نقد نظریه"صلح پایدار یا تداوم جنگ"

در حال حاضر این نظريه را بر فضای سیاسی و تصمیم گيري حاکم نمودند که شرط توقف جنگ و مذاکره این است که اسرائیل و آمریکا توافقنامه ای را امضا کنند و تضمین دهند که دیگر به ایران حمله نخواهند کرد و اگر آنها این شرط را نپذیرند ما تا انتها به جنگ ادامه می دهيم.
این نظریه از ابعاد مختلف دارای ایرادات اساسی می باشد که از جمله این ایرادات عبارتند از:
۱- هیچ تضمین قطعی وجود ندارد که اگر چنین توافقنامه ای را امضا کنند بعدا به بهانه ای آن را بر هم نزنند و کاملا به آن پایبند باشند. قوی ترین و محکم ترین توافقنامه های جهان نیز به دلایل مختلف اثر خود را از دست داده اند.
۲- فرض کنیم آنها با شروطی حاضر به امضا توافقنامه صلح پایدار باشند ما نمی توانیم شروطی را اعلام کنیم که از طرف مقابل غیر قابل پذیرش باشد و روی مسائلی اصرار نمائیم که ارزش این همه هزینه را نداشته باشد. عقل و منطق باید منافع و مضرات هر تصمیم را دقیقا محاسبه نماید مذاکره کنندگان نماینده ملت هستند نه قیم آنها و شرط نمایندگی این است که نظر اکثریت ملت منتقل شود. با نظریه پردازیهای مختلف انرژی هسته ای را به تابو تبدیل نکنیم واقعا این موضوع ارزش این همه هزینه را ندارد. این همه اصرار بر برنامه هسته ای می تواند عاملی برای ایجاد شک و هراس جهانیان از ایران و تسهیل کننده همراه نمودن افکار عمومی جهان با جنگ بر علیه ایران باشد وگرنه همه می دانند کاربرد اصلی صلح آمیز انرژی هسته ای همانند انرژی خورشیدی، گازی و... برای تولید برق است. سایر موضوعات مورد تاکید آمریکا نیز قابل مذاکره و تفاهم منطقی می باشند لذا می بایست اکنون که توان و قدرت خود را به اثبات رساندیم مذاکره عزتمندانه را بپذیریم و منافع ملی و خواست اکثریت ملت ایران خط کش اصلی هر تصمیمی باشد.
۳- با فرض اینکه ما بر شروط خود اصرار کنیم و مذاکره را نپذیریم و این جنگ تداوم یابد در آن صورت احتمال دارد ایران برنده جنگ نباشد زيرا ما نه از نظر عمق تکنولوژی نه از نظر وسعت تولید تجهيزات نظامی و نه از نظر امکانات جنگی و ... نمی توانیم همزمان به جنگ با آمریکا و اسراییل و کشورهای همسایه و هم پیمانان آنها ادامه دهیم و ممکن است ادامه جنگ آنها را به اهدافشان نزدیک نماید که در آنصورت عواقب آن ممکن است تجزیه ایران و تسلط ده ها ساله بر کشور ما باشد.
در صورت ادامه این شرایط، احتمالا توطئه های دشمن ترکیبی از موارد زیر خواهد بود که مدیریت و کنترل کامل همه آنها واقعا امکانپذیر نمی باشد:
- حمله هوایی و پهبادی و ... جهت کنترل مرزهای دریایی استان هرمزگان و چایهار
- تلاش جهت ارسال کامیون های پر از ریز پرنده قابل کنترل جهت زدن نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی در خیابان ها مشابه کاری که در روسیه کردند یا کاری که با شهید فخری زاده کردند از طریق کنترل با ماهواره
- پوشش بسیار زیاد اینترنت استرلینگ
- حمله از مرزهای غربی و سایر نقاط پیرامون
- زدن زیرساختهای برق و گاز و مخابراتی و اینترنتی و ... جهت به ستوه اوردن مردم و سوق دادن مردم به شورش
- نافرمانی و اعتراضات داخلی
اگر برای توطئه های ذکر شده و ده ها نقشه شوم دیگر راهکار داریم دلگرم کننده است اما اگر برای این دسیسه های شیطانی راهکار واقعی نداریم بهتر است اکنون که قدرت بیشتری داریم و هنوز شرایط جنگ غیر قابل بازگشت نشده، مذاکره نمائيم.
- این جنگ از نظر عمق دانش و تکنولوژی و وسعت و میزان تولید تجهيزات و ادوات نظامی نابرابر است
- با مذاکره و همراه کردن افکار عمومی داخلی و بین المللی می توانیم موفق شویم اما ادامه جنگ ممکن است به زيان ما باشد
- رد مذاکره در منظر افکار عمومی داخلی و بین المللی به نفع ایران نیست
- ادامه جنگ ویرانی ها را بیشتر و مردم را ناراضی تر می کند کسی که خانه و زندگیش در جنگ نابود شود فرزند یا نزدیکانش کشته یا مجروح شوند حتی اگر همراه حکومت بوده از آن پس احتمالا خانواده اش به ناراضی ها یا مخالفین متمایل می شوند
- اگر اعتراضات داخلی شروع شود حکومت در شرایط جنگی مجبور به برخورد خشن و سخت خواهد شد و ممکن است تعداد زیادی کشته و زخمی شوند و شرايط داخلی بسیار پیچیده و غیر قابل کنترل شود
ما در زمان جنگ ۸ ساله که دامنه جنگ بسیار محدودتر بود بعضا اسیر شعارهایی چون
- جنگ جنگ تا پیروزی
- جنگ جنگ است و عزت و شرف ما در گرو این جنگ است
و انواع شعارهای دیگر شدیم و در انتها مجبور به پذیرش آتش بس و صلح شدیم که تصمیم بسیار درست و شجاعانه ای بود