت و اصلاح، بلکه زنجیره‌ای یک‌دست از انحطاط، ظلم و سلطه می‌داند؛ در حالی که اندیشه چپ بدون باور به امکان تغییر و پیشرفتِ تاریخی معنا ندارد.

نیمن در فصل چهارم، تحت عنوان «چه چیزی باقی مانده است؟»، با این پرسش مواجه می‌شود که پس از کنار زدن این پوسته، برای ما چه چیزی باقی می‌ماند؟ آیا باید میدان را خالی کرد یا به راست افراطی غلتید؟ پاسخ نیمن منفی است.

او بازسازی و احیای اصول راستین چپ را پیشنهاد می‌کند؛ و توضیح می‌دهد آنچه باقی می‌ماند، تعهد دوباره به همان سه اصلِ تجدیدیافته است: ایمان به جهان‌شمول‌گرایی در برابرِ فرورفتن در قبیله‌گرایی هویتی، دفاع از عدالت به عنوان یک پرنسیپ اخلاقی مستقل (نه فقط بازی قدرت)، و امیدِ عمل‌گرایانه به پیشرفت.

در نهایت، حرف اصلی نیمن در این کتاب این است که برای ایستادن در برابر بی‌عدالتی و راست افراطی، نباید ابزار‌ها و منطقِ قبیله‌ایِ خودِ آنها را به کار گرفت؛ سیاست‌های هویتیِ تقلیل‌گرایانه با تجزیۀ جامعه به گروه‌های خرد، اتحادِ بزرگ برای عدالت را نابود می‌کنند او معتقد است که باید به بنیاد‌های اصلی چپ متعهد ماند، چرا که «چپ بودن» در اصیل‌ترین معنای خود، یعنی باور به انسانیتِ فرامرز و فراتبار.

جان‌کلام او دعوت به بازخوانیِ سه اصل بنیادیِ روشنگری است: اصالتِ عدالت در برابر قدرت، باور به امکانِ پیشرفت در برابر نوستالژیِ انحطاط، و مواجهۀ منتقدانه با تاریخ در برابر اسطوره‌سازی.

چگونه می‌توان چپ و برابری‌خواه ماند.

اما چرا ترجمه این کتاب و خواندنش برای ما مهم است؟ نگاه کنید به زیست امروز ما در ایران: از یک سو در جنبش‌های اجتماعیِ متأخر مانند من‌هم (MeToo) یا در مواجهه با بحران‌های خاورمیانه و فلسطین، گاه شاهد رفتار‌ها یا قطبی‌شدن‌های شتاب‌زده‌ای بوده‌ایم که کنشگران را به «قربانی محض» فرو می‌کاهند و امکان نقد ساختاری را می‌گیرند و نیز نباید کارکرد‌های مثبت این جریان‌ها در دفاع از حقوق بشر را انکار کرد و مهمتر اینکه باید در نظر بگیریم که منتقدان جنبش می‌تو در ایران هم عدالت را به نفع قدرت یا به نفع مناسبات موجود قدرت کنار می‌گذارند و با جایگیری در مناسبات قدرت، و در دفاع از متهمان دست به تخریب راویان و کل این جریان میزنند. او مخالف تقلیل انسان به قربانی محض و حذفِ روند عادلانه بررسی است و این جنبش‌ها باید به دادخواهیِ واقعی برسند، نه انتقام‌جوییِ فردی.

از سوی دیگر، با موج جدیِ ناآگاهی تاریخی و پناه بردن به نوستالژی‌های گذشته—مانند رونق‌گرفتن گفتمان‌های سلطنت‌طلبانه—مواجهیم. سوزان نیمن دقیقاً دست روی همین نقطه می‌گذارد: هنگامی‌که یک جامعه از مواجهۀ شجاعانه و منتقدانه با تاریخ خود سر باز می‌زند، تاریخ را به «افسانه» و «اسطوره» تبدیل می‌کند تا ناامیدیِ امروز خود را با گذشته‌ای طلایی جبران کند. این همان انحطاط است که امکانِ صورت‌بندیِ آینده و پیشرفتِ متکی بر عدالت را از ما می‌گیرد.

نیمن به ما یادآوری می‌کند که دفاع از آزادی و حقوق انسان‌ها، زمانی اثرگذار است که بر پایه همه‌شمولیِ اخلاقی و خردورزی استوار باشد، نه بر پایه نوستالژی‌های اقتدارگرایانه یا سیاست‌های هویتیِ تقلیل‌گرایانه. این کتاب به ما نشان می‌دهد چگونه می‌توان چپ و برابری‌خواه ماند، به آینده و امکانِ پیشرفت امیدوار بود، اما در دام افسانه‌سازی‌های تاریخی یا تقلیل‌گراییِ عقیدتی نیفتاد.

پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار