به روز شده در: ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد خبر: ۷۳۴۸۰۷
تاریخ انتشار: ۱۲:۰۰ - ۰۲ بهمن ۱۴۰۴

خانه‌نشینی؛ محلی برای پناه بردن به پلتفرم‌ها!

روزنو :تهران مهم‌ترین شهر ایران است. تجمع مراکز سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و تفریحی. قلب تپنده یک سرزمین که البته تا همین چند هفته پیش می‌شد حداقل‌هایی از زیست شبانه را هم در آن دید.

خانه‌نشینی؛ محلی برای پناه بردن به پلتفرم‌ها!

تهران مهم‌ترین شهر ایران است. تجمع مراکز سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و تفریحی. قلب تپنده یک سرزمین که البته تا همین چند هفته پیش می‌شد حداقل‌هایی از زیست شبانه یا همان نایت‌لایف را هم در آن دید.

به گزارش روز نو، اما اتفاقات دی‌ماه ۴۰۴ سبک زندگی در تهران را تا حدود زیادی تغییر داد. همین هفته پیش بود که قدم زدن در خیابان‌های اصلی شهر تبدیل به یک موقعیت استرس‌زا و مخاطره برانگیز شده بود. البته تهران فقط مشتی نمونه خروار از آن چیزی‌ست که در سراسر ایران می‌گذرد.

هشت شب کار شهر یکسره شده!

چهره تهران در دهه سوم دی‌ماه به کلی تغییر کرد. رستوران‌ها، پاساژ‌ها و آن مغازه‌هایی که معمولا تا نیمه شب محل عبور و مرور شهروندان هستند به کلی سوت و کور شد. کار به جایی رسید که همین هفته گذشته تعطیلی همزمان مغازه‌ها و خاموش شدن خیابان‌های اصلی، چهره شهر را در ساعت هشت شب شبیه به حوالی نیمه‌های شب کرده بود. موقعیتی که تردد در سطح شهر را به امری غیرمنتظره تبدیل کرده بود!

خانه‌نشینی؛ محلی برای پناه بردن به پلتفرم‌ها!

در ایستگاه مترو دو نفر مشغول به صحبت بودند، از خرید اشتراک ماهانه پلتفرم‌ها می‌گفتند. قسمت سه فصل دوی فلان سریال را برای هم شرح می‌دادند. قطعی اینترنت و محدودیت‌های موجود برخی افراد را مجاب کرده که سریال‌های خارجی را با اعمال سانسور‌های داخلی تماشا کنند و شاید در این وضعیت همین را هم غنیمت بدانند. فرمی از سبک زندگی که پیشتر در روز‌های آخر هفته یا تعطیلات تقویمی رواج داشت و حالا به روز‌های کاری هم کشیده شده؛ موقعیتی که در قرن ۲۱ احتمالا یگانه باشد!

تماس تلفنی؛ تنها راه ارتباط!

۱۸ دی که پیامک و دسترسی به شبکه‌های اجتماعی به طور کلی قطع شد، تلفن تنها راه ارتباطی شد. درست مثل سال‌های دور! حالا خبر دادن و خبر گرفتن معطوف به شنیدن صدای شخص آن طرف خط شده بود. در واقع شکلی از زندگی به ایران تحمیل شد که والدین و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها آن را بیشتر به یاد داشتند. پس یادداشت می‌کنیم که مردم ایران در زمستان سال ۱۴۰۴ چیزی را تجربه کردند که افراد در زمستان ۶۶ هم تجربه کرده بودند. یعنی آنهایی که هزاردستان علی حاتمی را دیده بودند هم دوباره نزدیک به چهل سال بعد در موقعیتی مشابه قرار گرفتند.

حرف آخر

البته ما هنوز زنده‌ایم. با دلار ۱۵۰ تومانی، با گوشت دو میلیونی و با آینده‌ای نه چندان مشخص. اما با همه اینها که گفتیم و با فرض بازگشت به زندگی عادی آیا رمقی برای ادامه مانده؟ اصلا کسی فوتبال می‌بیند؟ سالن‌های سینما چقدر تماشاگر دارند؟ همه اینها که گفتیم استعاره نیست. عین واقعیتی‌ست که در این روز‌ها بر زندگی ۹۰ میلیون ایرانی خیمه زده. راستی گفته بودند که در این روز‌ها سرانه مصرف تخمه بیشتر شده. احتمالا باید برای تماشای ادامه ماجرا تخمه بشکانیم. شاید رستگار شویم.

پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار