به روز شده در: ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۵
کد خبر: ۷۵۱۸۲۰
تاریخ انتشار: ۰۸:۳۸ - ۱۶ خرداد ۱۴۰۵

علت سکوت احمدی‌نژاد در برابر گزارش نیویورک‌تایمز چیست؟

روزنو :زندگی محمود احمدی‌ نژاد روایت یک چهره انقلابی دو آتشه تا «جریان انحرافی» است و حالا فرای اینکه او در کجای این محور قرار می‌گیرد، به چهره‌ای مرموز تبدیل شده که زمینه شایعات زیادی را فراهم کرده است. او در سال‌های اخیر همه سعی‌اش را کرد تا چهره‌ای اپوزیسیون از خود بسازد و طوری جلوه دهد که از اصولگرایی و اصلاح‌طلبی بلکه از بسیاری از ساختارهای نظام عبور کرده است. نقدهایی که او مطرح می‌کرد تنه به تنه سخنان اپوزیسیون خارج از کشور می‌زد و خود اصولگرایان بارها گفتند که او در برابر رهبری قرار دارد. سرنوشت عجیبی که شاید اگر در سال 84 کسی آن را پیش‌بینی می‌کرد به جنون متهم می‌شد!

 

علت سکوت احمدی‌نژاد در برابر گزارش نیویورک‌تایمز  چیست؟

 

اما چه باور کنیم یا نه، یکی از محبوب‌ترین چهره‌ها برای اصولگرایان تا حدی که جبهه پایداری برای حمایت از او تأسیس شد، حالا درباره‌اش شایعه است که آمریکا و اسرائیل در پی حمله به ایران می‌خواستند او را به قدرت برسانند؛ این ادعا از سوی خیلی‌ها تکذیب شد مثلا محمدرضا باهنر گفت که دشمن در پی شکاف‌اندازی در جامعه است یا دیگر فعالان سیاسی که مواضعی مشابه گرفتند اما نکته جالب  این است که همه گزارش نیویورک تایمز را تکذیب کردند جز خود احمدی‌نژاد! و پرسش این است که گزارشی که نه فقط در رسانه‌های ایران بلکه در بسیاری از رسانه‌های دنیا بازتاب داشت، چه طور احمدی‌نژاد را به واکنش وا نداشت؟

 

آیا سکوت او در چنین شرایطی حکایت از تأیید ضمنی گزارش نیویورک‌تایمز دارد یا اگر بگوییم آن گزارش برای فضاسازی در سیاست ایران نوشته شده و مبنای واقعی نداشته، سکوت احمدی‌نژاد دستِ‌کم چنین می‌رساند که انگار او از این شایعه بدش هم نیامده است. احمدی‌نژاد در جنگ 12 روزه و جنگ 40 روزه کلا سکوت کرده بود و برخلاف تمام نیروهای سیاسی از چپ تا راست هیچ نگفت. نکته مهم این است که در جریان جنگ 40 روزه حتی بخش‌هایی از اپوزیسیون خارج از کشور هم تجاوز نظامی به ایران را محکوم کردند اما احمدی‌نژاد نه!

 

‌از فعالیت‌های دانشجویی تا استانداری دولت هاشمی

او از ابتدای انقلاب در فعالیت‌های دانشجویی شرکت می‌کرد. او در شکل‌دهی دفتر تحکیم وحدت نقش داشت و برخی منابع گفته‌اند که در تسخیر سفارت آمریکا در سال 58 هم حضور داشته است. او در دهه 60چهار سال معاون و فرماندار ماکو و خوی در استان آذربایجان غربی و دو سال هم مشاور استاندار کردستان بود. در دهه 70 و در دولت دوم هاشمی رفسنجانی  استاندار اردبیل شد و تا سال 76 در همین مسئولیت باقی ماند. در سال 77 هم نامزد نخستین دوره شورای شهر تهران شد که او و دیگر اصولگرایان انتخابات را به اصلاح‌طلبان باختند. مهم‌ترین زمان زندگی سیاسی احمدی‌نژاد اما در سال 84 رقم خورد. او نامزد انتخابات شد و در شرایطی که اصلاح‌طلبان با چهره‌های متعدد وارد انتخابات شده بودند، او به همراه اکبر هاشمی رفسنجانی به دور دوم رفتند و در دور دوم توانست پیروز انتخابات و رئیس‌جمهور شود. 


 

دوره اول ریاست‌جمهوری؛ احمدی‌نژاد محبوب اصولگرایان

برخی دوره اول احمدی‌نژاد را مصداق یک‌دست شدن حاکمیت می‌دانند. اصولگرایان هم دولت را در دست داشتند، هم مجلس و هم شوراهای شهر و روستا را. آنها چنان از احمدی‌نژاد دفاع می‌کردند که پیش از آن چنان شیفته هیچ رئیس‌جمهوری نبودند. مصباح یزدی کار را به جایی کشانده بود که می‌گفت اطاعت از احمدی‌نژاد، اطاعت از خداست. دوره اول دولت احمدی‌نژاد، سرمستی اصولگرایان از قدرتی بود که فکر می‌کردند تا همیشه در دستشان خواهد بود و احمدی‌نژادی هم رئیس‌جمهور است که به زعم آنها انقلابی‌ترین رئیس‌جمهور بعد از جنگ بود اما این ضیافت اینگونه پیش نرفت و بعد از انتخابات پر حاشیه 88 به تدریج احمدی‌نژاد ساز مخالفت با همه را کوک کرد

 

و اویی که تا پیش از آن قطب مقابل خود را اصلاح‌طلبان می‌دانست، در دور دومش رسما علیه مواضع رهبری موضع می‌گرفت، به دستورات رهبری تمکین نمی‌کرد و شاید از همان زمان که خود در قدرت بود، به نوعی می‌خواست اپوزیسیون نظام شود! در همین دوران بود که اصولگرایان برای برائت جستن از او، احمدی‌نژاد و اطرافیانش را «جریان انحرافی» نامیدند و در مذمت او از یکدیگر سبقت می‌گرفتند؛ به ویژه نیروهای جبهه پایداری که خود حامیان اصلی احمدی‌نژاد بودند. آنها در همان دوران که علیه احمدی‌نژاد می‌تاختند در عین حال اصلاح‌طلبان را هم متهم به جاسوسی برای بیگانگان و ضدیت با جمهوری اسلامی می‌کردند.

 

پس از ریاست‌جمهوری

احمدی‌نژاد در دوره پس از ریاست‌جمهوری‌اش به شدت رادیکال‌تر و چه بسا ضد نظام‌تر شد. او صرفا با یک حلقه محدود از دوستانش در ارتباط بود؛ افرادی از جمله اسفندیار رحیم‌مشایی، حمید بقایی و علی‌اکبر جوانفکر. احمدی‌نژاد در چند انتخابات ریاست‌جمهوری نامزد شد که هر بار ردصلاحیت شد. رهبر انقلاب در یکی از سخنرانی‌هایشان در سال 95 صراحتا گفتند: « با ملاحظه‌ حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی، انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر در این مقوله وارد شدید، این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود.

 

این دو قطبی در کشور مضر است به حال کشور. من صلاح نمی‌دانم شما وارد بشوید بله، ما این توصیه را به یکی از آقایان، به یکی از برادران کردیم. خب حالا این مایه اختلاف بشود بین برادران مؤمن، یکی بگوید فلانی گفته، یکی بگوید نگفته، یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو». احمدی‌نژاد پس از هر بار ردصلاحیت مواضعش را علیه نظام تندتر می‌کرد. در پی مواضع رادیکال او و اطرافیانش با بقایی و مشایی برخوردهایی قضایی هم شد اما با احمدی‌نژاد نه.


 

از انکار هولوکاست تا سکوت در میانه جنگ

این روند استحاله احمدی‌نژاد در نوع خود عجیب است اما عجیب‌تر آن است که احمدی‌نژاد که روزگاری چهره‌ای ضداسرائیلی از خود به جهانیان نشان داده بود و حتی در آمریکا هولوکاست را انکار کرد، در میانه دو جنگ 12 روزه و 40 روزه در سکوتی کامل به سر برد. البته او سال‌هاست که موضعی خاص در قبال آمریکا و اسرائیل نگرفته است. احمدی‌نژاد فردی بود که روزگاری می‌گفت: «شما بدانید این رژیم منفور در سراشیبی سقوط است، به فضل الهی سقوط خواهد کرد و هیچ عاملی قادر نخواهد بود او را نجات بدهد.

 

این رژیم به پایان کار رسیده و به زودی از صحنه جغرافیا محو خواهد شد» یا آنکه بعد از انکار هولوکاست در آمریکا در تهران نیز کنفرانسی برگزار شد با حضور چهره‌های شناخته‌شده در حوزه انکار هولوکاست که موج وسیعی از واکنش‌های منفی بین‌المللی را به همراه داشت. در همان زمان یعنی در سال 2008 افرایم هالوی، رئیس پیشین موساد، احمدی‌نژاد را «بزرگ‌ترین هدیه ایران به اسرائیل» توصیف کرده بود؛ دلیلش هم آن بود که «احمدی‌نژاد باعث شد جهان راحت‌تر تهدید ایران را جدی بگیرد».

 

این سخن را برخی دیگر هم مطرح می‌کردند و می‌گفتند ادبیات ضد اسرائیلی احمدی‌نژاد و مشخصا انکار هولوکاست از سوی او باعث شد که افکار عمومی از شهرک‌سازی‌های غیرقانونی اسرائیل که به شدت آن را محکوم می‌کرد به همدلی با اسرائیل تغییر مسیر بدهد. به هر حال نتیجه مواضع احمدی‌نژاد هرچه که بود اما او فردی ضداسرائیلی شناخته می‌شد و با وصف اینکه او در سال‌های بعد از ریاست‌جمهوری‌اش دیگر موضعی جدی علیه اسرائیل نگرفت، بسیار عجیب است.

 

  گزارشی پر مناقشه

این داده‌ها با گزارش اخیر نیویورک‌تایمز وضعیت تازه‌ای به خود گرفته است. این رسانه در گزارش خود آورده است که آمریکا و اسرائیل پس از حمله به ایران و ترور رهبر انقلاب می‌خواستند احمدی‌نژاد را به قدرت برسانند. این ادعا نیز مطرح شده که حمله به محل استقرار احمدی‌نژاد برای آزادی او از «حصر» بوده است. اخیرا عبدالرضا داوری، مشاور پیشین احمدی‌نژاد، گزارش نیویورک‌تایمز را رد نمی‌کند و می‌گوید: «به نظرم نیویورک‌تایمز بد نوشته است و احمدی‌نژاد در حصر نبود بلکه منظور آن، تور حفاظت بوده است و وقتی سپاه برای شخصیت‌ها تیم حفاظت می‌گذارد طبیعتا، اطلاعات ترددها و ارتباطات آن‌ها را دارد. وقتی محافظان احمدی‌نژاد را مورد هدف قرار می‌دهند، یعنی می‌خواهند او را از تور حفاظت خارج کنند.


 

احمدی‌نژاد می‌تواند گزینه خارج از کشور یعنی آمریکا و اسرائیل باشد و این امکان وجود دارد. این مطلبی که نیویورک تایمز نوشته است می‌تواند یک سناریوی غیر واقعی نباشد. هیچ اطلاعی از شرایط فعلی احمدی‌نژاد ندارم». به هیچ‌وجه تا این لحظه نمی‌شود گزارش نیویورک‌تایمز را تأیید کرد و نگاه داخلی در روزهای ابتدایی بعد از انتشار آن گزارش عمدتا آن بود که طرح این ادعا برای اختلاف‌اندازی میان نیروهای داخلی و حاکمیت است اما مسئله تازه‌ای که پیش آمده، یک سوال است، آنکه چرا محمود احمدی‌نژاد گزارش نیویورک‌تایمز را تکذیب نمی‌کند؟

 

اگر او تحت هدایت آمریکا و اسرائیل قرار نداشته، چرا صراحتا این موضوع را روشن نمی‌کند؟ چرا هیچ موضعی علیه اسرائیل نمی‌گیرد؟ و چرا نمی‌خواهد خود را نیرویی داخلی و در چارچوب اصول جمهوری اسلامی تعریف کند؟ همه اینها پرسش‌هایی است که موقعیت اخیر محمود احمدی‌نژاد را به شدت مبهم‌تر از گذشته می‌کند.

ویژه روز
تصویر روز
خبر های روز