گزارش گاردین: ترامپ کُشتی میخواهد و ایرانیها شطرنج!

انتخاب به نقل از گاردین نوشت: اگر آمریکا و ایران بخواهند از یک جنگ منطقهای جلوگیری کنند، هر دو طرف باید در مذاکرات روز سهشنبه در ژنو شروع به دادن امتیاز کنند و همچنین سبکهای بسیار متفاوت چانهزنی یکدیگر را بپذیرند.
به گزارش روز نو در ادامه این مطلب آمده است: وزیر امور خارجهٔ ایران، عباس عراقچی، که نزدیک به ۱۵ سال در مذاکرات هستهای ایران حضور داشته، دیپلماتی تقریباً مادامالعمر است که کتابی دربارهٔ هنر مذاکره نوشته و در آن اسرار تجارت دیپلماتیک ایرانی — از حرکات فریبکارانه گرفته تا صبر و چهرههای بیاحساس — را فاش کرده است.
او دارای مدرک کارشناسی از دانشکدهٔ روابط بینالملل ایران، کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه آزاد اسلامی و دکترای اندیشهٔ سیاسی از دانشگاه کنت در بریتانیاست.
استیو ویتکاف، فرستادهٔ ویژهٔ دونالد ترامپ، در دانشگاه هافسترا در لانگآیلند نیویورک حقوق خواند و سپس ثروت خود را از طریق فعالیت در حوزهٔ توسعهٔ املاک به دست آورد.
در حالی که عراقچی — که در داخل سیاست ایران چهرهای اجماعیتر از سلف مشهورش محمدجواد ظریف محسوب میشود — احتمالاً در مشورتهای پرشمار در سراسر ساختار حکومت، چارچوب آنچه ایران میتواند پیشنهاد دهد را طراحی کرده است، ویتکاف بر اساس دستورکاری متغیر که توسط یک نفر تدوین میشود عمل میکند.
ترامپ دیپلماسی را شاخهای از کشتی حرفهای میبیند. وزارت امور خارجهٔ ایران آن را شاخهای از شطرنج، تقریباً یک هنر، تلقی میکند.
در واقع، برای کسانی در آمریکا که ادعا میکنند ایران دوست دارد زمان بخرد و مذاکرات را طولانی کند، کتاب عراقچی با عنوان «قدرت مذاکره» تا حدی این ادعا را تأیید میکند.
او مینویسد: «اصل اساسی چانهزنی تمرین است: تکرار، تکرار و تکرار — همراه با استقامت و پایداری. اصرار بر مواضع و تکرار مطالبات ضرورتی است که باید هر بار با بیان و استدلالی متفاوت انجام شود.»
او که در خانوادهای تاجر به دنیا آمده — پدربزرگش تاجر فرش بوده — استدلال میکند دیپلماسی ایرانی بازتاب بازارهای کشور است.
«سبک مذاکرهٔ ایرانی عموماً در جهان به عنوان “سبک بازاری” شناخته میشود، به این معنا که چانهزنی پیوسته و خستگیناپذیر است. این کار به زمان و انرژی زیادی نیاز دارد، و هر کس زود خسته و بیحوصله شود، خواهد باخت.»
او در این کتاب — که در سال ۲۰۱۴ و زمانی که خارج از دولت بود نوشته شده — به صورت نظریتر استدلال میکند که هنگامی که یک مذاکرهکننده وارد اتاق میشود، قدرت واقعی او به میزان انسجام ملی در داخل کشور و قدرت نظامی آن کشور بستگی دارد.
به گفتهٔ او، اگر دستکم توازن قوا با طرف مقابل وجود نداشته باشد، بهتر است از مذاکرات خودداری شود تا زمانی که تعادل برقرار گردد؛ کاری که ایران پس از بمباران تأسیسات هستهای خود در ژوئن سال گذشته انجام داد.
با این حال، گرایش ایرانی به گفتن «بله، اما» میتواند بسیار پیش برود. گفته میشود عراقچی زمانی همتای آمریکایی خود، وندی شرمن، را از شدت ناامیدی به گریه انداخت — موضوعی که خودش از آن ابراز تأسف کرده است.
عراقچی که تاکنون شش دور مذاکرهٔ مستقیم و غیرمستقیم در دو مرحله با ویتکاف داشته، همچنین افشا میکند که حفظ ابهام تا چه اندازه حیاتی است.
«چهرهٔ یک دیپلمات ماهر غیرقابلخواندن است و نمیتوان هیچ احساسی از آن دریافت کرد. توانایی کنترل بروز احساسات در چهره آسان نیست و نیازمند کار و تمرین مداوم است.»
او استدلال میکند که فراهم کردن راه خروج آبرومندانه برای طرف مقابل، بخش جداییناپذیر دیپلماسی است و از آن با عنوان ایجاد «پل طلایی» یاد میکند؛ اصطلاحی که آن را از چین آموخته است (عراقچی چهار سال سفیر ایران در ژاپن بوده است).
این امر نشان میدهد که اگر ترامپ در نهایت نسخهای از توافق هستهای ۲۰۱۵ ایران را — که در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد — بپذیرد، عراقچی رویکردی پیروزمندانه نخواهد داشت. او مینویسد: «دیپلماسی بازیای نیست که الزاماً باید در آن پیروز شوید، بلکه فرایندی است که در آن باید طرف مقابل را درک کنید.»
الی گرانمایه از شورای روابط خارجی اروپا میگوید: «عراقچی بسیار تکنوکراتتر و محتاطتر در راه رفتن بر طناب باریکی است که برای بقا لازم است. ظریف سیاسیتر و صریحتر بود و حاضر بود مرزهای قابلتحمل برای نظام را بیازماید.»
در واقع، برخی معتقد بودند که عراقچی از سوی محافظهکاران ایرانی به مذاکرات هستهای با واشنگتن فرستاده شد تا نقش موازنهکنندهای در برابر ظریف ایفا کند.
گرانمایه انتظار دارد آمریکا خواستههای روشنی دربارهٔ رقیقسازی یا حذف ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران مطرح کند، اما چنین گام برگشتناپذیری از سوی ایران مستلزم اقدامات موازی و برگشتناپذیر از سوی آمریکا خواهد بود، مانند آزادسازی بخش بزرگی از داراییهای کلان ایران که در خارج مسدود شدهاند.
زمینهٔ مصالحه دربارهٔ غنیسازی وجود دارد، بر این اساس که بمباران تأسیسات هستهای ایران، غنیسازی را برای ۳ تا ۵ سال ناممکن کرده است. اما این امر مستلزم بازگشت بازرسان هستهای سازمان ملل، آژانس بینالمللی انرژی اتمی، برای بازدید از سایتهای بمبارانشده خواهد بود؛ موضوعی که احتمالاً محور گفتوگوهای روز دوشنبه میان عراقچی و رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، بوده است.
گرانمایه دربارهٔ ابعاد غیرهستهای توافق میگوید: «در این جهان ترامپی، انتظار نداشته باشید همهٔ توافقها روی کاغذ نوشته شوند. ممکن است مجموعهای از تفاهمهای غیرقابل راستیآزمایی شکل بگیرد، از جمله یک پیمان عدمتجاوز میان ایران و آمریکا و متحدانش.»
علی انصاری، استاد تاریخ معاصر در دانشگاه سنتاندروز، گفت ایران ممکن است امتیازهایی بدهد «تا مذاکرات ادامه یابد، اما ترامپ در حال حاضر عجلهای ندارد.»
وارد کردن شرکتهای نفتی آمریکایی — امتیازی اقتصادی که مطرح شده — تغییری قابلتوجه خواهد بود.
در هر صورت، عراقچی میداند که نتیجه هرچه باشد، با انتقادهای داخلی روبهرو خواهد شد.
عراقچی نقل میکند که یکبار پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۱۳، در آسانسور محل اقامت او با ظریف دیدار کرده است. در آن زمان، ظریف هنوز پیشنهاد روحانی برای پذیرش سمت وزارت امور خارجه را قبول نکرده بود. عراقچی از او پرسید چرا؟ ظریف پاسخ داد: «در نهایت ما را ناکام خواهند یافت و ما قربانی خواهیم شد.»