از ایلام تا تهران؛ بدعت خطرناک تعرض به حریم درمان

آنچه در روزهای اخیر در جو ملتهب ناشی از درگیریها در ایران گذشت، فراتر از یک برخورد فیزیکی ساده میان نیروهای امنیتی و معترضان یا اغتشاشگران؛ نشاندهنده تزلزل در یکی از حیاتیترین و قدیمیترین پروتکلهای مدنی و بینالمللی، یعنی «مصونیت مراکز درمانی» است. وقایع تلخ بیمارستان امام خمینی ایلام و نفوذ گازهای شیمیایی به راهروهای بیمارستان سینای تهران، این پرسش بنیادین را پیش روی افکار عمومی و حقوقدانان قرار داده است که چگونه حریمی که حتی در کنوانسیونهای بینالمللی جنگی نیز «منطقه امن» شناخته میشود، اینگونه مورد تعرض و بیحرمتی قرار میگیرد؟
ماجرا از شهرستان ملکشاهی استان ایلام آغاز شد؛ جایی که گزارشهای تکاندهنده شاهدان عینی و تاییدات ضمنی نمایندگان مجلس، از یک تراژدی تمامعیار پرده برداشت. حضور معترضان و نیروهای امنیتی در راهروهای بیمارستان برای انتقال اجباری مجروحان و پیکر جانباختگان، نه تنها با مقاومت کادر درمان روبهرو شد، بلکه استقلال حرفهای پزشکان را در تعیین سرنوشت بیمار به چالش کشید. این اقدام، نقض صریح «منشور حقوق بیمار» است که بر دریافت خدمات درمانی در محیطی آرام و به دور از تشنج تأکید دارد. طبق قوانین داخلی، هرگونه دخالت در روند درمان که منجر به مخاطره افتادن جان بیمار شود، میتواند ذیل عناوین مجرمانهای همچون اخلال در نظم مراکز دولتی و تهدید علیه سلامت عمومی مورد پیگرد قرار گیرد. با این حال، به نظر میرسد در ایلام، نگاه «امنیتی» با چنان غلظتی بر نگاه «درمانی» چربید که حتی پیکر بیجان انسانها نیز از گزند این اصطکاک در امان نمانده است.
در فاصلهای کوتاه و در قلب پایتخت، ریههای بیماران در یکی از قدیمیترین بیمارستانهای شهر، طعم تلخ گاز اشکآور را چشیدند. نفوذ این مواد به محیطی که با کپسولهای اکسیژن و بیماران حساس قلبی و ریوی اشغال شده، به مثابه بازی با انبار باروت است. اگرچه دانشگاه علوم پزشکی تهران در بیانیهای محافظهکارانه این اتفاق را «ناخواسته» قلمداد کرد، اما از منظر حقوقی، عدم رعایت «منطقه حائل» در اطراف مراکز درمانی، یک قصور استراتژیک محسوب میشود. طبق پروتکلهای الحاقی کنوانسیون ژنو، بیمارستانها باید تحت هر شرایطی از هرگونه تعرض مصون بمانند و تبدیل کردن محیط پیرامونی آنها به میدان جنگ شهری، لکه سیاهی بر کارنامه مدیریت بحران است.
در این میان، واکنشهای سیاسی نیز ابعاد جدیدی به ماجرا بخشیده است. هشدار چهرههایی، چون محمدجواد آذری جهرمی درباره خدشهدار شدن «اعتماد عمومی»، به درستی به ریشه ماجرا اشاره دارد؛ چراکه وقتی شهروند احساس کند بیمارستان دیگر آخرین پناهگاه او نیست، زنجیره اعتماد میان حاکمیت و ملت در حساسترین نقطه خود یعنی «جان شهروندان» گسسته میشود.
بر همین اساس هم انجمنهای اسلامی دانشجویان تعدادی از دانشکدههای دانشگاههای علوم پزشکی تهران و دانشگاههای علوم پزشکی شیراز، یزد، کاشان و اردبیل با صدور بیانیهای بر ضرورت حفظ حرمت اماکن درمانی و بیمارستانی تأکید کردند.
در بخشهایی از بیانیه این تشکلهای دانشجویی آمده است: «بیمارستان خانه امن دردمندانی است که نه توانی برای گریز دارند و نه مجالی برای دفاع از خود. این مکان، عرصه خدمترسانی انسانهای شریفی است که بیاعتنا به رنگ، نژاد، عقیده یا گرایش، در هر شرایطی جان خویش را وقف نجات جان دیگران میکنند و چهبسا در پاسداشت این رسالت مقدس، جان خود را نیز فدای خدمت به مردم و میهن کردهاند.»
آنها در این بیانیه از مسئولان در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی خواستهاند که «با رویکردی مسئولانه و شفاف» و «با دقت و حساسیتی موشکافانه» اخبار مربوط به بیمارستان امام خمینی ایلام را بررسی کرده و نتایج را ارائه دهند.
اگرچه وزارت بهداشت و مجمع نمایندگان ایلام با صدور بیانیههایی بر حفظ حرمت بیمارستانها تأکید کردهاند، اما تجربه نشان داده است که بدون برخورد شفاف قضایی با آمران و عاملان این حوادث، این کلمات تنها آرایههایی برای آرام کردن موقت فضا خواهند بود.
در نهایت، حوادث ایلام و تهران نشان داد که ضرورت بازنگری در پروتکلهای امنیتی مراکز درمانی، دیگر یک پیشنهاد نیست، بلکه یک الزام حیاتی است. مسئولان اجرایی و قوه قضائیه موظفاند فراتر از تشکیل هیئتهای ویژه، تضمین دهند که راهروهای بیمارستان هرگز به امتداد خیابان برای تعقیب و گریز تبدیل نشوند. صیانت از جایگاه بیطرفانه مراکز درمانی، پیشنیاز حفظ بقای اخلاق در جامعهای است که در میان بحرانها، به دنبال یک وجب خاک امن برای نفس کشیدن میگردد.