به روز شده در: ۰۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۷
کد خبر: ۷۳۸۷۹۴
تاریخ انتشار: ۰۹:۳۸ - ۰۲ اسفند ۱۴۰۴

شوخی در لرستان و تبعات در ایران!

روزنو :‌ این اتفاق بحث درباره ضرورت دقت، مسئولیت‌پذیری و مدیریت انتقال پیام در شرایط حساس کشور را پررنگ کرد

شوخی در لرستان و تبعات در ایران!

سفر استانی رئیس‌جمهور به لرستان با یک شوخی در صدر خبر‌ها آمد. نماینده ولی‌فقیه در لرستان در حضور مسعود پزشکیان می‌گوید: لرستان شبیه بیماری است که نیاز به پیوند قلب، کبد و شش دارد و کرونا هم گرفته است. آقای رئیس جمهوری به شوخی و باخنده می‌گوید: خب مرده است دیگر.

به گزارش روز نو حاضران خندیدند. سخن ادامه یافت. اما جمله آقای پزشکیان در فضای عمومی بازتاب یافت. البته کسی منکر این نیست که رئیس‌جمهور قصد توهین نداشت. لحن او، لحن مزاح بود. اما مسئله به شوخی آقای رئیس‌جمهور برنمی‌گردد. مسئله زمان و زمینه این حرف آقای پزشکیان است. چون مردم همچنان داغدارند. چهلم جان‌باختگان را تازه پشت سر گذاشته‌ایم. اگر جامعه ایران شرایط عادی داشت و شاهد غم و اندوه مردم، گرانی‌ها و نگرانی از جنگ نبودیم، می‌شد شوخی کرد و خندید.

ولی جامعه ایران در شرایط عادی به سر نمی‌برد. در چنین فضایی شوخی جایز نیست. به‌خصوص از طرف کسی که چهره اول دولت و نماد رسمی کشور است. رئیس‌جمهور با سخنانش باید آرامش بدهد و اطمینان ایجاد کند. جامعه از آقای پزشکیان انتظار دارد حال و هوای عمومی را در گفتار خودش منعکس کند. شوخی، اگرچه بخشی از ارتباط انسانی به شمار می‌رود، اما در جایگاه ریاست دولت باید سنجیده‌تر باشد.

در همین مقطع، اخبار نگران‌کننده از احتمال درگیری خارجی منتشر می‌شود. رسانه‌های بین‌المللی از افزایش تنش‌ها می‌نویسند. نگرانی از درگیری نظامی در گفت‌و‌گو‌های روزمره مردم دیده می‌شود. اقتصاد هم حال خوشی ندارد. تورم بالاست. بازار بی‌ثبات است. در خانه‌های بسیاری، بحث اصلی یا معیشت است یا احتمال درگیری با آمریکا یا خاطره تلخ اعتراضات اخیر. مقامات و مسئولان کشورمان نباید و نمی‌توانند این زمینه‌ها را نادیده بگیرند.

اگر امروز نقد می‌کنیم، از سر حساسیت نسبت به شرایط کشور است. واقعیت این است که وضعیت عادی نیست. در شرایطی آرام و باثبات، چنین جمله‌ای را به عنوان یک شوخی ساده درنظر می‌گرفتیم و رد می‌شدیم، اما متاسفانه جامعه درگیر فشار‌های اقتصادی، نگرانی‌های سیاسی و التهاب‌های اجتماعی است و افکار عمومی نیز حساس‌تر از همیشه است. لحن مسئولان باید با این واقعیت هماهنگ باشد و هر سخن و لحنی باید متناسب با وضعیت کشور بیان شود.

البته این نخستین بار نیست که لحن و ادبیات رئیس‌جمهور محل بحث و نقد می‌شود. بار‌ها برای او متن‌های آماده تهیه شده، اما خودش ترجیح داده آنها را کنار بگذارد و بدون نوشته و بداهه سخن بگوید. شاید در روز‌های ابتدایی مسئولیت، این شیوه بیان می‌توانست نشانه صمیمیت باشد و تصویر یک سیاستمدار بی‌تکلف را منتقل کند. اما اکنون شرایط تغییر کرده است. بخشی از وعده‌ها هنوز محقق نشده، فشار‌های اقتصادی افزایش یافته و مردم به سختی روزگار می‌گذرانند.

در چنین فضایی، انتظار افکار عمومی این است که سخنان رئیس‌جمهور دقیق‌تر، سنجیده‌تر و متناسب با واقعیت‌های کشور باشد. شرایط فعلی چندان مجالی برای شوخی و بیان‌های سبک باقی نمی‌گذارد. در همین سفر به لرستان، رئیس‌جمهور در نشست با فعالان اقتصادی درباره تأمین مالی خارجی گفت چین قرار بود منابعی در اختیار ایران بگذارد، اما نمی‌آید. سپس افزود: اگر کسی می‌خواهد فاینانس کند، برود انجام دهد، همین الان امضا می‌دهم.

این جمله هم بازتاب داشت. چون اولین نکته‌ای که به ذهن می‌آید این است که آیا تأمین مالی خارجی به همین سادگی است؟ فاینانس، حاصل شبکه‌ای از روابط بانکی، ضمانت‌های دولتی، ریسک سیاسی و اعتبار بین‌المللی است. سرمایه‌گذار خارجی که فقط با یک امضا وارد میدان نمی‌شود. او به ثبات حقوقی، امکان انتقال پول و چشم‌انداز روشن نیاز دارد.

وقتی رئیس دولت می‌گوید «هر کس می‌خواهد برود فاینانس کند»، این ابهام به وجود می‌آید که نقش دولت در این فرآیند دقیقاً چیست. آیا منظور این است که موانع، خارج از اختیار دولت است و مسئولیت متوجه عوامل بیرونی است؟ یا اینکه قصد داشته بر آمادگی دولت برای همکاری تأکید کند؟ هر نیتی که پشت این جمله بوده باشد، بیان مبهم می‌تواند برداشت‌های متفاوت ایجاد کند. ادبیات حکمرانی اهمیت دارد. بخشی از جامعه از رئیس‌جمهور خود انتظار جدیت بیشتری دارد.

جدیت به معنای خشکی یا فاصله گرفتن از مردم نیست. به معنای درک وزن جایگاه و حساسیت موقعیت است. در شرایط عادی، طنز می‌تواند فضای سیاست را انسانی‌تر و صمیمی‌تر کند. اما در دوره‌های بحران، همان شوخی ممکن است بی‌موقع یا نامتناسب تلقی شود. تفاوت در شرایط این روز‌های کشور است و در انتظاری که افکار عمومی از عالی‌ترین مقام اجرایی کشور دارد. در این میان، نقش تیم ارتباطی و اطلاع‌رسانی دولت نیز پررنگ است.

آیا برای پیام‌های کلان، چارچوب مشخص و از پیش طراحی‌شده‌ای وجود دارد؟ آیا سخنان مهم رئیس‌جمهور پیش از بیان، از نظر پیامد رسانه‌ای و برداشت‌های احتمالی بررسی می‌شود؟ تجربه نشان داده که جملات سیاستمداران گاه به‌صورت بریده در ویدئو‌ها منتشر می‌شود. به‌عنوان نمونه، سخنرانی‌های طولانی در چند دقیقه خلاصه می‌شود، تیتر می‌خورد و دست‌به‌دست می‌چرخد. در چنین فضای رسانه‌ای، مدیریت پیام و دقت در بیان اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.

هرچند کنترل کامل بازتاب‌ها ممکن نیست، اما انتظار می‌رود تیم اطلاع‌رسانی ریاست‌جمهوری با حساسیت و برنامه‌ریزی بیشتری عمل کند. البته در این نوشتار قصد اغراق نداریم. چون معتقدیم که یک جمله، به تنهایی کارنامه یک دولت را تعیین نمی‌کند. اما تکرار الگو مهم است. اگر ادبیات رئیس‌جمهور بار‌ها محل مناقشه قرار بگیرد، مسئله به سطحی فراتر از یک لغزش می‌رود. آن وقت بحث بر سر سبک گفتار پیش می‌آید. بنابر این مسئله دیگر به یک شوخی خاص محدود نمی‌ماند.

اما جامعه از رئیس‌جمهور چه می‌خواهد؟ نخست، همدلی. مردم می‌خواهند احساس کنند صدایشان شنیده می‌شود و دغدغه‌هایشان درک می‌شود. دوم، شفافیت. انتظار دارند مواضع و تصمیم‌ها روشن و بی‌ابهام بیان شود. سوم، مسئولیت‌پذیری در گفتار و رفتار. مردم می‌دانند کشور با محدودیت‌ها و پیچیدگی‌های جدی روبه‌روست. این واقعیت را انکار نمی‌کنند. اما از عالی‌ترین مقام اجرایی انتظار دارند کلامش دقیق و سنجیده باشد، اعتماد ایجاد کند و نشان دهد که نسبت به حال و هوای جامعه حساس است.

جایگاه، لحن خاص خود را می‌طلبد. ریاست‌جمهوری موقعیتی عادی نیست. یک جمله بداهه می‌تواند تیتر فردا شود و برداشت‌های گسترده‌ای ایجاد کند. شاید لازم باشد رئیس‌جمهور و تیم نزدیک او، در کنار صراحت و بی‌تکلفی، بر دقت و سنجیدگی در بیان نیز تأکید بیشتری داشته باشند. کشور در مقطعی حساس قرار دارد و بخشی از جامعه در شرایطی شکننده زندگی می‌کند. سخنان مقامات باید بر پایه درکی عمیق و واقعی از وضعیت مردم بیان شود.

زمانه امروز، زمانه‌ای معمولی نیست. افکار عمومی از عالی‌ترین مقام اجرایی کشور انتظار دارد در گفتار خود ثبات داشته باشد و با شناخت دقیق از حال و هوای جامعه سخن بگوید.

تصویر روز
خبر های روز