قطع اینترنت اقدامی از سر ناچاری بهقصد تأمین حق امنیت شهروندان

تنبیه جامعه، قطع اینترنت
حسن نمک دوست، استاد علوم ارتباطات و روزنامهنگاری، قطع عمومی امکانات ارتباطی و رسانهای را «اقدامی از سر ناچاری بهقصد تأمین حق امنیت شهروندان» میداند و میگوید: «نظام ارتباطی کنونی ایران در تمام سالهای پس از انقلاب، مبتنی بر مناسبات رسانهای ۱۵۰ سالِ پیش از خود است. درواقع رفتارِ این نظام ارتباطی را میتوان، نه منطبق بر تغییرات به وجود آمده از زمان پدیداری ارتباطات جمعی در ایران که مطابق با رفتارِ انجامگرفته در طول مدت مذکور دانست. این نظام ارتباطی یکسویه و از بالا به پایین که در تمام طول ۲۰۰ سال گذشته از سوی نظام حکمرانی به جامعه تحمیلشده از نگاه من، مبتنی بر سه ویژگی اساسی است؛ تبعیض، تحقیر و تنبیه است که علت بخش مهمی ازآنچه امروز و در اعتراضات پاییز ۱۴۰۱، دی ۱۳۹۸، آبان ۱۳۹۶، خرداد ۱۳۸۸ و ... شاهدش بودهایم، محصول همین نظام ارتباطی است.»
او این اقدام را ناقض حقوق اساسی مردم ایران و بهطور مشخص، ناقض حق آگاهی، حق اطلاع و حق ارتباط برشمرد و توضیح داد: «از چنین اقدامی میتوان چنین استنباط کرد که به عقیده نظام حکمرانی، جامعه ایران، از توانایی تشخیص درست از نادرست، بهرهمند نیست و درواقع به آن حد از بلوغ نرسیده که معنای واقعی پیامهای رسانهای را درک و دریافت کند.» نمک دوست همچنین اشاره کرد مهمترین متغیر تأثیرگذار بر امنیت ملی هر جامعهای در هرکجای جهان، آگاهی شهروندان آن جامعه است و میان سطح آگاهی و اطلاع جامعه و میزان دسترسیاش به ابزار ارتباطی با امنیت ملی، نسبتی مستقیم دیده میشود. پس اگر رویکرد حاکمیت حفظ امنیت ملی است، پیش از هر چیز باید نظام ارتباطی تنبیهی، تبعیضگرا و تحقیرآمیز موجود را کنار بگذارد و یک نظام ارتباطی آزادیگرایانه را جایگزین آن کند.
بهجای اقناع مردم، تحریکشان نکنیم
کامبیز نوروزی، حقوقدان و کارشناس رسانه، گفت: «همه ما بر اهمیت مصون ماندن از تجاوز نظامی و سیاسی دولتهای بیگانه متفقالقولیم و هرگونه مداخله خارجی در تمامی ادوار تاریخ معاصر ایران را نفی کرده و مردود میدانیم. وضعیت تاریخی ملتهبی که در حال از سر گذراندن آن هستیم، رسانه میتواند اثرگذار باشد. رسانهها ازجمله شامل روزنامهها میشوند که متأسفانه شمار و فروش کاغذیشان، دچار افت شده و اقبال عمومی به آنها کاهش پیداکرده است. بخش دیگری از فضای رسانه خبرگزاریها، پلتفرمها و محیط وب است که در وضعیت قطع اینترنت، دسترسی به آنها ناممکن است. بخش عمده فضای رسانهای کشور در اختیار صداوسیماست، اما صداوسیما سالهاست که از روش و اصول کار حرفهای دور شده، مخاطبان خود را ازدستداده و نوع مواجههاش با مشکلات اجتماعی بیش از آنکه موجب اقناع مردم شود، اسباب تحریک آنها برای مخالفت بیشتر میشود.»
«اعتراض» برای «تغییر» را باید پذیرفت
مجید رضاییان، استاد دانشگاه و پژوهشگر ژورنالیسم گفت: «اعتراض در پیوند با عنصری به نام گفتوگو و ابراز مواضع است که جلوه پیدا میکند، اما بهجای این، میتواند باخشم آمیخته شود. چنانچه نوع برخورد صداوسیما و برخی رسانههای دولتی بهگونهای است که خشم را به اعتراض میافزاید. رأیدهندگان نباید تنبیه شوند بلکه باید شاهد تغییر باشند. آنچه از مرداد ۱۴۰۳ تا دیماه ۱۴۰۴ رخداده، نشان میدهد ظاهراً قرار نیست تغییری اتفاق بیفتد. زمانی که شما بهعنوان متولی رسانه، راه را میبندید طبیعی است که خیابان تبدیل به رسانه یا رسانه مکمل میشود. مردم از خیابان بهعنوان رسانه استفاده میکنند، چون تصور میکنند در غیر این صورت صدایشان شنیده نخواهد شد.
من به صداوسیما و رسانههای دولتی توصیه میکنم اعتراض را به رسمیت بشناسند و معترضان را تحقیر نکنند. توصیه میکنم به اعتراضات سالهای اخیر بنگرند و به این سال پاسخ دهند که آیا میتوان هر بار گفت، چون اعتراضات با خشونت همراه بوده است، پس همهی معترضان در جایگاه متهم قرار دارند؟ آنهم درحالیکه اثباتشده این نوع برخوردها تحریککننده است و بهجای باز کردن راه، راه را میبندد. صداوسیما و رسانههای دولتی باید بدانند به رسمیت شناختن مطالبهی تغییر و اعتراض، باعث میشود معترضین احساس کنند حرفشان شنیدهشده است. رسانههای رسمی وظیفهای جز این ندارند که هم در جهت پاسخ به مطالبات مردم و هم در جهت حفظ کشور است.»