همگرایی قوا، موضوعی فراتر از جلسات
مدتهاست راهحل اختلافنظرهای پیش آمده بین قوا در جلسات مشترکی جستوجو میشود که بین روسا و مسئولان سه قوه برگزار میشود. از تجربه دو سال اخیر به راحتی میتوان این ارزیابی را داشت که چنین تلاشهایی در عمل نتوانسته سطح این اختلاف نظرات را تعدیل کند. در ارزیابی اینکه چرا جلسات هماهنگی روسای قوا عملا نتوانسته به اهداف خود برسد میتوان عوامل متعددی را مطرح کرد. اول اینکه این گمانه به طور جدی وجود دارد که این جلسات باید برنامهمحور شود. نکته دوم این است که از منظری کلانتر برای رفع اختلافات بین قوا باید به این مساله توجه داشت که چه عواملی باعث شده تا همگرایی لازم بین قوای سهگانه تضعیف شود. بازخوانی دقیق و بدون غرض عوامل ایجادکننده وضعیت موجود میتواند راه را برای بهبود شرایط در این خصوص هموار کند. چه آن که بدون پی بردن به دلایل بروز این وضعیت هر تلاشی ناکام خواهد ماند. در غیاب روشن شدن علتها تعریف دقیقی از وضعیت برای ترسیم فرآیند بهبود میسر نخواهد بود. اجرا نکردن دقیق قانون توسط دستگاههای مختلف به عنوان تنظیم کننده روابط و مناسبات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی در کشور یکی از عوامل اساسی بروز اختلاف نظر بین قواست. قانون مشخصکننده چارچوب رفتاری و مسئولیت افراد و نهادهای مختلف است، نادیده گرفتن این چارچوب و عدم توجه به آن باعث میشود تا دستگاههای مختلف در حوزههای خاصی به دلیل وجود تعاریف خاص و همچنین برداشتهای متفاوت، رفتارهای متفاوتی از خود بروز بدهند که این مساله عامل ایجاد اختلاف خواهد شد. بر این اساس برای جلوگیری از بروز اختلاف میان دستگاهها و قوای سهگانه پیش از هر چیز نیاز داریم تا به چارچوبهای قانونی کشور بازگردیم و بدون اغماض این چارچوبها را درخصوص افراد و نهادهای مختلف اعمال کنیم. به دنبال این عامل اما میتوان به مساله ضعف در ساختار احزاب کشور اشاره کرد. تجربه بیش از سه دهه دولتهای مختلف بعد از انقلاب نشان میدهد که برخی عدم شفافیتها در تعریف ساختار احزاب و گروههای سیاسی باعث شده تا این موضوع در سطحی بالاتر نیز دیده شود. این عدم شفافیت قوای مختلف را در مقام وظایف و مسئولیتهای خود دچار اشتباهات و برداشتهای متفاوتی میکند که گاه با برداشت قوه دیگر در تناقض قرار گرفته و محل اختلاف میشود. بر این دو عامل البته باید فضای قطبیای را که اصولگرایان در سپهر سیاسی کشور به وجود آوردهاند را نیز اضافه کرد. فراگیری این رفتار اجازه خواهد داد تا در معادلات داخلی خود اصولگرایان نیز شاهد بازتولید آنها باشیم. این بازتولید نهایتا خود را به صورت زوایایی از اختلافات میان سه قوه بروز میدهد. کوتاه سخن آنکه گر چه برگزاری نشست مشترک روسای سه قوه حرکتی مثبت و ارزشمند است و قطعا انجام آن از انجام نشدنش بهتر، اما باید توجه داشت که بدون در نظر گرفتن بستر واقعی که باعث دور شدن قوا از یکدیگر و بروز اختلافنظر میان آنها میشود تلاشها برای حل این اختلافات در بهترین حالت نتایجی کوتاهمدت در پی خواهد داشت. تجربه روابط دو سال اخیر این مهم را به خوبی نشان میدهد.