ترامپ اعلام کرده که قانع شده نباید به ایران حمله کند! جدی میفرمایید؟
منابع رسانهای مدعی شدهاند که برخی طرفهای ثالث از جمله کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در رایزنیهای خود با رئیس جمهور آمریکا وی را قانع کردهاند تا علیه ایران دست به اقدام نظامی نزند.
به گزارش روز نو درست به همین دلیل، حامیان ایده تنشزدایی میان ایران و آمریکا معتقدند که بعید است دو طرف به سمت تشدید تقابل نظامی با یکدیگر حرکت کنند و دلیل این مساله نیز روشن است:، زیرا آمریکا نمیخواهد هزینههای گزاف تقابل با ایران را بپذیرد.
به هر حال طیف متنوعی از پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه زیر آتش ایران هستند و البته که نفوذ منطقهای این کشور نیز هنوز پابرجاست و در عین حال، تهران پس از جنگ ۱۲ روزه به نحوی فعال توان نظامی و امنیتی خود را تقویت و احیا کرده است. ورای این ها، نه اسرائیل و نه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس آمادگی مواجهه با ماجراجویی واشینگتن علیه تهران و پذیرش تبعات آن را ندارند.
کافی است در این زمینه توجه داشته باشیم که به تازگی بازرس نظامی ارتش اسرائیل اعلام کرده که این رژیم آمادگی مقابله با موشکهای ایرانی را ندارد. آویگدور لیبرمن از منتقدان نتانیاهو و وزیر خارجه اسبق صهیونیستها هم گفته که ایران در جریان جنگ ۱۲ روزه اهداف راهبردی اسرائیل را زیر ضربه قرار داد و تلآویو هنوز آمادگی ندارد تا با حملات جدید ایران مقابله کند.
با این همه، سوال اصلی هنوز پابرجاست: آیا آمریکا به سمت تشدید تنش با تهران حرکت میکند یا خیر، عطای تقابل نظامی با ایران را به لقایش، حداقل در کوتاه مدت بخشیده است؟ به نظر میرسد حداقل به ۳ دلیل عمده، ساده انگارانه است اگر تصور کنیم آمریکا در پی تنشزدایی با ایران است. درست به همین دلیل است که میبینیم دستگاههای نظامی و امنیتی ایران نیز فارغ از هرگونه محاسبه و معادلهای، در آماده باش هستند و آماده جنگند.
اول اینکه پس از عملیات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس، اسرائیل و آمریکا و متحدان آن ها، به صورت جدی و میدانی تقابل صریح با ایران را در دستورکار قرار دادهاند و این تصور را دارند که پله پله باید جبهه مقاومت را تضعیف و به آن ضربات جدی وارد کنند. به بیان ساده تر، این جریانها این تصور را دارند که فرصتی برایشان پیش آمده که نباید آن را از دست بدهند.
اقدامات آنها در ترور شهید سید حسن نصرالله یا زمینهچینی برای سقوط نظام سیاسی سوریه به ریاست جمهوری بشار اسد و البته تشدید تقابل با ایران و به راه انداختن جنگ علیه این کشور، همه و همه نمودهای عینی این مساله هستند. هم اسرائیل و هم آمریکا و هم البته متحدان اروپایی آنها قویا سعی دارند نظم جدیدی را در خاورمیانه مستقر سازند که در آن قدرت منطقهای ایران تضعیف شود و فضای مانور آن محدود باشد. این چشمانداز هنوز محقق نشده و جبهه مقاومت در منطقه هنوز پابرجاست. از این رو، در شرایطی که نظم تازهای مستقر نشده، باید انتظار تحولات تازهای را در روزها و ماههای آتی داشت.
نکته دوم اینکه برخی مولفهها در مقام پیشران تنشزایی علیه ایران عمل میکنند. به عنوان مثال مشکلات اقتصادی مردم و یا به بنبست خوردن مذاکرات هستهای میان ایران و آمریکا از جمله مواردی هستند که حل نشدهاند. همین مسائل، برای آمریکا بهانههای خوبی را فراهم میسازند تا باز هم علیه ایران دست به اقدامات مخرب بزند و آنها را توجیه کند. وقتی بسترهای تنش زایی علیه ایران فراهم هستند و اتفاقا پیشرانهای قوی نیز وجود دارند، اینکه تصور کنیم به یکباره فضای آرامش و صلح برقرار میشود چندان منطقی نیست. باید از خود بپرسیم آیا نشانهها و پیشرانهایی از تنشزدایی نیز قابل مشاهده هستند؟ حداقل در وضعیت فعلی که وزن مولفههای تنشزا بیشتر از تنشزدا است؛ و نکته سوم اینکه هم انتخابات میاندورهای آمریکا و هم انتخابات پارلمانی اسرائیل در ماههای آتی برگزار میشوند. نتانیاهو و ترامپ به زعم خود سعی دارند به دستاوردهای بزرگ به ویژه در پرونده ایران دست یابند. به طور خاص نتانیاهو این تصور را دارد که اگر بتواند ضربهای جدی را به ایران بزند، این مساله میتواند برگ برنده وی در انتخابات آتی پارلمان اسرائیل باشد.
ترامپ هم ایران را معادلهای مجهول در سیاست خارجی آمریکا میبیند و سعی دارد با اقدامات و سیاستهای خود اینطور وانمود کند که او مساله ایران را حل کرده و افراد پیش از وی بیعرضه و بی کفایت بودهاند. اساسا ترامپ به این قبیل دستاوردسازیها و روایت سازیها علاقه زیادی نشان میدهد. از این منظر نیز، شانس تشدید تنشزایی علیه ایران در روزها و ماههای آتی زیاد به نظر میرسد. درست به همین دلیل است که در فضای انسداد کانالهای سیاسی و دیپلماتیک و البته فراهم بودن بسترهای زمینه ساز برای اوج گیری تنشها میان ایران و آمریکا، باید بر طبق قواعد رئالیستی و قانون جنگل فکر کرد: اگر حدی بیشتری از امنیت میخواهید، قوی شوید و آماده جنگ باشید!