به روز شده در: ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۰
کد خبر: ۷۳۷۲۵۲
تاریخ انتشار: ۱۲:۱۵ - ۲۲ بهمن ۱۴۰۴

آیا بلاگر‌ها در عادی سازی فضای کشور موفق بودند؟

روزنو :برخی ترجیح می‌دهند هم‌سو با روایت رسمی حرکت کنند و فاصله‌ای معنادار با تجربه زیسته مخاطبانشان بگیرند. یکی به بهانه «پرخوری عصبی» ناشی از وقایع اخیر، فرصت را برای تبلیغ یک دمنوش مناسب می‌بیند؛ دیگری از دلتنگی‌اش برای گذاشتن استوری‌های روزمره می‌نویسد، انگار مشکل اصلی همین وقفه چندروزه بوده است.

آیا بلاگر‌ها در عادی سازی فضای کشور موفق بودند؟

ظاهراً در روز‌هایی که جامعه در بهت فرو رفته، بخشی از بلاگر‌های اینستاگرامی مأموریت نانوشته‌ای برای «عادی‌سازی» شرایط برای خودشان تعریف کرده‌اند.

به گزارش روز نو فرمی که بنظر می‌رسد به معنای پاک‌کردن صورت‌مسئله است؛ تلاشی هماهنگ برای وانمود کردن به اینکه همه‌چیز طبق روال است، آن هم در حالی که زیر پوست جامعه، التهاب و اضطراب موج می‌زند.

در این میان، برخی ترجیح می‌دهند هم‌سو با روایت رسمی حرکت کنند و فاصله‌ای معنادار با تجربه زیسته مخاطبانشان بگیرند. یکی به بهانه «پرخوری عصبی» ناشی از وقایع اخیر، فرصت را برای تبلیغ یک دمنوش مناسب می‌بیند؛ دیگری از دلتنگی‌اش برای گذاشتن استوری‌های روزمره می‌نویسد، انگار مشکل اصلی همین وقفه چندروزه بوده است. بلاگر دیگری هم با لحنی کاسب‌کارانه، توپ را به زمین مردم می‌اندازد و آنها را به واکنش احساسی متهم می‌کند.

در نهایت، با یک چرخه آشنا مواجهیم. هر روایتی که به بن‌بست می‌خورد و هر تناقضی که عیان می‌شود، باز هم این مردم‌اند که سیبل می‌شوند؛ مردمی که قرار است هم رنج بکشند، هم سکوت کنند و هم در نهایت بابت «ناراحت بودن‌شان» پاسخ‌گو باشند.

تهران در سکوت فاجعه

"روزنامه پیام ما" درباره اتمسفر این روز‌ها می‌نویسد: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران سوت‌وکور است؛ همچون بسیاری از دانشکده‌ها. خبری از دانشجویان نیست. صدای رعدوبرق است که می‌آید. گنجشکان در آسمان پرواز می‌کنند و از اوضاع ما خبر ندارند. بیش از یک ماه از اعتراضات گذشته. شوک فاجعه با یک اضطراب تازه همراه شده؛ سایه جنگ. تهران، اما از حال مردمش بی‌خبر نیست. در یک گوشه خود ماشین‌های سوخته را جا داده و در گوشه دیگرش اعلامیه آنها که دیگر بین ما نیستند.

حسین ایمانی‌جاجرمی، جامعه‌شناس شهری در گفت‌و‌گو با این روزنامه می‌گوید: شهر‌ها بعد از هر بحران و فاجعه‌ای صدمه می‌خورند، بخشی از آن صدمات روحی است و بخشی هم صدمات کالبدی. اتفاقاً اندیشه تاب‌آوری این است که شما دوباره اوضاع را به وضعیت سابق برگردانید. اکنون این پرسش وجود دارد که آیا شهر‌های جنگ‌زده ما در غرب و جنوب کشور، دوباره آباد شدند و به وضعیت سابق برگشتند؟ آبادان دوباره آبادان شد؟ خرمشهر دوباره خرمشهر؟ اینها برنگشتند.

بعد از هر فاجعه‌ای که افراد زیادی در آن کشته می‌شوند و خسارت زیادی به شهر وارد می‌شود، مسئله اساسی این است که سعی شود اوضاع به وضعیت سابق برگردد و کسانی که آسیب دیدند و صدمه خوردند، دوباره بازسازی شوند؛ چون زندگی جمعی به یک پویایی و شادابی نیاز دارد و اگر این نباشد، افراد از زندگی لذت نمی‌برند و به فکر آینده نخواهند بود. اکنون یکی از شاخص‌های توسعه، شاخص شادمانی است. بعضی متفکران می‌گویند ثروت مادی با خود لزوماً خوشبختی نمی‌آورد و باید شادی را سنجید، ایران معمولاً در این شاخص رتبه خوبی ندارد.

دوران نسخه‌پیچی گذشته!

این جامعه‌شناس پیرامون واکنش به بزنگاه‌های اجتماعی می‌گوید: مسائلی که اکنون با آنها مواجه‌ایم، مربوط به الان نیستند. اساساً مسائل اجتماعی زمان دارند و حتماً باید دید در گذشته و در سیر زمان چه اتفاقی رخ داده است. اعتراضات سال ۸۸ را در نظر بگیرید. بعد از آن، برای اتصال مجدد معترضان به نظام سیاسی فکری نشد. بعد هم بحران‌های ۹۶ و ۹۸ و موشک خوردن هواپیمای اوکراینی و اتفاقات سال ۱۴۰۱ رخ داد.

او ادامه می‌دهد: به‌نظر می‌رسد این اتفاقات پیوند بخش‌هایی از مردم عادی را که سیاسی هم نبودند، با ارزش‌های رسمی و بدنه سیاسی کشور قطع یا ضعیف کرد و تلاشی هم برای برقراری مجدد این ارتباط نشد. گویا اصلاً مهم نبود، در حالی که اینها سرمایه‌ها بودند. به این نتیجه رسیدم که دوران نسخه‌پیچی دانشگاهیان و روشنفکران و هنرمندان و ورزشکاران برای مردم، منسوخ شده است. این موضوعات باید به بحث عمومی گذاشته شود و مردم باید صحبت کنند؛ جوان، نوجوان، زن و مهاجر باید صحبت کنند. بسیاری صدایی نداشتند و بهترین کاری که می‌توان کرد، این است که سازوکار‌هایی فراهم کرد که افراد صدا داشته باشند.

تصویر روز
خبر های روز