به روز شده در: ۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۶
کد خبر: ۷۳۲۳۴۸
تاریخ انتشار: ۱۷:۳۶ - ۱۴ دی ۱۴۰۴

هشدار جدی عباس عبدی: جامعه هم نقطه جوش دارد

روزنو :عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی، با انتقاد از بی‌توجهی سیاست‌گذاران به علوم اجتماعی و محدودسازی نهاد‌های مدنی، هشدار داده است که نادیده گرفتن سازوکار‌های جامعه می‌تواند به تشدید شکاف میان مردم و حکومت بینجامد؛ شکافی که به گفته او در نهایت به نقطه «شکستن» جامعه می‌رسد.

عباس عبدی

عباس عبدی در یادداشتی با عنوان «اشتباه مهلک» با مقایسه رفتار جامعه با پدیده‌های فیزیکی، بر ضرورت توجه به علوم اجتماعی در حکمرانی تأکید کرده و نوشته است: «افزایش فشار به یک جسم و برحسب مقاومت آن و با رسیدن به یک نقطه بحرانی موجب خم شدن یا شکستن آن می‌شود… ولی ما کی متوجه می‌شویم که «دیگ جامعه» به جوش می‌آید یا مقاومت آن شکسته می‌شود؟»

به اعتقاد عبدی، درک سازوکار جامعه با منطق علوم مهندسی و مکانیکی ممکن نیست و «به همین دلیل مهندسی کردن جامعه فاقد معناست». او تأکید می‌کند که نزد سیاست‌گذاران، فهم دقیقی از تحولات اجتماعی وجود ندارد، چراکه «اصولاً علوم اجتماعی را نپذیرفته‌اند» و توجه ندارند که جامعه نیز در نقطه‌ای «می‌شکند».

فاصله فهم حاکمان از واقعیت جامعه

این فعال سیاسی و اجتماعی با اشاره به تجربه تاریخی حکومت‌ها می‌نویسد که حکومت‌های قدیمی، به دلیل روند آهسته تحولات اجتماعی، درک تجربی دقیق‌تری از جامعه داشتند؛ اما با شتاب تحولات از قرن بیستم به بعد، این فهم دچار عقب‌ماندگی شده و «راه چاره آن نیز توسعه علوم اجتماعی است».

عبدی در ادامه تصریح می‌کند: «متأسفانه بی‌توجهی و حتی دشمنی مدیریت کلان جامعه با این علوم بسیار بارز و برجسته است.»

فشار‌های انباشته و خطای خطرناک سیاست‌گذار

به باور عبدی، جامعه در برابر فشار‌های مداوم ابتدا مقاومت می‌کند، اما این تحمل همیشگی نیست. او می‌نویسد: «اگر مردم سازمان‌یافته باشند در برابر اولین فشار‌ها و از طریق سازمان خود واکنشی مسئولانه نشان می‌دهند. ولی اگر فرد بی‌حامی و بدون سازمان باشد به‌ناچار تحمل می‌کند.»

این وضعیت، به گفته او، می‌تواند باعث یک خطای محاسباتی جدی در ساختار قدرت شود؛ جایی که حکومت گمان می‌کند فشار‌های تحمیل‌شده یا بی‌اهمیت‌اند یا حتی مورد پذیرش مردم قرار گرفته‌اند، در حالی که «مردم این بار را علی‌رغم میل خود تحمل می‌کنند».

مخالفت با تشکل‌یابی؛ اشتباهی مهلک

عبدی در بخش مهمی از یادداشت خود، مخالفت با شکل‌گیری نهاد‌های مدنی را یکی از «اشتباهات مهلک کنونی» توصیف کرده و نوشته است: «ساختار سیاسی موجود کوشیده که سازمان‌یابی مردم در نهاد‌های مدنی را با دیده تردید نگاه کند و تا هر جا که می‌تواند مانع شکل‌گیری آنها شود.»

او توضیح می‌دهد که نهاد‌های مدنی، از احزاب و انجمن‌های صنفی گرفته تا تشکل‌های فرهنگی و خیریه، می‌توانند در برابر «تحمیل بار‌های غیرمنصفانه و ناحق» مقاومت کنند؛ اما وقتی این امکان از مردم گرفته می‌شود، نتیجه آن «مخالف‌پروری» و همزمان «بی‌حامی شدن» حکومت است.

تجربه پیش از انقلاب و پیامد‌های امروز

عباس عبدی با اشاره به تجربه تاریخی پیش از انقلاب، هشدار می‌دهد: «این اتفاقی است که دقیقاً پیش از انقلاب رخ داد.»

به گفته او، از میان رفتن نهاد‌های واسط باعث شد نارضایتی‌ها به شکل غیرسازمان‌یافته و انفجاری بروز کند و حاکمیت نیز در مواجهه با اعتراضات میلیونی، آن را «جعلی» یا حاصل «فریب بیگانه» بداند.

او نتیجه می‌گیرد که ممانعت از رشد نهاد‌های واسط، امروز نیز پیامد مشابهی دارد؛ از جمله اینکه حتی در صورت تمایل حاکمیت به گفت‌و‌گو با معترضان، «طرف شناخته‌شده‌ای برای گفت‌و‌گو وجود ندارد».

عبدی در پایان این یادداشت تأکید می‌کند که ضدیت با نهاد‌های مدنی، نه‌تنها به افزایش فشار اجتماعی می‌انجامد، بلکه فرآیند «اجتماعی‌شدن جوانان» را نیز مختل می‌کند؛ موضوعی که به گفته او، خود نیازمند بحثی مستقل است.

تصویر روز
خبر های روز