زورگویی اسراییل و آمریکا موجب بسته شدن تنگه هرمز شد!

جمهوری اسلامی، پافشاری بر مواضع ایدئولوژیک خود داشته و دارد. مذاکرات دو طرف در سالهای قبل از منظر جمهوری اسلامی ایستادگی و مقاومت بود و از دیدگاه آمریکا، مدیریت بحران بوده است.
به گزارش روز نو ترامپ همواره همزمان از «فشار حداکثری» و «تمایل به توافق بهتر» سخن میگفت و با پیشگیری سیاست ابهام، بحران را به شکلی مدیریت میکرد تا زمان مناسب برای حمله نظامی در صورت عدم توافق فراهم شود.
اینک حمله پیشدستانه توأمان اسرائیل و آمریکا به جمهوری اسلامی آتش جنگ را برافروخته و سراسر منطقه را به جنگ کشانده است. برخی از کشورهای اروپایی نیز از کشورهای منطقه حمایت میکنند. بازار جهانی به بسته شدن تنگه هرمز واکنش نشان داد و نوعی اجماع جهانی علیه جمهوری اسلامی شکلگرفته است.
در عرصه داخلی با توجه به شرایط جنگ، عدم پایداری اقتصادی و عدم پیشبینی پذیری آینده و انتظارات تورمی، دلار را دچار نوسان کرده و باعث کاهش ارزش پول ملی و تورم شده است. با توجه به پایین بودن قدرت خرید اکثر مردم و ناتوانی در تأمین برخی از اقلام حیاتی سبد معیشت، زندگی مردم سخت شده است. ادامه جنگ نیاز به جذب منابع بیشتر دارد. جذب منابع در جنگ سفره مردم را کوچک میکند. کوچک شدن سفره مردم همگرایی آنها را با دولت در برابر حمله دشمن خارجی، کاهش میدهد. به همین دلایل مدیریت نقدینگی و نرخ ارز مهمترین اقداماتی است که در عرصه داخلی باید صورت گیرد.
بزرگترین مانع ساختار اقتصادی، کسری بودجه و تنگناهای ارزی کشور است که تأمین مالی و لجستیکی جنگ را با چالش روبهرو میکند و بر نا ترازیها میافزاید.
نویسنده بر این باور است که پایان جنگ زمانی رخ میدهد که یکی از طرفین با مشکلات تأمین مالی، کمبود تسلیحات و مشکلات داخلی روبهرو شود.
آنچه در پایانپذیری جنگ از سوی آمریکا، ایفای نقش میکند نه سیاست بلکه تحملپذیری بازار، افکار عمومی و ریسکهای ناشناخته است که منطقه و جهان با آن روبهرو خواهد شد.