به روز شده در: ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
کد خبر: ۷۴۸۵۱۲
تاریخ انتشار: ۲۰:۱۵ - ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۵

سارا کنعانی در خلوت‌ترین روزهای اینستاگرام مشهور شد

روزنو :سارا کنعانی که ظاهرا مدرس کپی‌رایتینگ بوده و حالا چند ماهی هست که به واسطه کودکی که از بهزیستی به فرزندی قبول کرده در شبکه‌های اجتماعی مطرح شده است.

برترین‌ها: سارا کنعانی که ظاهرا مدرس کپی‌رایتینگ بوده و حالا چند ماهی هست که به واسطه کودکی که از بهزیستی به فرزندی قبول کرده در شبکه‌های اجتماعی مطرح شده است. ادبیات و لحن مورد استفاده او طوری است که مثلا هم از ضامن آهو می‌نویسد و هم ضدجنگ است و توامان مثلا عکس‌های بدون حجاب می‌گذارد.  نحوه مواجهه او با کودکی که به فرزندی گرفته به اعتقاد برخی کاربران کمی آمیخته با خودنمایی است.

photo_2026-05-12_09-21-43

او به واسطه این کودک دائما خودش را توضیح می‌دهد از عبارت "زن کوچیک" در توصیف آن کودک استفاده می‌کند. برخی حتی اعتقاد دارند اعطای فرزند به یک زن مجرد با این خصوصیات شاید منطقی نباشد برخی هم البته به شدت با کپشن‌ها و پست‌های سارا کنعانی ارتباط برقرار کرده‌اند. به هر حال اینترنت قطع است و نظر بسیاری از مردم را در این‌باره نمی‌دانیم. اینجا چند پست سارا کنعانی و چند واکنش به او را آورده‌ایم.

زن کوچیک؛ رنگ پی‌پی و سینما و تئاتر!

امروز نوزدهمه و تو یک ماهه که پیش منی.

یک ماهه که کلا در شبانه‌روز، سه چهار ساعت می‌خوابم اما خسته نیستم. چون تو یه جادوگر کوچولویی که خیلی قشنگ بلدی به همه چی نیرو ببخشی. اگه پیشم بمونی، یه روزی برات تعریف می‌کنم که آدما باورشون نمی‌شد من بتونم بچه‌داری کنم.

من آشپزی نمی‌کردم، چهار شب هفته تئاتر بودم، سه شب سینما و یه روز که عروس‌مون برادرزاده‌مو گذاشته بود پیش من و رفته بود پی کاراش، مامانم پشت تلفن با تعجب پرسید: واقعا؟ تو اومدی و همه‌ی قواعد رو عوض کردی. اومدی و به زندگیم نظم دادی. حالا آب‌جوش همیشه باید آماده باشه؛ چون معده‌ی کوچولوت تند تند خالی میشه و باید شیرخشکت حاضر باشه.

حالا حوله‌های خشک‌کن و لباسای فسقلیت زود به زود با دست و صابون فیروز شسته میشن، تا تن نحیف و لطیف تو، معطل نمونه و یه وقت سردت نشه توی باد بهار. مامان جان؛ عجیب‌ترین لحظه‌ی رابطه‌مون می‌دونی کجا بود؟ یهو دیدم تعداد لباسات زیاد شده و من جا ندارم. دوتا طبقه از کتابخونه رو خالی کردم و لباسای تو رو چیدم! خیلی صحنه‌ی عجیبی بود برای مامان نویسنده‌ت. بعد گهواره‌ی تو اومد چسبید به تخت یکنفره‌ی اتاق خواب من که این خودش خیلی درام داشت. تو اومدی و جهانم منقلب شد، دخترم. الان، جدی و واقعی، رنگ پی‌پی تو، مهم‌تر از اینه که من بخوام فکر کنم آدما درباره‌م چی می‌گن و چطوری کله‌مو بار می‌ذارن و سوژه جدیدشون برای اذیت کردنم چیه؟

«چون من دیگه اذیت نمیشم» تو توی آغوش منی و هیچ موهبتی، بزرگتر از این نیست.

تو اعتبار سلامت جسم و روح منی. من مقبول واقع شدم برای داشتن تو (از طرف سختگیرترین نهاد مراقبتی این کشور) و چی می‌تونه خوشحال‌کننده‌تر از این باشه؟

تو آهوی منی که از پیشم رم نمی‌کنی؛ اگر خدا بخواد.

زن کوچیک؛ صدای ویگن و سوره یاسین

 این پست و صدای ویگن و سوره یاسین: زن کوچیک! هر روز صبح، سیمین جون برامون می‌خونه و تو حواست پرت می‌شه و من پوشک‌تو عوض می‌کنم.

گل گلدون من 

ماه ایوون من ...

خانوم غانم، اولین خواننده‌ی مورد علاقه‌ته.

تو به صدای ویگن هم خوب گوش می‌دی:

شکوفه می‌رقصد از باد بهاری. یه آهنگ دیگه‌ای هم هست که نه ترانه‌شو یادمه نه اسم خواننده‌شو بلدم، اما خاله‌زی‌زی برات می‌ذاره قبل خواب و تو تمام قد، گوش می‌شی. هر چقدر من به موسیقی علاقه ندارم، تو مثل اینکه طرفدارشی. من گاهی برات سوره‌ی یاسین هم play می‌کنم. خاله‌حورا می‌گه آرامش‌بخشه. همین مهمه؛ همین اولین مواجهه‌ی تو با انواع صداها. بی‌تعصب منِ والد. بی‌کنترل‌گری، خودت گوش بده، خودت آشنا شو. خودت بعدا انتخاب کن، یه‌کم که بزرگتر بشی، برات سوزان روشن و گوگوش می‌ذارم، خودم بلد نیستم برقصم اما به خاطرت یاد می‌گیرم، خدا کنه به سن رقص که رسیدی، پیشم باشی هنوز مامان‌جان.

احتمالا همین دو پست برای سنجش حال و هوای سارا کنعانی کافی باشد. برویم سراغ چند واکنش به او:

مسی: این خانوم نویسنده‌ تو طرح میزبان بهزیستی شرکت کرده و یه نوزاد رو آورده پیش خودش که هم زمان جنگ بچه تو بهزیستی نباشه هم تا زمانی که تعیین تکلیف میشه نوزدادیش بی‌مادر نگذره، پستایی که می‌ذاره و از این جوجه می‌نویسه واقعا قلبمو آب می‌کنه.

شوکا: ‌بی استثنا هر کی به طرز نوشتن این خانم گیرداده یا متهمش کرده به سیم کارت سفیدی یا غر زده که بچه داره آسیب میبینه، بله درست حدس زدید متعلق به گروه ایران‌ستیز سطل و ترامپه.

دلدار: ‌خداروشکر همه‌چیمون به همه چیمون میاد‌ در بهزیستی رو باید گل بگیری. بچه ای که ۶ ماهگی مراقب اولیه‌اش رو از دست بده فکر می‌کنید تروما براش ایجاد نمیشه؟ حداقل باید ۲سال باشه که بچه یکم استقلال رو شروع کنه.

موسیو: باورم نمیشه اینقدر ب این خانوم حمله میشه! طرح میزبان برای مدتی هست که مراحل قانونی انجام میشه، بعدش نوزاد به زوج هایی که بچه دار نمیشن و سالهایت تو نوبتن واگذار میشه، این مدت میتونه تو شیرخوارگاه بگذره یا اینکه افرادی مثل ایشون از بچه پرستاری کنن تا ماه های اول زندگیش بهتر طی بشه

پندار: این خانم بهزیستیه، مثل اوناس که بچه گربه رو بخاطر کیوتیش به سرپرستی می‌گیرن، یکم که بزرگ شد و دیگه کیوت نبود برمی‌گردونن.

بهنام: یه مصاحبه از این خانمه دیدم. خیلی سر بسته بگم که به نظر می‌رسه بهزیستی بچه رو به هر کسی واگذار می‌کنه و خط قرمزهای محکمی نداره.

تصویر روز
خبر های روز