چرا «لاریجانی» در آستانه دور دوم مذاکرات به عمان رفت؟

سفر علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، به مسقط در این مقطع حساس، بیش از یک دیدار دیپلماتیک معمولی به نظر میرسد.
این سفر درست چند روز پس از برگزاری دور تازه مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در عمان انجام میشود و هدف اصلی آن پیگیری نتایج گفتوگوهای اخیر مسقط و پیشبرد هماهنگیها با میانجی عمانی برای ادامه مسیر مذاکرات با واشنگتن است.
به گزارش روز نو حضور لاریجانی به عنوان یکی از اصلیترین چهرههای نزدیک به راس قدرت و دارای سابقه طولانی در پرونده هستهای، نشاندهنده ارتقای سطح تصمیمگیری در تهران و جدیت بیشتر برای رسیدن به نقطهای تعیینکننده است.
عمان سالهاست که نقش کانال مطمئن و بیطرف را در روابط پرتنش ایران و آمریکا ایفا میکند. از مذاکرات محرمانه پیش از برجام تا پیامرسانیهای دورههای تنش بالا، مسقط همواره فضایی امن برای تبادل پیام فراهم کرده است. اکنون که مذاکرات پس از ماهها وقفه از سر گرفته شده و در شرایطی که تنشهای منطقهای و نظامی به اوج رسیده، این سفر میتواند نشانهای مهم از پیشرفت واقعی باشد.
منابع مختلف از پیگیری نتایج دیدار اخیر مسقط سخن میگویند و این یعنی گفتوگوها از مرحله تبادل مواضع اولیه عبور کرده و به سمت بررسی گزینههای عملی و چارچوبهای ممکن حرکت کرده است.
آنچه این دور از مذاکرات را متمایز میکند، زمینه شکلگیری آن است: سختترین لحظات تقابل.
حضور ناوهای آمریکایی در نزدیکی آبهای ایران، تهدیدهای متقابل، افزایش غنیسازی اورانیوم از سوی تهران و فشار حداکثری تحریمها، همه نشان میدهد دو طرف در لبه پرتگاه ایستادهاند.
تاریخ نشان داده توافقهایی که در چنین شرایط بحرانی و تحت فشار واقعی به دست میآیند، اغلب پایدارتر از توافقهای دوران آرامش هستند. در دوران آرامش، انگیزه برای امتیازدهی کم است و هر طرف میتواند به راحتی از میز برخیزد؛ اما وقتی هزینه جنگ یا فروپاشی اقتصادی واقعی و نزدیک باشد، انگیزه برای مصالحه واقعیتر میشود.
برجام هم در بستری از تهدید تحریمهای فلجکننده و خطر اقدام نظامی شکل گرفت و همین فشارها بود که دو طرف را به سمت توافق سوق داد.
اکنون هم شرایط مشابهی وجود دارد: ترس از درگیری مستقیم، نگرانی از گسترش بحران منطقهای و فشارهای داخلی در هر دو کشور برای جلوگیری از فاجعه.
احتمال شکلگیری یک توافق واقعی این بار بیشتر از قبل به نظر میرسد.
لاریجانی نه تنها هماهنگی داخلی را مدیریت میکند، بلکه سابقهای طولانی در مذاکرات هستهای دارد و میتواند تضمینکننده حمایت راس قدرت از هر توافقی باشد.
برخی نشانهها مانند اظهارات مثبت مقامات ایرانی درباره پیشرفت مذاکرات و حتی گمانهزنیهایی درباره امتیازهای احتمالی در زمینه اورانیوم غنیشده، حاکی از آن است که تهران آماده است در ازای لغو تحریمها و تضمینهای امنیتی، گامهایی بردارد.
از سوی دیگر، آمریکا هم در شرایطی قرار دارد که نمیخواهد وارد جنگی پرهزینه دیگر در خاورمیانه شود و ترجیح میدهد از راه دیپلماسی تنش را مدیریت کند.
عمان به عنوان میانجی، با حفظ محرمانگی و انتقال دقیق پیامها، فضا را برای چنین توافقی آماده کرده است.
با این حال، این مسیر همچنان پرریسک و شکننده است. هر اشتباهی، هر سوءتفاهم یا هر اقدام تحریکآمیز از سوی یکی از طرفین یا بازیگران ثالث میتواند کل فرآیند را به هم بریزد و به جای توافق، به جنگی ویرانگر منجر شود.
سابقه نشان میدهد که در لحظات نزدیک به توافق، همیشه خطر اقدام پیشدستانه یا تحریک خارجی وجود دارد. اگر مذاکرات به بنبست برسد یا یکی از طرفین احساس کند امتیاز کافی دریافت نکرده، احتمال بازگشت به سیاست فشار حداکثری یا حتی اقدام نظامی افزایش مییابد.
پایداری احتمالی توافق آینده هم به همین شکنندگی وابسته است: اگر توافقی شکل بگیرد که منافع هر دو طرف را به طور واقعی تأمین کند و مکانیسمهای حل اختلاف قوی داشته باشد، میتواند دوام بیاورد؛ اما اگر یکی از طرفین آن را ناعادلانه یا موقت بداند، پایههایش سست خواهد بود.
سفر لاریجانی به عمان بیش از یک رویداد دیپلماتیک، نمادی از پنجرهای است که شاید برای آخرین بار باز شده باشد. این پنجره در دل تاریکترین تقابلها گشوده شده و همین ویژگی، هم امید به توافق پایدار را زنده میکند و هم هشدار میدهد که کوچکترین خطا میتواند همه چیز را به آتش بکشد. دیپلماسی در این لحظه، نه انتخابی میان گزینهها، بلکه تلاشی برای جلوگیری از فاجعه است.