کامران نجف زاده خود در برمودا گم شد!

برنامه «برمودا» که مدتی است از شبکه نسیم پخش میشود، با یک ایده مشخص وارد آنتن شده است: تولید یک تاکشوی سرگرمکننده و صمیمی با الگوبرداری از نمونههایی که مخاطبان فارسیزبان در شبکههای خارج از کشور تجربه کردهاند.
به گزارش روز نو از طراحی دکور تا شیوه اجرا، همهچیز قرار است حس یک گفتوگوی غیررسمی را منتقل کند؛ گفتوگویی که هم به جنبههای کمتر دیدهشده زندگی مهمان میپردازد و هم کارکرد سرگرمی دارد. اجرای این برنامه بر عهده کامران نجفزاده است و حضور یک شخصیت میانجی با عنوان «عبدلی» که توسط یک بازیگر ایفا میشود، تلاش دارد فضا را تا حدی تلطیف و از خشکی گفتوگو بکاهد.
کاش درباره قبل انقلاب با او صحبت میکردید
در یکی از قسمتهای اخیر، کاظم هژیر آزاد، بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون، مهمان برنامه بود؛ چهرهای که برای بخش قابل توجهی از مخاطبان امروز، با نقشآفرینی در سریال «زخم کاری» شناخته میشود. حضور چنین مهمانی میتوانست فرصتی مناسب برای پرداختن به خاطرات حرفهای، تجربههای زیسته در سینما و تلویزیون پیش و پس از انقلاب، و روایتهایی کمتر شنیدهشده از مناسبات این حوزه باشد؛ موضوعاتی که ظرفیت تیترسازی و حتی وایرال شدن در فضای مجازی را دارند.
چالش اجرا و غلبه نگاه ایدئولوژیک
با این حال، مسئله اصلی «برمودا» نه در ایده، بلکه در اجرا خود را نشان میدهد. کامران نجفزاده در سالهای اخیر تغییرات ظاهری قابل توجهی داشته و به نظر میرسد تلاش کرده چهرهای مدرنتر و جوانپسندتر از خود ارائه دهد. اما چالش اصلی در نوع ارتباط او با مهمان است. در بسیاری از لحظات، این حس به مخاطب منتقل میشود که صمیمیت نمایشدادهشده، بیش از آنکه واقعی باشد، نوعی ایفای نقش است. گفتوگو بهسختی جان میگیرد و مجری در هدایت آن، کمتر موفق به ایجاد کشش میشود.
آقا کامران، اجازه بده مهمان حرف بزنه
در همین برنامه نیز بارها دیده شد که نجفزاده به جای ایجاد فضا برای روایت مهمان، با قطع مکرر صحبتها، ریتم گفتوگو را برهم میزند. برای نمونه، زمانی که کاظم هژیر آزاد قصد داشت از آغاز زندگی خود و محل تولدش صحبت کند، مجری با بیان جزئیاتی مشخص مانند نام محله و کوچه، عملاً روایت را از او گرفت. این اطلاعات که بهسادگی از طریق یک جستوجوی ساده در دسترس هستند، نهتنها عمق تازهای به گفتوگو اضافه نمیکنند، بلکه امکان شکلگیری یک روایت شخصی و زنده را هم محدود میکنند.
اصلا مرگ بر آلمان، مرگ بر ژاپن!
در کنار این ضعفها، ورود پررنگ نگاه سیاسی و ایدئولوژیک به برنامهای که اساساً قرار بوده مفرح و غیرسیاسی باشد، یکی دیگر از چالشهای «برمودا» ست. طرح موضوعاتی درباره مناسبات کشورهایی مانند آلمان یا ژاپن با آمریکا، آن هم با ادبیاتی شعاری، از سوی مهمانی که بهعنوان بازیگر به برنامه دعوت شده، به نظر میرسد با انتظار بخشی از مخاطبان همخوانی نداشته باشد. این رویکرد، زمانی که با اجرای نهچندان صمیمی مجری همراه میشود، فضایی تخت، یکنواخت و تا حدی کسلکننده ایجاد میکند.
در مجموع، «برمودا» این ظرفیت را داشت که به یکی از پربینندهترین برنامههای صداوسیما تبدیل شود؛ برنامهای مبتنی بر گفتوگوی انسانی، خاطرهمحور و سرگرمکننده. اما غلبه لحن بیانیهای و نگاه ایدئولوژیک، در کنار اجرایی که نتوانسته از قالبهای قدیمی فاصله بگیرد، باعث شده این ظرفیت بهطور کامل محقق نشود. شاید اگر چنین مباحثی در قالب برنامههای خبری یا شبکههایی با رویکرد رسمیتر مطرح میشد، تناسب بیشتری داشت. «برمودا» همچنان میتواند بهتر شود، اما این امر مستلزم بازنگری جدی در نسبت برنامه با سیاست و نقش مجری در شکلدهی به گفتوگوست. البته اگر کامران نجفزاده به جای اصلی خودش (بخشهای خبری) برگردد و به نوعی از شبکه نسیم مهاجرت کند.