به روز شده در: ۲۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۰
کد خبر: ۷۴۹۴۵۰
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۹ - ۲۹ ارديبهشت ۱۴۰۵
حکمرانی دیجیتال در سایه ابهام

جزئیات تشکیل ساختار تازه در حکمرانی فضای مجازی

روزنو :در میانه ادامه قطعی و محدودیت بیش از دوماهه اینترنت، مسعود پزشکیان که بیش از دو سال است وعده دسترسی آزاد به اینترنت را می‌دهد، در طولانی‌ترین قطعی اینترنت که کشور دچار آن شده، ساختاری تازه برای «ساماندهی و راهبری فضای مجازی» در کنار ده‌ها ساختار دیگر در این زمینه ایجاد کرد؛
 

حکمرانی دیجیتال در سایه ابهام

در میانه ادامه قطعی و محدودیت بیش از دوماهه اینترنت، مسعود پزشکیان که بیش از دو سال است وعده دسترسی آزاد به اینترنت را می‌دهد، در طولانی‌ترین قطعی اینترنت که کشور دچار آن شده، ساختاری تازه برای «ساماندهی و راهبری فضای مجازی» در کنار ده‌ها ساختار دیگر در این زمینه ایجاد کرد؛ ستادی که قرار است به گفته رئیس‌جمهور به ریاست معاون اولش یعنی محمدرضا عارف، به «چندصدایی» و «موازی‌کاری» در حکمرانی اینترنت پایان دهد، اما از همان نخستین روزهای تشکیل، خود به یکی از مبهم‌ترین و پرحاشیه‌ترین ساختارهای سیاست‌گذاری دیجیتال کشور تبدیل شده است. پیگیری‌های «شرق» نشان می‌دهد هم‌زمان با رونمایی از این ستاد، رئیس این ستاد، مانع از انتشار گفت‌وگوی برخی اعضای دولت درباره جزئیات و مأموریت‌های این ساختار شده و به مسئولان دولتی تأکید شده درباره آن با رسانه‌ها گفت‌وگو نکنند. ایجاد این سکوت، هم‌زمان با ابهام درباره اختیارات این ستاد، شائبه‌هایی درباره شکل‌گیری یک مرکز تازه قدرت در سیاست اینترنت ایران را پررنگ‌تر کرده است؛ آن‌هم در شرایطی که خود رئیس‌جمهور ریاست شورای عالی فضای مجازی و شورای عالی امنیت ملی را نیز برعهده دارد و به گفته کارشناسان و منتقدان به راحتی می‌تواند گره کوری را که در اینترنت ایجاد شده است،‌ باز کند. بسیاری تشکیل این ستاد را نه نشانه حل بحران، بلکه اعترافی تازه به آشفتگی در حکمرانی فضای مجازی می‌دانند.

سؤال‌هایی که بی‌پاسخ مانده

چهارشنبه گذشته و در هفتادوپنجمین روز قطع اینترنت، ‌مسعود پزشکیان‌ خبر از ایجاد ستاد «ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور»‌ داد. در همین زمینه هم معاون اول خود یعنی ‌محمدرضا عارف‌ را با حفظ سمت، به‌عنوان رئیس این ستاد معرفی کرد. در یک جمله قرار است وظیفه این ستاد رفع تداخل وظایف، جلوگیری از موازی‌کاری‌ها و پایان‌بخشی به چندصدایی در مدیریت فضای مجازی کشور باشد. در حالی که از عمر تأسیس این ستاد یک هفته هم نگذشته، هنوز کسی نمی‌داند این ستاد قرار است چگونه تشکیل شود؟ اعضای آن چه کسانی هستند؟ آیا دستورات این ستاد برای همه نهادها و دستگاه‌ها قابل اجراست؟ قدرت این ستاد در تصمیم‌گیری برای فضای مجازی تا چه حد است؟ چرا باید وقتی رئیس‌جمهوری رئیس شورای عالی فضای مجازی و شورای عالی امنیت ملی است، معاون خود را برای حل بحران قطع اینترنت کشور انتخاب کند؟ چه کاری را معاون اول می‌تواند انجام دهد که رئیس‌جمهور قدرت انجام آن را ندارد؟ برای پاسخ به همه این پرسش‌ها در چند روز گذشته تلاش کردیم با فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، گفت‌وگو کنیم که اتفاقا این گفت‌وگو هم انجام شد، اما در نهایت گفت‌وگو اجازه چاپ پیدا نکرد. پیگیری‌های «شرق» نشان می‌دهد که به تمام اعضای هیئت دولت اعلام شده که با هیچ خبرنگار و رسانه‌ای درباره این ستاد صحبت نکنند؛ چرا‌که در زمان مناسب اطلاعات در مورد فعالیت این ستاد منتشر می‌شود. براساس شنیده‌های «شرق»، انتشار اخبار درباره فعالیت این ستاد تازه‌تأسیس را به صلاح ندانسته و گفته‌اند ‌که ممکن است اعلام خبر در مورد فعالیت‌های آن، باعث جلوگیری از برخی اقدامات برای بازگشایی اینترنت شود. عباس پازوکی، معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر محمدرضا عارف نیز یکشنبه‌شب (۲۷ اردیبهشت)‌ در توییتی اعلام کرد ‌هنوز «ستاد ساماندهی و راهبری فضای مجازی» جلسه یا مصوبه‌ای نداشته و ساختار و فرایندهای کارشناسی این ستاد با دقت در حال تدوین و نهایی‌سازی است. او تأکید کرده: «تصمیمات رسمی، پس از تشکیل جلسات، به صورت شفاف از طریق سخنگوی ستاد که به‌زودی معرفی خواهد شد‌ یا «معاونت ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر معاون اول» اعلام می‌شود؛ لذا گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای درباره مصوبات یا اعضای آن فاقد اعتبار است». همین توییت‌ بار دیگر نشان می‌دهد که سیاست محمدرضا عارف همچنان بر مدار سکوت و فاصله‌گرفتن از فضای رسانه‌ای می‌چرخد؛ رویکردی که دست‌کم در دو سال گذشته ‌بارها تکرار شده است.

اعضایی مشابه با شورای عالی فضای مجازی!

با‌این‌حال، پیگیری «شرق» نشان می‌دهد‌ این ساختار جدید برای ایجاد حکمرانی در فضای مجازی بی‌شباهت به برخی اعضای شورای عالی فضای مجازی نیست. طبق خبرهای موثق «شرق»، اعضای «ستاد ساماندهی و راهبری فضای مجازی» را نهاد‌های دولتی، امنیتی و بخش خصوصی تشکیل می‌دهند. تا لحظه انتشار این گزارش، حضور این افراد در ستاد قطعی شده است:

 دادستان کل کشور یک نماینده متخصص از مجلس

 وزارت ارشاد وزارت ارتباطات

 وزارت اطلاعات معاون علمی و فناوری ریاست‌جمهوری دبیر شورای عالی فضای مجازی وزارت علوم

 دبیر شورای عالی امنیت ملی اطلاعات سپاه

 سه نفر عضو فعال از بخش خصوصی.

شاید همین ساختار هم باعث مخالفت برخی نمایندگان مجلس و حتی برخی اعضای حقیقی شورای عالی فضای مجازی شود. عزت‌الله ضرغامی، عضو حقیقی شورای عالی فضای مجازی، در روز انتشار خبر تشکیل این ستاد در توییتی شفاف اعلام کرد: «حکم رئیس‌جمهور به آقای عارف، برای ستاد «و.س.و.ر.ف.م.ک» نوعی موازی‌کاری و تداخل در وظایف شورای‌ عالی ف.م است». او در ادامه تأکید کرد: «معتقدم این ستاد، همان مشکلات شورای‌ عالی را خواهد داشت. تحول‌ و‌ بازآرایی در نظام تصمیم‌گیری و تصمیم‌‌سازی باید به صورت ریشه‌ای‌ و با تغییر مدل‌ حکمرانی در فضای‌ مجازی باشد». توییت عزت‌الله ضرغامی را می‌توان یکی از صریح‌ترین واکنش‌های درون‌ساختاری به تشکیل «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی» دانست؛ واکنشی که اهمیتش فقط به انتقاد از یک ساختار تازه محدود نمی‌شود، بلکه از شکاف و تردید حتی در میان اعضای شورای عالی فضای مجازی نسبت به مدل فعلی حکمرانی اینترنت خبر می‌دهد. ضرغامی در این توییت، عملا دو نقد هم‌زمان را مطرح می‌کند؛ نخست اینکه تشکیل این ستاد را «موازی‌کاری» و «تداخل در وظایف» شورای عالی فضای مجازی می‌داند. این بخش از صحبت او، به‌طور مستقیم‌ این پرسش را پیش می‌کشد که وقتی شورای عالی فضای مجازی، مرکز ملی فضای مجازی و ده‌ها نهاد دیگر در حوزه سیاست‌گذاری اینترنت فعال‌ هستند، ایجاد یک ستاد تازه دقیقا چه خلأیی را قرار است پر کند؟ به‌ویژه آنکه رئیس‌جمهور خود ریاست شورای عالی فضای مجازی را نیز بر عهده دارد و از منظر حقوقی، بالاترین مقام این ساختار محسوب می‌شود. اما بخش مهم‌تر توییت ضرغامی، جایی است که می‌گوید این ستاد «همان مشکلات شورای عالی» را خواهد داشت. این جمله را می‌توان نوعی اعتراف غیرمستقیم به ناکارآمدی یا دست‌کم بحران در مدل فعلی تصمیم‌گیری فضای مجازی تعبیر کرد؛ مدلی که طی سال‌های گذشته با تعدد مراکز تصمیم‌گیری، تعارض نهادها، ابهام در مسئولیت‌ها و اختلاف‌نظر بر سر سیاست اینترنت شناخته شده است. از سوی دیگر، علیرضا سلیمی، عضو هیئت‌رئیسه مجلس، تشکیل «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور» و انتصاب محمدرضا عارف به ریاست آن را مغایر با قانون برنامه هفتم و سیاست‌های کلی نظام دانست. او معتقد است تفویض چنین اختیاری خارج از چارچوب قانونی انجام شده است. او هم این سؤال کلیدی را مطرح کرده که «چگونه ممکن است رئیس‌جمهور که خود رئیس شورای عالی فضای مجازی است، اختیارات مربوط به شورا را به ستادی خارج از شورا واگذار کند؟».

اینترنت میان شوراها، نهادها و اتاق‌های موازی

سال ۱۳۷۱ ایران برای اولین بار به اینترنت متصل شد، آن‌هم فقط از طریق چند دانشگاه. بعد از آن دسترسی به ابزار گسترش یافت. از حدود ۳۳ سال قبل تا‌کنون که اینترنت به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی مردم تبدیل شده، هنوز کسی نمی‌داند متولی قطع و وصلی اینترنت در ایران چه کسی یا چه کسانی هستند؟ همین چند روز پیش ‌فرید موسوی‌ در یادداشتی برای «شرق» نوشت که اگر امروز از افکار عمومی پرسیده شود مسئول نهایی اینترنت در کشور کدام نهاد است، پاسخ روشنی وجود ندارد؛ شورای عالی فضای مجازی، مرکز ملی فضای مجازی، وزارت ارتباطات، کارگروه تعیین مصادیق، نهادهای امنیتی، کمیسیون‌های مختلف مجلس، تنظیم‌گران بخشی و حالا «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی»؛ مجموعه‌ای از ساختارهای عریض و طویل که هرکدام بخشی از قدرت تصمیم‌گیری را در اختیار دارند، اما در بزنگاه‌های حساس، مسئولیت نهایی همچنان مبهم باقی می‌ماند. همین چندلایگی، یکی از مهم‌ترین تناقض‌های حکمرانی اینترنت در ایران را ساخته است؛ جایی که مسئولیت رسمی و اختیار واقعی الزاما در یک نقطه متمرکز نیست.

از نظر حقوقی، رئیس‌جمهور ریاست شورای عالی فضای مجازی را بر عهده دارد، اما در عمل، سیاست اینترنت محصول موازنه میان نهادهای امنیتی، شوراهای عالی، مجلس، قوه قضائیه، اپراتورها و ساختارهای فرادولتی است. همین مسئله باعث شده حتی دولت نیز نتواند به‌تنهایی سیاست اینترنت را تعیین کند. اظهارات اخیر الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت، تصویری روشن از همین وضعیت ارائه می‌دهد. او در حالی تأکید می‌کند «سیاست دولت، گشایش اینترنت بین‌الملل است» که هم‌زمان می‌گوید اختلاف‌نظرهایی در این زمینه وجود دارد و رئیس‌جمهور نمی‌خواهد این اختلافات را به «دعوا» تبدیل کند. این جمله، شاید یکی از مهم‌ترین کلیدهای فهم وضعیت فعلی باشد؛ جایی که حتی دولت نیز مسئله اینترنت را نه یک تصمیم اجرایی ساده، بلکه موضوعی وابسته به اجماع در سطوح مختلف قدرت می‌بیند.

ستادی برای پایان چندصدایی؛ یا آغاز چندصدایی تازه؟

تناقض بزرگ ماجرا اینجاست که ستادی با مأموریت پایان‌دادن به چندصدایی، حالا خود به محل تازه‌ای برای  چندصدایی تبدیل شده است.

وزیر ارتباطات به‌تازگی در مراسم روز جهانی ارتباطات گفته این ستاد قرار نیست جایگزین شوراهای عالی شود و فقط برای ایجاد وحدت رویه تشکیل شده است. در مقابل، برخی فعالان و اعضای شورای عالی فضای مجازی آن را موازی‌کاری می‌دانند و از طرفی مجلس از مغایرت قانونی آن حرف می‌زند یا بخشی از دولت آن را راه خروج از بن‌بست اینترنت معرفی می‌کند و منتقدان، آن را نشانه شکست ساختار فعلی حکمرانی می‌دانند. این وضعیت، بیش از هر چیز نشان می‌دهد بحران اصلی اینترنت در ایران فقط فیلترینگ یا اختلال نیست؛ بلکه بحرانِ مدل تصمیم‌گیری است. در چنین شرایطی، حتی اگر این ستاد بتواند بخشی از هماهنگی‌ها را افزایش دهد، همچنان یک پرسش اساسی باقی می‌ماند: آیا مسئله اینترنت در ایران اساسا با ایجاد ساختارهای تازه حل می‌شود یا مشکل، عمیق‌تر از آن است که با افزودن یک لایه جدید به بوروکراسی موجود برطرف شود؟ محمدجعفر نعناکار، استاد دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری، در گفت‌وگو با «شرق» در پاسخ به این پرسش که آیا راه‌اندازی ستاد جدید می‌تواند مشکلی را حل کند، می‌گوید: «اصلا سؤال این است که چرا باید اینترنت بیش از ۸۰ روز قطع باشد، اما رئیس‌جمهور نتواند کاری انجام دهد و مسئولیت را به آقای عارف واگذار کند؟ آقای عارف چه کاری می‌تواند انجام دهد که خود آقای پزشکیان نتواند؟». به‌گفته او، اساسا تعریف حکمرانی فضای مجازی در ایران از ابتدا اشتباه بوده است: «شما به‌جای اینکه صاحبان قدرت و اطلاعات را محدود کنید، مردم را محدود کرده‌اید. منظورم کسانی است که به اطلاعات حساس، پایگاه‌های داده و اطلاعات افراد مهم و داده‌های حیاتی دسترسی دارند. این افراد همچنان دسترسی باز و متصل به اینترنت دارند، اما مردم عادی محدود شده‌اند؛ درحالی‌که مردم اساسا به چنین داده‌های حساسی دسترسی ندارند که اینترنتشان قطع شده است». نعناکار معتقد است: «این دقیقا برعکس چیزی است که باید اتفاق می‌افتاد. در واقع باید مردم آزاد باشند و آنهایی که به‌واسطه قدرت و دسترسی به اطلاعات حساس، موقعیت ویژه دارند، محدود شوند. اما اکنون آنها آزادند و مردم محدود شده‌اند. به نظرم این بزرگ‌ترین ایرادی است که با آن مواجه هستیم و نشان می‌دهد ما نیازمند یک بازتعریف جدی در حوزه سایبری هستیم». او سپس به ساختار نهادهای تصمیم‌گیر در  حوزه فضای مجازی اشاره کرد: «ما چندین نهاد در حوزه ساماندهی فضای مجازی داریم؛ همان چیزی که اسمش را حکمرانی گذاشته‌اند. یکی شورای عالی فضای مجازی است که اتفاقا رئیس آن رئیس‌جمهور است و همه صاحبان قدرت، اعم از لشکری و کشوری، در آن عضویت دارند. چند نماینده مردم هم حضور دارند اما مشکل اساسی اینجاست که بخش خصوصی اساسا هیچ کرسی‌ای در آن شورا ندارد». نعناکار همچنین به موضوع احکام اعضای شورای عالی فضای مجازی اشاره کرد: «چند سال است که اعضای شورای عالی فضای مجازی تغییر نکرده‌اند. تا سال ۹۷ همین اعضای فعلی حکم داشتند و احکامشان از سوی رهبری صادر می‌شد. این احکام در یک بازه زمانی مشخص اعتبار داشت اما اکنون این سؤال در حقوق عمومی مطرح است که آیا افرادی که احکامشان منقضی شده، اصولا شأنیت حضور و تصمیم‌گیری در شورا را دارند یا نه؟». به‌گفته نعناکار، «در جریان جنگ ۱۲ روزه و شرایط فعلی هم نهادی به نام شورای عالی امنیت ملی وجود دارد که می‌گویند دستور قطع‌شدن اینترنت را داده که باز هم رئیس آن رئیس‌جمهور است. حالا وقتی همین ساختار نتوانسته وضعیت را سر و سامان دهد، به هر دلیلی؛ چه عدم توانایی، چه عدم خبرگی یا هر چیز دیگری، ایجاد یک شورای جدید چه مسئله‌ای را حل می‌کند؟». او معتقد است: «اینکه دوباره یک ستاد جدید ایجاد شود و فردی مانند آقای عارف در رأس آن قرار بگیرد، درحالی‌که باز هم زیر نظر رئیس‌جمهور فعالیت می‌کند و افرادی مانند آقامیری هم در همان ساختار حضور دارند، بیشتر نشان‌دهنده آشفتگی در حکمرانی است». به باور او ساختار و چارچوب در حکمرانی فضای مجازی اساسا درست چیده نشده است: «شما اگر 10 شورای دیگر و 10 کمیسیون دیگر هم کنار اینها بگذارید، باز هم مسئله حل نمی‌شود؛ چون مشکل فقط اضافه‌کردن آدم‌ها و نهادهای جدید نیست». این استاد دانشگاه با اشاره به تداخل وظایف نهادهای مختلف در حوزه فضای مجازی گفت: «این کمیسیون و شوراهایی که الان داریم نه‌تنها بعضا با هم تناقض دارند بلکه اختیاراتشان هم با یکدیگر خلط می‌شود و نمی‌توانند هماهنگ عمل کنند. نتیجه این وضعیت هم چیزی جز هرج‌ومرج بیشتر در فضای سایبری کشور نیست». او در پاسخ به این پرسش که راه‌حل نهایی چیست، می‌گوید: «به نظر من راه‌حل همان چیزی است که در قانون اساسی پیش‌بینی شده؛ یعنی مجلس. ما نهادی به نام مجلس داریم که می‌تواند کمیسیون‌های تخصصی مختلف تشکیل دهد؛ از جمله کمیسیون فضای سایبری. در آنجا هم بخش خصوصی می‌تواند حضور داشته باشد و نظراتش را ارائه کند». نعناکار ادامه داد: «ما نیازمند قانون‌گذاری در این حوزه هستیم تا به حکمرانی فضای مجازی ساختار بدهیم. الان حکمرانی سایبری در ایران اساسا ساختار و چارچوب مشخصی ندارد و این چارچوب هم حتما باید قانونی باشد. از منظر حقوق عمومی، قانون باید در مجلس تصویب شود. هیچ شورای عالی‌ای نمی‌تواند قانون تصویب کند».

تجربه تکراری ساختارهای تازه

محمد کشوری، کارشناس فناوری و مدیر اندیشکده طیف، در گفت‌وگو با «شرق» تشکیل «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور» را در امتداد همان الگوی تکرارشونده‌ای می‌داند که طی سال‌های گذشته بارها در ساختار حکمرانی ایران دیده شده؛ الگویی که در آن، هر زمان سازوکارهای موجود از حل یک بحران ناتوان می‌مانند، به‌جای اصلاح ساختارهای قبلی، یک شورا، کمیسیون یا ستاد تازه متولد می‌شود.

او می‌گوید تجربه این مدل تصمیم‌گیری معمولا نتیجه متفاوتی نداشته است؛ چراکه ساختار جدید نه‌تنها مسئله قبلی را حل نمی‌کند، بلکه در بسیاری موارد خود به لایه تازه‌ای از پیچیدگی و تعارض تبدیل می‌شود. به‌گفته کشوری، در ایران معمولا وقتی ساختارهای موجود نمی‌توانند یک مسئله را پیش ببرند، به‌جای ریشه‌یابی ناکارآمدی‌ها، تلاش می‌شود همان بحران از مسیر یک نهاد جدید مدیریت شود؛ درحالی‌که تجربه نشان داده این راهکار اغلب به نتیجه نمی‌رسد. کشوری معتقد است فلسفه شکل‌گیری چنین ستادهایی معمولا از دل ناهماهنگی‌های قبلی بیرون می‌آید. به این معنا که وقتی میان نهادهای موجود اختلاف، تعارض یا ناتوانی در تصمیم‌گیری وجود دارد، ساختاری تازه با عنوان «هماهنگ‌کننده» ایجاد می‌شود. اما مشکل دقیقا از همین‌جا آغاز می‌شود؛ چراکه آن ساختار جدید هم در نهایت وارد همان چرخه‌ای می‌شود که نهادهای قبلی در آن گرفتار بوده‌اند. از نگاه او، بخشی از مسئله به این برمی‌گردد که در بسیاری مواقع حتی مسئولان ارشد یا تمایل جدی به تصمیم‌گیری ندارند یا اقتدار و قدرت قانونی کافی برای حل مسئله در اختیارشان نیست. به همین دلیل، ستاد جدید هم به‌جای بازکردن گره‌های قبلی، خود به «گرهی روی گره قبلی» تبدیل می‌شود؛ تعبیری که به‌خوبی وضعیت امروز حکمرانی فضای مجازی را توضیح می‌دهد؛ جایی که تعدد نهادها نه‌تنها به انسجام منجر نشده بلکه مرز مسئولیت‌ها را مبهم‌تر کرده است.

وقتی رئیس‌جمهور خودش همه‌کاره است

یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی که حالا مطرح می‌شود، درباره ضرورت ایجاد چنین ستادی است. کشوری یادآوری می‌کند که رئیس‌جمهور هم‌زمان رئیس شورای عالی فضای مجازی، رئیس مرکز ملی فضای مجازی و رئیس شورای عالی امنیت ملی است. به همین دلیل این سؤال به‌صورت طبیعی مطرح می‌شود که اگر قرار بوده مسئله‌ای در حوزه اینترنت و فضای مجازی حل شود، آیا همین ساختارهای موجود کفایت نمی‌کردند؟ البته کشوری هم‌زمان به یک واقعیت مهم در ساختار قدرت ایران اشاره می‌کند؛ اینکه حتی رئیس‌جمهور و دولت نیز در این حوزه «فعال مایشاء» نیستند و تصمیم‌گیری در موضوع اینترنت صرفا در اختیار قوه مجریه قرار ندارد. با این حال او معتقد است ایجاد یک ساختار تازه هم لزوما این وضعیت را تغییر نمی‌دهد و نمی‌تواند معادلات پیچیده قدرت در حکمرانی فضای مجازی را دگرگون کند.

هزینه سیاسی اینترنت

کشوری در بخش دیگری از تحلیل خود، به موضوع اختیارات رئیس‌جمهور در ماجرای محدودیت‌های اینترنتی می‌پردازد؛ مسئله‌ای که این روزها بارها در فضای عمومی مطرح شده است. او معتقد است رئیس‌جمهور از نظر جایگاه حقوقی و سیاسی، به‌عنوان مقام دوم کشور، احتمالا امکان مداخله یا صدور دستور در برخی موضوعات خاص مانند بازگشایی اینترنت را دارد، اما در عمل چنین تصمیمی بدون هزینه نیست. به‌ گفته او، تصمیم‌گیری درباره اینترنت صرفا یک مسئله فنی یا اجرائی نیست، بلکه مجموعه‌ای از ملاحظات سیاسی، امنیتی و پشت‌پرده در آن دخیل است؛ ملاحظاتی که بخش زیادی از آن هرگز وارد فضای عمومی نمی‌شود. کشوری تأکید می‌کند همین پیچیدگی‌ها باعث می‌شود این تصور ساده‌انگارانه که «رئیس‌جمهور اختیار دارد، پس می‌تواند فورا دستور رفع محدودیت‌ها را بدهد» در عمل چندان واقعی نباشد. او حتی این احتمال را مطرح می‌کند که چه‌بسا خود رئیس‌جمهور نیز در برخی موارد، تحت‌ تأثیر گزارش‌ها یا تحلیل کارشناسانی باشد که ادامه محدودیت‌ها را ضروری می‌دانند. به‌همین‌دلیل از نگاه کشوری، سیاست‌گذاری اینترنت بیش از آنکه تابع یک دستور مستقیم باشد، محصول موازنه‌ای پیچیده میان نهادها، ملاحظات و هزینه‌های سیاسی است.

آیا این ستاد نشانه ناکامی دستگاه های مرتبط است؟

در هفته‌های اخیر برخی تحلیل‌ها تشکیل این ستاد را نشانه‌ای از ناکامی وزارت ارتباطات در مدیریت بحران اینترنت یا پیشبرد وعده‌های دولت درباره رفع محدودیت‌ها تعبیر کرده‌اند؛ تحلیلی که کشوری چندان با آن موافق نیست. او معتقد است اختیارات وزیر ارتباطات در موضوع فیلترینگ و محدودیت‌های اینترنتی اساسا محدود است؛ هرچند وزارت ارتباطات نقش مهمی در کارشناسی، تصمیم‌سازی و ارائه تحلیل در نهادهای مختلف ازجمله شورای‌عالی فضای مجازی و شورای‌عالی امنیت ملی دارد. با این حال، تصمیم‌گیر نهایی در این حوزه وزارت ارتباطات نیست. از همین زاویه، کشوری دوباره همان پرسش کلیدی را مطرح می‌کند: معاون اول رئیس‌جمهور دقیقا چه کاری می‌تواند انجام دهد که خود رئیس‌جمهور یا سایر بخش‌های دولت قادر به انجام آن نبوده‌اند؟ پرسشی که به‌نوعی مهم‌ترین ابهام درباره فلسفه تشکیل «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی» را نمایندگی می‌کند. او در نهایت معتقد است این ستاد، علاوه بر ابهام در جایگاه حقوقی، از نظر اجرائی هم احتمالا توان چندانی برای بازکردن گره‌های فعلی نخواهد داشت؛ چرا‌که مسئله اصلی نه کمبود شورا و ستاد، بلکه پیچیدگی ساختار تصمیم‌گیری و تعدد مراکز قدرت در حکمرانی اینترنت ایران است.

اینترنت؛ از مسئله فنی تا مسئله قدرت

بدون‌شک مهم‌ترین تحول سال‌های اخیر این باشد که اینترنت دیگر صرفا یک ابزار ارتباطی یا رسانه‌ای نیست. امروز اینترنت به اقتصاد، آموزش، اشتغال، امنیت، رسانه، تجارت و حتی سیاست خارجی گره خورده است. به‌همین‌دلیل، دعوا بر سر اینترنت دیگر فقط دعوای چند پلتفرم یا رفع فیلتر تلگرام و اینستاگرام نیست؛ بلکه بر سر مدل اداره جامعه دیجیتال است. در جهانی که رقابت کشورها به زیرساخت‌های هوش مصنوعی، پردازش ابری و اکوسیستم جهانی فناوری وابسته شده، محدودیت اینترنت فقط یک مسئله ارتباطی نیست؛ بلکه مستقیما بر توان توسعه فناوری و اقتصاد اثر می‌گذارد. در همین حال، ساختار حکمرانی ایران نیز با نگرانی‌های امنیتی، جنگ سایبری و مدیریت اطلاعات مواجه است. نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری الگویی از «حکمرانی مدیریت‌شده اینترنت» بوده؛ الگویی که نه به قطع کامل اینترنت جهانی منجر شده و نه به اینترنت آزاد و پایدار، بلکه نوعی وضعیت میانی و پرابهام را شکل داده است. ستاد تازه عارف، حالا دقیقا در مرکز همین تناقض قرار گرفته؛ میان نیاز کشور به اتصال جهانی و تمایل بخشی از ساختار به کنترل بیشتر. شاید در نهایت، مهم‌ترین مسئله نه خود ستاد تازه، بلکه پرسشی باشد که با تشکیل آن دوباره زنده شده است: مسئول نهایی اینترنت در ایران دقیقا چه کسی است؟ وقتی اینترنت دچار اختلال می‌شود، وقتی تصمیمی ناگهانی میلیون‌ها کاربر و هزاران کسب‌وکار را تحت‌ تأثیر قرار می‌دهد، افکار عمومی دقیقا نمی‌داند تصمیم در کجا گرفته شده و چه نهادی باید پاسخ‌گو باشد. همین ابهام، یکی از مهم‌ترین عوامل فرسایش اعتماد عمومی در سال‌های اخیر بوده است. تشکیل «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی» اگر قرار است معنایی فراتر از افزودن یک نام تازه به فهرست ساختارهای موجود داشته باشد، ناگزیر باید پیش از هر چیز به این پرسش پاسخ دهد؛ اینکه آیا قرار است مسئولیت‌پذیری و شفافیت را به حکمرانی اینترنت بازگرداند یا صرفا به یکی دیگر از اتاق‌های تصمیم‌گیری پیچیده و چندلایه سیاست اینترنت در ایران تبدیل خواهد شد.

 

محمد سرافراز، عضو شورای عالی فضای مجازی در گفت‌وگو با «شرق»:
مشکل یک ساختار ناکارآمد با یک ساختار جدید حل نمی‌شود

 آقای ضرغامی، در توییتی به‌تازگی اعلام کرده‌اند که تشکیل این ستاد می‌تواند موازی‌کاری با شورای‌عالی فضای مجازی باشد. سؤال اینجاست که اگر شورای‌عالی بعد از این‌همه سال هنوز نتوانسته مسئله حکمرانی فضای مجازی را حل کند، آیا مشکل از ساختار شورا بوده یا از دخالت نهادهای متعدد خارج از شورا؟ 

مشکل از ساختار ناکارآمد و مدیریت ضعیف و دخالت نهادهای دیگر در شورای‌عالی فضای مجازی است. تصمیمات مربوط به قطع‌کردن اینترنت در شورای‌عالی فضای مجازی گرفته نشده است. نزدیک یک سال است که شورای‌عالی فضای مجازی جلسه نداشته. سابقه 15‌ساله شورای‌عالی نشان می‌دهد که این شورا نتوانسته براساس هدف مهم اولیه تشکیل آن «در راستای بهره‌وری حداکثری از فرصت‌های ناشی از اینترنت» گام‌های بلندی بردارد.

اساسا چه کاری آقای عارف می‌تواند انجام دهد که خود آقای پزشکیان نمی‌تواند به‌عنوان رئیس‌جمهور، رئیس شورای‌عالی فضای مجازی و شورای‌عالی امنیت ملی انجام دهد؟

وقتی رئیس‌جمهور به‌عنوان رئیس شورای‌عالی فضای مجازی و رئیس شورای‌عالی امنیت ملی نتوانست موازی‌کاری و چندصدایی و مشکلات متعدد مردم در قطع اینترنت را حل کند، معاون ایشان در دولت هم نمی‌تواند حل کند. مشکل یک ساختار ناکارآمد با تشکیل یک ساختار مشابه برطرف نمی‌شود.

آیا این مشکل با دستور و ورود مستقیم آقای رئیس‌جمهوری حل می‌شود؟

رئیس‌جمهور هم نخواسته و هم نتوانسته از اختیاراتی که در قانون اساسی پیش‌بینی شده، به طور کامل استفاده کند و به سوگندی که برای اجرای قانون اساسی خورده، به نظر من پایبند نبوده.

آقای سرافراز، در سال‌های اخیر برای اینترنت و فضای مجازی نهادهای متعددی شکل گرفته؛ از شورای‌عالی و مرکز ملی تا کارگروه‌ها و شوراهای مختلف. آیا تشکیل «ستاد ویژه ساماندهی فضای مجازی» به معنای شکست مدل قبلی حکمرانی نیست؟ اگر نیست، دقیقا چه خلأیی را قرار است پر کند؟

مشکل یک ساختار ناکارآمد با تشکیل یک ساختار موازی و ناکارآمد دیگر برطرف نمی‌شود.

منتقدان می‌گویند هر بار که بحران اینترنت، فیلترینگ یا اختلال‌ها تشدید می‌شود، به‌ جای شفاف‌کردن مسئولیت‌ها یک ساختار جدید ایجاد می‌شود. الان اگر تصمیمی درباره محدودیت اینترنت یا پلتفرم‌ها گرفته شود، مسئول نهایی این تصمیم شوراست، دولت است یا همین ستاد تازه‌تأسیس؟

مسئول نهایی قطع اینترنت و سیم‌کارت سفید و اینترنت طبقاتی کسانی هستند که در بالاترین رده‌های حکمرانی تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری می‌کنند ولی پاسخ‌گو نیستند.

شما و آقای ضرغامی هر دو از نزدیک در سیاست‌گذاری رسانه و فضای مجازی حضور داشتید. آیا مشکل اصلی حکمرانی اینترنت در ایران اساسا «ساختاری» است؟ چون منتقدان می‌گویند تا زمانی که اینترنت بیشتر یک مسئله امنیتی دیده شود تا زیرساخت اقتصاد و ارتباطات، هر ستاد تازه‌ای فقط به پیچیده‌ترشدن وضعیت منجر می‌شود.

فعلا نگاه امنیتی بر همه امور کشور سایه انداخته. تداوم این نگاه موجب می‌شود مردم ما از فرصت‌های بزرگ دسترسی به اینترنت مانند هوش مصنوعی و تکنولوژی‌های نوین بهره لازم را نبرند.

 
 
 
 
ویژه روز
تصویر روز
خبر های روز