۸ نشانه و مولفه تعیین کننده نتایج مذاکرات اسلام آباد

برخی نشانهها و مولفههایی هستند که میتوانند به ما برای پیشبینی نتایج احتمالی مذاکرات اسلام آباد میان ایران و آمریکا و امکان دستیابی به توافق جامع/دائمی در جریان آتشبس کمک کنند. در اینجا هشت مورد که بخشیشان «پیرامون» میز مذاکرهاند بیان شده است. تعدادی از آنها مانند سه مورد اول بلافاصله خودنمایی میکنند و تعدادی دیگر به مرور:
۱) ذهنیت و استراتژی انتخابی طرفین مذاکره (با حاصل جمع مثبت یا با حاصل جمع صفر)؛
۲)حضور (یا عدم حضور) تیمهای فنی در حوزههای مختلف و مرتبط با مبانی اعلامی مذاکرات و محوریتشان در این فرآیندها پس از تعیین دستورکار و چارچوب مذاکره توسط مذاکره کنندگان ارشد؛
۳)آغاز (یا عدم آغاز) سریع و تداوم فشرده مراحل بعدی مذاکرات و عدم ارجاع آن به روزها یا هفته بعد؛
۴) نقش جی.دی.ونس؛ امکان کنشگری فعالانه برای انجام توافق و استفاده از آن جهت بهبود موقعیت خود و حزب جمهوریخواه در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا (+) یا ترفندی از سوی ترامپ برای اقناع ماگا به عدم امکان مصالحه با ایران حتی با حضور چهره مخالف جنگی چون ونس(-)؛
۵) وضعیت تنگه هرمز و بازارهای جهانی و همزمان افزایش ایفای نقش (یا تداوم اثرپذیری بهجای اثرگذاری) ساختارهای بروکراسی و نظامی آمریکا در تصمیمسازیهای بعدی و در نتیجه باور ترامپ به هزینههای بالا و احتمالا بینتیجهِ پیگیری سناریوهای غیردیپلماتیک؛
۶) تداوم رویکرد تخریبمحور موثرترین بازیگر خارج از مذاکرات یعنی رژیم صهیونیستی در قبال هرگونه تلاش برای حلوفصل دیپلماتیک مسائل مرتبط با ایران همراه با ادامه اثرگذاری عمیق بر ترامپ (-) یا عدم فریب و تقسیم کار جدید میان ترامپ و نتانیاهو و مدیریت و کنترل رژیم اسرائیل توسط دولت آمریکا (+)؛
۷) علاوه بر نقش کلیدی پاکستان (+) بهعنوان بازیگری مورد اعتماد ایران و آمریکا و همچنین عربستان و چین، ایفای نقش فعالانه یا منفعلانه و میزان اثرگذاری سایر بازیگران ذینفع اما خارج از مذاکرات؛ امارات (-)، ترکیه، عمان، مصر و تاحدودی قطر (+)، کویت و عربستان (بسته به موضع واقعی ترامپ و هزینههای احتمالی، بینابین)، چین و نسبتا روسیه (+)،
۸) سرعت و حجم تجدید قوای نظامی آمریکا در منطقه بهویژه از جهت سامانههای پدافندی و رهگیری متحدین منطقهای.
باید توجه کرد بهطور کلی مذاکره در موضوعاتی که طرفین آن روابط خصمانه یا درگیری نظامی را تجربه کردهاند ذاتا پیچیده، مبتنی بر بیاعتمادی و همراه با تنشهای لفظی و پافشاری بر مواضع اولیه و خطوط قرمز متعدد است. این مذاکرات با فرض وجود اراده توافق، از اساس برای «شناسایی نقاط اختلاف و یافتن راههایی برای نزدیک کردن دیدگاهها به هم» با یافتن راههای بینابینی هستند و موفقیتشان به میزان آمادگی یکطرف یا طرفین برای عدول از مواضع اعلامی اولیه و نیز حوصله و صرف زمان مناسب بستگی دارد.
بنابراین الزاما فرازونشیب و خطونشان کشیدنهای متعدد اما «کنترل شده» در جریان مذاکره امری منفی نیستند و اگر طرفین (اینجا بیشتر آمریکا) واقعا اراده برای توافق داشته باشند، این کار را برای تقویت موقعیتشان انجام میدهند. بهنظرم جاهایی بیشتر باید بدبین شد که همانند دو دور مذاکرات قبلی، غالب اظهارنظرها منهای دور آخر قبل از هر دو جنگ بدون توجه به پیچیدگیهای موضوعات مورد مذاکره بسیار مثبت و در مجموع سطح تنش پیرامون دستورکار محدود بود و از سوی دیگر، غالب نشستها در سطوح عالی و نه کارشناسی و فنی برگزار شدند.