سعید حجاریان: دونالد ترامپ از نارسيسيسم حاد رنج ميبرد!

سعید حجاریان، استاد سابق دانشگاه تربیت مدرس و تحلیلگر سیاسی در یادداشتی در سایت خود با عنوان «بیماری ترامپ» با اشاره به برگزاری اعتراضات No Kings در امریکا علیه سیاستهای رییسجمهوری این کشور نوشت: «در دور نخست ریاستجمهوری دانلد ترامپ از وجود رگههایی از سلطانیسم در او سخن گفته بودم: ترامپ فردی است که به همراه خانواده خود به سبک حرمسراهای دوران قاجار ما در کاخش مینشیند و مانند سلاطین، افراد را به حضور میپذیرد و پستها را بر مبنای تقرب تقسیم میکند. این مدل، مدل سلطانی است... این سلطانیسم در مقابل جامعه مدنی امریکا قرار میگیرد و به نظر من چالش آینده جامعه مدنی و سیستم سیاسی امریکا با ترامپ این موضوع خواهد بود.»
به گزارش روز نو حجاریان در ادامه این یادداشت تاکید کرده است: «آنهایی که غرق در خبرخوانی هستند یا تحت تاثیر تجاوز اسراییلی- امریکایی ناگزیر مواضع دانلد ترامپ را دنبال میکنند، وجوه تناقضآمیز سخنان او را بهتر و بیشتر درک کردهاند. او تاکنون چندین نوبت برنامه هستهای ایران را برچیده است، به دفعات سایتهای موشکی و پهپادی کشور را از ریشه زده است و حتی چندین نوبت رژیم - چنج کرده است. من مجموعه این مواضع را نه به پروفایل روانشناسی او فرو میکاهم و نه آنها را «برای مصرف داخلی» میخوانم، بلکه برخلاف ادعای ترامپ میخواهم استدلال کنم که ادعای رژیم - چنج فیالواقع درباره امریکا صادق است.»
او در بخش دیگری از این یادداشت با بیان اینکه «ترامپ به کلی مشک دموکراسی را دریده و بخشهای مهمی از جذابیتهای آن را از بین برده»، یادآور شده است: «ترامپ در تعامل با جهان پیمانشکنی پیشه و از سازمانهای بینالمللی اعتبارزدایی کرده است. او «توافقنامه پاریس» را با ادعای تضعیف امریکا برنتافت، «برجام» را مناسب امریکا تشخیص نداد و در جنگ اخیر، با تحقیر و تخفیف همپیمانهای «ناتو»، میل آن دارد این پیمان امنیتی را نیز مضمحل کند... او صرفا در مقابل سیاستهای اوباما و بایدن قرار نگرفته، بلکه سنتهایی را گسسته و عملا رژیم - چنج کرده است.»
حجاریان در ادامه به نمونههایی از اقدامات ترامپ در دوران ریاستجمهوری اشاره کرده و افزوده است: «ترامپ سازوکارهای فرار مالیاتی را به طبقه ثروتمند امریکا آموخته و در عوض، طبقه متوسط و کارگر امریکایی را فقیر کرده به حدی که مساله اختلاف طبقاتی در امریکا برجسته شده است.»
استاد سابق دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به رویکرد ترامپ در برچسبزنی به مخالفان سیاسی خود تصریح کرده است: «ضدیت کور ترامپ با مفهوم عدالت، باعث پروبال گرفتن ایدههای چپستیزانه در امریکا شده است.
اکنون، حزب دموکرات امریکا مطابق داوری ترامپ چپ تلقی میشود، سلبریتیهای هالیوودی در عداد چپها فهرست میشوند و رگههایی از چپگرایی در روزنامهها و رسانهها به نحوی غیرطبیعی برجسته میشود. در کنار اینها مهاجرها هم زیر پرچم چپ برچسب خوردهاند.
به عبارتی عدالتستیزی ترامپ فقط یک سازمان را قابل پذیرش دانسته و آن حزب جمهوریخواه است که این وضعیت را هم نمیتوانیم بدون در نظر گرفتن دو عنصر تطمیع و تهدید تحلیل کنیم.»
دانشآموخته علوم سیاسی دانشگاه تهران در توضیح اقدامات ترامپ که منجر به «رژیم - چنج» در امریکا شده، نوشته است: «استقلال قوا یکی از علایم بلوغ دموکراسی است.
امروزه، اما این سنت، در پی رژیم - چنجِ ترامپ دگرگون شده است. به این نحو که کنگره چشمبسته در اختیار ترامپ است، قوای مجریه و قهریه از سوی وی به شکلی دفرمه اداره میشوند و ظرفیتهایی مانند قضات دیوانعالی قضایی نیز در اختیار رییسجمهور قرار میگیرد. بنابراین به نظر میرسد رییسجمهور امریکا، تحت لوای برخی قوانین و همچنین ابتکارات شخصی، مسیر توزیع قدرت را معکوس کرده و اکنون نماد تجمیع قوا شده است؛ او است که حامیانش را عفو میکند و او است که ذیل بازی با لغات حمله به کشورها را توجیه میکند و از پاسخ میگریزد.»
حجاریان با طرح تشابه الگوی ترامپ و هیتلر در مواجهه با سایر کشورها یادآور شده است: «هیتلر طرحی را ذیل عنوان «فضای حیاتی» به اجرا گذاشت و سپس در تکملهای گفت نقشه محدود آلمان کفاف اجرای این طرح را نمیدهد. حال، ترامپ هیتلروار معتقد است فضای حیاتی برای امریکا کم است و سودای منضم کردن کانادا و گرینلند و کانال پاناما و خلیج مکزیک را دارد، در این راستا ساحت قدرت و نفت ونزوئلا را قبضه میکند و اکنون از طرحریزی برای کوبا سخن میگوید.»
او در ادامه این یادداشت با اشاره به اینکه «ترامپ، از نارسیسیسمِ حاد رنج میبرد تا جایی که اگر کسی در کنگره او را تشویق نکند، رو به وی کرده و او را بیادب و نابخرد میخواند!»، نوشته است: «او پیوسته در حال مقایسه خود با اوباما و بایدن است و مدام خویش را بالاتر و امریکاییتر از آنها تصویر میکند... نارسیسیسم ترامپ زمانیکه با اسراییل و خاورمیانه ارتباط برقرار میکند، بیشتر میشود. عربها به او هدیه میدهند و او محظوظ میشود. او حتی به مدالهای دستیافتنی و دستنیافتنی هم چنگ و دندان نشان میدهد و زمانی که از نوبل صلح ناامید میشود، سروقت مدال بازیکن تیم هاکی کشورش میرود!»
حجاریان با تاکید بر اینکه «ترامپ فردی است که بخشی از هویت خود را در تقابل با نهاد و بهتعبیر دقیقتر «نهادستیزی» تعریف میکند»، افزوده است: «او در دولت یکباره سروقت بودجههای تحقیقاتی میرود یا به شکل برقآسا نظام کارمندی را هدف میگیرد. او حتی به سطوح ملی بسنده نمیکند و خویش را در مقابل نهادهای محلی هم قرار میدهد؛ تقابل ابتدایی با زهران ممدانی و نحوه تعامل نمادین با وی و نیز مواجهه با فرماندارهای مخالف نشانههایی است از این روحیه و میل بر استیلای هر چه بیشتر.»
استاد سابق دانشگاه تربیت مدرس در ادامه این یادداشت تصریح کرده است: «ترامپ همه چیز را با منطق انباشت سرمایه و مهندسی ساختارها تحلیل میکند و از نگاه طولی و تاریخی و نهادمند به کشورش حداقل بهره را میجوید.
انضمام این روحیه با پوپولیسم باعث میشود که نه نهادی باقی بماند و نه ادعاهای او از قبیل «عملیات سریعالسیر» و «تغییرات آنی» قابل راستیآزمایی باشند. همه این مولفهها نشان میدهد ترامپ اغلب سنتهای تاریخی ایالات متحده را به نحوی گسسته است. ولی با این وجود او نمیتواند امریکا را تماما به شکل سلطانی اداره کند. اما محتمل است شیوه اداره این کشور را در قالب امارت و خاندان بازآرایی کند. یعنی رگههای سلطانیسم را حفظ کند، اما در موروثی کردن امریکا ناکام بماند.»
حجاریان در بخش پایانی این یادداشت اظهار کرده است: «عدول امریکا از انباشت سنتهای تاریخی و تاسیسیاش شاید به هر تقدیر در لحظاتی کنترل و ترامپ استثنایی بر قاعده شود، اما در سایر کشورها ضرورتا اینگونه نخواهد بود و ممکن است تشبث به هر مولفهای از جنس آنچه ترامپ به آن دست زده است، همه افقها را مسدود کند.»