به روز شده در: ۰۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۰
کد خبر: ۷۴۶۳۵۹
تاریخ انتشار: ۱۳:۴۰ - ۰۶ ارديبهشت ۱۴۰۵

روزنامه مشهور ایرانی پاسخ وزیرِ زن اماراتی را داد

روزنو :در ریزکشور امارات، قانون و عدالت یعنی «شیخ». خانواده‌های حاکم، بالاتر از هر قانون و مصوبه‌ای می‌ایستند. ساختار حکومت، بیشتر ماکتی مدرن از نظام قبیله‌ای است.

روزنامه اعتماد نوشت: خانم ریم الهاشمی (وزیر مشاور در امور همکاری‌های بین‌المللی امارات) با انتقاد شدید از سیاست‌های تهران گفت: «کاملا روشن است که آنها این مسیر را انتخاب کرده‌اند، زیرا ما همه آن چیزی هستیم که آنها نیستند. ما الگویی از رفاه اقتصادی هستیم. ما از ثروت نفتی خود برای ساخت یک قدرت اقتصادی استفاده کردیم؛ آنها ثروت خود را صرف برنامه‌های هسته‌ای شرورانه، موشک‌ها، پهپادها و نیروهای نیابتی کردند.» (یورونیوز)

6401609

نمی‌دانم فیلم The Truman Show را دیده‌اید یا نه؟ داستان درباره مردی است که از کودکی در محله‌ای ساختگی و جلوی دوربین‌های تلویزیونی زندگی می‌کند، بی‌آنکه خود خبر داشته باشد. اهالی محل بازیگرانی هستند که هر شب به خانه‌های واقعی خود می‌روند و صبح دوباره به استودیو بازمی‌گردند و قهرمان فیلم تصور می‌کند که زندگی آرام و سعادتمندانه او، تمام واقعیت است!

ریزکشور امارات در چنین وضعیتی زندگی می‌کند. غربی‌ها، فضایی استودیویی را به اماراتی‌ها به جای رفاه و استقلال و پیشرفت فروخته‌اند. در این ریزکشور جز دو شهر دوبی و ابوظبی، چند امیرنشین-  شهر دیگر، ناکجاآبادهای عقب‌مانده‌ای هستند که حتی از ساده‌ترین امکانات درمانی و بهداشتی هم محروم مانده‌اند. 

در ریزکشور امارات، قانون و عدالت یعنی «شیخ». خانواده‌های حاکم، بالاتر از هر قانون و مصوبه‌ای می‌ایستند. ساختار حکومت، بیشتر ماکتی مدرن از نظام قبیله‌ای است. دولت امارات از چند سال پیش وزارتخانه‌های جدیدی دایر کرد و چندین زن را بر صدر این وزارتخانه‌ها نشاند، اما واقعیت این است که نه کابینه صورتی واقعی دارد، نه قوه مجریه‌ و قوه مقننه و قوه قضاییه‌ مستقلی وجود دارد.

همه ‌چیز اول در قامت شخص رییس امارات - اکنون شیخ محمد بن زاید - و در قدم بعدی در قدرت خاندان‌های حاکم امیرنشین‌ها خلاصه می‌شود.

ممکن است شیخ ابوظبی صبح از خواب بیدار شود و تصمیم بگیرد که مقیمان قانونی یک کشور را از حق اقامت محروم و دارایی‌هایشان را هم مصادره کند. این اتفاق چندین بار افتاده است. همین چند سال پیش در پی اختلافات قطر با سعودی و امارات، شیخ امارات، تمامی اتباع قطری را یک شبه اخراج و دسترسی به اموال و حساب‌های بانکی‌شان را مسدود کرد. حتی پاسپورت‌های صادر شده برای خارجی‌ها - مواطن‌ها - یا پاسپورت‌های با اعتبار ده‌ ساله هم ایمنی و حقوق معمول شهروندی برای دارنده ایجاد نمی‌کند و هر لحظه ممکن است بنیان زندگی یک مهاجر در دشمنی یا رنجش یک فرد اماراتی فرو بریزد و دسترنج یک عمر کارش مصادره و خودش از کشور اخراج شود. 

در موضوع عدالت، قوه قضاییه این ریزکشور به ‌شدت فاسد و در دست نیروهای امنیتی و البته منویات خاندان‌های حاکم است. محال است یک فرد عادی بتواند حق خود را از این عشیره‌های حاکم و عشیره‌های وابسته به آنها مطالبه کند. حتی در یک تصادف ساده‌ای که در آن مقصر به وضوح مشخص است، اگر مقصر فردی از قبایل قدرتمند و حاکم باشد، تبرئه و طرف مقابل (خسارت‌دیده) بدون تاخیر مقصر شناخته می‌شود. 

در این ریزکشور از کارگر خارجی به کلی انسان‌زدایی شده و به سنت برده‌داری رایج در ساحل دزدان - که تا اوایل قرن بیستم همچنان برپا بود - رفتار می‌شود. کارگران فاقد حقوق اولیه آدمی هستند، به آنها در حد زنده ماندن حقوق پرداخت می‌شود، به‌رغم ابلاغ قوانینی جهت محدود کردن ساعات کاری کارگران در گرمای تابستان، این قوانین شامل حال کارفرماهای قدرتمند اماراتی نمی‌شود. هیچ دادگاهی به شکایت کارگران از کارفرمایان اماراتی رسیدگی نمی‌کند، در صورت تشکیل جلسه بدون تاخیر رای به برائت طرف اماراتی داده می‌شود و شاکی از کشور اخراج و ورودش برای همیشه ممنوع می‌شود!

اماراتی‌ها چنان قوانین تبعیض‌آمیزی علیه خارجی‌های مقیم کشورشان - جز غربی‌های اروپایی و امریکایی - دارند که اصطلاح «لوکال» و محلی بودن، برای آنها نشانی از مصونیت و نفوذ است. جماعت ذوق‌زده تازه به دوران رسیده، با تصور اینکه این اصطلاح در همه جای دنیا برایشان کاربرد و برندگی ایجاد می‌کند، حتی در اروپا هم از آن استفاده می‌کند.

من خود در یکی از هتل‌های اسپانیا شاهد بودم که فردی اماراتی برای آنکه اتاق رزرو شده‌اش را به درجه‌ای بالاتر ارتقا دهد، فریاد می‌زد: «من لوکال هستم!» و کارمندان اسپانیایی متعجب مانده بودند که منظور طرف چیست؟! من به تجربه زندگی در امارات منظور بادیه‌نشین تازه به دوران رسیده را می‌فهمیدم.  آنچه درباره اشتغال زنان و تصدی زنان در مدیریت بر مجموعه‌های اماراتی می‌بینید، جز نمایشی پوچ و توخالی چیز دیگری نیستند. رفتار واقعی با موضوع زن در جامعه امارات بسیار عقب افتاده و بدوی است.

آنها هیچ پیشرفتی در این زمینه‌ها نداشته‌اند و همچنان در این امور و بسیاری از امور دیگر زیربنایی، حقوقی و ساختاری از کشور عزیز ما عقب هستند و البته هرگز به ما نخواهند رسید. 

اماراتی‌ها سال‌هاست در حسرت ریشه داشتن می‌سوزند، کار به جایی کشیده که حتی برای ابن‌سینای ایرانی، هویت اماراتی می‌تراشند و به خورد بچه مدرسه‌ای‌هایشان می‌دهند. آنها در خلوت خود و در پس برج‌هایشان از پوچی هر چیزی که دارند با خبر هستند.

آنها خوب می‌دانند که مردم عادی امیرنشین‌هایی مثل ام‌القوین و فجیره و راس‌الخیمه، هنوز با توسعه فرسنگ‌ها فاصله دارند. اماراتی‌ها توانایی تامین غذای خود، مهیا کردن بهداشت و درمان و داروی خود و حتی دفاع از خود را ندارند.

آنها رولزرویس و برج‌العرب و ایرباس ۳۸۰ دارند، اما مفاهیم بسیار بزرگی را کم دارند، مفاهیمی که آنها را عذاب می‌دهد و موجب حسادت پایان‌ناپذیرشان به ایران و ایرانی شده است. این مفاهیم را نمی‌شود از اروپا و امریکا خرید و وارد کرد: آنها فرهنگ و تاریخ ندارند. 

تصور نکنید که آنها تلاشی برای خرید تاریخ نکرده‌اند، چند سال پیش محله بستکیه دوبی -محله‌ای که به دست اهالی بستک هرمزگان بنا شده است - به قصد ایجاد بافتی تاریخی توسعه داده شد! یعنی با کمک مهندسان و طراحان اروپایی این محله را به همان سبک و سیاق گسترش داده و نامش را هم تغییر داده‌اند. در گام بعد برای آن تاریخ هم تراشیده‌اند، غافل از آنکه تاریخ و فرهنگ در بستر روندی تاریخی شکل می‌گیرند و قابل خرید و فروش نیستند.

غربی‌ها جیب آنها را خالی کرده‌اند و سودای «قدرت اقتصادی» را به آنها فروخته‌اند، اما در غرب و در واقعیت هنوز هم آنها را قبایل ساکن ساحل دزدان می‌دانند. به آنها پوسته‌ای از پیشرفت و خیال خامی از توسعه فروخته تا نفت و محصولات پتروشیمی برایشان مجانی تمام شود. درآمدهای آنان را در صنایع خود سرمایه‌گذاری کرده‌اند و آنها مفتخر به این عنوان هستند. عنوانی که برای آنها نه امنیت آورده و نه حتی احترام. 

خانم وزیر هر چه می‌خواهی بگو، تو در رویا زندگی می‌کنی و ما برآمده از تاریخی عمیق و فرهنگی پربار و بی‌نظیر هستیم.

تصویر روز
خبر های روز