ماهنامه «زنان امروز» روی «دکه»
احتمالا همین امروز که پای دکههای روزنامهفروشی آمدهاید، مجله جدیدی را روی پیشخوان دیدهاید که «نام» و «مرام» آن یادآور دوران مهمی در تاریخ مطبوعات ایران است؛ دورانی که در آن مجلاتی جدی با محتوایی جدی منتشر میشد و هر گروه و سلیقهای، با تسامح میتوانست مجله موردنظر خود را از بین اسامی درخشانی چون پیام امروز، آفتاب، دنیای سخن، ایران فردا، آدینه، زنان و... بیابد. آن دوران گذشت و هرکدام از این مجلات سرنوشتی یافتند و تحریریه و سردبیران آن نیز. از بین همه این نامهای درخشان، این روزها و در سپهر رسانهای ایران، جای مجلهای جدی که دغدغه آن در حوزه زنان تنها به آشپزی، خیاطی و زیبایی محدود نبوده و «زندگی» و «زمانه» زنان را مورد ارزیابی و کار جدی روزنامهنگاری قرار دهد بیش از سایرین خالی بود؛ جای خالیای که امروز با تولد «زنان امروز»، مجلهای که بیش و پیش از هرچیز، وامدار تعهد حرفهای و اخلاقی مدیر و سردبیر آن شهلا شرکت است، بهخوبی پر شده.
دستتان توی کار نبوده تا بدانید چندین سال مجلهای را با مخاطب فراوان منتشرکردن، توقیفشدن و سالها دوری از روزنامهنگاری ایران بودن، چقدر برای کسی که عاشق کارش است سخت است و فرسایشی و از آن سختتر بیشک حرکت مجدد برای شروعی دوباره؛ شروعی که بیشک هزینههای خاص خودش را دارد و باید از خیلی چیزهایت بگذری و زندگی بههرحال آرامت را بگذاری و دوباره به ورطهای وارد شوی که میدانی تا چه میزان میتواند برایت انواع هزینهها را دربرداشته باشد. عامل محرکه این حرکت هم چیزی نیست جز تعهد برای روشنگری؛ چیزی از جنس «مسوولیت اجتماعی» مدام که تعطیل و دوری از فضای کار حرفهای هم نمیتواند سد راهی بر حرکت در مسیر ایفای آن باشد.
انتظار مخاطب از «زنان امروز» در دوره جدید انتشارش، بیشک متفاوت با انتظاراتی است که مخاطبان دهههای 70 و 80 از یک مجله متفاوت در حوزه زنان داشتند زیرا هم سطح نیازها و انتظارات جامعه و هم فضای فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی بسیار متفاوت با فضای آن سالهاست و صداهای برابریخواهانه بیشتری نسبت به آن سالها و آن روزها، در گوشه و کنار، به گوش میرسد و با افزایش سواد رسانهای مخاطبان، گزینشگری و برخورد فعالانه، نه از موضع انفعال مخاطبان با تولیدات رسانهای و مطبوعاتی، بیشک کار را برای تحریریه و سردبیری نشریات جدید، سختتر و مشکلتر از نشریات دهه 70 و 80 کرده است. امید که «زنان امروز» سالها در سپهر رسانهای ایران بماند و بپاید.
دستتان توی کار نبوده تا بدانید چندین سال مجلهای را با مخاطب فراوان منتشرکردن، توقیفشدن و سالها دوری از روزنامهنگاری ایران بودن، چقدر برای کسی که عاشق کارش است سخت است و فرسایشی و از آن سختتر بیشک حرکت مجدد برای شروعی دوباره؛ شروعی که بیشک هزینههای خاص خودش را دارد و باید از خیلی چیزهایت بگذری و زندگی بههرحال آرامت را بگذاری و دوباره به ورطهای وارد شوی که میدانی تا چه میزان میتواند برایت انواع هزینهها را دربرداشته باشد. عامل محرکه این حرکت هم چیزی نیست جز تعهد برای روشنگری؛ چیزی از جنس «مسوولیت اجتماعی» مدام که تعطیل و دوری از فضای کار حرفهای هم نمیتواند سد راهی بر حرکت در مسیر ایفای آن باشد.
انتظار مخاطب از «زنان امروز» در دوره جدید انتشارش، بیشک متفاوت با انتظاراتی است که مخاطبان دهههای 70 و 80 از یک مجله متفاوت در حوزه زنان داشتند زیرا هم سطح نیازها و انتظارات جامعه و هم فضای فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی بسیار متفاوت با فضای آن سالهاست و صداهای برابریخواهانه بیشتری نسبت به آن سالها و آن روزها، در گوشه و کنار، به گوش میرسد و با افزایش سواد رسانهای مخاطبان، گزینشگری و برخورد فعالانه، نه از موضع انفعال مخاطبان با تولیدات رسانهای و مطبوعاتی، بیشک کار را برای تحریریه و سردبیری نشریات جدید، سختتر و مشکلتر از نشریات دهه 70 و 80 کرده است. امید که «زنان امروز» سالها در سپهر رسانهای ایران بماند و بپاید.