به روز شده در: ۰۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۹:۰۰
کد خبر: ۷۳۵۱۲۲
تاریخ انتشار: ۱۰:۵۹ - ۰۶ بهمن ۱۴۰۴

محدودیت اینترنت با مردم چه کرد؟

روزنو :قطع سراسری اینترنت به روز هفدهم رسیده است. کاربران از ساعت ۸ غروب هجدهم دی در «شبکه ملی اطلاعات» یا آنچه «اینترنت ملی» خوانده می‌شود، گیر افتاده‌اند و فضای ارتباطی همچنان بسته است. مسئولان دیگر خودشان پیش افتاده و عدد خسارت ادامه این روند را اعلام می‌کنند؛ روزانه دو تا سه هزار میلیارد تومان. کاربران چند روزی است که شاهد نوساناتی در اتصال هستند و وعده‌هایی درباره بازگشت اینترنت به «وضعیت عادی» داده می‌شود؛ اما هنوز نشانه‌ای از گشایش دیده نمی‌شود. در سومین هفته قطع اینترنت بین‌المللی و ضربه‌های سهمگین آن به کسب‌وکار‌های کوچک و بزرگ، سهم‌خواهی برای «اینترنت طبقاتی» شکل دیگری به خود گرفته است. «وحید فرید»، فعال و کارشناس حوزه فناوری اطلاعات در این گفت‌و‌گو به سؤالات «پیام ما» درباره وضعیت کنونی پاسخ می‌دهد.

محدودیت اینترنت با مردم چه کرد؟

صحبت از دسترسی ویژه بعضی شرکت‌ها و افراد و گسترش «وایت لیست‌ها» است. بعضی گروه‌ها دارند درخواست می‌دهند تا به‌صورت محدود اینترنت بین‌الملل بگیرند. به نظر می‌رسد در شرایط قطعی سراسری شبکه جهانی، «اینترنت طبقاتی» در حال اجراست. نظر شما چیست؟

به گزارش روز نو در حال حاضر شاهد نمونه‌هایی از کسب‌وکار‌های بزرگ هستیم که IP‌های آنها وایت (سفید) شده است؛ البته این به طور قوی و رسمی تأیید نشده است. به نظر می‌آید بخش عمده‌ای از سیم‌کارت‌های سفیدی که قبلاً بود، غیرفعال شده‌اند؛ اما بازیگران بزرگ اکوسیستم استارتاپی کشور اینترنت دارند. در واقع اینها اطلاعاتی محرمانه است که حتی افراد داخل مجموعه‌ها باخبر نیستند، بلکه فقط گروه‌های مسئول در جریان این وضع قرار دارند. الان شرکت‌هایی را داریم که خدمات هاستینگ ارائه می‌کنند و آی‌پی‌های آنها وایت شده است. همچنین شرکت‌هایی که در حوزه عمومی فعالیت می‌کنند.

این دسترسی هم محدود است و نمی‌توان گفت کل آن شرکت اینترنت دارد. در واقع افرادی در این شرکت‌ها از طریق آی‌پی‌های خاصی که به آنها معرفی شده، به اینترنت متصل شده‌اند. در روز اول (۱۸ دی) جوری اینترنت را قطع کردند که حتی شبکه ملی قطع شد. اتصال این شرکت‌ها هم‌زمان با اتصال شبکه ملی اینترنت بود. به‌طور دقیق اتصال برای این گروه‌های محدود از دوشنبه هفته بعد از اعتراضات (۲۲ دی) برقرار شد. آنها از آن روز تا امروز اینترنت دارند.

نگرانی قبلی این بود که کلیدزدن اینترنت طبقاتی، به محدودکردن اینترنت برای کاربران عادی رسمیت ببخشد؛ چیزی شبیه شرایط کنونی. الان تجار، اعضای اتاق بازرگانی و اتاق تعاون، سازمان نظام‌صنفی رایانه‌ای کشور اینترنت دارند. آنها اینترنت گرفته‌اند و مردم هنوز منتظرند. این همان چیزی نیست که فعالان حق اینترنت نگرانش بودند؟ فکر می‌کنید اجرای اینترنت طبقاتی چه نتیجه‌ای دارد؟

من معتقدم هدف اصلی از قطع‌کردن یا محدودکردن اینترنت، کنترل جریان آزاد اطلاعات است؛ کنترل خبررسانی و البته محدودکردن خبررسانی به کانال‌های تأییدشده. با اطمینان می‌گویم چه با اینترنت طبقاتی، چه بدون اینترنت طبقاتی، این طرح شکست‌خورده است. حتی با قطع سراسری اینترنت هم اخبار مخابره شد و این تجربه بار دیگر نشان داد این راه عبث است، هیچ‌وقت موفق نبوده و هیچ‌وقت موفق نخواهد شد. ایجاد این تبعیض، توهم فعالیت مفید یا توهم کنترل فضا را به افکار بسته می‌دهد؛ اما در واقعیت حرکت مفیدی نبوده است. ادامه قطع اینترنت فقط باعث شده مردم بیشتر از قبل از زندگی‌شان جا بمانند و آسیب‌های اجتماعی موجود بیش‌ازپیش بزرگ شود؛ وگرنه حتی بخش‌های زیادی از حاکمیت هم معتقدند که اینترنت طبقاتی طرحی شکست‌خورده و آن هدف را نمی‌رساند.

البته که من نوعی را محدود می‌کند؛ اما خبر همچنان مخابره می‌شود. نتیجه اجرای اینترنت طبقاتی این است که دسترسی مردم، عموماً قشر‌های ضعیف، به اینترنت محدود شود و رشد این اقشار عمدتاً ضعیف، کندتر شود؛ چون دیگر به آن سرعت نمی‌توانند خودشان را بالا بکشند؛ به‌خودی‌خود در فقر بوده‌اند و از جریان امروزی اطلاعات هم منع شده‌اند و امکان رشد از آنها سلب شده است. این وضع به فقر دامن می‌زند؛ فقر علمی، اقتصادی و انواع دیگر فقر.

طبق دستوری که داده بودند و خبرگزاری فارس نوشته بود، قرار بود اینترنت در نهایت تا شنبه‌شب برای همه اپراتور‌ها وصل شود؛ اما نشد و پیچیدگی‌های فنی را بهانه کردند. آیا ممکن است این شکل قطع سراسری اینترنت چنان آسیبی وارد کرده باشد که به‌راحتی موفق به اتصال دوباره نباشند و کار فنی جدی‌تری لازم باشد؟ یا اینکه کافی است کلید اتصال را بزنند و همه وصل به اینترنت وصل شوند؟ دلیل این اتصال کج‌دارومریز در بعضی دیتاسنتر‌ها و اپراتور‌ها چیست؟

فکر می‌کنم دو احتمال وجود دارد. یکی اینکه راست می‌گویند که البته تجربه تاریخی ما نشان داده وزارت ارتباطات و اعوان و انصارش صادق نبوده‌اند؛ بنابراین فرض اول این است که وصل کردن اینترنت ساده است و اینها نمی‌خواهند.

احتمال دومی که مطرح شده این است که در اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دی اینترنت را طوری قطع کرده‌اند که اینترنت ملی هم از کار افتاد و حتی کارت‌خوان‌ها دچار مشکل شدند. براین‌اساس جوری به سیستم آسیب زده شده که به‌سادگی نمی‌توانند به شرایط قبل از آن برگردند. این است که باعث شده در اتصال تعلل کنند. نشانه‌های این احتمال را می‌توان در اتصال‌های جسته‌وگریخته اپراتور‌ها دید. ظهر شنبه که همراه اول برای چند ساعت وصل شده بود، اینترنتی که به کاربران می‌داد، بدون فیلتر بود. حتی سایت‌هایی مثل فیس‌بوک که بیست سال پیش فیلتر شده، حدود دو ساعت در دسترس بود. همه سایت‌ها باز می‌شد. این می‌تواند شائبه را تقویت کند که واقعاً آسیبی به سیستم فیلترینگ وارد شده که بازگشت دشوار است. به همین دلیل در حال آزمون‌وخطا هستند که ببینند چه می‌شود کرد.

به نظر خودتان کدام احتمال قوی‌تر است؟

بدبینم و فکر می‌کنم فرض اول درست است؛ اتصال اینترنت ساده است؛ اما اصلاً نمی‌خواهند وصل کنند. احتمالاً دو گروه در حاکمیت درباره ادامه اتصال اینترنت اختلاف‌نظر دارند. یک گروه می‌گوید وصل کنیم و گروه دیگر می‌گوید حالا که قطع کرده‌ایم، بگذاریم قطع بماند و از این فرصت برای راه‌اندازی اینترنت طبقاتی استفاده کنیم. احتمالاً زور گروه دوم بیشتر است که اتصالی وعده داده بودند هنوز وصل نشده است.

در این صورت اتصال گاه‌وبی‌گاه بعضی اپراتور‌ها را چطور می‌توان توجیه کرد؟

این را نمی‌توان نادیده گرفت که اتصال بعضی کاربران هم احتمالاً به دلیل آزمون و خطا‌ها برای اتصال دوباره اینترنت است. شاید به این دلیل است که گروهی به اتصال دوباره اینترنت اصرار دارند و گروهی نه. نمی‌توان مطمئن بود. اما همین اتفاق هم بار دیگر گمانه‌زنی قبلی درباره نقش اپراتور‌ها در اتصال اینترنت و دخیل بودن آنها در قطع اینترنت را تقویت و تصدیق می‌کند. یک سری وی‌پی‌ان‌ها روی ایرانسل وصل می‌شود، روی همراه اول نه. همراه اول گوگل را باز می‌کند، آسیاتک نه. گوگل را وایت‌لیست کرده‌اند؛ اما می‌بینیم که روی اپراتور صفرویک و مبین‌نت اختلال دارد. این یعنی این اتفاق داخل اپراتور دارد رخ می‌دهد و دیگر نمی‌توان پذیرفت که اپراتور دخیل نیست. حتی اگر خارج از کنترل مدیریت اپراتور باشد، این اتفاق داخل اپراتور در حال وقوع است.

کاربران زیادی در این شرایط اتصال حداقلی دارند از فیلترشکن‌های مختلف استفاده می‌کنند. چطور می‌توان از امنیت آنها مطمئن بود؟

مهم‌ترین نکته این است که کاربران تا جایی که ممکن است از APK‌هایی که به‌عنوان فیلترشکن استفاده می‌شود استفاده نکنند. از کانفیگ استفاده کنند؛ اما از APK نه؛ به‌ویژه آنها که از منابع ناشناس ارسال می‌شود. در حال حاضر همه چیز فیلتر است و اینترنتی نیست که توصیه کنیم که مردم فقط از طریق گوگل‌پلی اپلیکیشن نصب کنند.

در این زمینه کاربران اپل امنیت بالاتری دارند؛ چون سیستم‌عامل IOS اجازه نصب برنامه از سورس (منبع) ناشناس را نمی‌دهد. اما این درباره اندروید صادق نیست. کاربران اندروید برنامه‌ها را از کانال‌های تلگرامی، انتقال گوشی‌به‌گوشی و با اپلیکیشن‌هایی مثل shareit منتقل می‌کنند و اپلیکیشن هم معمولاً مجوز دسترسی می‌گیرد. 

اما اغلب کاربران که اطلاعی ندارند، به سؤال مربوط به دسترسی جواب مثبت می‌دهند. این مجوز می‌تواند مربوط به دسترسی به فهرست شماره‌ها، جزئیات ولت (کیف پول ارز دیجیتال)، پسوردها، پیامک‌های بانکی و اینها باشد. در نهایت می‌تواند به رمز دوم بانک دسترسی پیدا کند و نفوذ کند و صفحات جعلی بسازد. به‌طورکلی APK می‌تواند بسیار ناامن باشد؛ اما ناامن برای کسی که پول زیادی در حساب بانکی‌اش دارد، یا ارز دیجیتال قابل‌توجهی دارد. برای عموم کاربران حتی این موضوع خطرناک نیست. مهم‌ترین خطر APK این است که ممکن است افراد از طریق فیشینگ مورد کلاهبرداری قرار بگیرند؛ واردشدن به صفحه‌ای جعلی که رمز بانکی کاربران را می‌دزدد و در نهایت از حساب برداشت می‌کند.

 یا اینکه می‌تواند پیامک‌ها یا کلیپ‌بورد کاربر را بخواند و از دیتای محرمانه کاربر سوءاستفاده کند. آرشیو عکس‌ها را ببیند و اخاذی کند؛ بنابراین اپلیکیشن‌هایی که از سورس‌های ناشناس منتقل می‌شود ناامن است. در مقابل این، کانفیگ و به‌ویژه کانفیگ رایگان آن‌چنان ناامن نیست. کانفیگ رایگان نمی‌تواند یک کاربر را مورد هدف قرار دهد. نهایت چیزی که سرور وی‌پی‌ان می‌تواند ببیند این است که کاربر به چه سایتی وصل شده است. به رمز و اطلاعات محرمانه و گالری و… دسترسی ندارد. کاربران عادی با خیال راحت می‌توانند از کانفیگ‌ها به‌طور مثال در V۲RAY استفاده کنند.

درباره خسارت‌ها هم اعداد متفاوتی مطرح می‌شود. در آخرین اظهارنظر‌ها یکی از اعضای نصر گفته رقمی بین یک تا سه همت خسارت روزانه را مطرح کرده است. در این میان خسارتی که به کسب‌وکار‌های کوچک وابسته به اینترنت وارد می‌شود قابل‌توجه است. همان‌طور که گفتید اعتراضات اخیر معیشتی بود و الان باز هم معیشت افراد در حال آسیب است. از طرف دیگر موضوع مهاجرت اهالی حوزه فناوری هم مطرح شده است. درباره این تبعات قطعی اینترنت چه فکر می‌کنید؟

کسب‌وکار‌های کوچک حتی تحمل زمان طولانی قطع اینترنت را ندارند. شاید یک کسب‌وکار بزرگ حتی سه ماه قطعی اینترنت را بتواند تحمل کند و از جیب بخورد. اما کسب‌وکار خرد اگر نتواند سه هفته کار کند شاید ناچار شود کارش را تعطیل کند. مشاغل خرد آنلاین آن‌قدر توان ندارند که کارشان را برای طولانی‌مدت بدون درآمد نگه دارند. همین قطعی طولانی فعلی می‌تواند به بیکاری‌های بیشتری منجر شود. علاوه بر این، بی‌اعتمادی ایجاد شده هم منجر به کوچ نیرو‌های مولد می‌شود، سرمایه‌گذاری‌ها کمتر می‌شود و تبعات این اتفاق بعد‌ها بیشتر خودش را نشان می‌دهد. این‌طور نیست که فردا اینترنت را وصل کنند و ناگهان همه چیز نرمال شود. آسیبی که به لحاظ اقتصادی و اجتماعی و روانی وارد شده، کوچک نیست. بار دیگر با موج مهاجرت روبه‌رو خواهیم بود؛ چون درباره اینکه می‌شود اینجا کار کرد اطمینان خاطری وجود ندارد. این ناامیدی آسیبی است که شاید نتوان آن را ارزش‌گذاری کرد و درباره خسارتش عدد داد. آن‌قدر بزرگ است که یک همت و دو همت برآورد نمی‌شود.

با این وعده‌هایی که می‌دهند، شما به اتصال دوباره اینترنت بین‌الملل برای همه مردم امیدوارید؟

من فکر می‌کنم تا همین‌الان آسیب جبران‌ناپذیری به مردم وارد شده است؛ به لحاظ اجتماعی اتفاقات تلخی در دی‌ماه رخ داد و هم‌وطنان ما در خیابان کشته شدند و از طرف دیگر شروع اعتراضات اقتصادی بود. با ادامه قطع اینترنت خسارت و آسیب هر روز بیشتر می‌شود. به نظر من مجبورند که وصل کنند. هر چند بخش‌هایی با این کار موافق نیستند.

تصویر روز
خبر های روز