اعتراضات شنیده شده است؟

دیروز برخی دانشگاههای کشور صحنه اعتراض دانشجویان بود. دانشگاهها پس از ناآرامیهای دیماه با تأخیر فعالیت خود را آغاز کردند، اما این تأخیر نتوانست مانع بروز اعتراض در همان روز نخست شود. فیلمها و تصاویر تجمعها نیز بلافاصله در شبکههای اجتماعی منتشر شد.
به گزارش روز نو همزمان، معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم اعلام کرد که قرار است در دانشگاهها مکان رسمی برای اعتراض دانشجویان تعیین شود. وحید شالچی گفت باید بستر قانونی و اثربخش برای بیان مطالبات فراهم شود. از نگاه او، دانشگاه بدون فضای آزاداندیشی زنده نمیماند؛ بنابراین باید چارچوبی تعریف شود تا دانشجویان بتوانند در محدوده قانون اعتراض کنند. درباره پیشنهاد تعیین مکانی برای اعتراض دانشجویان، یک مسئله مهم وجود دارد. آیا تعیین یک مکان مشخص، مسئله اعتراض را حل میکند؟ یا صرفاً شکل آن را تغییر میدهد؟ دروهله اول باید پذیرفت که اعتراضهای اخیر قابل پیشبینی بود. جامعه دانشگاهی در ماههای گذشته درگیر تنش و نارضایتی بوده است. تأخیر در آغاز کلاسها نمیتوانست این وضعیت را تغییر دهد. اگر سیاستگذار پیشنگر بود، باید از قبل سازوکار مشخصی برای گفتوگو و طرح مطالبات آماده میکرد. غافلگیری دوباره نشان میدهد که سیاستگذاری همچنان واکنشی است. یعنی تصمیمها پس از بحران گرفته میشوند، نه پیش از آن.
اما مسئله اساسیتر از تعیین محلی برای اعتراض است. چون میان «مدیریت اعتراض» و «حل مسئله» تفاوت جدی وجود دارد. مدیریت اعتراض به کنترل شکل بروز آن؛ تعیین زمان، مکان و چارچوب برمیگردد. اما منظور از حل مسئله یعنی رسیدگی به ریشههای نارضایتی است. اگر تمرکز فقط بر مدیریت باشد، اعتراض خاموش نمیشود. فقط مسیرش عوض میشود.
ممکن است از خیابان به فضای مجازی برود. ممکن است پراکندهتر، اما رادیکالتر شود. تجربه سالهای اخیر نشان داده که کنترل فیزیکی بدون پاسخگویی سیاسی و اقتصادی، نتیجه پایدار نمیدهد. در این میان، اعتماد عمومی متغیر کلیدی است. حتی اگر مکان رسمی تعیین شود، اگر دانشجو باور نکند که صدایش شنیده میشود، آن فضا کارکرد واقعی نخواهد داشت. اعتراض رسمی زمانی معنا دارد که پس از آن شاهد پاسخ رسمی، شفاف و زمانبندیشده باشیم. در غیر این صورت، تجمعها به مراسمی نمادین تبدیل میشود که تأثیر عملی ندارد؛ بنابراین تعیین مکان باید با تعریف سازوکار گفتوگو همراه باشد. باید نهاد میانجی وجود داشته باشد. باید مشخص شود مطالبات چگونه ثبت میشود، چه نهادی پاسخ میدهد و چه زمانی نتیجه اعلام میشود. بدون این چرخه پاسخگویی، هر سازوکاری اگر نگوییم ناقص، کامل نخواهد بود. نکته مهم دیگر ضعف کانالهای نمایندگی است. انجمنهای صنفی و شوراهای دانشجویی تا چه اندازه در تصمیمسازی نقش دارند؟ آیا امکان گفتوگوی مستقیم با مدیریت دانشگاه فراهم است؟ اگر این کانالها ضعیف باشند، اعتراض صرفا به ابزار بیان محدود میماند؛ بنابراین تقویت نهادهای رسمی دانشجویی میتواند بخشی از فشار را کاهش دهد. دانشگاه زمانی آرامتر میشود که نمایندگی واقعی داشته باشد.
درعین حال نباید از این مسئله غفلت کنیم که اعتراض دانشجویی را نمیتوان جدا از وضعیت عمومی جامعه تحلیل کرد. بخش مهمی از نارضایتیها، ریشه اقتصادی دارد. تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، نااطمینانی نسبت به آینده شغلی و مهاجرت گسترده نخبگان، فضای ذهنی نسل جوان را تحت تأثیر قرار داده است. دانشجویی که چشمانداز روشنی برای آینده نمیبیند، طبیعی است که حساستر و مطالبهگرتر باشد.
به این موضوع هم لازم است اشاره کنیم که در روزهای اخیر، برخی تحلیلها بر نقش عوامل خارجی تأکید میکنند. این عوامل را نمیتوان نادیده گرفت. اما سهم مشکلات داخلی نیز قابل توجه است. ناکارآمدیهای اقتصادی و ضعف در سیاستگذاری داخلی واقعیتهایی هستند که باید دیده شوند. اگر ریشههای داخلی اصلاح نشود، ارجاع همه مسائل به بیرون راهگشا نخواهد بود. در این چارچوب، سیاست خارجی نیز اهمیت دارد.
تا زمانی که مسیر تعاملات اقتصادی کشور محدود باشد و جذب سرمایهگذاری خارجی با مانع روبهرو شود، بهبود پایدار اقتصادی دشوار خواهد بود. اقتصاد تحت فشار، نارضایتی اجتماعی تولید میکند. این رابطه مستقیم است. نمیتوان انتظار داشت فضای دانشگاه آرام باشد در حالی که جامعه درگیر فشار اقتصادی است. مسئله دیگر نیز زمان است. اگر سازوکارهای قانونی برای اعتراض با تأخیر تعریف شود، میدان برای گروههای رادیکال باز میشود. خلأ گفتوگوی رسمی، به رشد روایتهای تند کمک میکند. فاصله میان مردم و به خصوص نسل جوان و حاکمیت بیشتر میشود. خب مشخص است که بازسازی این فاصله، هزینه بالایی خواهد داشت.
حالا که برای چندین بار، اما این بار اندکی جدیتر، موضوع اختصاص مکانی برای اعتراضها مطرح میشود، این پرسش را باید مطرح کرد که آیا نظام حکمرانی آماده است اعتراض را به رسمیت بشناسد؟ آیا آماده است آن را به عنوان تهدید نبیند؟ آیا نهادهای رسمی میپذیرند که اعتراض را بخشی از پویایی جامعه بدانند؟ به رسمیت شناختن اعتراض به معنای پذیرش تغییر است. به معنای شنیدن صداهای متفاوت و پاسخ دادن به آنهاست. تعیین مکان میتواند بخشی از راهحل باشد، اما راهحل کامل نیست. آنچه اهمیت دارد، بازسازی اعتماد عمومی است. اعتماد با شفافیت، پاسخگویی و اصلاح ساختاری شکل میگیرد.
بدون این عناصر، هر سیاستی موقتی خواهد بود. دانشگاه آینه جامعه است. اگر در دانشگاه تنش وجود دارد، باید تصویر بزرگتر را دید. مسئله را نباید صرفا در یک تجمع یا یک مکان مشخص تعریف کرد. مسئله رابطه میان دولت و جامعه، میان نسل جوان و ساختار قدرت و میان مطالبات اقتصادی و سیاستگذاری کلان است. پس دوباره این مسئله را مطرح میکنیم که آیا ما به سمت مدیریت کوتاهمدت میرویم یا حل ریشهای مسئله؟ آینده این مسیر به پاسخ همین سوال وابسته است.