به روز شده در: ۳۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۰
کد خبر: ۷۵۷۸۸۰
تاریخ انتشار: ۱۴:۴۸ - ۲۹ تير ۱۴۰۵

شایعه قطع اینترنت هم برای فیلتر شکن فروش‌ها سود آور است!

شایعه قطع اینترنت هم برای فیلتر شکن فروش‌ها سود آور است!

در روز‌های گذشته، موج جدیدی از نگرانی و ناامنی روانی، بدنه نحیف اقتصاد دیجیتال و کاربران فضای مجازی در ایران را در بر گرفته است. شایعه‌ای با مطلع «قطع سراسری اینترنت پس از پایان مسابقات جام جهانی» به سرعت در شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های خبری دست‌به‌دست شد؛ گزاره‌ای تکان‌دهنده که هرچند در نگاه اول یک خبر زودگذر به نظر می‌رسید، اما موجی از خودداری از سرمایه‌گذاری، ناامیدی کارآفرینان تکنولوژی و آشفتگی ذهنی جامعه را به همراه داشت.

به گزارش روز نو ورود دیرهنگام، اما صریح مقامات وزارت ارتباطات به این ماجرا و عملیات روانی خواندن آن، نشان داد که قصه فراتر از یک شایعه ساده تلگرامی است. این جریان نگران‌کننده، دو زاویه پنهان و بسیار جدی دارد؛ این موج مخرب یا بازتولید یک تفکر سنتی برای زمینه‌سازی محدودیت‌های ساختاری جدید در بدنه تصمیم‌گیری است، یا سناریویی دقیق و طراحی‌شده از سوی مافیای پرقدرت فیلترشکن‌فروشی است که برای تضمین درآمد‌های کهکشانی خود، به بنزین پاشیدن بر آتش اضطراب عمومی نیاز مبرم دارد.

تکذیب رسمی و بحران بی‌اعتمادی

پیکان شایعه قطع اینترنت به قدری تیز و اثرگذار بود که معاون برنامه‌ریزی اقتصاد دیجیتال وزارت ارتباطات را ناگزیر کرد تا در گفت‌و‌گو با رسانه‌ها، به صراحت وارد میدان شده و این خبر را تکذیب کند. او با شایعه خواندن مطلق قطع اینترنت پس از جام جهانی، تاکید کرد که انتشار این اخبار یک عملیات روانی آشکار علیه امنیت، آرامش و اقتصاد دیجیتال کشور است و تنها خروجی ملموس آن، سرازیر شدن سود‌های کلان به جیب اقتصاد سیاه و کاسبان فیلترشکن خواهد بود.

مسئله این است که بازار دیجیتال ایران به دلیل بستر‌های بی‌ثبات ارتباطی در سال‌های اخیر، به شدت نسبت به سیگنال‌های منفی حساس شده است. از دیدگاه تحلیلگران اقتصادی، تکذیب‌های رسمی اگرچه لازم و حیاتی هستند، اما به تنهایی نمی‌توانند آبی بر آتش بی‌اعتمادی انباشته‌شده کاربران بریزند، چرا که در غیاب یک تضمین ساختاری و قانونی برای ثبات پایدار شبکه، هر شایعه کوچکی می‌تواند به عنوان یک واقعیت در شرف وقوع پذیرفته شود و تعادل بازار را به هم بزند.

حافظه جمعی از محدودیت‌ها؛ ریشه ترس کاربران کجاست؟

برای ریشه یابی این بحران روانی و تحلیل زاویه اول این ماجرا، باید به بررسی لایه‌های ساختاری پرداخت و این پرسش را مطرح کرد که چرا افکار عمومی و فعالان اقتصادی به این سادگی سناریوی قطع بزرگ را باور می‌کنند. پاسخ این معما را باید در حافظه تاریخی جامعه و سیگنال‌های متناقضی جست‌و‌جو کرد که گاه و بیگاه از تریبون‌های سنتی یا برخی نهاد‌های تصمیم‌ساز صادر می‌شود، زیرا طی سالیان گذشته، بسیاری از محدودیت‌های پایدار در فضای مجازی ابتدا در قالب شایعات بی‌پایه یا طرح‌های آزمایشی کلید خورده و در نهایت به سیاست‌های تثبیت‌شده و دائمی تبدیل شده‌اند.

در واقع، هراس از این نوع زمینه‌سازی‌ها، ریشه در یک ترس منطقی از تصمیمات غیرقابل‌پیش‌بینی دارد و وقتی کارآفرینان و مدیران استارتاپ‌ها با ادبیاتی مواجه می‌شوند که اینترنت بین‌الملل را تهدید قلمداد می‌کند، به طور طبیعی در برابر هر شایعه‌ای حالت تدافعی به خود می‌گیرند و این امر نشان می‌دهد که حتی در صورت عدم نیت دولت، سایه سنگین تفکرات محدودکننده فضا را برای پذیرش انسداد آماده نگه داشته و به فرار سرمایه‌ها دامن می‌زند.

تجارت اضطراب؛ پشت پرده بازار فیلترشکن‌ها

روی دیگر این سکه که ابعاد هولناک‌تری از یک فساد سازمان‌یافته را فاش می‌کند، نقش مستقیم اقتصاد سیاه یا همان مافیای فیلترشکن‌فروشی در داغ نگه‌داشتن این شایعات بی‌پاسخ است. گزارش‌های متعدد در رسانه‌های اقتصادی کشور نشان می‌دهند که گردش مالی تجارت ابزار‌های دور زدن فیلترینگ در ایران به ارقام نجومی و چند ده هزار میلیارد تومانی در سال رسیده است و این یعنی کاسبان فیلترینگ، ساختاری مالی، لجستیکی و رسانه‌ای تشکیل داده‌اند که از نظر ابعاد اقتصادی، با بزرگ‌ترین صنایع رسمی کشور رقابت می‌کند.

برای تداوم این زنجیره سودآوری افسانه‌ای، ایجاد اضطراب دائمی در کاربر نقشی حیاتی ایفا می‌کند، چرا که مافیای فیلترشکن‌فروشی به خوبی می‌داند که اگر جامعه احساس آرامش کند و شبکه به سمت پایداری پیش برود، بازار آنها به سرعت کساد خواهد شد. در نتیجه، تزریق شایعاتی مبنی بر قطع قریب‌الوقوع اینترنت، بهترین استراتژی بازاریابی برای آنهاست تا ولع خرید اشتراک‌های طولانی‌مدت و گران‌قیمت فیلترشکن در میان مردم فوران کند و جیب شهروندانی که برای کسب‌وکار خود چاره‌ای جز دسترسی به شبکه جهانی ندارند، خالی‌تر شود.

هزینه پنهان ناامنی برای اقتصاد ایران

بررسی‌های آماری رسانه‌های اقتصادی نشان می‌دهد که سهم اقتصاد دیجیتال از تولید ناخالص داخلی ایران در مقایسه با استاندارد‌های جهانی و حتی کشور‌های همسایه هنوز در سطح پایینی قرار دارد، اما همین سهم اندک نیز بار سنگینی از اشتغال‌زایی جوانان تحصیل‌کرده را به دوش می‌کشد و شایعاتی از جنس قطع اینترنت، دقیقاً مانند شلیک به مغز متفکر این بخش عمل می‌کند.

یکی از اصلی‌ترین پیامد‌های این وضعیت، انجماد سرمایه‌گذاری است، چرا که هیچ سرمایه‌گذار هوشمندی منابع مالی خود را وارد پروژه‌ای نمی‌کند که بستر ارتباطی آن با یک شایعه به خطر بیفتد. از سوی دیگر، صد‌ها هزار شغل خانگی و کوچک که در بستر‌های بین‌المللی فعال هستند، با ایجاد این فضای ناامنی روانی دچار توقف در برنامه‌ریزی‌های فروش می‌شوند و شرکت‌های بزرگ نیز ناچار خواهند بود بخش عمده‌ای از بودجه خود را صرف زیرساخت‌های موازی و ابزار‌های دسترسی کنند که این امر در نهایت قیمت تمام‌شده خدمات دیجیتال را برای مصرف‌کننده افزایش داده و توان رقابتی اقتصاد ملی را به شدت سرکوب می‌کند.

نسخه نجات اقتصاد دیجیتال چیست؟

بدیهی است، مادامی که سیاست کلان حوزه ارتباطات بر مدار محدودیت و توجیه آن بچرخد، فضا برای شایعه‌سازان و مافیای اقتصادی مهیا خواهد بود و راهکار خروج از این بحران دوقطبی، بازگشت به عقلانیت رسانه‌ای، شفافیت قانونی و شهامت در تصمیم‌گیری است. دولت و وزارت ارتباطات باید فراتر از تکذیب‌های مقطعی، دست به یک جراحی بزرگ بزنند و غده چرکینی به نام فیلترینگ را که بستر اصلی رشد این اقتصاد سیاه شده است، ریشه‌کن کنند. اگر دسترسی به اینترنت باکیفیت و پایدار به عنوان یک حق شهروندی و ضرورت اقتصادی به رسمیت شناخته شود و سازوکار‌های قانونی جلوی قطع‌های سلیقه‌ای را بگیرد، دکان کاسبان فیلترشکن خودبه‌خود تخته خواهد شد. جامعه کارشناسی و رسانه‌های توسعه‌گرا همواره تاکید کرده‌اند که امنیت واقعی شبکه در گروی رضایت کاربران و رونق کسب‌وکارهاست و تا زمانی که این تغییر رویکرد بنیادین رخ ندهد، هر رویداد ملی یا بین‌المللی بهانه‌ای خواهد شد تا عده‌ای با روح و روان مردم بازی کنند و سود‌های بادآورده خود را به حساب‌های بانکی‌شان سرازیر سازند.

پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار