اتحاد نانوشته
از همان روز که ماحصل نشست کمیته اجرایی IOC مشخص و خبر احتمال حذف کشتی از رقابتهای المپیک طرح شد، نسخه پیچیدنها شروع شد. یکی چاره کار را تجمع و تحصن برابر ساختمان کمیته بینالمللی المپیک میدید و دیگری از کمپین چند میلیون امضایی برای مجاب کردن کمیته اجرایی سخن به میان میآورد.
یکی تمام ماجرا را توطئهای از پیش طراحی شده برای تضعیف موفقیتهای ما میدانست و دیگری از دستهای پشت پرده سرمایهداران گلفباز(!) علیه ورزش ایرانی میگفت.
خلاصه ماجرا آنکه تب شدید و احساسات غلیان کرده چنان بود که سخن منطقی را گوش شنوایی نبود و در نتیجه هیچ طرح و برنامه مشخص و امیدوارکنندهای برای عبور از این بحران دیده نمیشد.
ماجرا اما این روزها کمی متفاوت است. نه آنکه همه به مدار منطق و تدبیر آمده باشند اما میتوان در نتیجه فروکشکردن آن التهاب اولیه، نشانههایی هرچند ضعیف از تدبر و تعقل را در بخشهایی از مدیریت ماجرا رصد کرد. حالا رفتهرفته زمزمههایی درباب دیپلماسی ورزش، بسیج چهرههای محبوب بینالمللی و البته اجماع کشورهای صاحبکشتی شنیده میشود. مشابه این سخنها که اقدام کمیته اجرایی بیش از آنکه سیاسی باشد ناشی از اشتباه محاسباتی بوده و اینکه توطئه نمیتوانسته از جانب کشورهایی مثل روسیه یا ایالات متحده صورت گرفته باشد (که خودشان از بابت المپیکی بودن کشتی منفعتهای بسیار دارند) خود نشان میدهد که ما در تعریف صورت مساله دقیقتر شدهایم و کیست که نداند اگر صورت مساله درست فهمیده شود نیمی از راهحل آن را پیمودهایم. در این اثناست که میزبانی جام جهانی کشتی فرصتی طلایی را برابر مدیران ورزشی ما قرار داد.
این تورنمنت به عنوان نخستین رویداد قابلتوجه، پس از رای کمیته اجرایی؛ ناخودآگاه تمام اذهان را متوجه ایران کرد و نتیجهاش آن بود که رسانهها – خصوصا آنها که مخاطبانی در سراسر کره خاکی دارند – ریز و درشت وقایع را مورد توجه قرار دادند. از آن پارچه نوشتهای که به هنگام رژه افتتاحیه در دست ورزشکاران بود تا تصاویر روز اختتامیه و حواشی مراسم توزیع مدال.
آنجا که هرکس برابر تریبون قرار گرفت، سخن از ضرورت «المپیک با کشتی» به میان آورد و نتیجهاش یک اتحاد نانوشته میان ورزشکارانی از کشورهای متعدد شد. نتیجهاش کم شدن فاصله میان ورزشکاران ایرانی، ژاپنی، روس، آمریکایی و... بود؛ ورزشکارانی که تا پیش از این تنها به رقابت و از هم پیشی گرفتن میاندیشیدند و اما در تهران بیش از آنکه به مدال و سکو بیندیشند از هم میخواستند که اتحاد و اجماع برای نجات کشتی را در اولویت امورشان قرار دهند و این از خواص ورزش است. خاصیتی که سالهاست هرازگاهی به دلیلی بروز میکند. یکجا برای ایستادگی مقابل نژادپرستی و جای دیگر برای مقابله با دوپینگ. یکجا برای از ریشه درآوردن فساد و تبانی و جای دیگر برای از میان بردن شهوت جنگ. خاصیتی که اینبار میان اهالی کشتی خود را نمایان کرده. میان آنها که اعتقاد دارند فارغ از آنکه دوبنده منقش به نام ایران و ترکیه را پوشیده باشیم یا آمریکا و روسیه؛ مهم این است که برابر میل تمام ناشدنی IOC برای گره زدن ورزش به پول و آگهی و سرمایه بایستیم.