به روز شده در: ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۰
کد خبر: ۷۴۸۰۸۷
تاریخ انتشار: ۰۸:۵۲ - ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵

چرا مذاکره ایران و آمریکا کند پیش می‌رود؟

روزنو :کارشناس ارشد مسائل سیاست خارجی تاکید کرد باوجود درک مشترک از پرهزینه بودن تداوم بحران، شکاف میان دو طرف همچنان عمیق است و هر دو بازیگر نوعی اصرار در مطالبه امتیازات نشان می‌دهند؛ به این معنا که می‌خواهند حداکثر امتیاز را از طرف مقابل بگیرند، بدون آنکه به‌ طور جدی آماده کوتاه ‌آمدن از خواسته‌های خود باشند.
 

چرا مذاکره ایران و آمریکا کند پیش می‌رود؟

نوشین محجوب-درحالی که مقام‌های رسمی کشورمان در حال بررسی متن پیشنهادی 14 ماده‌ای ایالات‌متحده برای پایان دادن به جنگ تحمیلی علیه کشورمان هستند، شامگاه جمعه آب‌های تنگه هرمز بار دیگر شاهد تبادل آتش میان نیروهای ایرانی و امریکایی بود. گزارش‌های منابع نظامی ایرانی حاکی از آن است که در پاسخ به آنچه نقض آتش‌بس و تعرض به نفتکش ایرانی و مناطق ساحلی توصیف شده، واحدهای نظامی ایران با بهره‌گیری از موشک‌های کروز و پهپادهای رزمی، ناوشکن‌های امریکایی را هدف قرار دادند. این درگیری‌ها که عمدتا در بخش شرقی تنگه و نزدیک بنادر جنوبی رخ داد، با گزارش‌هایی از عقب‌نشینی شناورهای امریکایی همراه بود. مقامات امریکایی این تبادل را محدود ارزیابی کردند و بر برقراری آتش‌بس تاکید داشتند، هر چند گزارش‌هایی از حملات نقطه‌ای در نزدیکی سواحل ایران نیز منتشر شد. تاثیر این رویدادها بر تردد تجاری در آبراه حیاتی تنگه هرمز قابل توجه بوده و صدها کشتی همچنان در انتظار دریافت مجوز عبور یا تضمین امنیت مانده‌اند. رییس‌جمهور ایران در موضع‌گیری رسمی، هرگونه مذاکره برای بازگشایی کامل تنگه هرمز را مشروط به رفع محاصره دریایی توسط امریکا دانست و آن را ادامه اقدام نظامی تلقی کرد. این درحالی است که گزارش‌ها حاکی از آن است که تبادل پیام‌ها از طریق واسطه‌هایی مانند پاکستان در جریان بوده و ایران در حال بررسی پیشنهاد امریکا است؛ پیشنهادی که شامل توقف موقت برخی فعالیت‌ها، کاهش بخشی از تحریم‌ها و تعیین چارچوب زمانی برای ادامه مذاکرات می‌شود. 

به ‌گفته منابع ایرانی، برخی بندهای این طرح غیرقابل‌قبول ارزیابی شده است. همزمان، شبکه الجزیره از احتمال سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به واشنگتن و تهران در آینده نزدیک خبر داده، مشروط بر آنکه نشانه‌هایی از تمایل دو طرف برای عبور از مواضع اعلام ‌شده بروز کند. همچنین سوییس و پاکستان آمادگی خود را برای میزبانی دور جدید گفت‌وگوها اعلام کرده‌اند. همزمان، شورای امنیت سازمان ملل نشست فوق‌العاده‌ای را درباره وضعیت تنگه هرمز و قطعنامه‌ای که با حمایت امریکا و بحرین مطرح شده بود، برگزار کرد. این قطعنامه با مخالفت روسیه مواجه شد و از سوی ایران و برخی اعضا یک‌جانبه ارزیابی گردید. در این فضا، تلاش‌ها برای دستیابی به تفاهم و جلوگیری از گسترش درگیری‌ها همچنان ادامه دارد، در حالی که هر دو طرف بر لزوم حفظ منافع و امنیت خود تاکید می‌ورزند. در همین راستا و با هدف بررسی ابعاد دیپلماتیک و امنیتی این تحولات، روزنامه اعتماد با سیدمحمدعلی سیدحنایی، کارشناس ارشد دیپلماسی و روابط بین‌الملل و رییس اندیشکده دیپلماسی ملل، گفت‌وگو کرده است.

سیدمحمدعلی سیدحنایی، رییس اندیشکده دیپلماسی ملل و کارشناس ارشد دیپلماسی و روابط بین‌الملل، در ارزیابی خود از متن یک‌صفحه‌ای اخیر میان تهران و واشنگتن آن را بیش از آنکه نشانه توافق نهایی بداند، تلاشی برای مدیریت بحران و جلوگیری از بازگشت به فاز تقابل مستقیم و صرفا مقدمه‌ای برای یک توافق جامع توصیف کرد و یادآور شد که با وجود این گام، همچنان شکاف‌های جدی، به‌ ویژه در موضوع غنی‌سازی ایران، برقرار است؛ امریکا همچنان به‌ دنبال محدودسازی بلندمدت یا تعلیق غنی‌سازی است، درحالی که تهران دیگر غنی‌سازی را صرفا یک موضوع فنی نمی‌بیند، بلکه آن را بخشی از حاکمیت، پرستیژ راهبردی و مفهوم عزت ملی خود می‌داند. به باور او، حتی اگر تفاهمی موقت حاصل شود، هنوز فاصله قابل‌توجهی با یک توافق جامع و پایدار وجود دارد و آنچه اکنون در حال وقوع است بیشتر نوعی «مدیریت تنش» است تا حل‌ و فصل نهایی اختلافات، زیرا هر دو طرف به این جمع‌بندی رسیده‌اند که ادامه وضعیت فعلی پرهزینه و نوعی بازی با حاصل‌جمع صفر است؛ امریکا نگران فرسایشی شدن بحران، شوک انرژی و تاثیر آن بر پایگاه رای جمهوری‌خواهان و شخص ترامپ است و ایران نیز تحت فشارهای اقتصادی و امنیتی قرار دارد، درحالی که اروپا، آسیا و کشورهای منطقه نیز با تبعات اقتصادی و امنیتی این وضعیت مواجهند و ادامه آن به سود هیچ‌یک نیست.

این کارشناس ارشد مسائل سیاست خارجی تاکید کرد باوجود درک مشترک از پرهزینه بودن تداوم بحران، شکاف میان دو طرف همچنان عمیق است و هر دو بازیگر نوعی    اصرار در مطالبه امتیازات نشان می‌دهند؛ به این معنا که می‌خواهند حداکثر امتیاز را از طرف مقابل بگیرند، بدون آنکه به‌ طور جدی آماده کوتاه ‌آمدن از خواسته‌های خود باشند. به گفته او، چنین رویکردی با ماهیت دیپلماسی سازگار نیست، زیرا دیپلماسی یعنی اینکه دو طرف از مطالبات و امتیازات مورد انتظار خود تاحدی عقب‌نشینی کنند و به یک نقطه تعادل و توازن برسند، نه اینکه یکی تسلیم بی‌قید و شرط دیگری شود. سیدحنایی یادآور می‌شود واشنگتن همچنان ایران را در موضعی می‌بیند که باید تسلیم کامل شود و تهران نیز چنین تلقی‌ای را مغایر عزت ملی خود می‌داند، درحالی که تصمیم‌گیران در هر دو سوی میز باید درک کنند که منافع ملی اگرچه چارچوب کلی ثابتی دارد، اما در نسبت با زمان، مکان و شرایط می‌تواند نیازمند تعدیل‌های راهبردی باشد. او با اشاره به ضرورت «هنر صبر راهبردی» و اینکه سیاست «هنر ممکنات» است،  می‌گوید در برابر توفان‌های سیاسی  باید مسیر باد را شناخت و کشتی کشور را با انعطاف و تدبیر به ساحل امن رساند. 

به گفته رییس اندیشکده دیپلماسی ملل، در چنین فضایی هر دو طرف به ‌طور موازی از پرونده تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار در مذاکرات استفاده می‌کنند و تنش‌های اخیر نیز در همین چارچوب قابل فهم است؛ طرفین می‌کوشند از ابزارهای میدانی برای افزایش قدرت چانه‌زنی سیاسی خود بهره بگیرند و درگیری‌های مقطعی و کوتاه‌مدت در میدان، بیش از هر چیز تلاش برای پر کردن دست خود در میز مذاکره است. او این وضعیت را بخشی از «کشاکش پیش از توافق» می‌داند؛ دوره‌ای میان تفاهم موقت و توافق نهایی که در آن هر دو طرف می‌کوشند با استفاده از اهرم‌های میدانی و دیپلماتیک، امتیازات بیشتری کسب کنند و بازی را به نفع خود تنظیم کنند.

سیدمحمدعلی سیدحنایی، رییس اندیشکده دیپلماسی ملل و کارشناس ارشد دیپلماسی و روابط بین‌الملل، در پاسخ به پرسش روزنامه «اعتماد» مبنی بر اینکه طولانی شدن روند توافق تا چه اندازه می‌تواند به ضرر ترامپ باشد، تاکید می‌کند که نمی‌توان به ‌طور خودکار این وضعیت را به سود رییس‌جمهور امریکا دانست. او یادآور می‌شود ترامپ سیاستمداری است که ترجیح می‌دهد دستاوردهایش سریع، نمایشی و قابل عرضه به افکار عمومی باشد و بحران‌های طولانی، به ‌ویژه اگر با افزایش قیمت انرژی یا فرسایش اعتبار امریکا همراه شوند، به ‌راحتی به نقطه‌ضعف او تبدیل می‌شوند؛ به ‌گفته سیدحنایی، ارزیابی‌های اطلاعاتی در واشنگتن نیز نشان می‌دهد ایران برخلاف تصور اولیه توان تحمل فشار برای چندین ماه را دارد و همین مساله می‌تواند محاسبات امریکا را تغییر دهد. حنایی بر این باور است که در چنین شرایطی ایالات‌متحده احتمالا به ‌صورت همزمان از چند اهرم فشار استفاده خواهد کرد؛ نخست، تشدید فشار اقتصادی که با توجه به وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران به‌ ویژه در دوره پساجنگ و از دست رفتن مشاغل تعداد قابل‌توجهی از شهروندان می‌تواند پیامدهای امنیتی و اجتماعی خطرناکی به ‌دنبال داشته باشد و نیازمند چاره‌اندیشی فوری در داخل است. این کارشناس ارشد دیپلماسی، دومین اهرم را افزایش فشار دیپلماتیک در شورای امنیت با همراهی برخی کشورهای خلیج‌فارس می‌داند؛ هر چند باتوجه به نزدیکی مواضع روسیه و چین به ایران و نگاه مثبت‌تر آنها به مقاومت تهران در برابر امریکا و اسراییل، به‌ نظر می‌رسد این دو قدرت همان‌گونه که در گذشته مانع از تصویب برخی قطعنامه‌ها شده‌اند، در ادامه نیز جلوی بخش مهمی از اقدامات دیپلماتیک و حقوقی علیه ایران را بگیرند. او سومین ابزار را بهره‌گیری از فشارهای اجتماعی و امنیتی از طریق رسانه‌ها و درنهایت استفاده کنترل‌ شده از تهدید نظامی و درگیری‌های محدود -مانند رخدادهای اخیر در تنگه هرمز- به‌ جای ورود به جنگ تمام‌عیار برشمرد و تاکید کرد مجموع این اهرم‌ها نشان می‌دهد واشنگتن در پی ترکیبی از فشارهاست، اما در عین حال خود امریکا نیز به این جمع‌بندی رسیده که ابزار نظامی به ‌تنهایی قادر به حل بحران نیست.

این کارشناس روابط بین‌الملل، تنگه هرمز را برای ایران بیش از آنکه یک راهبرد بلندمدت بداند، اهرمی تاکتیکی و ابزار چانه‌زنی توصیف می‌کند که تهران می‌کوشد از موقعیت ژئوپلیتیکی خود برای کسب امتیاز سیاسی بهره ببرد. حنایی هشدار می‌دهد انسداد کامل و طولانی‌مدت هرمز می‌تواند به شکل‌گیری اجماع جهانی علیه ایران منجر شود و حتی برخی شرکای آسیایی، از جمله چین، را نگران کند؛ چنان‌که در سناریویی بلندمدت، در صورت استفاده ناهوشمندانه از این کارت، پکن ممکن است برای تامین نفت خود به کشورهای عربی خلیج‌فارس نزدیک‌تر شود، درحالی که هم صادرات نفت این کشورها ادامه می‌یابد و هم ایران عملا قادر نخواهد بود مانع عبور نفتکش‌های مرتبط با چین شود. 

سیدحنایی  یادآور می‌شود: سیاست عرصه واقعیات عریان است و در روابط بین‌الملل هیچ کارتی همیشگی نیست؛ کارت‌های امتیاز اگر به‌موقع و هوشمندانه استفاده نشوند، ممکن است در آینده بر ضد خود کشور به کار گرفته شوند. سیدحنایی بر این اساس تاکید می‌کند استفاده از تنگه هرمز باید «هوشمند، محدود و زمان‌مند» باشد، نه آنکه به یک وضعیت دایمی تبدیل شود. به گفته او، در سوی دیگر نیز ایالات‌متحده تلاش می‌کند بازگشایی هرمز را به محدودیت‌های هسته‌ای گره بزند تا از بحران دریایی و فشار اقتصادی بر ایران به عنوان اهرمی برای امتیازگیری در پرونده هسته‌ای استفاده کند؛ واقعیتی که به‌زعم این کارشناس، باید در محاسبات راهبردی تهران به‌طور جدی مدنظر قرار گیرد. سیدمحمدعلی سیدحنایی، رییس اندیشکده دیپلماسی ملل رفتار متناقض ترامپ را در چارچوب «سبک سیاست‌ورزی» او تفسیر می‌کند و معتقد است که این تناقض ظاهری بخشی از استراتژی آگاهانه کاخ سفید است. او توضیح می‌دهدکه ترامپ معمولا تلاش می‌کند همزمان دو تصویر متضاد را حفظ کند: از یک‌سو چهره یک رییس‌جمهور قدرتمند و غیرقابل‌پیش‌بینی که هیچ‌کس به ‌سادگی نمی‌تواند تصمیم‌های بعدی‌اش را حدس بزند و صرفا منافع امریکا را معیار عمل قرار می‌دهد و ازسوی دیگر، تصویر سیاستمداری که مدعی گسترش صلح و «معامله‌گر صلح» در جهان است، به همین دلیل است که می‌تواند در یک مقطع از عملیات نظامی حمایت کند و چند ساعت پس از اعلام آتش‌بس و ضرورت مذاکره سخن بگوید.

این کارشناس ارشد دیپلماسی در تحلیل تعلیق عملیات مرتبط با هرمز این اقدام را نتیجه همزمان چند عامل می‌داند؛ ازجمله نگرانی از افزایش بیشتر قیمت نفت، فشار متحدان منطقه‌ای و سنتی امریکا، بیم از گرفتار شدن در یک جنگ فرسایشی و همچنین درنظر گرفتن پیشرفت نسبی مذاکرات. به گفته سیدحنایی، واشنگتن به ‌خوبی دریافته است که هرگونه تشدید کنترل ‌نشده تنش در هرمز می‌تواند اقتصاد جهانی را دچار شوک کند و هزینه سیاسی آن مستقیما متوجه شخص ترامپ خواهد بود. 

این کارشناس ارشد دیپلماسی در عین حال هشدار می‌دهد که این الگوی نوسان میان تهدید، مذاکره، حمله محدود و عقب‌نشینی، در بلندمدت بر اعتبار امریکا در عرصه جهانی اثر منفی می‌گذارد؛ همان‌گونه که اکنون هم متحدان منطقه‌ای واشنگتن بیش از گذشته درباره میزان قابل اتکا بودن این کشور دچار تردید شده‌اند. او نتیجه می‌گیرد وقتی سیاست امریکا دایما میان این حالت‌ها در نوسان باشد، طبیعی است که بازیگران منطقه‌ای به سمت تنوع‌بخشی به روابط خود حرکت کنند؛ روندی که امروز در گرایش روزافزون کشورهای خلیج‌فارس به همکاری با چین و حتی روسیه به ‌روشنی دیده می‌شود.

سیدمحمدعلی سیدحنایی، رییس اندیشکده دیپلماسی ملل در پاسخ به پرسشی دیگر مبنی بر همزمانی طرح توافق احتمالی با دیدار روسای جمهور چین و امریکا تاکید کرد که این تقارن «تصادفی» نیست. او یادآور می‌شود: چین به ‌شدت به انرژی خلیج‌فارس وابسته است و هرگونه بحران طولانی در تنگه هرمز مستقیما امنیت انرژی و رشد اقتصادی این کشور را تهدید می‌کند، به همین دلیل پکن علاقه‌مند است تنش‌ها مدیریت و در کوتاه‌ترین زمان ممکن مهار شود، اما در عین حال نمی‌خواهد امریکا از این بحران برای تثبیت مجدد هژمونی خود در منطقه استفاده کند. سیدحنایی در ادامه تاکید کرد: ازسوی دیگر، واشنگتن نیز آگاه است که تداوم بحران می‌تواند چین را به بازنگری جدی در نقش و میزان حضورش در خلیج‌فارس سوق دهد و پکن را به یک بازیگر فعال‌تر در خاورمیانه تبدیل کند؛ تحولی که توازن قدرت را به‌زیان امریکا تغییر می‌دهد. 

به‌ گفته سیدحنایی، در چنین چارچوبی می‌توان حدس زد که بخشی از رایزنی‌های غیرمستقیم میان امریکا و چین حول دو محور اصلی می‌چرخد؛ جلوگیری از بی‌ثباتی گسترده در بازار جهانی انرژی و حفظ حداقلی از ثبات در منطقه، به ‌گونه‌ای که نه منافع حیاتی چین به‌ خطر بیفتد و نه دست واشنگتن برای مدیریت صحنه خاورمیانه کاملا بسته شود. سیدمحمدعلی سیدحنایی، درباره آینده نظم امنیتی خلیج‌فارس معتقد است: سخن گفتن از «پایان نظم امریکایی» هنوز زودهنگام است، اما این بحران به‌ روشنی نشان داد که نظم منطقه‌ای گذشته دچار فرسایش جدی شده است. 

او یادآور شد: ایالات‌متحده همچنان بزرگ‌ترین قدرت نظامی حاضر در منطقه است، اما دیگر مانند دهه‌های گذشته نه توان و نه تمایل تحمیل یک‌جانبه اراده خود را دارد و در مقابل، ایران نیز نشان داده با وجود فشارهای سنگین هنوز قادر است بازدارندگی ایجاد و هزینه‌هایی بر رقبا تحمیل کند؛ قابلیتی که تا حد زیادی ریشه در اهرم‌های ژئوپلیتیکی و نیز فرهنگ و تمدن مقاوم ایرانی در برابر هجوم خارجی دارد.  این کارشناس ارشد بر این اساس نتیجه می‌گیرد که منطقه وارد مرحله‌ای جدید شده؛ مرحله‌ای که در آن نظم خلیج‌فارس بیش از پیش به سمت موازنه‌های پیچیده، چندقطبی شدن فضا و افزایش نقش بازیگران منطقه‌ای و آسیایی حرکت می‌کند، بدون آنکه به معنای حذف کامل امریکا باشد.  به باور سیدحنایی، ایران در این شرایط جدید باید نهایت بهره را ببرد؛ هم به عنوان کشوری که سهم مهمی در شکل‌گیری این وضعیت داشته، می‌تواند همزمان سطح تعامل خود را با چین، روسیه و حتی کشورهای اروپایی ارتقا دهد و هم در میان کشورهای منطقه به سمت شکل‌دهی یک زبان مشترک حرکت کند؛ زبانی که محور آن، امنیت جمعی خلیج‌فارس، همگرایی منطقی و منطقه‌ای بدون اتکای افراطی به قدرت‌های بیرونی و تقویت سیاست حسن همجواری و اعتماد متقابل باشد. رییس اندیشکده دیپلماسی ملل با اشاره به وضعیت امروز حاشیه خلیج‌فارس تصریح می‌کند که میان عربستان‌سعودی و امارات نوعی واگرایی در ارزیابی تهدیدها و اولویت‌های منطقه‌ای شکل گرفته است. 

او یادآور می‌شود: این کشورها دیگر تمایلی به پرداخت هزینه یک درگیری مستقیم با ایران ندارند، زیرا می‌دانند جنگ تمام عیار مستقیما امنیت اقتصادی و سرمایه‌گذاری‌های آنها را هدف قرار می‌دهد و خود نیز معترف‌اند که ایران توان وارد کردن ضربه به آنها را دارد. 

به گفته سیدحنایی، همزمان طی سال‌های اخیر در یمن، سومالی‌لند و سودان اختلافات معناداری میان ریاض و ابوظبی بروز کرده که این «شکاف منطقه‌ای» فرصتی است که ایران می‌تواند از آن برای تنظیم مجدد روابط خود در خلیج‌فارس بهره بگیرد؛ در همین چارچوب، خروج امارات از اوپک و تلاش این کشور برای نزدیک شدن هرچه بیشتر به اسراییل نیز قابل تحلیل است. او با تاکید بر اینکه تهران باید در چنین شرایطی به سوی اتخاذ سیاستی نزدیک‌تر با عربستان حرکت کند، بر این باور است که ایران می‌تواند از این فضا برای ترمیم شکاف‌های گذشته و کاهش اختلافات با ریاض استفاده کند تا به‌جای آنکه امارات و اسراییل تعیین‌کننده نظم منطقه‌ای باشند، محور «ایران- عربستان» در کنار تعامل با قدرت‌های جهانی مانند چین، روسیه و کشورهای اروپایی، موازنه را به ‌طور جدی تغییر دهد. سیدحنایی ادامه می‌دهد که سایر کشورهای عربی نیز عموما با عربستان هم‌سو هستند و در وضعیت کنونی، اجرای یک سیاست «دو ستونی» بر پایه ایران و عربستان در خاورمیانه می‌تواند هم به نفع تهران و ریاض و هم به سود سایر کشورهای منطقه باشد و به تثبیت شرایط کمک کند؛ الگویی که به احتمال زیاد با منافع چین و بسیاری از کشورهای اروپایی نیز همخوان خواهد بود.

این کارشناس ارشد دیپلماسی با انتقاد از رویکرد حاکمان امارات خاطرنشان می‌کند که ابوظبی، با وجود ادعای ارایه یک مدل جدید حکمرانی، در تصمیمات اخیر خود آشکارا تحت تاثیر اسراییل عمل کرده و از منافع ملی و منطقه‌ای خویش غفلت کرده؛ در غیر این صورت، هیچ‌گاه خود را همزمان با ایران و عربستان-به عنوان دو همسایه بزرگ و تعیین‌کننده - درگیر نمی‌کرد. او تاکید کرد: کشوری مانند امارات که عمق استراتژیک و مولفه‌های بنیادی قدرت را در حد محدود دراختیار دارد، اگر حد و اندازه خود را در مناسبات جهانی نشناسد و به‌ جای اتکا به همسایگان و منافع مشترک منطقه‌ای در بازی‌های پرریسک مشارکت کند، در بلندمدت در معرض آسیب جدی قرار خواهد گرفت؛ نشانه‌های این وضعیت را می‌توان در تضعیف وجهه توریستی، کاهش احساس امنیت سرمایه‌گذاران و احتمال مهاجرت تجار و گردشگران به مقاصدی چون شرق آسیا، کوالالامپور و سنگاپور مشاهده کرد. 

سیدمحمدعلی سیدحنایی با تاکید بر لزوم بهره‌برداری هوشمندانه ایران از این وضعیت، ایران را قادر می‌داند که با تثبیت خود به عنوان «شریک قابل اعتماد» برای عربستان، دیگر کشورهای عربی را نیز در ادامه این مسیر همراه کند. او توضیح می‌دهد که تهران برای کاهش تنش با همسایگان مجموعه‌ای از اهرم‌های مهم دراختیار دارد: از دیپلماسی منطقه‌ای و همکاری‌های اقتصادی گرفته تا نقش در امنیت انرژی، ترانزیت و ارایه تضمین نسبت به امنیت کشتیرانی و پرهیز از گسترش بحران. 

به باور او، مهم‌ترین ضرورت در عرصه سیاست خارجی برای ایران حرکت به سمت بازسازی اعتماد منطقه‌ای و جلوگیری از شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید ضدایرانی است، چراکه ثبات پایدار در خلیج‌فارس بدون تفاهم میان ایران و کشورهای عربی این حوزه ممکن نخواهد بود.

 این کارشناس تاکید می‌کند: چنین رویکردی باید در چارچوب رابطه استراتژیک با عربستان تعریف شود و به‌تبع آن، سایر کشورهای منطقه‌ای نیز روابط خود با تهران را تعمیق ببخشند تا با شکل‌گیری نوعی همگرایی منطقه‌ای در خلیج‌فارس، شکاف‌ها و تنش‌های موجود کاهش یابد و ایران بتواند در کنار عربستان به عنوان شریک راهبردی، در بنیانگذاری نظمی جدید در خاورمیانه نقش‌آفرینی کند؛ نظمی که برآمده از اراده کشورهای منطقه و به دور از مداخله مستقیم قدرت‌های بیرونی باشد.

این کارشناس ارشد دیپلماسی و روابط بین‌الملل، در جمع‌بندی بحث خود ابراز امیدواری می‌کند که ایران با درک درست از شرایط فعلی نظام بین‌الملل و شناخت دقیق از منافع و مصالح ملی، مسیری را انتخاب کند که به صلح و ثباتی پایدار برای کشور بینجامد. او تاکید می‌کند: اگر تهران بتواند از این بحران برای فراهم کردن فرصت توسعه، بازسازی و همگام شدن با جریان اقتصاد جهانی بهره ببرد، نه‌تنها پرستیژ ملی ایران -در کنار قدرت نظامی که در ماه‌های اخیر به نمایش گذاشته شده- تقویت خواهد شد، بلکه می‌توان انتظار داشت در عرصه اقتصادی، اجتماعی و به‌تبع آن در حوزه امنیت داخلی نیز تحولات مثبتی رخ دهد و کشور از این مرحله عبور کند. 

سیدحنایی با اشاره به تجربه‌های پیشین هشدار می‌دهد که تکرار «فرصت‌سوزی‌های گذشته» می‌تواند ایران را از بهره‌برداری از این مقطع سرنوشت‌ساز محروم کند و زمینه را برای گرفتار شدن در جنگ‌ها و تنش‌های پایدار و فرساینده‌ای فراهم آورد که مستقیما به معیشت مردم و بنیان‌های اقتصادی کشور آسیب می‌زنند و درنهایت به تضعیف موقعیت ایران می‌انجامند. سیدحنایی با تاکید بر اینکه «مسیر پیروزی‌های بزرگ همیشه پرپیچ‌وخم است» یادآور می‌شود: هنر سیاست‌ورزی در این است که در فراز و فرودها بدانیم چگونه رفتار کنیم تا درنهایت به اهداف متعالی رشد، توسعه و بالندگی کشور برسیم و از دل بحران‌ها فرصتی برای ارتقای جایگاه ایران در نظام منطقه‌ای و جهانی بسازیم.

 
ویژه روز
تصویر روز
خبر های روز